نامۀ ۵۳ نهج البلاغه در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = نامۀ ۵۳ نهج البلاغه | عنوان مدخل = نامۀ ۵۳ نهج البلاغه | مداخل مرتبط = نامۀ ۵۳ نهج البلاغه در فقه سیاسی | پرسش مرتبط = }} ==عهدنامه مالک اشتر== یکی از آثاری که خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار علی{{ع}} را جمع‌آوری کر...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲۴: خط ۲۴:
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
# [[پرونده:IM010865.jpg|22px]] [[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|'''انواع بهره‌مندی از نور الهی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۷

عهدنامه مالک اشتر

یکی از آثاری که خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار علی(ع) را جمع‌آوری کرده و گنجینه‌ای از دانش سیاسی و احکام مربوط به فقه سیاسی را در اختیار فقها قرار داده، عهدنامۀ مالک اشتر است که حاوی یک دورۀ مدون فقه سیاسی است. در این عهدنامه، سیاست داخلی و سیاست خارجی و مسائل حکومت و روابط بین‌الملل به صورت کلی بیان شده و آنچه که مربوط به دولت و اداره جامعه اسلامی است، به طور فشرده و به صورت فرمان‌های صریح ذکر شده، در این عهدنامه به جز مسائل سیاسی، آنچه که مربوط به حقوق اداری و اقتصادی و سیاسی و حتی مسائل نظامی و جامعه‌شناسی سیاسی است، در قالب کلیات تفریع و تشریح شده است. اگر هیچ منبع مدونی از فقه سیاسی جز عهدنامه مالک اشتر در اختیار فقیه شیعی نباشد، همین میراث گرانمایه برای استخراج تمامی مباحث فقه سیاسی و استنباط احکام مربوط به حقوق اساسی و حقوق بین‌الملل اسلام و مسائل حقوق بشر و حقوق اداری نظام اسلامی کافی به نظر می‌رسد. عهدنامۀ مالک اشتر از این نظر نیز جالب توجه است که مفاد آن عملکرد امام معصوم(ع) و یا آنچه امام معصوم باید انجام دهد، نیست، و اگر چنین می‌بود جای این شبهه بود که شاید این دستور العمل در خور زمامدار و نظامی است که از مزیت عصمت برخوردار باشد.

ولی مخاطب آن کسی بود که گرچه فرصت پیاده کردن آن را نیافت، ولی فقیهی عادل و فاقد عصمت بود و امکانات و شایستگی او در حد یک فقیه عادل و کاردان بود و هر کس دیگر نیز با این اوصاف (عدالت، فقاهت و کاردانی) می‌توانست فرمان امام را به اجرا درآورد. اهدافی که در این منشور برای اعزام مالک ذکر شده، می‌تواند در مورد هر کشور و ملتی صدق کند این اهداف عبارتند از:

  1. جمع‌آوری درآمدهای مشروع دولت جهت تأمین هزینه‌های جاری اداره کشور؛
  2. جهاد با دشمن و برقراری امنیت در مرزهای کشور و ایجاد حاکمیت صحیح دولت در داخل کشور؛
  3. اصلاح مردم و هدایت مریدانۀ ملت که هدف اصلی رسالت اسلام و اقامۀ دولت اسلامی است؛
  4. آباد کردن بلاد و عمران کشور.

اهداف چهارگانۀ فوق که انگیزۀ اعزام نمایندۀ امام برای اقامۀ حکومت حق و عدالت در مصر بیان شده می‌تواند در مورد هر فقه عادل و مدبر و هر کشور و سرزمین صدق کند[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. فقه سیاسی، ج۲، ص۳۸ – ۳۵.
  2. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۲۷۰.