نام حضرت فاطمه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۴: خط ۴:
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فاطمه زهرا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فاطمه زهرا (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
==مقدمه==
==مقدمه==
فاطمه، در لغت به معنای [[قطع]] کننده، جدا کننده و نگه‌دارنده است. در مورد [[وجه]] تسمیه [[حضرت زهرا]]{{س}} به این نام نکاتی گفته شده است، از جمله اینکه به واسطۀ ایشان [[شیعیان]] او از [[آتش جهنم]] جدا شده و دورند<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۶۰۲-۶۰۴.</ref>.
[[حضرت فاطمه]]{{س}} اسامی، [[القاب]] و کنیه‌های بی‌شماری دارند که هر کدام، توصیف‌کنندۀ ابعادی از [[شخصیت معنوی]] و مادی ایشان است. در منابع اولیه برای فاطمه نام‌ها و القاب متعددی ذکر کرده‌اند؛ مانند زهرا<ref>شهاب الدین حسینی مرعشی، ملحقات احقاق الحق، ج۲۵، ص۲۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۵: {{متن حدیث|لأنّها زهرة المصطفى{{صل}}؛ كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ...}}.</ref> که در بسیاری از [[روایات]] [[فاطمه زهرا]]{{س}} آمده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۸ و ج۲، ص۵۰۰؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۲۰؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۰۵.</ref>، مطهره<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۲: {{متن حدیث|وَ نَسْلِ الْمُطَهَّرَةِ الْبَتُولِ}}.</ref>، شهیده<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۸.</ref> و [[محدثه]] که برای آنها نیز عللی بیان کرده‌اند. {{متن حدیث|سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۹؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۴، ص۱۷۹.</ref> از القاب ایشان است. [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی نه نام برای فاطمه{{س}} ذکر می‌کند: فاطمه، [[صدیقه]]، [[مبارکه]]، [[طاهره]]، [[زکیه]]، رضیه، [[مرضیه]]، محدثه و زهراء<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۵۹۲؛ همو، الخصال، ص۴۱۴؛ همو، علل الشرائع، ص۱۷۸.</ref>.
امام صادق{{ع}} می‌فرماید: اگر نام دخترانتان را فاطمه نهادید، به احترام فاطمه او را کتک نزنید و به او بی احترامی ننمایید. [[سخن]] حضرت به سَکونی چنین است: {{متن حدیث|أَمَّا إِذَا سَمَّيْتَهَا فَاطِمَةَ فَلَا تَسُبَّهَا وَ لَا تَلْعَنْهَا وَ لَا تَضْرِبْهَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۸.</ref>: “هرگاه نام دخترت را فاطمه نهادی، او را [[دشنام]] مده و [[لعن]] منما و او را مزن”<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۳۶؛ [[منیره شریعت‌جو|شریعت‌جو، منیره]]، [[حضرت فاطمه (مقاله)|حضرت فاطمه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص:۳۱۴-۳۱۵.</ref>.
[[حضرت فاطمه]]{{س}} نام‌های فراوانی دارد که برخی از آن‎ها را [[خداوند]] تعیین کرده و بعضی دیگر را [[برگزیدگان خدا]]. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[فاطمه]]{{س}} نزد خداوند، نُه نام دارد: فاطمه، [[صدیقه]]، [[مبارکه]]، [[طاهره]]، [[زکیه]]، [[راضیه]]، [[مرضیه]]، [[محدثه]] و زهرا. او فاطمه{{س}} نامیده شد چون [[بریده]] شده از بدی‌هاست. اگر علی{{ع}} نبود، برای او هم‌شأنی پیدا نمی‌شد<ref>علل الشرایع، ص۱۷۱؛ اعلام‌الوری، ص۱۴۸.</ref>. [[علامه مجلسی]] در شرح این [[حدیث]] فرمود:
[[حضرت فاطمه]]{{س}} نام‌های فراوانی دارد که برخی از آن‎ها را [[خداوند]] تعیین کرده و بعضی دیگر را [[برگزیدگان خدا]]. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[فاطمه]]{{س}} نزد خداوند، نُه نام دارد: فاطمه، [[صدیقه]]، [[مبارکه]]، [[طاهره]]، [[زکیه]]، [[راضیه]]، [[مرضیه]]، [[محدثه]] و زهرا. او فاطمه{{س}} نامیده شد چون [[بریده]] شده از بدی‌هاست. اگر علی{{ع}} نبود، برای او هم‌شأنی پیدا نمی‌شد<ref>علل الشرایع، ص۱۷۱؛ اعلام‌الوری، ص۱۴۸.</ref>. [[علامه مجلسی]] در شرح این [[حدیث]] فرمود:
صدیقه یعنی [[معصومه]]؛ مبارکه یعنی صاحب [[برکت]] در [[علم]] و فضل و [[کمالات]] و [[معجزات]] و [[اولاد]] کرام؛ طاهره یعنی [[پاکیزه]] از صفات [[نقص]]؛ زکیه یعنی نمو کننده در کمالات و [[خیرات]]؛ راضیه یعنی [[راضی]] به قضای [[حق تعالی]]؛ مرضیه یعنی [[پسندیده]] [[خدا]] و [[دوستان]] خدا؛ محدثه یعنی [[فرشته]] با او سخن می‌گفت و [[زهرا]] یعنی [[نورانی]] به [[نور]] صوری و [[معنوی]]<ref>منتهی الآمال، ج۱، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۹۳.</ref>.
صدیقه یعنی [[معصومه]]؛ مبارکه یعنی صاحب [[برکت]] در [[علم]] و فضل و [[کمالات]] و [[معجزات]] و [[اولاد]] کرام؛ طاهره یعنی [[پاکیزه]] از صفات [[نقص]]؛ زکیه یعنی نمو کننده در کمالات و [[خیرات]]؛ راضیه یعنی [[راضی]] به قضای [[حق تعالی]]؛ مرضیه یعنی [[پسندیده]] [[خدا]] و [[دوستان]] خدا؛ محدثه یعنی [[فرشته]] با او سخن می‌گفت و [[زهرا]] یعنی [[نورانی]] به [[نور]] صوری و [[معنوی]]<ref>منتهی الآمال، ج۱، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[حیدر مظفری ورسی|مظفری ورسی، حیدر]]، [[مادران چهارده معصوم (کتاب)|مادران چهارده معصوم]] ص ۹۳.</ref>.

