محمد بن جعفر دیباج: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = امام صادق| عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[محمد بن جعفر دیباج در تاریخ اسلامی]] - [[محمد بن جعفر دیباج در سیره رضوی]] | پرسش مرتبط  =}}
| موضوع مرتبط =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[محمد بن جعفر دیباج در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =
}}


== مقدمه ==
'''محمد بن جعفر دیباج'''، فرزند [[امام صادق]]{{ع}} [[عابد]] و [[پارسا]] بود. بعد از [[شهادت]] پدرش، ادعای [[امامت]] نموده و علیه [[خلفای عباسی]] [[قیام]] کرد منتها [[شکست]] خورد.
محمد بن جعفر صادق، فرزند [[امام صادق]] {{ع}} [[عابد]] و [[پارسا]] که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت. او بعد از [[شهادت]] پدرش، [[ادعای امامت]] نمود و [[مردم]] را به [[امامت]] خویش فراخواند. [[کنیه]] او [[ابو جعفر]] بود و بسیار مورد [[اطمینان]] و مورد [[احترام]] مردم بود. زمانی که امام جعفر صادق {{ع}} به شهادت رسیدند، گروهی از مردم، به [[اتفاق]] [[فرزندان]] [[محمد]]، به سرکردگی [[حسین بن حسن افطس]]، به او [[اصرار]] کردند که از [[مقام]] و موقعیت خویش استفاده کرده و [[قیام]] نماید و ادعای امامت کند. اصرارها چنان زیاد بود که [[محمد بن جعفر]]، قیام کرد و ادعای امامت نمود و دیگران نیز او را [[حمایت]] کردند. محمد بن جعفر در [[مکه]] بود که [[امام رضا]] {{ع}} نزد او آمد و فرمودند: «ای عمو [[جان]]! پدر و برادرت را [[تکذیب]] نکن. امر [[خلافت]] و امامت تو سرانجام نخواهد داشت». امام رضا {{ع}} این بگفت و به سوی [[مدینه]] بازگشت. چندی نگذشت که [[لشکریان]] [[مأمون]] به محمد [[حمله]] کردند و او [[امان]] خواست. پس لباسی سیاه بر تن کرد و به [[منبر]] رفت و خود را از خلافت [[خلع]] نمود و اعلام داشت که این خلافت [[شایسته]] مأمون است. او بعد از این ماجرا به سوی [[گرگان]] رفت و در [[شعبان]] [[سال ۲۰۳ هجری]] قمری، در گرگان درگذشت. گویند که مأمون بر جنازه او [[نماز]] خواند<ref>تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۱۳-۱۱۵.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۶۳۷.</ref>


==آشنایی اجمالی==
== آشنایی اجمالی ==
[[محمد دیباج]] فرزند امام [[جعفر صادق]]{{ع}}(م ۲۰۳ق)، [[عموی امام رضا]]{{ع}} نیز از جمله قیام کنندگان در دوره [[زندگی امام رضا]]{{ع}} بود که به رغم موافق نبودن امام رضا{{ع}}، در [[مکه]] قیام کرد<ref>مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۱۱.</ref>. امام رضا{{ع}} به طور صریح به او فرمود: «ای عمو، [[پدر]] و برادر خود ([[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{عم}}) را با این [[اقدام]] [[تکذیب]] مکن». او نیز پس از مدتی کوتاه، شکست [[سختی]] را متحمل شد؛ به گونه‌ای که مجبور شد همچون عباسیان [[لباس سیاه]] بپوشد و درخواست [[امان]] کرده، گفته‌های پیشین خود را تکذیب کند و [[حکومت]] را مخصوص عباسیان اعلام دارد<ref>اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۹۳.</ref>.
[[ابوجعفر محمد بن جعفر بن محمد دیباج علوی هاشمی]] را به خاطر صورت زیبایش به [[دیباج]] ملقب کردند<ref>عمدة الطالب، ص۲۷۵.</ref>. پدرش [[امام صادق]]{{ع}} و مادرش ام ولد بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۳۵۸.</ref>. وی نزد پدر و دیگران [[علم حدیث]] را فرا گرفت<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۲۷۱.</ref>.
واکنش [[امام رضا]]{{ع}} به قیام‌های یادشده نشان می‌دهد که ایشان با [[شناخت]] کافی از قوا و تحرکات [[دشمن]] و شرایط [[فرهنگی]] و مذهبی عموم [[مسلمانان]]، این [[قیام‌ها]] را عقیم می‌دانسته و [[معتقد]] بود خیزش‌های آنان تنها سبب ریخته شدن [[خون]] [[علویان]] و محرومیت‌های بیشتر [[شیعیان]] از جهت [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و حتی فرهنگی خواهد بود<ref>برای نمونه، ر.ک: صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۲۴.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱.</ref>


