ماه حرام: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = ماه حرام | |||
| عنوان مدخل = ماه حرام | |||
| مداخل مرتبط = [[ماه حرام در قرآن]] - [[ماه حرام در فقه سیاسی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== | == معناشناسی == | ||
[[ | مراد از [[ماههای حرام]] که عبارتاند از: ذوالقعده، ذوالحجه، [[محرم]] و [[رجب]]، ماههایی است که [[خداوند متعال]] رعایت [[حرمت]] آنها را بر [[مؤمنان]] [[واجب]] گردانیده است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۲۲۲.</ref> و از زمان [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل]] {{ع}} [[جنگ]] در آنها ناروا بوده است. این [[سنت]] ابراهیمی از زمان آن حضرت تا [[ظهور اسلام]] در میان [[عرب]] محترم شمرده میشد<ref>دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۲، ص۱۹۴۹.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ}}<ref>«بیگمان شمار ماهها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمانها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۹۸.</ref> | ||
در [[ماههای حرام]]، اطراف "[[خانه خدا]]"[[بازار]] [[تجارت]] تشکیل و از هر طبقه و قبیلهای در آنجا به [[داد و ستد]] میپرداختند. در این ماهها، افراد [[قبایل]] از [[تجاوز]] یکدیگر در [[امان]] بودند؛ به گونهای که اگر کسی [[دشمن]] خونی خود را هم در منطقه [[حرم]] میدید متعرض او نمیشد، اما در یکی از [[ماههای حرام]] [[مردم]] "[[کنانه]]" و "[[قریش]]" در منطقه [[حرم]] به [[جنگ]] پرداختند و [[حرمت]] [[حرم]] را شکستند (این [[جنگ]] به [[جنگ فجار]] معروف است)<ref>راجع به جنگهای چهارگانه فجار ر.ک: الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۵۸ و ۹۵۹؛ سیرۀ ابن هشام، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۴.</ref>. پس از آن، [[مردم]] [[قریش]] برای | در [[ماههای حرام]]، اطراف "[[خانه خدا]]"[[بازار]] [[تجارت]] تشکیل و از هر طبقه و قبیلهای در آنجا به [[داد و ستد]] میپرداختند. در این ماهها، افراد [[قبایل]] از [[تجاوز]] یکدیگر در [[امان]] بودند؛ به گونهای که اگر کسی [[دشمن]] خونی خود را هم در منطقه [[حرم]] میدید متعرض او نمیشد، اما در یکی از [[ماههای حرام]] [[مردم]] "[[کنانه]]" و "[[قریش]]" در منطقه [[حرم]] به [[جنگ]] پرداختند و [[حرمت]] [[حرم]] را شکستند (این [[جنگ]] به [[جنگ فجار]] معروف است)<ref>راجع به جنگهای چهارگانه فجار ر. ک: الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۵۸ و ۹۵۹؛ سیرۀ ابن هشام، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۴.</ref>. پس از آن، [[مردم]] [[قریش]] برای تجدید اعتبار و استقرار نفوذ خویش، پیمانی بنام "[[پیمان جوانمردان]]" بستند<ref>ر.ک: حلف الفضول.</ref>. [[اسلام]] که [[دین]] [[صلح]] و [[دوستی]] است، در همان اوان [[ظهور]] خویش بر ترک [[جنگ]] در [[ماههای حرام]] صحه گذاشته و آن را امضاء نمود. در [[فلسفه]] [[ماههای حرام]] میتوان گفت: [[تحریم]] [[جنگ]] در این ماهها، ابزاری در جهت [[دعوت]] به [[صلح]] و [[آرامش]] بود؛ زیرا هرگاه جنگجویان چهار ماه از سال [[اسلحه]] را [[زمین]] بگذارند، فرصتی مییابند تا با [[تفکر]] و [[اندیشه]]، [[جنگها]] را برای همیشه پایان دهند. | ||
برخی از [[احکام]] جزایی [[اسلام]] همچون دیه، در [[ماههای حرام]] وضعی متفاوت با دیگر ماهها پیدا میکند؛ به گونهای که مقدار دیه در [[ماههای حرام]] یک سوم بیشتر از ماههای دیگر است<ref>شرح لمعه، ج۱۰، ص۱۸۲.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۱۵۹.</ref> | |||
== | == فلسفه ماههای حرام == | ||
