فدک در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*از دهکدههای آباد [[مدینه]] در نزدیکی [[خیبر]] بود که در سال ۷ هجری بدون [[خونریزی]] به دست [[پیامبر]] {{صل}} [[فتح]] شد. اهالی [[فدک]] با [[پیامبر]] {{صل}} [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم [[پیامبر]] {{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند<ref>الأمالی، ۴۰؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.</ref>. بنابر [[حکم]] صریح [[قرآن]] سرزمینهایی که بدون درگیری [[نظامی]] به [[فتح]] [[مسلمانان]] درآیند، [[ملک]] شخصی [[پیامبر]] {{صل}} میشوند و [[پیامبر]] {{صل}} میتواند هرگونه [[مصلحت]] بداند، درباره آنها تصمیم بگیرد<ref> | *از دهکدههای آباد [[مدینه]] در نزدیکی [[خیبر]] بود که در سال ۷ هجری بدون [[خونریزی]] به دست [[پیامبر]] {{صل}} [[فتح]] شد. اهالی [[فدک]] با [[پیامبر]] {{صل}} [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم [[پیامبر]] {{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند<ref>الأمالی، ۴۰؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.</ref>. بنابر [[حکم]] صریح [[قرآن]] سرزمینهایی که بدون درگیری [[نظامی]] به [[فتح]] [[مسلمانان]] درآیند، [[ملک]] شخصی [[پیامبر]] {{صل}} میشوند و [[پیامبر]] {{صل}} میتواند هرگونه [[مصلحت]] بداند، درباره آنها تصمیم بگیرد<ref>{{متن قرآن| وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}؛ سوره حشر، آیه ۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 356.</ref>. | ||
*[[فدک]] نیز از این سرزمینها بود. [[پیامبر]] {{صل}} آن را به [[فرمان خدا]] در زمان حیات خویش به دخترش [[فاطمه]] {{س}} بخشید و [[بنی هاشم]] تا [[پیامبر]] {{صل}} زنده بود، از محصول [[فدک]] [[بهره]] میبردند<ref>مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.</ref>. بنابر [[روایات]]، [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[فتح]] [[فدک]]، دخترش را فرا خواند و براساس آیه {{متن قرآن| وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ }}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> آن را به [[فاطمه]] {{س}} بخشید. در همان مجلس [[علی]] {{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند<ref>اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.</ref>. [[حضرت زهرا]] {{س}} نمایندهای برای خود برگزید که امور [[فدک]] را از نزدیک [[اداره]] کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] [[حضرت زهرا]] {{س}} را اخراج کرد و [[فدک]] را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{متن حدیث|"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "}} به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>احتجاج طبرسی، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار،۱۲۷ و ۱۸۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 356.</ref>. | *[[فدک]] نیز از این سرزمینها بود. [[پیامبر]] {{صل}} آن را به [[فرمان خدا]] در زمان حیات خویش به دخترش [[فاطمه]] {{س}} بخشید و [[بنی هاشم]] تا [[پیامبر]] {{صل}} زنده بود، از محصول [[فدک]] [[بهره]] میبردند<ref>مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.</ref>. بنابر [[روایات]]، [[پیامبر]] {{صل}} پس از [[فتح]] [[فدک]]، دخترش را فرا خواند و براساس آیه {{متن قرآن| وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ }}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> آن را به [[فاطمه]] {{س}} بخشید. در همان مجلس [[علی]] {{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند<ref>اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.</ref>. [[حضرت زهرا]] {{س}} نمایندهای برای خود برگزید که امور [[فدک]] را از نزدیک [[اداره]] کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] [[حضرت زهرا]] {{س}} را اخراج کرد و [[فدک]] را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{متن حدیث|"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "}} به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>احتجاج طبرسی، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار،۱۲۷ و ۱۸۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 356.</ref>. | ||
*[[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} از راههای گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. [[فدک]] مدتها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود که آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او [[بینه]] خواستند. سرانجام، با اینکه [[حضرت فاطمه ]]{{س}} [[بینه]] و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و [[فدک]] را بازنگرداندند.[[حجاج]] نیشابوری ماجرای مطالبه [[فدک]] از [[خلیفه اول]] را به صورت مشروح [[نقل]] کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] [[فدک]] را بازپس نداد، [[فاطمه]] {{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. [[فدک]] از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] به گونه رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان]] [[زهرا ]]{{س}} درآمد<ref>الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم، ۳/ ۱۳۸۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 357.