محبت و عشق: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = محبت و عشق در نهج البلاغه - محبت و عشق در تربیت اسلامی - محبت و عشق در معارف و سیره نبوی - محبت و عشق در خانواده - محبت و عشق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی| پرسش مرتبط = }} '''عشق''' یا '...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[محبت و عشق در نهج البلاغه]] - [[محبت و عشق در تربیت اسلامی]] - [[محبت و عشق در معارف و سیره نبوی]] - [[محبت و عشق در خانواده]] - [[محبت و عشق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[محبت و عشق در نهج البلاغه]] - [[محبت و عشق در فقه سیاسی]] - [[محبت و عشق در تربیت اسلامی]] - [[محبت و عشق در معارف و سیره نبوی]] - [[محبت و عشق در خانواده]] - [[محبت و عشق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== | == معناشناسی == | ||
«[[محبت]]» به معنای دوست داشتن<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ۱/۲۸۹.</ref> و میل به چیز [[لذتبخش]]<ref>طریحی، مجمع البحرین،۲/۳۲.</ref> و یا مهربان بودن با کسی یا چیزی<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۷/۶۷۳۳.</ref> است و «[[عشق]]» به معنای دوست داشتن زیاده از حد است<ref>جوهری، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ۴/۱۵۲۵، ابنمنظور، لسان العرب، ۱۰/۲۵۱.</ref>. در اصطلاح علمای اخلاق و [[عرفان]]، محبت به معنای میل به امر موافق است<ref>مستملی، شرح التعرف لمذهب التصوف، ۱۳۸۷ و ۱۳۹۳؛ قشیری، رساله قشیریه، ۵۸۴؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۸/۶۴.</ref>. هرگاه این میل به چیزی که لذتبخش است، از حد بگذرد و با شدت و [[افراط]] به نهایت برسد، «عشق» نامیده میشود<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۳۳۷؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۵۶۹؛ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۲/۱۱۸۱.</ref>.<ref>[[محمد هادی فلاح|فلاح، محمد هادی]]، [[محبت و عشق (مقاله)|مقاله «محبت و عشق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۱۰۸ ـ ۱۱۴؛ [[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۸۵.</ref> | |||
== | == پیشینه == | ||
بحث از محبت و عشق در تعلیمات [[ادیان آسمانی]] و آیینهای بشری و [[سیره]] [[پیروان]] آنها وجود داشته است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۲/۳۲۲؛ کامیاب، عشق در عرفان اسلامی، ۲۳ ـ ۴۵.</ref>. عشق در [[فلسفه]] نیز پیشینهای طولانی دارد. در [[روم]] و یونان باستان، فلاسفهای همچون افلاطون<ref>افلاطون، مجموعه آثار افلاطون، ۷/۲۲۸۲ ـ ۲۲۸۴.</ref> و ارسطو<ref>ارسطو، علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ۲/۲۲۹ و ۳۱۵ ـ ۳۱۷.</ref> برای [[عشق]] و [[محبت]] اهمیت ویژهای قائل بودند. [[حکما]] عشق را در همه موجودات جاری دانسته<ref>(ابنسینا، رسائل ابن سینا، ۳۷۵.</ref>، آن را سبب حرکت به سوی کمال لایق خود میشمارند<ref>شیخ اشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱/۹۱.</ref> در [[فرهنگ]] و [[معارف اسلام]] نیز محبت و [[عشق به خداوند]]، یکی از عوامل مؤثر در [[سیر معنوی]] و رسیدن به [[سعادت]] و کمال به شمار آمده است<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۵.</ref> چنانکه در مواردی به محبت و رابطه دوجانبه آن میان [[خالق]] و مخلوق اشاره شده است<ref>سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. | |||