ماههایی که در [[جاهلیت]] [[محترم]] شمرده میشد و [[مردم]] آن عصر در آن ماهها دست از [[قتال]] و نبرد میکشیدهاند، این شیوه را [[دین اسلام]] مهر [[تأیید]] نهاد و عملاً بدان روش ادامه داد، و آنها چهار ماه از ماههای دوازدهگانه قمری میباشند، یعنی [[ماه رجب]]، ذیقعده، ذیحجه و [[محرم]]<ref>معارف و معاریف، ج۹، ص۴۶.</ref>. تحریم جنگ در این چهار ماه یکی از طرق پایان دادن به جنگهای طولانی و وسیلهای برای [[دعوت]] به [[صلح]] و [[آرامش]] بود؛ زیرا هنگامی که جنگجویان چهار ماه از سال، [[اسلحه]] را به [[زمین]] بگذارند و صدای چکاچک شمشیرها یا صفیر گلولهها خاموش شود و مجالی برای [[تفکر]] و [[اندیشه]] به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ برای همیشه، بسیار زیاد است. همیشه ادامه یک کار با شروع مجدد آن پس از خاموشی، تفاوت دارد و دومی به مراتب مشکلتر است. فراموش نمیکنیم که در دوران جنگهای بیست ساله ویتنام چه اندازه زحمت کشیدند تا یک [[آتش بس]] بیست و چهار ساعته در آغاز سال نو [[مسیحی]] یا مانند آن به وجود آورند، ولی [[اسلام]] برای [[پیروان]] خود در هر سال یک آتش بس چهار ماهه اعلام میدارد و این خود نشانه [[روح]] صلحطلبی اسلام است. البته چنانچه [[دشمن]] بخواهد از این [[قانون اسلامی]] سوء استفاده کند و حریم [[ماههای حرام]] را بشکند، [[اجازه]] [[مقابله به مثل]] به [[مسلمانان]] داده شده است<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۸.</ref>. | |||
{{ | در [[آیه]] ۳۶ [[سوره توبه]] به ماههای حرام و آتش بس اجباری و دست کشیدن از [[جنگ]] در این ماهها اشاره شده است. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ}}<ref>«بیگمان شمار ماهها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمانها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ میکنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>. | ||
بعضی از [[مفسران]]، [[تحریم]] جنگ در این چهار ماه را از سنتهای حضرت [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} میدانند که [[مشرکین]] طبق [[امیال]] و هوسهای [[خودکامه]] جای این ماهها را [[تغییر]] میدادند. [[دین مبین اسلام]] این چهار ماه حرام را در جایگاه اصلی خود تثبیت کرد. [[عربها]] سه ماه پشت سر هم را «سَرَد»<ref>سَرَد یعنی پی در پی و پشت سر هم انجام دادن.</ref> و [[رجب]] را «فرد» گویند<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۶-۴۰۵.</ref>. | |||
[[ | شایان ذکر است که تحریم جنگ در این ماهها در صورتی است که جنگ از ناحیه دشمن به مسلمانان [[تحمیل]] نشود، اما در این صورت بدون [[شک]] مسلمانان باید به پا خیزند و از خود [[دفاع]] کنند؛ زیرا [[حرمت]] این ماهها از ناحیه دشمن «نقض» شده است نه از ناحیه مسلمانان، [[آیه شریفه]] ۱۹۴ [[سوره بقره]] نیز [[گواه]] بر این مطلب است<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۶-۴۰۵.</ref>. | ||
[[رده: | |||
اولین ماه از [[ماههای حرام]] که شروع سال قمری هم با این ماه میباشد، [[محرم]] است. مهمترین مناسبت این ماه، [[شهادت سالار شهیدان]] [[امام حسین]]{{ع}} و [[اصحاب]] و یارانش در سال ۶۱ قمری در [[سرزمین]] [[کربلا]]، و به [[اسارت]] رفتن [[اهل بیت]] آن حضرت میباشد. | |||
دومین ماه از ماههای حرام، [[رجب]] است که [[اعمال]] فراوانی دارد. علاقمندان به مفاتیح الجنان مراجعه نمایند. | |||
«ذوالقعده» یازدهمین ماه از سال قمری و قبل از ماه «[[ذی الحجه]]» و [[موسم حج]] قرار گرفته است. چون [[عربها]] برای انجام [[مناسک حج]] و [[زیارت]] [[کعبه]] و دیدار با بتهای خود و تقدیم [[هدایا]] و [[نذورات]] و [[قربانی]] به آنها، در این ماه به سمت [[مکه]] حرکت میکرده و در مکه سکونت میگزیدهاند، از این رو لفظ «قعد» که در عربی به معنای نشستن است، بر این ماه که عربها در این مدت در مکه نشستهاند و [[انتظار]] ماه ذی الحجه را میکشیده گذاشته شده است. پس از ظهور اسلام از [[حرمت]] این ماه کاسته نشد و همچنان به عنوان یکی از ماههای حرام که در آنها [[نزاع]] و [[جنگ]] و [[قتل]] ممنوع و [[گناه]] است، به شمار رفت. | |||
