ریا: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  =}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = رذیلت اخلاقی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ریا در لغت]] - [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  =}}
== مقدمه ==
ریا در لغت به‌معنای تظاهر به [[کار نیک]]، دورویی و ظاهرسازی است، بدون آن‌که غرض اصلی انجام [[عمل صالح]] باشد. اما در اصطلاح [[فقه]] به عمل [[نیکی]] گفته می‌شود که [[اخلاص]] در آن نباشد و برای نشان دادن به دیگران انجام شود. ریا در [[عبادت]] با انجام [[عبادت]] برای غیر [[خدا]] و به قصد خودنمایی و تظاهر تحقق می‌یابد


[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] در مورد این [[رذیلت اخلاقی]] می‌فرماید: آنان که [[اموال]] خود را به ریا و خودنمایی می‌بخشند و به [[خدا]] و [[روز قیامت]] نمی‌گروند، [[یاران]] شیطان‌اند و هرکه را [[شیطان]] یار باشد، یار بسیار [[بدی]] خواهد داشت {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>. [[فضیلت]] مقابل ریا، [[اخلاص]] است. [[اخلاص]]، شرط صحّت [[عبادت]] و ریا در [[عبادت]] [[حرام]] است و موجب بطلان عمل خواهد شد
'''«ریا»''' در لغت به‌معنای نشان‌دادن و نمایاندن و در اصطلاح [[علم اخلاق]]، خودنمایی با انگیزه طلب جاه و [[منزلت]] در [[قلوب]] مردم با [[عبادت]] یا غیر عبادت است. ریا از صفات ناپسندی است که [[فطرت انسانی]] از آن گریزان است. علمای اخلاق، ریا را از صفات رذیله‌ای دانسته‌اند که از [[غلبه]] هوا و ضعف نفس نشئت می‌گیرد. ریا اقسامی دارد مانند: ریا در [[عبادات]] [[واجب]] و [[مستحب]]؛  ریا در خصلت‌های پسندیده و غیره. در آیات و روایات ریا سبب از بین رفتن عمل و ریاکار [[لعن]] شده، شایسته [[عذاب]] شدید دانسته شده‌ است. راه رهایی از ریا و نفاق، [[اخلاص]] در [[باطن]] و خشوع قلبی دانسته شده است.


ریا به چندگونه متصور است:
== معناشناسی ==
#[[عمل نیک]] تنها به قصد خودنمایی؛
{{اصلی|ریا در لغت}}
# گاه در [[عمل صالح]] افزون بر [[امتثال امر الهی]]، خودنمایی هم وجود داشته باشد؛
«ریا» به معنای نشان‌دادن و نمایاندن است<ref>جوهری، الصحاح، ۶/۲۳۴۸؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۲۴۷.</ref>. در اصطلاح [[علم اخلاق]]، خودنمایی با انگیزه طلب جاه و [[منزلت]] در [[قلوب]] مردم با [[عبادت]] یا غیر عبادت است<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۵۲.</ref>؛ مانند [[نیک]] جلوه‌دادن خود یا اظهار خصوصیاتی که بیانگر خصلت‌های [[نیکو]] باشد<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷ و ۴۷۳؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.</ref>.
#ریا و فرمان‌بری [[خداوند]]، هر دو انگیزه‌ای مستقل برای [[عبادت]] باشند به‌گونه‌ای که هر یک بدون ضمینه دیگری برای صدور [[عبادت]] از فرد کافی باشد، هر چند هر دو در عبادتی جمع شده‌اند.
#فرمان‌بر انگیزه‌ای مستقل باشد به‌گونه‌ای که به تنهایی در صدور [[عبادت]] از فرد کافی باشد، ولی ریا انگیزه‌ای تبعی باشد به‌گونه‌ای که به تنهایی محرّک شخص بر [[عبادت]] نشود. اکثر قریب به اتفاق فقهااین موارد را عامل بطلان [[عبادت]] دانسته و آن را [[نهی]] کرده و برخی [[فقها]] تنها دو مورد آخر را مبطل [[عبادت]] دانسته‌اند.