[[ | حکمای [[مسلمان]] بحث از عشق را با رویکردی [[فلسفی]]، با [[ادله]] و [[براهین عقلی]] و فلسفی قابل تبیین دانستهاند<ref>خلیلی، مبانی فلسفی عشق ۱۵.</ref>، چنانکه [[ابنسینا]] رساله مستقلی درباره عشق نوشته<ref>ابن سینا، رسائل ابن سینا، ۳۷۳.</ref> و [[شیخ اشراق]] درباره عشق و جایگاه آن بحث کرده است<ref>شیخ اشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۳/۲۶۷.</ref>. [[ملاصدرا]] نیز عشق را در همه موجودات ساری میداند و در آثار خود به آن پرداخته است<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۱۵۸؛ ملاصدرا، کسر الاصنام، ۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref>. عشق و محبت در نظر [[عارفان]] و [[اهل]] تصوف، جایگاه ویژهای دارد<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۱۱۱ ـ ۱۱۴؛ فرغانی، مشارق الدراری شرح تائیه ابنفارض، ۱۴۱، ۱۵۱ و ۲۵۹.</ref>.<ref>[[محمد هادی فلاح|فلاح، محمد هادی]]، [[محبت و عشق (مقاله)|مقاله «محبت و عشق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۱۰۸ - ۱۱۴.</ref> | ||
[[ | == آثار و [[نشانهها]] == | ||
علمای اخلاق، آثار و نشانههای مختلفی برای [[محبت]] و عشق برشمردهاند؛ ازجمله: | |||
# انس به خلوت و [[مناجات]] با محبوب؛ | |||
# ترجیح آنچه محبوب [[دوست]] میدارد، بر میل و هوای خود در ظاهر و [[باطن]]؛ | |||
# تأسف نخوردن بر آنچه از غیر محبوب از دست میدهد<ref>غزالی، احیاء العلوم، ۱۴/۱۰۱ ـ ۱۰۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۸/۶۸ ـ ۷۳.</ref>؛ | |||
# از خود بیخود شدن و حیرانی محب<ref>کاشانی، عبدالرزاق، شرح فصوص، ۶۹؛ فرغانی، مشارق الدراری شرح تائیه ابنفارض، ۲۲۱.</ref>.<ref>[[محمد هادی فلاح|فلاح، محمد هادی]]، [[محبت و عشق (مقاله)|مقاله «محبت و عشق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۱۰۸ - ۱۱۴.</ref> | |||
[[ | == محبت به عنوان روش تربیتی == | ||
از نیکوترین و اساسیترین روشهای [[تربیت]] روش محبت است که بیشترین تناسب را با [[فطرت آدمی]] و سرشت انسانی دارد. نیروی محبت در تربیت نیرویی برانگیزاننده و تحولآفرین است و اگر درست و با [[اعتدال]] به کار گرفته شود تأثیری شگفت در نزاهت [[آدمی]] و تحقق تربیت کمالی دارد. [[انسان]] به هرچه محبت پیدا کند بدو متمایل میشود و رنگ و بو و حال و هوای او را میگیرد و همسانی صورت میپذیرد. | |||
[[محبت]] عاملی مهم در [[سلامت]] [[روحی]] و [[اعتدال]] روانی [[انسان]] است. [[استواری]] [[شخصیت]] و سلامت [[رفتار]] [[آدمی]] تا اندازهای زیاد به محبتی بستگی دارد که در [[زندگی]] میبیند. محیط [[خانوادگی]] آکنده از محبت، سبب تلطیف [[عواطف]] و رشد فضایل در افراد میشود و کسانی که در محیطی با محبت پرورش مییابند، به [[ارجمندی]] میرسند و میآموزند دیگران را [[دوست]] بدارند و در [[اجتماع]] [[رفتاری]] [[انسانی]] داشته باشند. | |||