== مقدمه ==
[[علمای شیعه]] او را فردی [[شجاع]]، [[عابد]]، [[فاضل]] و [[محدث]] به شمار آورده‌اند که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت و بسیار مورد [[اطمینان]] و مورد [[احترام]] مردم بود. کسانی چون [[موسی بن سلمه]]، [[محمد بن ابی‌عمر]] و [[اسحاق بن موسی]] از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>قاموس الرجال، ج۸، ص۱۰۶.</ref>. وی دارای مطلبی بود که از پدرش روایت کرده است<ref>آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲۴، ص۱۴۹.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]]، ج۱، ص۶۹۴؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱؛ [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲.</ref>
محمد بن جعفر صادق، فرزند [[امام صادق]] {{ع}} [[عابد]] و [[پارسا]] که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت. وی در سال ۱۹۹-۲۰۰ بر [[ضد]] [[مأمون عباسی]] [[قیام]] کرد و بسیاری از [[مردم]] [[حجاز]] با او به [[امارت]] [[بیعت]] کردند، اما در [[جنگ]] با [[عیسی]] جلودی مغلوب شد و [[امان]] خواست و جلودی او را به [[مرو]] نزد [[مأمون]] فرستاد و مأمون او را [[تکریم]] بسیار کرد و او در [[جرجان]] [[توطن]] گزید و در همان [[شهر]] درگذشت و مأمون خود بر او [[نماز]] گزارد. او را بخاطر [[زیبایی]] و [[جمال]] به دیباجه (دیبا: [[ابریشم]] رنگین) ملقب کرده‌اند<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.</ref>.<ref>[[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲.</ref>


==[[قیام محمد بن جعفر دیباج]]==
== محمد بن جعفر دیباج از نگاه دیگران ==
[[ابوالفرج]] می‌گوید: او مردی [[فاضل]] و در میان [[اهل]] و [[خاندان]] خود مقدم بود و می‌گوید: [[مأمون]] در [[خراسان]] به خاندان [[ابوطالب]] دستور داد با کسی از [[آل ابوطالب]] غیر از محمد بن جعفر سوار شوند و حرکت کنند. آنها نپذیرفتند و گفتند: حرکت نکنیم و جز با محمد بن جعفر سوار نمی‌شویم، پس مأمون با خواسته آنها موافقت کرد.
 
محمد بن جعفر [[حدیث]] نقل کرده است و از پدرش [[روایات]] زیادی نقل کرده و محدثان از او [[روایت]] کرده‌اند مانند [[محمد بن ابی عمرو عبدی]] و [[محمد بن سلمه]] و [[اسحاق بن موسی انصاری]] و غیر از این افراد از بزرگان [[اهل حدیث]].
 
[[محمد بن منصور]] گوید: در حضور [[ابوطاهر احمد بن عیسی بن عبدالله]] سخن از محمد بن جعفر به میان آمد، شنیدم از ابوطاهر که به خوبی از او یاد کرد و او را [[ستایش]] کرد و گفت: محمد بن جعفر مردی [[عابد]] و فاضل بود و روزی را [[روزه]] می‌کرد و روزی را [[افطار]] می‌نمود.
 
[[یحیی بن حسن]] گوید از مؤمل شنیدم که می‌گفت: محمد بن جعفر را در [[مکه]] دیدم که با دویست مرد بیرون آمد که آنها [[جامه]] پشمینه بر تن داشتند و نشانه‌های [[صلاح]] و خیر بر آنان نمایان بود. [[خدیجه]] دختر [[عبدالله بن حسین بن علی بن الحسین]] که [[همسر]] محمد بن جعفر است درباره او نقل می‌کرد: هنگامی که محمد بن جعفر از نزد خاندان خود با جامه‌ای بیرون می‌رفت هرگز باز نمی‌گشت مگر آنکه آن جامه را بخشیده بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۵۳۷.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|نهضت‌های پس از عاشورا]]، ص۵۳۹ ـ ۵۴۰.</ref>
 