از این‌رو، [[رذیلت]] ریا به هنگام سنجش اعمال و افعال [[آدمی]] در پیشگاه [[خداوند]]، عاملی مخرّب است و [[سعادت]] و [[ضلالت]] [[آدمی]] وابسته به [[اخلاص]] یا ریا در عمل است. [[امام علی]] {{ع}} نیز در فرازهایی چند بر معرفی این [[رذیلت]] و آثار آن سخن رانده است. از منظر [[امام]]: هرگونه ریایی [[شرک]] است<ref>غررالحکم / ۲: {{متن حدیث|اَلرِّيَاءِ شِرْكٌ}}</ref>؛ ریا آفت [[عبادات]] است و ثمره آن را می‌خشکاند<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|آفةُ الِعبادةِ الرِّياءُ}}</ref>؛ ریا پایه‌های [[دین]] را [[سست]] می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۴</ref>؛ هرگز در گفتار و پندار و کردار خود راه [[رزق]] و ریا نپویید. هر کاری [[نیکی]] که [[خدای تعالی]] به آن [[اراده]] نشود، زشتی ریا بر آن بار است و میوه‌اش، بد جزا داده شدن است<ref>غررالحکم / ۲</ref>. هم‌چنین در فرازهایی چند به [[نکوهش]] ریا و ریاکاران پرداخته است: بار خدایا، به تو [[پناه]] می‌برم از این که ظاهرم در چشم [[مردم]] نیکو جلوه کند و درونم که پنهانش می‌دارم، زشت باشد؛ و در نزد من از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدان‌ها آگاه‌تری؛ و در نزد [[مردم]] از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدان‌ها آگاه‌تری؛ و خود را در برابر [[مردم]] نیکو جلوه دهم، ولی اعمال بدم را نزد تو آرم تا به بندگانت [[تقرب]] جویم و از [[خشنودی]] تو دور شوم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۶۸: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ [تَحْسُنَ] فِي لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِي وَ تُقَبِّحَ [تَقْبُحَ] فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِي، مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ [رِيَاءِ] النَّاسِ مِنْ نَفْسِي بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي، فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِك}}</ref>. در فرازی دیگر فرمود: [[رحمت]] [[خداوند]] بهره کسی باد که سخنی حکمت‌آمیز بشنود و آن را نیک دریابد، یا اگر به راه هدایتش خوانند بدان روی آورد، دست در دامن [[رهبری]] زند تا رهایی یابد، امر [[خدا]] را پاس دارد، از گناه‌کاری بترسد، عملی عاری از شائبه ریا پیش فرستد و کاری نیکو کند و برای [[آخرت]] خود توشه فراهم آورد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۷۵: {{متن حدیث|رَحِمَ اللّهُ عَبْدا سَمِعَ حُکْما فَوَعی وَ دُعِیَ إ لی رَشادٍ فَدَنا، وَ اءَخَ ذَ بِحُجْزَهِ هادٍ فَنَجا رَاقَبَ رَبَّهُ، وَ خَافَ ذَنْبَهُ، قَدَّمَ خَالِصا، وَ عَمِلَصَالِحا، اکْتَسَبَ مَذْخُورا}}</ref>.
از واژه‌های مرتبط با ریا، «[[سُمعه]]» است که نوعی ریای شنیداری شمرده می‌شود؛ زیرا در ریا شخص [[اعمال نیک]] خود را در معرض دیدن دیگران قرار می‌دهد تا آنها به حسن فاعل [[اعتقاد]] پیدا کنند، ولی در «[[سمعه]]» [[هدف]] آن است که دیگران بشنوند و فاعل فعل را به [[نیکی]] بشناسند و [[ستایش]] کنند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۸؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۱۲۹، ۲۷۶ و ۱۰/۴۱۲.</ref>. ریا ضد [[اخلاص]] است<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۸۹.</ref>و اخلاص به معنای پاک‌ کردن [[نیت]]<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۱۳.</ref> یا عمل، از هر گونه آمیختگی و شوائب<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۱۸۳–۱۸۴.</ref> است و [[اخلاص در عبادت]] به معنای [[پاک]] بودن آن از آمیختگی‌های [[دنیا]] و بهره‌های نفس است؛ مانند [[عبادت]] برای رسیدن به [[مال]] یا برای [[مدح]] دیگران (ریا)<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۱۱۷.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ ـ ۲۴؛ [[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|ریا]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۵.</ref>


در منظر [[امام علی]] {{ع}} [[رذیلت]] ریا گاه از دید شخص ریاکار نیز مغفول می‌ماند و او متوجه ریایی که بر عملش سایه افکنده، نیست. از این‌رو [[امام]] هشدار می‌دهد و می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]] که ریا در این [[امّت]] از صدای پای مورچه که روی سنگ سخت راه برود، پنهان‌تر است. در فرازی دیگر، [[امام]] {{ع}} علامت‌های شخص ریاکار را بیان می‌کند: ریاکار سه علامت دارد:
== پیشینه ==
#وقتی [[مردم]] را می‌بیند شاد،
ریا از صفات ناپسندی است که [[فطرت انسانی]] از آن گریزان است. در [[ادیان الهی]] [[ریاکاران]]، تنها<ref>کتاب مقدس، ایوب، ب۱۵، ۳۴.</ref> و [[خوشی]] آنان لحظه‌ای<ref>کتاب مقدس، ایوب، ب۲۰، ۵.</ref> دانسته شده است و [[انسان‌ها]] را در اعمال نیک چون عبادت، [[صدقه]] و [[روزه]] از ریاکردن برحذر داشته‌اند<ref>کتاب مقدس، متی، ب۶، ۲–۱۶، کتاب مقدس، مرقس، ب۱۲، ۴۰، کتاب مقدس، لوقا، ب۱۲، ۱.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز در موارد چندی به نکوهش ریا پرداخته {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران» سوره ماعون، آیه ۴.</ref> [[مسلمانان]] را از این صفت ناپسند پرهیز داده، آن را صفت [[منافقان]]<ref>سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> معرفی کرده‌ است. در [[روایات]] نیز ریا از اقسام [[شرک]] دانسته شده، کسی که عملی را برای خوشایند [[مردم]] انجام دهد، فاقد شایستگی [[ثواب]] از ناحیه [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۲۹۳.</ref>. در این روایات تصریح شده‌ است تنها اعمالی که با [[اخلاص]] همراه باشند مورد قبول خداوند واقع می‌شوند<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۶۹/۲۶۵.</ref>.
#در تنهایی کسل است
#[[دوست]] دارد در همه حال او را بستایند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِی: یَنْشِطُ إِذَا رَأَیَ النَّاسَ وَ یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ وَ یُحِبُّ أَنْ یُحْمَدَ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ}}</ref>.