[[ | اهمیت روش محبت در [[تربیت]] ازاینروست که محبت اطاعتآور است و سبب همسانی و [[همراهی]] میشود. [[رسول خدا]] {{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ}}<ref>«انسان با کسی است که او را دوست میدارد». مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، المنسوب الی الامام أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق {{ع}}، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ص۱۴۸؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۹۲، ج۳، ص۱۰۴، ج۴، ص۲۳۹؛ صحیح مسلم، ج۱۶، ص۱۸۶؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۱۱۱۸؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۴۰؛ امالی المفید، ص۱۵۲؛ مسند الشهاب، ج۱، ص۱۴۲؛ امالی الطوسی، ج۲، ص۲۳۴، ۲۴۵؛ مکارم الاخلاق، ص۴۵۶.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی ج۴]]، ص ۱۶۲.</ref> | ||
== [[دوست داشتن]] دیگران == | |||
دوست داشتن دیگران از اموری است که موجب استحکام [[روابط اجتماعی]] در [[جامعه]] میگردد. در روایتی از [[امام محمد باقر]]{{ع}} آمده است: روزی [[بادیهنشینی]] خدمت [[پیامبر اسلام]]{{صل}} مشرف شد و عرض کرد: یا [[رسول الله]]! مرا [[نصیحت]] کن، حضرت ضمن نصیحتهای خود به او فرمود: [[مردم]] را [[دوست]] داشته باش، آنها نیز شما را دوست میدارند: {{متن حدیث|تَحَبَّبْ إِلَى النَّاسِ يُحِبُّوكَ}}<ref>اصول الکافی، باب التحبب إلی الناس، ح۱.</ref>. | |||
در | در حدیث نبوی آمده است که سه چیز محبت دوست را [[خالص]] میکند: «وقتی که او را دیدی سلامش کنی، در مجلس جایش را باز کنی و او را به بهترین نامهایش بخوانی»<ref>{{متن حدیث| ثَلَاثُ يُصْفِينَ لَكَ وُدَّ أَخِيكَ تُسَلِّمْ عَلَيْهِ إِذَا لَقِيتُهُ وَ تُوَسِّعَ لَهُ فِي الْمَجْلِسِ وَ تَدْعُوهُ بِأَحَبِّ أَسْمَائِهِ إِلَيْهِ}}نهج الفصاحه، ح۱۲۹۳.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص۹۵.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[حب به خدا]] | * [[حب به خدا]] | ||
* [[حب پیامبر خاتم]] | * [[حب پیامبر خاتم]] | ||
* [[حب اهل بیت]] | * [[حب اهل بیت]] | ||
* [[حب اهل ایمان]] | * [[حب اهل ایمان]] | ||
* [[حب آخرت]] | * [[حب آخرت]] | ||
* [[حب عالمان]] | * [[حب عالمان]] | ||
* [[حب عبادت]] | * [[حب عبادت]] | ||
| خط ۶۰: | خط ۴۱: | ||
* [[حب ممدوح]] | * [[حب ممدوح]] | ||
* [[حب کمال]] | * [[حب کمال]] | ||
* [[ | * [[بغض]] | ||
* [[نفرت]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100808.jpg|22px]] [[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)|'''سیره اجتماعی پیامبر اعظم''']] | |||
# [[پرونده:IM009912.jpg|22px]] [[محمد هادی فلاح|فلاح، محمد هادی]]، [[محبت و عشق (مقاله)|مقاله «محبت و عشق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۹''']] | |||
# [[پرونده: 1100685.jpg|22px]] [[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|'''سیره نبوی ج۴''']] | |||
# [[پرونده:1379781.jpg|22px]] [[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|'''حقوق اهل بیت''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۷۴: | خط ۵۸: | ||
{{فضایل اخلاقی}} | {{فضایل اخلاقی}} | ||