== قیام محمد بن جعفر دیباج ==
{{اصلی|قیام محمد بن جعفر دیباج}}
[[محمد دیباج]] در دوران [[خلافت مأمون]] در [[حجاز]] ادعای امامت نمود و [[مردم]] را به [[امامت]] خویش فراخواند. گروهی از مردم، بعد از [[شهادت]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[اتفاق]] [[فرزندان]] محمد، به سرکردگی [[حسین بن حسن افطس]]، به او اصرار کردند که از [[مقام]] و موقعیت خویش استفاده کرده و [[قیام]] نماید و ادعای امامت کند. اصرارها چنان زیاد بود که [[محمد بن جعفر]]، قیام کرد و ادعای امامت نمود و دیگران نیز او را حمایت کردند و بسیاری از [[مردم]] [[حجاز]] با او به [[امارت]] [[بیعت]] کردند و به او [[لقب]] [[امیرمؤمنان]] دادند. او اولین فرد از بنی الحسین{{ع}} بود که سال ۲۰۰ه‍ برای امر [[خلافت]] با او بیعت صورت پذیرفت.
 
امام رضا{{ع}} به طور صریح به او فرمود: «ای عمو، پدر و برادر خود ([[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{عم}}) را با این [[اقدام]] [[تکذیب]] مکن». اما او گوش مکرد و در [[جنگ]] با [[عیسی]] جلودی مغلوب شد؛ به گونه‌ای که مجبور شد همچون عباسیان [[لباس سیاه]] بپوشد و درخواست [[امان]] کرده، گفته‌های پیشین خود را تکذیب کند و [[حکومت]] را مخصوص عباسیان اعلام دارد<ref>اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۹۳.</ref>. جلودی او را به مرو نزد [[مأمون]] فرستاد و مأمون او را [[تکریم]] بسیار کرد<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱؛ [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۶۹۴.</ref>
 
== وفات ==
محمد بن جعفر دیباج در [[شعبان]] سال ۲۰۳ هجری قمری، در گرگان درگذشت. گویند که مأمون بر جنازه او [[نماز]] خواند. او را به خاطر [[زیبایی]] و [[جمال]] به دیباجه (دیبا: [[ابریشم]] رنگین) ملقب کرده‌اند<ref>تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۱۳-۱۱۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۵۶.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۶۳۷؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۶۹۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
* [[امام جعفر صادق]] {{ع}}
{{مدخل وابسته}}
* [[امام جعفر صادق]] {{ع}} (پدر)
* [[اسحاق بن جعفر]] (برادر)
* [[موسی بن جعفر کاظم]] (برادر)
*[[یحیی بن محمد بن جعفر]] (فرزند)
* [[قیام محمد بن جعفر دیباج]]
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۶: خط ۴۰:
# [[پرونده:13681348.jpg|22px]] [[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|'''رضانامه''']]
# [[پرونده:13681348.jpg|22px]] [[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|'''رضانامه''']]
# [[پرونده:1100748.jpg|22px]] [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱''']]
# [[پرونده:1100748.jpg|22px]] [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی''']]، ج۱
# [[پرونده:1100834.jpg|22px]] [[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضت‌های پس از عاشورا (کتاب)|'''نهضت‌های پس از عاشورا''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:فرزندان امام صادق]]
[[رده:اعلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۰

محمد بن جعفر دیباج، فرزند امام صادق(ع) عابد و پارسا بود. بعد از شهادت پدرش، ادعای امامت نموده و علیه خلفای عباسی قیام کرد منتها شکست خورد.

آشنایی اجمالی

ابوجعفر محمد بن جعفر بن محمد دیباج علوی هاشمی را به خاطر صورت زیبایش به دیباج ملقب کردند[۱]. پدرش امام صادق(ع) و مادرش ام ولد بود[۲]. وی نزد پدر و دیگران علم حدیث را فرا گرفت[۳].

علمای شیعه او را فردی شجاع، عابد، فاضل و محدث به شمار آورده‌اند که همه عمر را یک روز در میان روزه می‌گرفت و بسیار مورد اطمینان و مورد احترام مردم بود. کسانی چون موسی بن سلمه، محمد بن ابی‌عمر و اسحاق بن موسی از او روایت کرده‌اند[۴]. وی دارای مطلبی بود که از پدرش روایت کرده است[۵].[۶]

محمد بن جعفر دیباج از نگاه دیگران

ابوالفرج می‌گوید: او مردی فاضل و در میان اهل و خاندان خود مقدم بود و می‌گوید: مأمون در خراسان به خاندان ابوطالب دستور داد با کسی از آل ابوطالب غیر از محمد بن جعفر سوار شوند و حرکت کنند. آنها نپذیرفتند و گفتند: حرکت نکنیم و جز با محمد بن جعفر سوار نمی‌شویم، پس مأمون با خواسته آنها موافقت کرد.