با این معیار، تشخیص ریا در اعمال بر [[آدمی]] مشخص می‌شود و می‌تواند موضع خود را در [[عبادات]] را تشخیص دهد. فرد ریاکار ظاهری نیکو، اما دلی بیمارگونه دارد<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|ما أقبَحَ بِالإنسانِ باطِنا عَليلاً و ظاهِرا جَميلاً}}</ref>. او گرچه درونش نامیمون است، اما در ظاهر زبانی زیبا دارد<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 433- 435.</ref>.
علمای اخلاق، ریا را از صفات رذیله‌ای دانسته‌اند که از [[غلبه]] هوا و ضعف نفس نشئت می‌گیرد<ref>مکی، قوت القلوب فی معاملة المحبوب، ۱/۱۱۵.</ref> و آن را در قسم مهلکات [[اخلاق]] بحث کرده‌اند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۰۶.</ref>. در میان اندیشمندان، حارث‌ بن‌اسد محاسبی؛ عالم [[اخلاقی]] متأثر از [[اهل بیت]]{{ع}} از جمله نخستین کسانی است که این موضوع را در «الرعایة لحقوق [[الله]]»<ref>محاسبی، الرعایة لحقوق الله، ۱۹۹.</ref> بحث کرده‌ است. پس از او غزالی با بهره‌گیری از کتاب محاسبی، باب مستقلی به ریا اختصاص داده، به‌تفصیل به بیان آثار و اقسام آن پرداخته‌ است<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷.</ref>. این بحث در کتاب‌های اخلاقی چون المحجة [[البیضاء]]<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۳۸–۲۱۰.</ref>، [[جامع السعادات]]<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.</ref>و [[معراج السعاده]]<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۳.</ref>تکمیل شد. [[فقها]] از ریا به عنوان [[شرک به خدا]]<ref>نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲/۹۸؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره{{ع}}، ۲/۱۸۲.</ref>و [[گناه کبیره]]<ref>نایینی، کتاب الصلاة، ۲/۳۸.</ref> یاد کرده، در کتاب‌های خود به بررسی [[احکام]] آن پرداخته‌اند<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>.
 
== احادیثی درباره ریا ==
{{اصلی|ریا در حدیث}}
برخی از احادیثی از [[ائمه]]{{ع}} درباره ریا وارد شده عبارت است از:
# [[امام صادق]]{{ع}} در [[مسجد]] به عبّاد بن کثیر فرمودند: "وای بر تو ای عبّاد! از [[ریاء]] بپرهیز، چه هرکس کاری را برای غیر [[خدا]] انجام دهد، [[خداوند]] او را به همان کس که برایش انجام داده واگذار می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} أَنَّهُ قَالَ لِعَبَّادِ بْنِ كَثِيرٍ الْبَصْرِيِّ فِي الْمَسْجِدِ وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ إِيَّاكَ وَ الرِّيَاءَ فَإِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى مَنْ عَمِلَ لَهُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۹۳.</ref>.
# امام صادق{{ع}} فرمودند: "[[عبادات]] و [[دین]] خود را برای خدا [[خالص]] سازید و آن را برای [[مردم]] قرار ندهید، چه هر آنچه برای خدا باشد متعلّق به همو است، و آنچه برای مردم باشد به سوی [[حضرت حق]] بالا نخواهد رفت"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ‌ اجْعَلُوا أَمْرَكُمْ هَذَا لِلَّهِ وَ لَا تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّهُ مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا كَانَ لِلنَّاسِ فَلَا يَصْعَدُ إِلَى اللَّهِ‌}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۹۳.</ref>.
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "[[فرشته]]، [[عمل]] [[بنده]] را در حالی که بدان شادمان است به سوی [[آسمان]] بالا می‌برد. در این حال چون کارهای پسندیده بنده را بالا می‌برد، خداوند می‌فرماید: آن را در چاه [[دوزخ]] قرار دهید، آن بنده در عملش مرا مورد نظر قرار نداده است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}‌ إِنَّ الْمَلَكَ لَيَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ‌ فَإِذَا صَعِدَ بِحَسَنَاتِهِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اجْعَلُوهَا فِي سِجِّينٍ‌ إِنَّهُ لَيْسَ إِيَّايَ أَرَادَ بِهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۹۴.</ref>؛
# [[خداوند متعال]] می‌فرماید: "من بی‌نیازترین شریکان از شراکت هستم، از این رو هر کس کاری را انجام داد و در آن غیر مرا [[شریک]] ساخت من از آن کار بیزارم، بدین ترتیب آن کار [[مال]] شریک من است" <ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا أَغْنَى الشُّرَكَاءِ عَنِ الشِّرْكِ فَمَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَكَ فِيهِ غَيْرِي فَأَنَا مِنْهُ بَرِي‌ءٌ فَهُوَ لِلَّذِي أَشْرَكَ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۹، ص۲۸۲.</ref>؛
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "خداوند متعال عملی را که در آن به اندازه ذره‌ای [[ریاء]] به‌کار رفته باشد، نمی‌پذیرد"<ref>{{متن حدیث|قَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌{{صل}}‌ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يَقْبَلُ‌ عَمَلًا فِيهِ‌ مِثْقَالُ‌ ذَرَّةٍ مِنْ رِئَاءٍ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۹، ص۳۰۴.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص۲۹۵-۲۹۹.</ref>
 
