مکتب حدیثی بغداد: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حدیث | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
{{ولایت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مکتب حدیثی بغداد در قرآن]] | [[مکتب حدیثی بغداد در حدیث]] | [[مکتب حدیثی بغداد در کلام اسلامی]] | [[مکتب حدیثی بغداد در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[مکتب حدیثی بغداد (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


== مقدمه ==
[[علم]] [[حدیث]] در [[بغداد]] رونقی ویژه داشته است. یکی از [[دلایل]] آن می‌تواند تعامل [[دانشمندان]] [[شیعی]] [[بغداد]] با [[محدثان]] [[قم]] باشد. به گزارش [[تاریخ]]، [[شیخ صدوق]] دو بار در سال‌های ۳۵۲<ref>گروهی از نویسندگان، مقدمۀ کتاب الهدایة فی الاصول و الفروع، ص۱۱۱.</ref> و ۳۵۵ قمری به [[بغداد]] [[مسافرت]] کرده است.<ref>احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ص۳۸۹.</ref> [[کلینی]] نیز کتاب خود را در [[بغداد]] عرضه کرد و در همان جا اقامت گزید و از [[دنیا]] رفت.<ref>همان، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref> افزون بر آن، [[محدثان]] دیگری نیز از [[ری]] به [[بغداد]] آمدند و در آنجا ساکن شدند.<ref>ر.ک: زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی، «تعامل مکتب حدیثی قم و بغداد»، علوم حدیث، ش۴۴، ۱۳۸۶، ص۱۲۸.</ref> همچنین [[دانشمندان]] [[بغداد]] گاه پرسش‌هایی از [[محدثان]] [[قم]] می‌کردند و [[محدثان]] [[قم]] نیز پاسخ‌های خود را به صورت مکتوب می‌نوشتند. این مدعا با توجه به برخی آثار [[شیخ صدوق]] مانند الرساله الثانیه الى [[اهل]] [[بغداد]] فی معنى [[شهر]] [[رمضان]] روشن می‌شود. ضمن آنکه در ذیل آثار [[شیخ طوسی]] کتاب‌هایی مانند المسائل الرازیه و المسائل القمیه دیده می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن حسن طوسی، الفهرست، ص۱۶۱؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، معالم العلماء، ص۱۱۵؛ محمدحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج۲۰، ص۳۶۳.</ref> که نشان‌دهندۀ دادوستدهای [[علمی]] [[قم]] و [[بغداد]] است.


==مقدمه==
تمام این شواهد بیانگر آن است که [[متکلمان]] [[مکتب]] [[بغداد]]، با [[منابع حدیثی]] آشنا بودند، به‌گونه‌ای که به [[نقل]] [[نجاشی]] [[کتاب کافی]] بسیار مورد توجه [[اصحاب]] [[امامیه]] در [[بغداد]] بود و ایشان آن را مطالعه می‌کردند.<ref>احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ص۳۷۷.</ref> افزون بر آن، [[شیخ مفید]] نیز به بزرگی از [[کتاب کافی]] یاد کرده، و آن را از بزرگ‌ترین کتاب‌های [[شیعه]] دانسته است<ref>محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تصحیح الاعتقاد، ص۷۰.</ref>.
[[علم حدیث]] در [[بغداد]] رونقی ویژه داشته است. یکی از [[دلایل]] آن می‌تواند تعامل [[دانشمندان]] [[شیعی]] [[بغداد]] با [[محدثان]] [[قم]] باشد. به گزارش [[تاریخ]]، [[شیخ صدوق]] دو بار در سال‌های ۳۵۲<ref>گروهی از نویسندگان، مقدمۀ کتاب الهدایة فی الاصول و الفروع، ص۱۱۱.</ref> و ۳۵۵ قمری به [[بغداد]] [[مسافرت]] کرده است.<ref>احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ص۳۸۹.</ref> [[کلینی]] نیز کتاب خود را در [[بغداد]] عرضه کرد و در همان جا اقامت گزید و از [[دنیا]] رفت.<ref>همان، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref> افزون بر آن، [[محدثان]] دیگری نیز از [[ری]] به [[بغداد]] آمدند و در آنجا ساکن شدند.<ref>ر.ک: زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی، «تعامل مکتب حدیثی قم و بغداد»، علوم حدیث، ش۴۴، ۱۳۸۶، ص۱۲۸.</ref> همچنین [[دانشمندان]] [[بغداد]] گاه پرسش‌هایی از [[محدثان]] [[قم]] می‌کردند و [[محدثان]] [[قم]] نیز پاسخ‌های خود را به صورت مکتوب می‌نوشتند. این مدعا با توجه به برخی آثار [[شیخ صدوق]] مانند الرساله الثانیه الى [[اهل]] [[بغداد]] فی معنى [[شهر]] [[رمضان]] روشن می‌شود. ضمن آنکه در ذیل آثار [[شیخ طوسی]] کتاب‌هایی مانند المسائل الرازیه و المسائل القمیه دیده می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن حسن طوسی، الفهرست، ص۱۶۱؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، معالم العلماء، ص۱۱۵؛ محمدحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج۲۰، ص۳۶۳.</ref> که نشان‌دهندۀ دادوستدهای [[علمی]] [[قم]] و [[بغداد]] است.