محمد بن جعفر حدیث نقل کرده است و از پدرش روایات زیادی نقل کرده و محدثان از او روایت کرده‌اند مانند محمد بن ابی عمرو عبدی و محمد بن سلمه و اسحاق بن موسی انصاری و غیر از این افراد از بزرگان اهل حدیث.

محمد بن منصور گوید: در حضور ابوطاهر احمد بن عیسی بن عبدالله سخن از محمد بن جعفر به میان آمد، شنیدم از ابوطاهر که به خوبی از او یاد کرد و او را ستایش کرد و گفت: محمد بن جعفر مردی عابد و فاضل بود و روزی را روزه می‌کرد و روزی را افطار می‌نمود.

یحیی بن حسن گوید از مؤمل شنیدم که می‌گفت: محمد بن جعفر را در مکه دیدم که با دویست مرد بیرون آمد که آنها جامه پشمینه بر تن داشتند و نشانه‌های صلاح و خیر بر آنان نمایان بود. خدیجه دختر عبدالله بن حسین بن علی بن الحسین که همسر محمد بن جعفر است درباره او نقل می‌کرد: هنگامی که محمد بن جعفر از نزد خاندان خود با جامه‌ای بیرون می‌رفت هرگز باز نمی‌گشت مگر آنکه آن جامه را بخشیده بود[۷].[۸]

قیام محمد بن جعفر دیباج

محمد دیباج در دوران خلافت مأمون در حجاز ادعای امامت نمود و مردم را به امامت خویش فراخواند. گروهی از مردم، بعد از شهادت امام صادق(ع) به اتفاق فرزندان محمد، به سرکردگی حسین بن حسن افطس، به او اصرار کردند که از مقام و موقعیت خویش استفاده کرده و قیام نماید و ادعای امامت کند. اصرارها چنان زیاد بود که محمد بن جعفر، قیام کرد و ادعای امامت نمود و دیگران نیز او را حمایت کردند و بسیاری از مردم حجاز با او به امارت بیعت کردند و به او لقب امیرمؤمنان دادند. او اولین فرد از بنی الحسین(ع) بود که سال ۲۰۰ه‍ برای امر خلافت با او بیعت صورت پذیرفت.

امام رضا(ع) به طور صریح به او فرمود: «ای عمو، پدر و برادر خود (امام صادق و امام کاظم(ع)) را با این اقدام تکذیب مکن». اما او گوش مکرد و در جنگ با عیسی جلودی مغلوب شد؛ به گونه‌ای که مجبور شد همچون عباسیان لباس سیاه بپوشد و درخواست امان کرده، گفته‌های پیشین خود را تکذیب کند و حکومت را مخصوص عباسیان اعلام دارد[۹]. جلودی او را به مرو نزد مأمون فرستاد و مأمون او را تکریم بسیار کرد[۱۰].[۱۱]

وفات

محمد بن جعفر دیباج در شعبان سال ۲۰۳ هجری قمری، در گرگان درگذشت. گویند که مأمون بر جنازه او نماز خواند. او را به خاطر زیبایی و جمال به دیباجه (دیبا: ابریشم رنگین) ملقب کرده‌اند[۱۲].[۱۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. عمدة الطالب، ص۲۷۵.
  2. مقاتل الطالبیین، ص۳۵۸.
  3. رجال النجاشی، ج۲، ص۲۷۱.
  4. قاموس الرجال، ج۸، ص۱۰۶.
  5. آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲۴، ص۱۴۹.
  6. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی، ج۱، ص۶۹۴؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ ص ۹۱؛ تهامی، سید غلام رضا، فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ ص۱۹۲.
  7. مقاتل الطالبیین، ص۵۳۷.
  8. نظری منفرد، علی، نهضت‌های پس از عاشورا، ص۵۳۹ ـ ۵۴۰.
  9. اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۹۳.
  10. خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.
  11. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ ص ۹۱؛ تهامی، سید غلام رضا، فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ ص۱۹۲؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۶۹۴.
  12. تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۱۳-۱۱۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۵۶.
  13. محمدی، حسین، رضانامه ص۶۳۷؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۶۹۴.