== اقسام ==
بعضی علمای اخلاق، ریا را به ریا در امور [[دین]] و [[دنیا]] تقسیم کرده، ریا در [[امور دینی]] را نیز به ریا در [[عبادات]] و غیر عبادات تقسیم می‌کنند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۱۶–۱۱۷.</ref>. ریا در [[امور عبادی]] سبب بطلان عمل و [[حرام]] است و در [[امور دنیوی]] گرچه امری ناپسند است، اما حرام نیست؛ مانند [[پوشیدن لباس]] نیکو برای طلب جاه نزد مردم<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۲۱.</ref>. آنان به اعتبار متعلق ریا، مصادیق پرشماری برای آن ذکر کرده، همه مصادیق آن را نکوهش کرده‌اند<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۷–۶۲۲.</ref>. ازجمله:
# ریا در [[عبادات]] [[واجب]] و [[مستحب]]؛
# ریا در خصلت‌های پسندیده، مانند [[بخشندگی]] و [[شجاعت]]؛
# ریا در آثاری که بر [[اعمال]] [[نیکو]] دلالت می‌کنند؛ مانند [[پوشیدن لباس]] کهنه که دلالت بر [[زهد]] دارد یا طول‌دادن [[عبادت]] که نشانه [[تعبد]] است<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۱۲–۲۱۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۰–۳۹۲.</ref>.
 
علمای اخلاق ریا را به لحاظ مراتب، به ریای آشکار و پنهان تقسیم کرده‌اند. ریای آشکار آن است که تنها انگیزه [[ریاکار]] از انجام [[اعمال عبادی]]، ریا باشد؛ بر خلاف ریای پنهان که ریاکار قصد قربت دارد، ولی همان [[عمل]] را در خلوت، سبک‌تر به جای می‌آورد و هنگامی که [[مردم]] بر عمل او [[آگاهی]] پیدا می‌کنند، با [[نشاط]] بیشتری آن را انجام می‌دهد<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۲؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۰–۴۰۱.</ref>.
 
برخی علمای اخلاق، در تقسیمی دیگر، ریا را به ریای پیش از عمل، ریای در حین عمل و ریای پس از عمل تقسیم می‌کنند. در ریای پیش از عمل، در صورتی که عمل با قصد ریا آغاز شود، سبب [[فساد]] عبادت می‌شود؛ اگرچه در اثنای عبادت از آن پشیمان شود و اگر ریا در اثنای [[عبادت]] باشد نیز سبب بطلان عبادت می‌شود. اگر ریا پس از فراغ از عمل باشد، اگر این مجرد شادمان شدن به عمل، بدون اظهار آن به غیر باشد، ضرری به عمل نمی‌زند، اما اگر آن را اظهار کند، بعید نیست [[ثواب]] عمل را [[باطل]] کند و ممکن است بر [[عمل]]ثواب یابد و بر ریای پس از عمل، عقاب گردد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۳۳–۱۳۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۵–۱۷۰.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ ـ ۲۴.</ref>
 
== ریشه‌های ریا ==
بر اساس [[روایت]] منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} منشأ ریا نفاق می‌باشد؛ زیرا [[نفاق]] موافق‌ نبودن ظاهر با [[باطن]] است و ریاکننده ظاهر کار را برای [[خدا]] انجام می‌دهد، ولی قصدش اظهار عمل است<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ۳۲.</ref>. علمای اخلاق، به علت‌های مختلف ریاورزی اشاره کرده‌اند؛ از جمله رسیدن به جاه و مقام [[دنیایی]]، [[ترس]] از آشکارشدن [[فقر]] یا ترس از متهم‌شدن به [[سستی]] و [[تنبلی]]، ترس از دیگران و حقیر شمرده‌شدن توسط دیگران<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۹–۴۰۰.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
 
== نشانه‌های ریا ==
در روایتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} برای [[ریاکار]] سه نشانه ذکر شده‌است:
# وقتی [[مردم]] را می‌بیند، در [[عبادت]] [[نشاط]] می‌یابد.
# هنگام خلوت کسل است.
# [[دوست]] دارد مردم در تمام امور او را بستایند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.</ref>.
 