نسخهٔ ‏۲ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۷:۰۴

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث فاطمه زهرا است. "فاطمه زهرا" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل فاطمه زهرا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

فاطمه، در لغت به معنای قطع کننده، جدا کننده و نگه‌دارنده است. در مورد وجه تسمیه حضرت زهرا(س) به این نام نکاتی گفته شده است، از جمله اینکه به واسطۀ ایشان شیعیان او از آتش جهنم جدا شده و دورند[۱].

حضرت فاطمه(س) اسامی، القاب و کنیه‌های بی‌شماری دارند که هر کدام، توصیف‌کنندۀ ابعادی از شخصیت معنوی و مادی ایشان است. در منابع اولیه برای فاطمه نام‌ها و القاب متعددی ذکر کرده‌اند؛ مانند زهرا[۲] که در بسیاری از روایات فاطمه زهرا(س) آمده است[۳]، مطهره[۴]، شهیده[۵] و محدثه که برای آنها نیز عللی بیان کرده‌اند. «سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ»[۶] از القاب ایشان است. امام صادق(ع) در روایتی نه نام برای فاطمه(س) ذکر می‌کند: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه و زهراء[۷].

امام صادق(ع) می‌فرماید: اگر نام دخترانتان را فاطمه نهادید، به احترام فاطمه او را کتک نزنید و به او بی احترامی ننمایید. سخن حضرت به سَکونی چنین است: «أَمَّا إِذَا سَمَّيْتَهَا فَاطِمَةَ فَلَا تَسُبَّهَا وَ لَا تَلْعَنْهَا وَ لَا تَضْرِبْهَا»[۸]: “هرگاه نام دخترت را فاطمه نهادی، او را دشنام مده و لعن منما و او را مزن”[۹].