تمام این شواهد بیانگر آن است که [[متکلمان]] [[مکتب]] [[بغداد]]، با [[منابع حدیثی]] آشنا بودند، به‌گونه‌ای که به [[نقل]] [[نجاشی]] [[کتاب کافی]] بسیار مورد توجه [[اصحاب]] [[امامیه]] در [[بغداد]] بود و ایشان آن را مطالعه می‌کردند.<ref>احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ص۳۷۷.</ref> افزون بر آن، [[شیخ مفید]] نیز به بزرگی از [[کتاب کافی]] یاد کرده، و آن را از بزرگ‌ترین کتاب‌های [[شیعه]] دانسته است.<ref>محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تصحیح الاعتقاد، ص۷۰.</ref>
البته طبیعی است که مقدار استفاده از [[احادیث]] از سوی [[عالمان]] امامی [[بغداد]] متفاوت با شهری همچون [[قم]] باشد؛ چراکه [[قم]] شهری [[شیعی]] بود و در آنجا هماوردی برای خود نمی‌دید، درحالی‌که [[بغداد]] مرکز تجمع [[دانشمندان]] مختلف بود و امکان [[پذیرش]] یا طرح هر [[حدیثی]] در آنجا وجود نداشت؛ ازاین‌رو [[علم رجال]] نیز پا به عرصۀ وجود گذاشت و بغدادیون با [[نگارش]] آثار مستقل رجالی از سوی [[نجاشی]]، [[ابن غضائری]] و [[شیخ طوسی]] در [[قرن پنجم]] [[هجری]] عملاً [[مخالفت]] خود را با [[پذیرش]] هر [[حدیثی]] اعلام کردند که در این میان، [[ابن غضائری]] [[شهرت]] بیشتری در سخت‌گیری نسبت به توثیق [[راویان حدیث]] داشت<ref>ر.ک: زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی، «تعامل مکتب حدیثی قم و بغداد»، علوم حدیث، ش۴۴، ۱۳۸۶، ص۱۳۲-۱۳۸.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص۵۰۱.</ref>
البته طبیعی است که مقدار استفاده از [[احادیث]] از سوی [[عالمان]] امامی [[بغداد]] متفاوت با شهری همچون [[قم]] باشد؛ چراکه [[قم]] شهری [[شیعی]] بود و در آنجا هماوردی برای خود نمی‌دید، درحالی‌که [[بغداد]] مرکز تجمع [[دانشمندان]] مختلف بود و امکان [[پذیرش]] یا طرح هر [[حدیثی]] در آنجا وجود نداشت؛ ازاین‌رو [[علم رجال]] نیز پا به عرصۀ وجود گذاشت و بغدادیون با [[نگارش]] آثار مستقل رجالی از سوی [[نجاشی]]، [[ابن غضائری]] و [[شیخ طوسی]] در [[قرن پنجم]] [[هجری]] عملاً [[مخالفت]] خود را با [[پذیرش]] هر [[حدیثی]] اعلام کردند که در این میان، [[ابن غضائری]] [[شهرت]] بیشتری در سخت‌گیری نسبت به توثیق [[راویان حدیث]] داشت.<ref>ر.ک: زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی، «تعامل مکتب حدیثی قم و بغداد»، علوم حدیث، ش۴۴، ۱۳۸۶، ص۱۳۲-۱۳۸.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۵۰۱.</ref>


== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']]
{{پایان منابع}}


== جستارهای وابسته ==
== پانویس ==
{{پانویس}}


 
[[رده:مکاتب حدیثی]]
==منابع==
* [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']]
 
==پانویس==
{{پانویس2}}
[[رده:بررسی انطباق شئون امامت]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۵۲

مقدمه

علم حدیث در بغداد رونقی ویژه داشته است. یکی از دلایل آن می‌تواند تعامل دانشمندان شیعی بغداد با محدثان قم باشد. به گزارش تاریخ، شیخ صدوق دو بار در سال‌های ۳۵۲[۱] و ۳۵۵ قمری به بغداد مسافرت کرده است.[۲] کلینی نیز کتاب خود را در بغداد عرضه کرد و در همان جا اقامت گزید و از دنیا رفت.[۳] افزون بر آن، محدثان دیگری نیز از ری به بغداد آمدند و در آنجا ساکن شدند.[۴] همچنین دانشمندان بغداد گاه پرسش‌هایی از محدثان قم می‌کردند و محدثان قم نیز پاسخ‌های خود را به صورت مکتوب می‌نوشتند. این مدعا با توجه به برخی آثار شیخ صدوق مانند الرساله الثانیه الى اهل بغداد فی معنى شهر رمضان روشن می‌شود. ضمن آنکه در ذیل آثار شیخ طوسی کتاب‌هایی مانند المسائل الرازیه و المسائل القمیه دیده می‌شود[۵] که نشان‌دهندۀ دادوستدهای علمی قم و بغداد است.

تمام این شواهد بیانگر آن است که متکلمان مکتب بغداد، با منابع حدیثی آشنا بودند، به‌گونه‌ای که به نقل نجاشی کتاب کافی بسیار مورد توجه اصحاب امامیه در بغداد بود و ایشان آن را مطالعه می‌کردند.[۶] افزون بر آن، شیخ مفید نیز به بزرگی از کتاب کافی یاد کرده، و آن را از بزرگ‌ترین کتاب‌های شیعه دانسته است[۷].

البته طبیعی است که مقدار استفاده از احادیث از سوی عالمان امامی بغداد متفاوت با شهری همچون قم باشد؛ چراکه قم شهری شیعی بود و در آنجا هماوردی برای خود نمی‌دید، درحالی‌که بغداد مرکز تجمع دانشمندان مختلف بود و امکان پذیرش یا طرح هر حدیثی در آنجا وجود نداشت؛ ازاین‌رو علم رجال نیز پا به عرصۀ وجود گذاشت و بغدادیون با نگارش آثار مستقل رجالی از سوی نجاشی، ابن غضائری و شیخ طوسی در قرن پنجم هجری عملاً مخالفت خود را با پذیرش هر حدیثی اعلام کردند که در این میان، ابن غضائری شهرت بیشتری در سخت‌گیری نسبت به توثیق راویان حدیث داشت[۸].[۹]

منابع

پانویس

  1. گروهی از نویسندگان، مقدمۀ کتاب الهدایة فی الاصول و الفروع، ص۱۱۱.
  2. احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ص۳۸۹.
  3. همان، ص۳۷۷-۳۷۸.
  4. ر.ک: زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی، «تعامل مکتب حدیثی قم و بغداد»، علوم حدیث، ش۴۴، ۱۳۸۶، ص۱۲۸.
  5. ر.ک: محمد بن حسن طوسی، الفهرست، ص۱۶۱؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، معالم العلماء، ص۱۱۵؛ محمدحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج۲۰، ص۳۶۳.
  6. احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ص۳۷۷.
  7. محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تصحیح الاعتقاد، ص۷۰.
  8. ر.ک: زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی، «تعامل مکتب حدیثی قم و بغداد»، علوم حدیث، ش۴۴، ۱۳۸۶، ص۱۳۲-۱۳۸.
  9. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص۵۰۱.