ذوالحجه نیز آخرین ماه سال قمری بر طبق تقویم هجری قمری میباشد. ذوالحجه به معنای ماه [[حج]] است. وجه این نامگذاری بدین جهت است که در [[روز]] نهم تا دوازدهم این ماه [[مراسم حج]] برگزار میشود. نام این ماه با این لفظ و واژه مخصوص در [[قرآن]] نیامده است. لکن در [[آیات]] متعددی که مربوط به اعمال و مناسک حج و [[عمره]] است به اشاره آمده است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۲۴.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | |||
{{مدخل وابسته}} | |||
* [[محرم]] | |||
* [[ذی قعده]] | |||
* [[ذی حجه]] | |||
* [[رجب]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:11677.jpg|22px]] [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''واژهنامه فقه سیاسی''']] | |||
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']] | |||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:اصطلاحات سیاسی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۱
معناشناسی
مراد از ماههای حرام که عبارتاند از: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب، ماههایی است که خداوند متعال رعایت حرمت آنها را بر مؤمنان واجب گردانیده است[۱] و از زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) جنگ در آنها ناروا بوده است. این سنت ابراهیمی از زمان آن حضرت تا ظهور اسلام در میان عرب محترم شمرده میشد[۲]: ﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ﴾[۳].[۴]
در ماههای حرام، اطراف "خانه خدا"بازار تجارت تشکیل و از هر طبقه و قبیلهای در آنجا به داد و ستد میپرداختند. در این ماهها، افراد قبایل از تجاوز یکدیگر در امان بودند؛ به گونهای که اگر کسی دشمن خونی خود را هم در منطقه حرم میدید متعرض او نمیشد، اما در یکی از ماههای حرام مردم "کنانه" و "قریش" در منطقه حرم به جنگ پرداختند و حرمت حرم را شکستند (این جنگ به جنگ فجار معروف است)[۵]. پس از آن، مردم قریش برای تجدید اعتبار و استقرار نفوذ خویش، پیمانی بنام "پیمان جوانمردان" بستند[۶]. اسلام که دین صلح و دوستی است، در همان اوان ظهور خویش بر ترک جنگ در ماههای حرام صحه گذاشته و آن را امضاء نمود. در فلسفه ماههای حرام میتوان گفت: تحریم جنگ در این ماهها، ابزاری در جهت دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هرگاه جنگجویان چهار ماه از سال اسلحه را زمین بگذارند، فرصتی مییابند تا با تفکر و اندیشه، جنگها را برای همیشه پایان دهند.
برخی از احکام جزایی اسلام همچون دیه، در ماههای حرام وضعی متفاوت با دیگر ماهها پیدا میکند؛ به گونهای که مقدار دیه در ماههای حرام یک سوم بیشتر از ماههای دیگر است[۷].[۸]
فلسفه ماههای حرام
ماههایی که در جاهلیت محترم شمرده میشد و مردم آن عصر در آن ماهها دست از قتال و نبرد میکشیدهاند، این شیوه را دین اسلام مهر تأیید نهاد و عملاً بدان روش ادامه داد، و آنها چهار ماه از ماههای دوازدهگانه قمری میباشند، یعنی ماه رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم[۹]. تحریم جنگ در این چهار ماه یکی از طرق پایان دادن به جنگهای طولانی و وسیلهای برای دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هنگامی که جنگجویان چهار ماه از سال، اسلحه را به زمین بگذارند و صدای چکاچک شمشیرها یا صفیر گلولهها خاموش شود و مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ برای همیشه، بسیار زیاد است. همیشه ادامه یک کار با شروع مجدد آن پس از خاموشی، تفاوت دارد و دومی به مراتب مشکلتر است. فراموش نمیکنیم که در دوران جنگهای بیست ساله ویتنام چه اندازه زحمت کشیدند تا یک آتش بس بیست و چهار ساعته در آغاز سال نو مسیحی یا مانند آن به وجود آورند، ولی اسلام برای پیروان خود در هر سال یک آتش بس چهار ماهه اعلام میدارد و این خود نشانه روح صلحطلبی اسلام است. البته چنانچه دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماههای حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است[۱۰].