حضرت فاطمه(س) نام‌های فراوانی دارد که برخی از آن‎ها را خداوند تعیین کرده و بعضی دیگر را برگزیدگان خدا. امام صادق(ع) فرمود: فاطمه(س) نزد خداوند، نُه نام دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. او فاطمه(س) نامیده شد چون بریده شده از بدی‌هاست. اگر علی(ع) نبود، برای او هم‌شأنی پیدا نمی‌شد[۱۰]. علامه مجلسی در شرح این حدیث فرمود: صدیقه یعنی معصومه؛ مبارکه یعنی صاحب برکت در علم و فضل و کمالات و معجزات و اولاد کرام؛ طاهره یعنی پاکیزه از صفات نقص؛ زکیه یعنی نمو کننده در کمالات و خیرات؛ راضیه یعنی راضی به قضای حق تعالی؛ مرضیه یعنی پسندیده خدا و دوستان خدا؛ محدثه یعنی فرشته با او سخن می‌گفت و زهرا یعنی نورانی به نور صوری و معنوی[۱۱].[۱۲].

فهرست نام های مذکور

  1. فاطمه
  2. صدیقه
  3. مبارکه
  4. طاهره
  5. زکیه
  6. راضیه
  7. مرضیه
  8. محدثه
  9. زهرا

