ریا در سبک زندگی اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا[۱].

ریا، سُمعه، تزویر، نفاق، تظاهر، دورویی، دغل‌کاری، تقلب، نیرنگ، دستان، تلبیس، زَرق، سالوسی، رنگارنگی، زُهد فروشی، دلق پوشی، مقدس نمایی و ده‌ها عبارت کنایی و استعاری دیگر، حاکی از نفوذ وسیع این بلیه عظیم اخلاقی در عمق جان جامعه ماست. چه بسیارند زاهدان ریایی و دین فروشانی که در لباس متقین، کالای دروغین خود را به چندین برابر نوع راستین، به چشمان مردم می‌‌فروشند. این گرگان میش نما، مشرکانی در لباس موحدانند. خدایشان دینار و دلار است و بس. چنان‌که پیامبر اکرم می‌فرمودند: «كُلُّ دِرْهَمٍ عِنْدَهُمْ صَنَمٌ»؛ هر درهمی در نزدشان بتی است.

پیشوایان ما همان‌سان که پیروانشان را به راستگویی و اخلاص فراخوانده‌اند، بسیار بیشتر، از دروغگویی و تزویر منع کرده‌اند. فاطمه زهرا(س) به اخلاص توجه خاصی مبذول می‌فرمود. لقمان حکیم در پندهای گرانمایه خویش به فرزندش، او را از شرک برحذر می‌‌داشت ﴿وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ[۲]؛ امام علی(ع) می‌‌فرمایند: «بدانید که ریاکاری و تظاهر هرچند هم کم باشد شرک است»[۳]. امام صادق(ع) فرمود: «إِنَّ كُلَّ رِيَاءٍ شِرْكٌ» «هر نوع ریایی شرک است»[۴]. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده‌اند: «من بر امتم از شرک می‌هراسم، البته نه از بت‌پرستی یا خورشید و ماه پرستی، بلکه از ریاکاری در اعمالشان»[۵]. همچنین آن بزرگوار فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبَلُ عَمَلًا فِيهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ رِيَاءٍ»[۶]؛ خداوند عملی را که در آن ذره‌ای تزویر باشد نمی‌پذیرد. به نقل از ایشان در روز رستاخیز خداوند برخی از شهیدان را روانه دوزخ می‌کند و در برابر اعتراض آنان می‌‌فرماید: «شما برای این به میدان جنگ رفتید که دیگران شجاعتتان را بستایند»[۷].

وقتی که جلب رضایت بندگان بر خرسندی خداوند پیشی می‌‌گیرد. وقتی که طمع بیش دانی و بیش داری، جای فرمان خدا را می‌‌گیرد. وقتی که تعلّق به مُلک و مِلک بر جای پیوند با مَلِک هستی می‌نشیند. وقتی که کارها به جای «قربة إلی الله»بودن، برای مراعات خاطر این و آن به انجام می‌‌رسد[۸]؛ ما نیز به صف مشرکان می‌پیوندیم.

از گفتار معصومین(ع) برمی‌‌آید که ریاکاری بزرگ‌ترین گناهی است که باعث حبط اعمال می‌شود و مؤمنان را به خاک سیاه می‌نشاند و به دوزخ می‌کشاند. ای بسا مسلمان ریاکاری که از کافر صادق، نگون‌بخت‌تر باشد.

شاید کمتر کسی در میان ایرانیان چنین مردانه و با تمام توان خویش به مصاف ریاکاران رفته باشد. همان بلیّه‌ای که از یک سو عوام را می‌‌فریبد و مجال جولان نااهلان را آماده می‌کند و از سوی دیگر زمینه را برای زمین‌گیر شدن اهل دانش و کرامت فراهم می‌سازد.

شاید یکی از رموز نفوذ سخن حافظ شیرین سخن در میان منتقدان اجتماعی، همین ویژگی منحصر به فرد اوست. او معتقد است که وقتی دغل‌کاران غالب می‌‌شوند، همه چیز واژگون می‌گردد؛ گناهان بزرگ بسیار حقیر شمرده می‌‌شوند و خطاهای کوچک و قابل گذشت بسیار عظیم و نابخشودنی در نظر می‌‌آیند.

به راستی وقتی که در جامعه‌ای، مردمان به جای هوای پاکِ راستی و اخلاص، از سمّ دروغ و دورویی تنفس می‌کنند، دیگر هیچ جان و ایمانی از گزند این جریان هلاکت خیز در امان نمی‌ماند.

غزالی می‌گوید: رسول(ص) گفت: بر امت خویش از هیچ چیز چنان نمی‌ترسم که از شرک کِهین. گفتند: آن چیست یا رسول؟ گفت: آن ریا[۹]. امام علی(ع) فرمود: ریاکار چهار نشانه دارد، اوّل: وقتی که تنهاست، در عمل با نشاط نیست. دوم: وقتی که در منظر دیگران است با نشاط است. سوم: وقتی که او را بستایند، کارش را درست به انجام می‌رساند. چهارم: اگر او را نستایند، کم کاری می‌کند[۱۰]. بر این اساس مهم‌ترین نشانه‌های وجود تزویر در یک جامعه، میزان رواج مداحی و چاپلوسی در سطح گفتار و رفتار، و کم کاری و عدم اهتمام به کیفیت است. کارها و مصنوعات، در سطح کردار فردی و جمعی است.

