جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
'''استعمار''' بهمعنای آباد کردن است اما در اصطلاح [[سیاسی]] رایج بهانهای برای سلطهجویی از کشورهای [[ضعیف]] شده است، هر چند در [[قرآن کریم]] نیز به معنای [[عمران]] و [[آبادانی]] به کار رفته است. | '''استعمار''' بهمعنای آباد کردن است اما در اصطلاح [[سیاسی]] رایج بهانهای برای سلطهجویی از کشورهای [[ضعیف]] شده است، هر چند در [[قرآن کریم]] نیز به معنای [[عمران]] و [[آبادانی]] به کار رفته است. | ||
==مفهومشناسی== | == مفهومشناسی == | ||
استعمار در لغت بهمعنای آباد کردن [[زمین]] (تداوم [[حیات]] به کشت و زراعت و غیر آن)<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۲۱۹.</ref>، ایجاد عمارت و آبادی و آبادگری است. اصل آن "عمارت" به معنای آباد در مقابل خراب است<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۶۰۱. بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۰۷.</ref>. | استعمار در لغت بهمعنای آباد کردن [[زمین]] (تداوم [[حیات]] به کشت و زراعت و غیر آن)<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۲۱۹.</ref>، ایجاد عمارت و آبادی و آبادگری است. اصل آن "عمارت" به معنای آباد در مقابل خراب است<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۶۰۱. بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۰۷.</ref>. | ||
اما استعمار در [[فرهنگ]] [[سیاسی]]، برخلاف معنای لغوی آن بهانهای برای سلطه طلبی و تاراج [[ثروت]] و امکانات ملتهای ضعیف و کشورهای کوچک از سوی دولتهای بزرگ و قدرتمند شد که به بهانه ایجاد [[عمران]] و آبادی و کمک به [[ملتها]] و دولتهای ضعیف، در سرزمین آنها استقرار یافته، سپس با تحکیم [[سلطه]] خود به [[سودجویی]] از منابع طبیعی و بهرهکشی از [[مردم]] آن میپرداختند<ref>علیاکبر آقابخشی و مینو افشاریراد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۶۹-۷۰.</ref><ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۸۳؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۷.</ref> | اما استعمار در [[فرهنگ]] [[سیاسی]]، برخلاف معنای لغوی آن بهانهای برای سلطه طلبی و تاراج [[ثروت]] و امکانات ملتهای ضعیف و کشورهای کوچک از سوی دولتهای بزرگ و قدرتمند شد که به بهانه ایجاد [[عمران]] و آبادی و کمک به [[ملتها]] و دولتهای ضعیف، در سرزمین آنها استقرار یافته، سپس با تحکیم [[سلطه]] خود به [[سودجویی]] از منابع طبیعی و بهرهکشی از [[مردم]] آن میپرداختند<ref>علیاکبر آقابخشی و مینو افشاریراد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۶۹-۷۰.</ref><ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۸۳؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۷.</ref> | ||
==استعمار در قرآن== | == استعمار در قرآن == | ||
استعمار در [[قرآن کریم]] صفت [[نیکو]] و پسندیدهای برای [[عمل]] [[انسان]] در [[آبادانی]] و [[سازندگی]] در روی [[زمین]] و انتفاع از فواید و نتایج آن است<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۳۰۹-۳۱۰.</ref>. {{متن قرآن|هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. آبادیهای بزرگ، [[شهرها]] و عمارتهای [[عظیم]]، همواره در سایه نظامها، تمدنها و قدرتهای بزرگ به وجود آمدهاند. نشانههای این [[قدرت]] و [[عظمت]] هنوز هم در [[شهرها]] و قصرها و قلعههای بازمانده از این تمدنها مشهود است. | استعمار در [[قرآن کریم]] صفت [[نیکو]] و پسندیدهای برای [[عمل]] [[انسان]] در [[آبادانی]] و [[سازندگی]] در روی [[زمین]] و انتفاع از فواید و نتایج آن است<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۰، ص۳۰۹-۳۱۰.</ref>. {{متن قرآن|هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا}}<ref>«او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد» سوره هود، آیه ۶۱.</ref>. آبادیهای بزرگ، [[شهرها]] و عمارتهای [[عظیم]]، همواره در سایه نظامها، تمدنها و قدرتهای بزرگ به وجود آمدهاند. نشانههای این [[قدرت]] و [[عظمت]] هنوز هم در [[شهرها]] و قصرها و قلعههای بازمانده از این تمدنها مشهود است. | ||