بعضی از علمای اخلاق معتقدند شاد شدن فرد در صورت آشکار شدن عملش نزد دیگران، از نشانه‌های ریای خفی است؛ اگرچه هر گونه شاد شدن انسان از آشکار گشتن [[کارهای نیک]]، [[حکم]] ریا ندارد؛ برای مثال [[شادی]] در جایی که بدون [[اراده]] شخص آشکار شود یا از ظهور عملی که سبب [[هدایت]] دیگران شده‌است، به دست آید<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۲–۲۲۴.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
 
== پیامدهای ریا ==
[[قرآن کریم]]، ریا را سبب از بین رفتن عمل دانسته<ref>سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref> آن را از جمله اعمالی می‌داند که شخص به واسطه آن، قرین و همراه [[شیطان]] می‌گردد<ref>سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>. در [[روایات]] نیز بر پذیرفته نشدن [[عمل]] [[ریاکار]] توسط خداوند تأکید شده، ریاکار [[لعن]] شده، شایسته [[عذاب]] شدید دانسته شده‌ است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.</ref>. در روایات دیگری، [[علم‌آموزی]] از روی ریا و [[سمعه]] ـ که در آن فرد طالب [[دنیا]] باشد ـ سبب سلب [[برکت]] از او، تنگ‌شدن [[معیشت]] و واگذاری به خود شمرده شده‌است<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ۴۵۱.</ref>. علمای اخلاق، ریا را از آفات بزرگ [[دل]] شمرده‌اند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۴۴.</ref> که منجر به برخی [[گناهان بزرگ]] می‌شود<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۱/۱۰۶.</ref>؛ چنان‌که گاهی نیز [[انسان]] به واسطه اجتناب از ریا، عمل را ترک می‌کند که این، امری ناپسند و ازجمله [[وسوسه‌های شیطان]] است<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۹۳.</ref>.
 
از دیدگاه فقهی نیز ریا آثاری دارد: [[فقها]] ریا را در اجزای [[واجب]] [[عبادت]]، موجب بطلان آن می‌دانند<ref> عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ۶/۶۳۲.</ref>؛ اما در اجزای [[مستحب]]، میان فقها [[اختلاف]] وجود دارد<ref>نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۹/۱۸۷.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
 
== راه‌های [[رهایی]] ==
در بعضی [[روایات]]، راه رهایی از ریا و نفاق، [[اخلاص]] در [[باطن]] و خشوع قلبی دانسته شده است که اگر شخص خود را با به‌کاربردن تمام تلاش، مقصر ببیند و از مسیر [[شکرگزاری]] [[تجاوز]] نکند و بر این حال [[استقامت]] ورزد، می‌تواند به رهایی از ریا و نفاق [[امید]] داشته باشد<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ۳۳.</ref>. علمای اخلاق برای درمان ریا، دو راه [[علمی]] و عملی ارائه داده‌اند. درمان علمی ریا، در توجه به [[مفاسد]] ریا، از جمله از دست‌ دادن [[توفیق الهی]]، صلاح [[قلب]]، [[مقام]] و [[منزلت]] نزد [[خداوند]] و نیز حصول [[عذاب]] و [[سخط]] خداوند است. اما درمان عملی، در پنهان‌ کردن [[عبادات]] است تا [[قلب]] به اطلاع [[خداوند]] بر [[عبادات]] او قانع شود و طلب اطلاع غیر نداشته باشد<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۷–۲۳۰؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۷۰–۱۸۱؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۷–۴۱۳.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ ـ ۲۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']]
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|ریا]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴''']]
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۸: خط ۶۲:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:ریا]]
[[رده:رذایل اخلاقی]]
[[رده:رذایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
{{ارزش‌های اجتماعی}}
{{ارزش‌های اجتماعی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۷

«ریا» در لغت به‌معنای نشان‌دادن و نمایاندن و در اصطلاح علم اخلاق، خودنمایی با انگیزه طلب جاه و منزلت در قلوب مردم با عبادت یا غیر عبادت است. ریا از صفات ناپسندی است که فطرت انسانی از آن گریزان است. علمای اخلاق، ریا را از صفات رذیله‌ای دانسته‌اند که از غلبه هوا و ضعف نفس نشئت می‌گیرد. ریا اقسامی دارد مانند: ریا در عبادات واجب و مستحب؛ ریا در خصلت‌های پسندیده و غیره. در آیات و روایات ریا سبب از بین رفتن عمل و ریاکار لعن شده، شایسته عذاب شدید دانسته شده‌ است. راه رهایی از ریا و نفاق، اخلاص در باطن و خشوع قلبی دانسته شده است.

معناشناسی

«ریا» به معنای نشان‌دادن و نمایاندن است[۱]. در اصطلاح علم اخلاق، خودنمایی با انگیزه طلب جاه و منزلت در قلوب مردم با عبادت یا غیر عبادت است[۲]؛ مانند نیک جلوه‌دادن خود یا اظهار خصوصیاتی که بیانگر خصلت‌های نیکو باشد[۳].