نام ها در احادیث

  1. مرحوم صدوق به سند خود از یونس بن ظبیان نقل کرده است: امام صادق(ع) فرمود: «برای فاطمه(س) نزد خدای متعال، نُه نام است که عبارتند از: «فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، رضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. سپس فرمود: «آیا می‌دانی، چرا ایشان را فاطمه نامیده‌اند؟ گفتم: سرورم! مرا بدان آگاه کن. فرمود: «فاطمه یعنی کسی که از هر شر و بدی، بریده شده است». یونس گفت: سپس امام صادق(ع) افزود: «اگر امیرالمؤمنین(ع) با او ازدواج نمی‌کرد، تا روز قیامت هیچ کفو و همتایی از آدم و پس از او، در روی زمین، برای فاطمه(س) یافت نمی‌شد تا با آن بانو، ازدواج کند»[۱۳].
  2. صدوق به سند خود از امام صادق(ع) از پدرش امام باقر(ع) روایت کرده است که فرمود: رسول اکرم(ص) به فاطمه(س) فرمود: ای فاطمه! آیا می‌دانی، چرا فاطمه نامیده شده‌ای؟ علی(ع) که در مجلس حاضر بود پرسید: ای فرستاده خدای متعال! چرا چنین نامیده شده است؟ آن حضرت فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش دوزخ، بریده شده‌اند[۱۴].
  3. صدوق از جعفر بن محمد بن عمار و او از پدرش روایت کرده است که گفت: از امام صادق(ع) درباره نام‌گذاری فاطمه(س) به اسم زهرا پرسیدم، حضرت فرمود: زیرا هر گاه در محراب عبادت می‌ایستاد، نورش برای آسمانیان مثل درخشش نور ستارگان بر اهل زمین، می‌درخشید[۱۵].
  4. صدوق با واسطه از اسحاق بن جعفر نقل کرده است: امام صادق(ع) فرمود: حضرت فاطمه(س) از این‌رو محدثه نامیده شده که فرشتگان از آسمان، بر ایشان فرود می‌آمدند و مثل حضرت مریم(س)، او را فرا خوانده، به سخن گفتن با وی می‌نشستند و می‌گفتند: ای فاطمه! خدای متعال، تو را برگزید و پاکیزه ساخت و بر زنان جهان برتری بخشید. ای فاطمه! از پروردگارت اطاعت نما و سجده کن و با نمازگزاران نماز بگزار. آن‌گاه حضرت فاطمه(س) با آنان گفت‌وگو می‌کرد و آنان نیز با او، هم‌سخن می‌گشتند. شبی آن حضرت از فرشتگان پرسید: آیا سروَر زنان جهان، مریم دختر عمران نیست؟ فرشتگان پاسخ دادند: مریم سرور زنان زمان خود بود؛ در حالی که خداوند، تو را سرور زنان زمان خودت و زمان او و سرور زنان اولین و آخرین قرار داده است[۱۶].[۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۶۰۲-۶۰۴.
  2. شهاب الدین حسینی مرعشی، ملحقات احقاق الحق، ج۲۵، ص۲۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۱۵: «لأنّها زهرة المصطفى(ص)؛ كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ...».
  3. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۸ و ج۲، ص۵۰۰؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۲۰؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۰۵.
  4. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۲: «وَ نَسْلِ الْمُطَهَّرَةِ الْبَتُولِ».
  5. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۸.
  6. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۹؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۴، ص۱۷۹.
  7. شیخ صدوق، الأمالی، ص۵۹۲؛ همو، الخصال، ص۴۱۴؛ همو، علل الشرائع، ص۱۷۸.
  8. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۸.
  9. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۳۶؛ شریعت‌جو، منیره، حضرت فاطمه، فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص:۳۱۴-۳۱۵.
  10. علل الشرایع، ص۱۷۱؛ اعلام‌الوری، ص۱۴۸.
  11. منتهی الآمال، ج۱، ص۲۵۲.
  12. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم ص ۹۳.
  13. «قال الصدوق: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ الْعَظِيمِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ(ع): لِفَاطِمَةَ(س) تِسْعَةُ أَسْمَاءٍ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: فَاطِمَةُ وَ الصِّدِّيقَةُ وَ الْمُبَارَكَةُ وَ الطَّاهِرَةُ وَ الزَّكِيَّةُ وَ الرَّضِيَّةُ وَ الْمَرْضِيَّةُ وَ الْمُحَدَّثَةُ وَ الزَّهْرَاءُ، ثُمَّ قَالَ: تَدْرِي لِأَيِّ شَيْ‌ءٍ سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ(س)؟ قُلْتُ: أَخْبِرْنِي يَا سَيِّدِي، قَالَ: فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ، قَالَ ثُمَّ قَالَ: لَوْ لَا أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) تَزَوَّجَهَا لَمَا كَانَ لَهَا كُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ»؛ شیخ صدوق، امالی، ص۵۹۲، ح۱۸.
  14. «و قال أيضاً: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلَوِيَّةَ الْأَصْبَهَانِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيِّ عَنْ جَنْدَلِ بْنِ وَالِقٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْبَصْرِيُّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا فَاطِمَةُ أَ تَدْرِينَ لِمَ سُمِّيتِ فَاطِمَةَ؟ فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): يَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَتْ؟ قَالَ: لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِيَ وَ شِيعَتُهَا مِنَ النَّارِ»؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۹، ح۵.
  15. «و قال أيضاً: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى الْجَلُودِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ فَاطِمَةَ لِمَ سُمِّيَتِ الزَّهْرَاءَ؟ فَقَالَ لِأَنَّهَا كَانَتْ إِذَا قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا زَهَرَ نُورُهَا لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تَزْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ»؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۱، ح۳.
  16. «و قال أيضاً: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ السُّكَّرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ وَاقِدٍ قَالَ حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ: إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ(س) مُحَدَّثَةً لِأَنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ فَتُنَادِيهَا كَمَا تُنَادِي مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ، فَتَقُولُ: يَا فَاطِمَةُ اللَّهُ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ، يَا فَاطِمَةُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ، فَتُحَدِّثُهُمْ وَ يُحَدِّثُونَهَا، فَقَالَتْ لَهُمْ ذَاتَ لَيْلَةٍ: أَ لَيْسَتِ الْمُفَضَّلَةُ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ؟ فَقَالُوا: إِنَّ مَرْيَمَ كَانَتْ سَيِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِهَا، وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَكِ سَيِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِكِ وَ عَالَمِهَا وَ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ»؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۲، ح۱.
  17. یوسفی غروی، محمد هادی، فرهنگ شهادت معصومین، ج۱ ص ۲۷۳.