در جامعه پر تزویر، کالاهای تقلبی در همه زمینه‌ها، عرصه را بر کالاهای اصیل تنگ می‌‌سازد. در هر قوم و ملتی که تقلب زیاد است، بیماری تزویر ماندگارتر است. مثلاً اگر در بازار مسلمانان کالاهای خودی مرغوب‌تر از کالاهای اصیل بیگانگان باشد، می‌‌توان گفت که جامعه ما نیز به سوی راستی و درستکاری پیش می‌رود و فرهنگ ما نیز بر اساس درستی استوار است. اما اگر کالاهای تقلبی در جامعه ما به وفور فراگیر گردد. همین خود نشانه انحطاط فرهنگی هم هست. در جامعه‌ای که دروغ و دغل زیاد شد، فرهنگ و اقتصاد و سیاست و اخلاق نیز آمیخته به این رذائل می‌گردد.

در بازار متقلبان شعار این است که: «حق با مشتری است» اما در عمل، هر کاسبی مشتری را طعمه‌ای می‌داند که او را به هر ترفندی باید شکار کرد. اگر شد با دروغ، وگرنه با چرب زبانی و ستایش و هر وسیله دیگری باید که جیب او را به نفع خود مصادره نمود؛ زیرا در نظر چنین مشرکانی، هیچ چشم پنهانی بر اعمال و رفتار آدمیان نظارت نمی‌کند. مزوّران گفتارشان زیبا و افکارشان پلید است. به نقل امام علی(ع): «گروهی هستند که با اعمال آخرت دنیا را می‌‌طلبند و با اعمال دنیا در پی کسب مقام‌های معنوی آخرت نیستند. اینان خود را کوچک و متواضع می‌نمایانند. گام‌هایشان را ریاکارانه و کوتاه برمی‌‌دارند، دامنشان را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعی می‌‌آرایند و پوشش الهی را وسیله نفاق و دورویی و دنیا‌طلبی قرار می‌دهند»[۱۱].

رسول اکرم(ص) فرمود: «خداوند بهشت را بر هر ریاکاری حرام کرده است»[۱۲]. خداوند سبحان در آیه ۴۷ سوره انفال، مسلمانان را از ریاکاری برحذر داشت و نیز در آغاز سوره صف فرمود: «چرا حرفی می‌زنید که خودتان آن را به کار نمی‌بندید. این خدا را به خشم می‌آورد». (صف، ۲و۳). اگر کسی با شعار عدالت بر مردم ستم کند، این ظلمی است مضاعف. اگر کسی از منجنیقی با نام دین به سوی خانه دل مردمان بی‌گناه آتش افکنَد، او مزوّری است که به جنگ با خداوند برخاسته است ولو آنکه پیشانی‌اش در اثر عبادت پینه بسته و پیوسته اذکار مقدس بر زبانش جاری باشد.

وقتی که راستی جای خود را به دروغ می‌دهد، و تزویر جانشین صفا و خلوص می‌شود، آنگاه در سطح مدیریت جامعه هم، استبداد و زورگویی و زر و زورپرستی جای عدالت و انصاف و خداپرستی را اشغال می‌کند. از این پس، ظلم و فساد، در سطح جامعه منتشر می‌شود و سنت پلید تزویر، ستون پایه اصلی زندگانی مردمان می‌گردد. آنگاه دیگر کسی بدون نیرنگ، توانایی ادامه حیات ندارد؛ لذا قاعده: «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش» شرط بقا می‌‌شود. یعنی همه باید دروغ بگویند و یکدیگر را فریب دهند تا اموراتشان بگذرد. در این میان معدود بندگان بی‌پناه خدا که حاضر نیستند تن به فرهنگ سالوسی بسپارند، باید در میان شعله‌های آتش این دوزخ، روزگار بگذرانند و دم برنیاورند. مردم بر این باورند که چنین کسانی زرنگ نیستند و آنان را در زمره ابلهان می‌‌شمارند و مورد تمسخر قرار می‌دهند و به عقب‌ماندگی متهم می‌‌کنند.

شاید از همین‌رو پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده باشد: «أَكْثَرُ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْبُلْهُ»[۱۳]؛ بیشتر اهل بهشت ابلهانند[۱۴].

خداوندا! وجود ما و اندیشه و جان امت محمد(ص) را از گزند این بلای هولناک در امان بدار و ما را به راه راستی و درستی و اخلاص هدایت کن[۱۵].[۱۶]

منابع

پانویس

  1. «بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.
  2. «و (یاد کن) آنگاه را که لقمان به پسرش- در حالی که بدو اندرز می‌داد- گفت: پسرکم! به خداوند شرک مورز که شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.
  3. نهج‌البلاغه، خطبه ۸۶.
  4. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۱۷.
  5. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۱۹.
  6. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۱۷.
  7. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۲۰.
  8. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۷۶.
  9. کیمیای سعادت، ج۲، ص۲۰۸.
  10. میزان‌الحکمه، ج۲، ص۱۰۲۰.
  11. نهج‌البلاغه، خطبة ٣٢.
  12. میزان‌الحکمه، ج۲، ص۱۰۲۲.
  13. اگر این سخن پیامبر(ص) را چنین توجیه نکنیم در مقام ارزیابی آن با میزان قرآن باید در صحت انتسابش به پیامبر(ص) تردید کرد؛ زیرا قرآن مسلمانان را به تدبر، تفکر، تعقل، دانش‌اندوزی و دقت نظر در تمام پدیده‌های هستی دعوت کرده است و می‌‌فرماید: ﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ [«از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او می‌هراسند» سوره فاطر، آیه ۲۸] و می‌فرماید: ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ [«آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹].
  14. أمالی المرتضی، غرر الفوائد و درر القلائد، ج۱، ص۶۴.
  15. ر.ک: چاپلوسی؛ دروغگویی.
  16. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۱۲۴.