از واژه‌های مرتبط با ریا، «سُمعه» است که نوعی ریای شنیداری شمرده می‌شود؛ زیرا در ریا شخص اعمال نیک خود را در معرض دیدن دیگران قرار می‌دهد تا آنها به حسن فاعل اعتقاد پیدا کنند، ولی در «سمعه» هدف آن است که دیگران بشنوند و فاعل فعل را به نیکی بشناسند و ستایش کنند[۴]. ریا ضد اخلاص است[۵]و اخلاص به معنای پاک‌ کردن نیت[۶] یا عمل، از هر گونه آمیختگی و شوائب[۷] است و اخلاص در عبادت به معنای پاک بودن آن از آمیختگی‌های دنیا و بهره‌های نفس است؛ مانند عبادت برای رسیدن به مال یا برای مدح دیگران (ریا)[۸].[۹]

پیشینه

ریا از صفات ناپسندی است که فطرت انسانی از آن گریزان است. در ادیان الهی ریاکاران، تنها[۱۰] و خوشی آنان لحظه‌ای[۱۱] دانسته شده است و انسان‌ها را در اعمال نیک چون عبادت، صدقه و روزه از ریاکردن برحذر داشته‌اند[۱۲]. قرآن کریم نیز در موارد چندی به نکوهش ریا پرداخته ﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ[۱۳] مسلمانان را از این صفت ناپسند پرهیز داده، آن را صفت منافقان[۱۴] معرفی کرده‌ است. در روایات نیز ریا از اقسام شرک دانسته شده، کسی که عملی را برای خوشایند مردم انجام دهد، فاقد شایستگی ثواب از ناحیه خداوند شمرده شده است[۱۵]. در این روایات تصریح شده‌ است تنها اعمالی که با اخلاص همراه باشند مورد قبول خداوند واقع می‌شوند[۱۶].

علمای اخلاق، ریا را از صفات رذیله‌ای دانسته‌اند که از غلبه هوا و ضعف نفس نشئت می‌گیرد[۱۷] و آن را در قسم مهلکات اخلاق بحث کرده‌اند[۱۸]. در میان اندیشمندان، حارث‌ بن‌اسد محاسبی؛ عالم اخلاقی متأثر از اهل بیت(ع) از جمله نخستین کسانی است که این موضوع را در «الرعایة لحقوق الله»[۱۹] بحث کرده‌ است. پس از او غزالی با بهره‌گیری از کتاب محاسبی، باب مستقلی به ریا اختصاص داده، به‌تفصیل به بیان آثار و اقسام آن پرداخته‌ است[۲۰]. این بحث در کتاب‌های اخلاقی چون المحجة البیضاء[۲۱]، جامع السعادات[۲۲]و معراج السعاده[۲۳]تکمیل شد. فقها از ریا به عنوان شرک به خدا[۲۴]و گناه کبیره[۲۵] یاد کرده، در کتاب‌های خود به بررسی احکام آن پرداخته‌اند[۲۶].

احادیثی درباره ریا

برخی از احادیثی از ائمه(ع) درباره ریا وارد شده عبارت است از:

  1. امام صادق(ع) در مسجد به عبّاد بن کثیر فرمودند: "وای بر تو ای عبّاد! از ریاء بپرهیز، چه هرکس کاری را برای غیر خدا انجام دهد، خداوند او را به همان کس که برایش انجام داده واگذار می‌کند"[۲۷].
  2. امام صادق(ع) فرمودند: "عبادات و دین خود را برای خدا خالص سازید و آن را برای مردم قرار ندهید، چه هر آنچه برای خدا باشد متعلّق به همو است، و آنچه برای مردم باشد به سوی حضرت حق بالا نخواهد رفت"[۲۸].
  3. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "فرشته، عمل بنده را در حالی که بدان شادمان است به سوی آسمان بالا می‌برد. در این حال چون کارهای پسندیده بنده را بالا می‌برد، خداوند می‌فرماید: آن را در چاه دوزخ قرار دهید، آن بنده در عملش مرا مورد نظر قرار نداده است"[۲۹]؛
  4. خداوند متعال می‌فرماید: "من بی‌نیازترین شریکان از شراکت هستم، از این رو هر کس کاری را انجام داد و در آن غیر مرا شریک ساخت من از آن کار بیزارم، بدین ترتیب آن کار مال شریک من است" [۳۰]؛
  5. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "خداوند متعال عملی را که در آن به اندازه ذره‌ای ریاء به‌کار رفته باشد، نمی‌پذیرد"[۳۱].[۳۲]

اقسام

بعضی علمای اخلاق، ریا را به ریا در امور دین و دنیا تقسیم کرده، ریا در امور دینی را نیز به ریا در عبادات و غیر عبادات تقسیم می‌کنند[۳۳]. ریا در امور عبادی سبب بطلان عمل و حرام است و در امور دنیوی گرچه امری ناپسند است، اما حرام نیست؛ مانند پوشیدن لباس نیکو برای طلب جاه نزد مردم[۳۴]. آنان به اعتبار متعلق ریا، مصادیق پرشماری برای آن ذکر کرده، همه مصادیق آن را نکوهش کرده‌اند[۳۵]. ازجمله:

  1. ریا در عبادات واجب و مستحب؛
  2. ریا در خصلت‌های پسندیده، مانند بخشندگی و شجاعت؛
  3. ریا در آثاری که بر اعمال نیکو دلالت می‌کنند؛ مانند پوشیدن لباس کهنه که دلالت بر زهد دارد یا طول‌دادن عبادت که نشانه تعبد است[۳۶].