[[رده: | [[رده:محبت]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ زیارت]] | [[رده:مدخل فرهنگ زیارت]] | ||
[[رده:مقالههای اولویت یک]] | [[رده:مقالههای اولویت یک]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۳
معناشناسی
«محبت» به معنای دوست داشتن[۱] و میل به چیز لذتبخش[۲] و یا مهربان بودن با کسی یا چیزی[۳] است و «عشق» به معنای دوست داشتن زیاده از حد است[۴]. در اصطلاح علمای اخلاق و عرفان، محبت به معنای میل به امر موافق است[۵]. هرگاه این میل به چیزی که لذتبخش است، از حد بگذرد و با شدت و افراط به نهایت برسد، «عشق» نامیده میشود[۶].[۷]
پیشینه
بحث از محبت و عشق در تعلیمات ادیان آسمانی و آیینهای بشری و سیره پیروان آنها وجود داشته است[۸]. عشق در فلسفه نیز پیشینهای طولانی دارد. در روم و یونان باستان، فلاسفهای همچون افلاطون[۹] و ارسطو[۱۰] برای عشق و محبت اهمیت ویژهای قائل بودند. حکما عشق را در همه موجودات جاری دانسته[۱۱]، آن را سبب حرکت به سوی کمال لایق خود میشمارند[۱۲] در فرهنگ و معارف اسلام نیز محبت و عشق به خداوند، یکی از عوامل مؤثر در سیر معنوی و رسیدن به سعادت و کمال به شمار آمده است[۱۳] چنانکه در مواردی به محبت و رابطه دوجانبه آن میان خالق و مخلوق اشاره شده است[۱۴].
حکمای مسلمان بحث از عشق را با رویکردی فلسفی، با ادله و براهین عقلی و فلسفی قابل تبیین دانستهاند[۱۵]، چنانکه ابنسینا رساله مستقلی درباره عشق نوشته[۱۶] و شیخ اشراق درباره عشق و جایگاه آن بحث کرده است[۱۷]. ملاصدرا نیز عشق را در همه موجودات ساری میداند و در آثار خود به آن پرداخته است[۱۸]. عشق و محبت در نظر عارفان و اهل تصوف، جایگاه ویژهای دارد[۱۹].[۲۰]
آثار و نشانهها
علمای اخلاق، آثار و نشانههای مختلفی برای محبت و عشق برشمردهاند؛ ازجمله:
محبت به عنوان روش تربیتی
از نیکوترین و اساسیترین روشهای تربیت روش محبت است که بیشترین تناسب را با فطرت آدمی و سرشت انسانی دارد. نیروی محبت در تربیت نیرویی برانگیزاننده و تحولآفرین است و اگر درست و با اعتدال به کار گرفته شود تأثیری شگفت در نزاهت آدمی و تحقق تربیت کمالی دارد. انسان به هرچه محبت پیدا کند بدو متمایل میشود و رنگ و بو و حال و هوای او را میگیرد و همسانی صورت میپذیرد.
محبت عاملی مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی انسان است. استواری شخصیت و سلامت رفتار آدمی تا اندازهای زیاد به محبتی بستگی دارد که در زندگی میبیند. محیط خانوادگی آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در افراد میشود و کسانی که در محیطی با محبت پرورش مییابند، به ارجمندی میرسند و میآموزند دیگران را دوست بدارند و در اجتماع رفتاری انسانی داشته باشند.
اهمیت روش محبت در تربیت ازاینروست که محبت اطاعتآور است و سبب همسانی و همراهی میشود. رسول خدا (ص) فرموده است: «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»[۲۴].[۲۵]
دوست داشتن دیگران
دوست داشتن دیگران از اموری است که موجب استحکام روابط اجتماعی در جامعه میگردد. در روایتی از امام محمد باقر(ع) آمده است: روزی بادیهنشینی خدمت پیامبر اسلام(ص) مشرف شد و عرض کرد: یا رسول الله! مرا نصیحت کن، حضرت ضمن نصیحتهای خود به او فرمود: مردم را دوست داشته باش، آنها نیز شما را دوست میدارند: «تَحَبَّبْ إِلَى النَّاسِ يُحِبُّوكَ»[۲۶].