</ref>. | *[[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} از راههای گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. [[فدک]] مدتها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود که آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او [[بینه]] خواستند. سرانجام، با اینکه [[حضرت فاطمه ]]{{س}} [[بینه]] و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و [[فدک]] را بازنگرداندند.[[حجاج]] نیشابوری ماجرای مطالبه [[فدک]] از [[خلیفه اول]] را به صورت مشروح [[نقل]] کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] [[فدک]] را بازپس نداد، [[فاطمه]] {{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. [[فدک]] از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] به گونه رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان]] [[زهرا ]]{{س}} درآمد<ref>الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم، ۳/ ۱۳۸۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 357.</ref>. | ||
*[[فدک]] برای [[شیعیان]] تنها یادآور یک [[نزاع]] [[مالی]] نیست؛ بلکه نمادی از [[مظلومیت]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} و [[امام علی]] {{ع}} است. [[فدک]] با نام و یاد [[فاطمه]] {{س}} گره خورده است و [[ارزش]] [[اعتقادی]] یافته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 357.</ref>. | *[[فدک]] برای [[شیعیان]] تنها یادآور یک [[نزاع]] [[مالی]] نیست؛ بلکه نمادی از [[مظلومیت]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} و [[امام علی]] {{ع}} است. [[فدک]] با نام و یاد [[فاطمه]] {{س}} گره خورده است و [[ارزش]] [[اعتقادی]] یافته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 357.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | * [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | ||
نسخهٔ ۲۴ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۳۳
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل فدک (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- از دهکدههای آباد مدینه در نزدیکی خیبر بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست پیامبر (ص) فتح شد. اهالی فدک با پیامبر (ص) مصالحه کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن حضرت واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم پیامبر (ص) را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند[۱]. بنابر حکم صریح قرآن سرزمینهایی که بدون درگیری نظامی به فتح مسلمانان درآیند، ملک شخصی پیامبر (ص) میشوند و پیامبر (ص) میتواند هرگونه مصلحت بداند، درباره آنها تصمیم بگیرد[۲][۳].
- فدک نیز از این سرزمینها بود. پیامبر (ص) آن را به فرمان خدا در زمان حیات خویش به دخترش فاطمه (س) بخشید و بنی هاشم تا پیامبر (ص) زنده بود، از محصول فدک بهره میبردند[۴]. بنابر روایات، پیامبر (ص) پس از فتح فدک، دخترش را فرا خواند و براساس آیه ﴿ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ ﴾[۵] آن را به فاطمه (س) بخشید. در همان مجلس علی (ع) را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که امیرمؤمنان (ع) و ام ایمن گواهان آن بودند[۶]. حضرت زهرا (س) نمایندهای برای خود برگزید که امور فدک را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به فرمان او درآورد. پس از رحلت پیامبر (ص) خلیفه اول، نماینده حضرت زهرا (س) را اخراج کرد و فدک را به بهانه حدیث ساختگی «"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "» به تصرف خویش درآورد[۷][۸].
- امیرمؤمنان (ع) و حضرت زهرا (س) از راههای گوناگون کوشیدند فدک را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، استدلال و احتجاج کردند. فدک مدتها در اختیار حضرت فاطمه (س) بود و از این رو، نیازی نبود که آن حضرت برای اثبات مالکیت خویش بینه اقامه کند؛ اما از او بینه خواستند. سرانجام، با اینکه حضرت فاطمه (س) بینه و شاهد اقامه کرد، نپذیرفتند و فدک را بازنگرداندند.حجاج نیشابوری ماجرای مطالبه فدک از خلیفه اول را به صورت مشروح نقل کرده است و در روایتی از عایشه آورده است که چون خلیفه فدک را بازپس نداد، فاطمه (س) با او قهر کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. فدک از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت بنی هاشم درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان خلافت مأمون عباسی به گونه رسمی و مستند به مالکیت فرزندان زهرا (س) درآمد[۹][۱۰].
- فدک برای شیعیان تنها یادآور یک نزاع مالی نیست؛ بلکه نمادی از مظلومیت حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) است. فدک با نام و یاد فاطمه (س) گره خورده است و ارزش اعتقادی یافته است[۱۱].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ الأمالی، ۴۰؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.
- ↑ ﴿ وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴾؛ سوره حشر، آیه ۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 356.
- ↑ مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.
- ↑ «و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.
- ↑ اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.
- ↑ احتجاج طبرسی، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار،۱۲۷ و ۱۸۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 356.
- ↑ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم، ۳/ ۱۳۸۰.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 357.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 357.