علمای اخلاق ریا را به لحاظ مراتب، به ریای آشکار و پنهان تقسیم کرده‌اند. ریای آشکار آن است که تنها انگیزه ریاکار از انجام اعمال عبادی، ریا باشد؛ بر خلاف ریای پنهان که ریاکار قصد قربت دارد، ولی همان عمل را در خلوت، سبک‌تر به جای می‌آورد و هنگامی که مردم بر عمل او آگاهی پیدا می‌کنند، با نشاط بیشتری آن را انجام می‌دهد[۳۷].

برخی علمای اخلاق، در تقسیمی دیگر، ریا را به ریای پیش از عمل، ریای در حین عمل و ریای پس از عمل تقسیم می‌کنند. در ریای پیش از عمل، در صورتی که عمل با قصد ریا آغاز شود، سبب فساد عبادت می‌شود؛ اگرچه در اثنای عبادت از آن پشیمان شود و اگر ریا در اثنای عبادت باشد نیز سبب بطلان عبادت می‌شود. اگر ریا پس از فراغ از عمل باشد، اگر این مجرد شادمان شدن به عمل، بدون اظهار آن به غیر باشد، ضرری به عمل نمی‌زند، اما اگر آن را اظهار کند، بعید نیست ثواب عمل را باطل کند و ممکن است بر عملثواب یابد و بر ریای پس از عمل، عقاب گردد[۳۸].[۳۹]

ریشه‌های ریا

بر اساس روایت منسوب به امام صادق(ع) منشأ ریا نفاق می‌باشد؛ زیرا نفاق موافق‌ نبودن ظاهر با باطن است و ریاکننده ظاهر کار را برای خدا انجام می‌دهد، ولی قصدش اظهار عمل است[۴۰]. علمای اخلاق، به علت‌های مختلف ریاورزی اشاره کرده‌اند؛ از جمله رسیدن به جاه و مقام دنیایی، ترس از آشکارشدن فقر یا ترس از متهم‌شدن به سستی و تنبلی، ترس از دیگران و حقیر شمرده‌شدن توسط دیگران[۴۱].[۴۲]

نشانه‌های ریا

در روایتی از امیرمؤمنان علی(ع) برای ریاکار سه نشانه ذکر شده‌است:

  1. وقتی مردم را می‌بیند، در عبادت نشاط می‌یابد.
  2. هنگام خلوت کسل است.
  3. دوست دارد مردم در تمام امور او را بستایند[۴۳].

بعضی از علمای اخلاق معتقدند شاد شدن فرد در صورت آشکار شدن عملش نزد دیگران، از نشانه‌های ریای خفی است؛ اگرچه هر گونه شاد شدن انسان از آشکار گشتن کارهای نیک، حکم ریا ندارد؛ برای مثال شادی در جایی که بدون اراده شخص آشکار شود یا از ظهور عملی که سبب هدایت دیگران شده‌است، به دست آید[۴۴].[۴۵]

پیامدهای ریا

قرآن کریم، ریا را سبب از بین رفتن عمل دانسته[۴۶] آن را از جمله اعمالی می‌داند که شخص به واسطه آن، قرین و همراه شیطان می‌گردد[۴۷]. در روایات نیز بر پذیرفته نشدن عمل ریاکار توسط خداوند تأکید شده، ریاکار لعن شده، شایسته عذاب شدید دانسته شده‌ است[۴۸]. در روایات دیگری، علم‌آموزی از روی ریا و سمعه ـ که در آن فرد طالب دنیا باشد ـ سبب سلب برکت از او، تنگ‌شدن معیشت و واگذاری به خود شمرده شده‌است[۴۹]. علمای اخلاق، ریا را از آفات بزرگ دل شمرده‌اند[۵۰] که منجر به برخی گناهان بزرگ می‌شود[۵۱]؛ چنان‌که گاهی نیز انسان به واسطه اجتناب از ریا، عمل را ترک می‌کند که این، امری ناپسند و ازجمله وسوسه‌های شیطان است[۵۲].