در حدیث نبوی آمده است که سه چیز محبت دوست را خالص میکند: «وقتی که او را دیدی سلامش کنی، در مجلس جایش را باز کنی و او را به بهترین نامهایش بخوانی»[۲۷].[۲۸]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ۱/۲۸۹.
- ↑ طریحی، مجمع البحرین،۲/۳۲.
- ↑ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ۷/۶۷۳۳.
- ↑ جوهری، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ۴/۱۵۲۵، ابنمنظور، لسان العرب، ۱۰/۲۵۱.
- ↑ مستملی، شرح التعرف لمذهب التصوف، ۱۳۸۷ و ۱۳۹۳؛ قشیری، رساله قشیریه، ۵۸۴؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۸/۶۴.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۳۳۷؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۵۶۹؛ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۲/۱۱۸۱.
- ↑ فلاح، محمد هادی، مقاله «محبت و عشق»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۱۰۸ ـ ۱۱۴؛ شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۸۵.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۲/۳۲۲؛ کامیاب، عشق در عرفان اسلامی، ۲۳ ـ ۴۵.
- ↑ افلاطون، مجموعه آثار افلاطون، ۷/۲۲۸۲ ـ ۲۲۸۴.
- ↑ ارسطو، علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ۲/۲۲۹ و ۳۱۵ ـ ۳۱۷.
- ↑ (ابنسینا، رسائل ابن سینا، ۳۷۵.
- ↑ شیخ اشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱/۹۱.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۶۵.
- ↑ سوره مائده، آیه ۵۴.
- ↑ خلیلی، مبانی فلسفی عشق ۱۵.
- ↑ ابن سینا، رسائل ابن سینا، ۳۷۳.
- ↑ شیخ اشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۳/۲۶۷.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۱۵۸؛ ملاصدرا، کسر الاصنام، ۱۳۲ ـ ۱۳۳.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۱۱۱ ـ ۱۱۴؛ فرغانی، مشارق الدراری شرح تائیه ابنفارض، ۱۴۱، ۱۵۱ و ۲۵۹.
- ↑ فلاح، محمد هادی، مقاله «محبت و عشق»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۱۰۸ - ۱۱۴.
- ↑ غزالی، احیاء العلوم، ۱۴/۱۰۱ ـ ۱۰۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۸/۶۸ ـ ۷۳.
- ↑ کاشانی، عبدالرزاق، شرح فصوص، ۶۹؛ فرغانی، مشارق الدراری شرح تائیه ابنفارض، ۲۲۱.
- ↑ فلاح، محمد هادی، مقاله «محبت و عشق»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص۱۰۸ - ۱۱۴.
- ↑ «انسان با کسی است که او را دوست میدارد». مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، المنسوب الی الامام أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق (ع)، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ص۱۴۸؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۹۲، ج۳، ص۱۰۴، ج۴، ص۲۳۹؛ صحیح مسلم، ج۱۶، ص۱۸۶؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۱۱۱۸؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۴۰؛ امالی المفید، ص۱۵۲؛ مسند الشهاب، ج۱، ص۱۴۲؛ امالی الطوسی، ج۲، ص۲۳۴، ۲۴۵؛ مکارم الاخلاق، ص۴۵۶.
- ↑ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص ۱۶۲.
- ↑ اصول الکافی، باب التحبب إلی الناس، ح۱.
- ↑ « ثَلَاثُ يُصْفِينَ لَكَ وُدَّ أَخِيكَ تُسَلِّمْ عَلَيْهِ إِذَا لَقِيتُهُ وَ تُوَسِّعَ لَهُ فِي الْمَجْلِسِ وَ تَدْعُوهُ بِأَحَبِّ أَسْمَائِهِ إِلَيْهِ»نهج الفصاحه، ح۱۲۹۳.
- ↑ برهانی، محمد جواد، سیره اجتماعی پیامبر اعظم، ص۹۵.