در آیه ۳۶ سوره توبه به ماههای حرام و آتش بس اجباری و دست کشیدن از جنگ در این ماهها اشاره شده است. خداوند میفرماید: ﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ﴾[۱۱].
بعضی از مفسران، تحریم جنگ در این چهار ماه را از سنتهای حضرت ابراهیم خلیل(ع) میدانند که مشرکین طبق امیال و هوسهای خودکامه جای این ماهها را تغییر میدادند. دین مبین اسلام این چهار ماه حرام را در جایگاه اصلی خود تثبیت کرد. عربها سه ماه پشت سر هم را «سَرَد»[۱۲] و رجب را «فرد» گویند[۱۳].
شایان ذکر است که تحریم جنگ در این ماهها در صورتی است که جنگ از ناحیه دشمن به مسلمانان تحمیل نشود، اما در این صورت بدون شک مسلمانان باید به پا خیزند و از خود دفاع کنند؛ زیرا حرمت این ماهها از ناحیه دشمن «نقض» شده است نه از ناحیه مسلمانان، آیه شریفه ۱۹۴ سوره بقره نیز گواه بر این مطلب است[۱۴].
اولین ماه از ماههای حرام که شروع سال قمری هم با این ماه میباشد، محرم است. مهمترین مناسبت این ماه، شهادت سالار شهیدان امام حسین(ع) و اصحاب و یارانش در سال ۶۱ قمری در سرزمین کربلا، و به اسارت رفتن اهل بیت آن حضرت میباشد.
دومین ماه از ماههای حرام، رجب است که اعمال فراوانی دارد. علاقمندان به مفاتیح الجنان مراجعه نمایند.
«ذوالقعده» یازدهمین ماه از سال قمری و قبل از ماه «ذی الحجه» و موسم حج قرار گرفته است. چون عربها برای انجام مناسک حج و زیارت کعبه و دیدار با بتهای خود و تقدیم هدایا و نذورات و قربانی به آنها، در این ماه به سمت مکه حرکت میکرده و در مکه سکونت میگزیدهاند، از این رو لفظ «قعد» که در عربی به معنای نشستن است، بر این ماه که عربها در این مدت در مکه نشستهاند و انتظار ماه ذی الحجه را میکشیده گذاشته شده است. پس از ظهور اسلام از حرمت این ماه کاسته نشد و همچنان به عنوان یکی از ماههای حرام که در آنها نزاع و جنگ و قتل ممنوع و گناه است، به شمار رفت.
ذوالحجه نیز آخرین ماه سال قمری بر طبق تقویم هجری قمری میباشد. ذوالحجه به معنای ماه حج است. وجه این نامگذاری بدین جهت است که در روز نهم تا دوازدهم این ماه مراسم حج برگزار میشود. نام این ماه با این لفظ و واژه مخصوص در قرآن نیامده است. لکن در آیات متعددی که مربوط به اعمال و مناسک حج و عمره است به اشاره آمده است[۱۵].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۲۲۲.
- ↑ دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۲، ص۱۹۴۹.
- ↑ «بیگمان شمار ماهها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمانها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است» سوره توبه، آیه ۳۶.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۹۸.
- ↑ راجع به جنگهای چهارگانه فجار ر. ک: الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۵۸ و ۹۵۹؛ سیرۀ ابن هشام، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۴.
- ↑ ر.ک: حلف الفضول.
- ↑ شرح لمعه، ج۱۰، ص۱۸۲.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص۱۵۹.
- ↑ معارف و معاریف، ج۹، ص۴۶.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۸.
- ↑ «بیگمان شمار ماهها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمانها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ میکنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۳۶.
- ↑ سَرَد یعنی پی در پی و پشت سر هم انجام دادن.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۶-۴۰۵.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۰۶-۴۰۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۲۴.