از دیدگاه فقهی نیز ریا آثاری دارد: فقها ریا را در اجزای واجب عبادت، موجب بطلان آن می‌دانند[۵۳]؛ اما در اجزای مستحب، میان فقها اختلاف وجود دارد[۵۴].[۵۵]

راه‌های رهایی

در بعضی روایات، راه رهایی از ریا و نفاق، اخلاص در باطن و خشوع قلبی دانسته شده است که اگر شخص خود را با به‌کاربردن تمام تلاش، مقصر ببیند و از مسیر شکرگزاری تجاوز نکند و بر این حال استقامت ورزد، می‌تواند به رهایی از ریا و نفاق امید داشته باشد[۵۶]. علمای اخلاق برای درمان ریا، دو راه علمی و عملی ارائه داده‌اند. درمان علمی ریا، در توجه به مفاسد ریا، از جمله از دست‌ دادن توفیق الهی، صلاح قلب، مقام و منزلت نزد خداوند و نیز حصول عذاب و سخط خداوند است. اما درمان عملی، در پنهان‌ کردن عبادات است تا قلب به اطلاع خداوند بر عبادات او قانع شود و طلب اطلاع غیر نداشته باشد[۵۷].[۵۸]

منابع

پانویس

  1. جوهری، الصحاح، ۶/۲۳۴۸؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۲۴۷.
  2. فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۵۲.
  3. غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷ و ۴۷۳؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.
  4. امام خمینی، چهل حدیث، ۵۸؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۱۲۹، ۲۷۶ و ۱۰/۴۱۲.
  5. ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۸۹.
  6. نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۱۳.
  7. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۱۸۳–۱۸۴.
  8. نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۱۱۷.
  9. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ ـ ۲۴؛ حسینی، سید سعید، ریا، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴، ص ۱۹۵.
  10. کتاب مقدس، ایوب، ب۱۵، ۳۴.
  11. کتاب مقدس، ایوب، ب۲۰، ۵.
  12. کتاب مقدس، متی، ب۶، ۲–۱۶، کتاب مقدس، مرقس، ب۱۲، ۴۰، کتاب مقدس، لوقا، ب۱۲، ۱.
  13. «پس وای بر (آن) نمازگزاران» سوره ماعون، آیه ۴.
  14. سوره نساء، آیه ۱۴۲.
  15. کلینی، الکافی، ۲/۲۹۳.
  16. مجلسی، بحار الانوار، ۶۹/۲۶۵.
  17. مکی، قوت القلوب فی معاملة المحبوب، ۱/۱۱۵.
  18. فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۰۶.
  19. محاسبی، الرعایة لحقوق الله، ۱۹۹.
  20. غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷.
  21. فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۳۸–۲۱۰.
  22. نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.
  23. نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۳.
  24. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲/۹۸؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره(ع)، ۲/۱۸۲.
  25. نایینی، کتاب الصلاة، ۲/۳۸.
  26. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
  27. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ لِعَبَّادِ بْنِ كَثِيرٍ الْبَصْرِيِّ فِي الْمَسْجِدِ وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ إِيَّاكَ وَ الرِّيَاءَ فَإِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى مَنْ عَمِلَ لَهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۹۳.
  28. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ‌ اجْعَلُوا أَمْرَكُمْ هَذَا لِلَّهِ وَ لَا تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّهُ مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا كَانَ لِلنَّاسِ فَلَا يَصْعَدُ إِلَى اللَّهِ‌»؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۹۳.
  29. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ النَّبِيُّ(ص)‌ إِنَّ الْمَلَكَ لَيَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ‌ فَإِذَا صَعِدَ بِحَسَنَاتِهِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اجْعَلُوهَا فِي سِجِّينٍ‌ إِنَّهُ لَيْسَ إِيَّايَ أَرَادَ بِهَا»؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۹۴.
  30. «عَنِ النَّبِيِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا أَغْنَى الشُّرَكَاءِ عَنِ الشِّرْكِ فَمَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَكَ فِيهِ غَيْرِي فَأَنَا مِنْهُ بَرِي‌ءٌ فَهُوَ لِلَّذِي أَشْرَكَ»؛ بحار الأنوار، ج۶۹، ص۲۸۲.
  31. «قَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌(ص)‌ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يَقْبَلُ‌ عَمَلًا فِيهِ‌ مِثْقَالُ‌ ذَرَّةٍ مِنْ رِئَاءٍ»؛ بحار الأنوار، ج۶۹، ص۳۰۴.
  32. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۳، ص۲۹۵-۲۹۹.
  33. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۱۶–۱۱۷.
  34. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۲۱.
  35. نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۷–۶۲۲.
  36. غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۱۲–۲۱۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۰–۳۹۲.
  37. فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۲؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۰–۴۰۱.
  38. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۳۳–۱۳۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۵–۱۷۰.
  39. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ ـ ۲۴.
  40. منسوب به امام صادق(ع)، مصباح الشریعه، ۳۲.
  41. نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۹–۴۰۰.
  42. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
  43. کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.
  44. غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۲–۲۲۴.
  45. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
  46. سوره بقره، آیه ۲۶۴.
  47. سوره نساء، آیه ۳۸.
  48. کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.
  49. طبرسی، مکارم الاخلاق، ۴۵۱.
  50. غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۴۴.
  51. فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۱/۱۰۶.
  52. ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۹۳.
  53. عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ۶/۶۳۲.
  54. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۹/۱۸۷.
  55. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ – ۲۴.
  56. منسوب به امام صادق(ع)، مصباح الشریعه، ۳۳.
  57. غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۷–۲۳۰؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۷۰–۱۸۱؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۷–۴۱۳.
  58. طلوع، معصومه، مقاله «ریا»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۱۸ ـ ۲۴.