صفات الهی در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:صفات خدا]] | |||
نسخهٔ ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۶
مقدمه
شناخت صفات الهی، مرتبهای عالی و رفیع و مختص بندگان مخلَص است؛ چراکه خداوند فرموده است: ﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ﴾[۱]. صفات خداوند عین ذات اوست، نه زاید بر آن[۲]؛ چون اگر زاید بر ذات باشد، موجب نیاز و نقص در خداوند میشود. پس خداوند برای مثال، به خودی خود قادر است، نه اینکه با اضافه معنای قدرت، قادربودنِ او تحقق پذیرد[۳]. به دیگر بیان، خداوند ذاتی بسیط از جمیع جهات و مستجمع همه کمالات است[۴] و به طور کلی نواقص و حدود از خداوند تنزیه میشود؛ یعنی صفاتی مانند جسم بودن، محدود بودن و مکانداشتن[۵].
صفات خداوند را به چندین صورت تقسیم کردهاند؛ یکی از آنها تقسیم به صفات جمال و جلال است. هر چه به «لطف و رحمت خداوند» متعلّق است، «صفت جمال» و هرچه به «قهر او» مربوط شود، «صفت جلال» است؛ برای نمونه رازقیت، هدایت، لطف و رحمت از صفات جمال الهیاند و قبض، قهر، عزت و عظمت از صفات جلال اویند. پس وقتی میگوییم خداوند جمیل است، به صفات جمالی او اشاره داریم و آنگاه که میگوییم حقتعالی ذو الجلال است، مراد صفات جلالی اوست[۶]. لطف با قهر و جمال با جلال متقابلند و جلالْ جمال میآورد و جمالْ جلال، و نظام هستی بر این اساس است؛ زیرا تکامل بر اساس تضاد است و عالم به تقابل و تضاد این اوصافِ جمالی و جلالی[۷] اداره میشود[۸]؛ چنانکه دار آخرت به جنت و نار قسمت شده است و جنت مظهر اسمای جمالی حقتعالی و نار مظهر اسمای جلالی اوست[۹]. عرفا میگویند که هر یک از ممکنات مظهر یک اسم و صفت از اسماء و صفات حقّاند؛ چراکه هر یک از ممکنات مرتبهای از تجلیات حقتعالی و حدّی از خواص نامحدود اویند. گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی حقیقت است که شیطان هم مظهر اسم «یا مضل» است و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی، که نمونه بسیار ضعیفی از اسامی و صفات حق است، موجود میباشد. علم عالم نشانهای از علم حق است و فلان شخصِ کریم مظهر اسم یا کریم است؛ اما نمونه بسیار ضعیفی هستند و نسبت اینها به حقتعالی، نسبت کرم شبتاب و آفتاب است، بلکه از این هم ضعیفتر. برای حق نمیتوان حد محدودی قائل شد که فلان صفت را دارد و فلان را ندارد، بلکه تمام صفات که در موجودات هست، به طور اعلی و اتمّ در او هست؛ البته نواقص ممکنات در او نیست[۱۰].[۱۱]
منابع
پانویس
- ↑ «پاکا که خداوند است از وصفی که میکنند * مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.
- ↑ ذاتِ صمد است عین اوصافش *** در فکرت عرشی اولی الابصار (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۳۰۱)
- ↑ ابوالقاسم حلی، کشف المراد در شرح تجرید الاعتقاد، ص۴۱۳.
- ↑ علامه حسنزاده در ابیاتی درباره عینیّت صفت رحمت خداوند با ذات او چنین میگوید: که این رحمت نباشد زائد ذات *** که ذاتش عین رحمت هست بالذات ز ذاتی کوست عین رحمت ای دوست *** نباشد غیر رحمت آنچه از اوست (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۸۰)
- ↑ حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۲۹۷.
- ↑ حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۴۹.
- ↑ همه کثرات از ازدواج اسمای جمالی و جلالی پدید آمدهاند که آنها را اسما و اوصاف متقابل میگویند. (حسن حسنزاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۴۴۸)
- ↑ حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۳۶۶.
- ↑ حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۱۶.
- ↑ حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۹.
- ↑ علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی، ص ۷۸.