نامه نانوشته: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
* نامهای که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} در روز پنجشنبهای از اواخر [[عمر]] خویش میخواست بنویسد و امر [[خلافت]] [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} را صراحتا بیان کند و فرمود: {{عربی|هلمّ، أکتب لکم کتابا لا تضلّوا بعده}}، بیاورید تا نامهای برایتان بنویسم که پس از آن [[گمراه]] نشوید. [[عمر]] با بیان اینکه [[قرآن]] هست و برای ما کافی است (حسبنا [[کتاب]] [[اللّه]]) نگذاشت [[کاغذ و قلم]] بیاورند و گفت که [[پیامبر]]، در اثر درد [[هذیان]] میگوید و... بالأخره آن [[نامه]] نوشته نشد و [[ابن عباس]] پیوسته از آن روز، با [[حسرت]] یاد میکرد که نگذاشتند [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] آنچه میخواست بنویسد. این نکته در منابع فراوانی از کتب [[شیعه]] و [[سنّی]] آمده و غیرقابل [[انکار]] است.<ref> ر.ک: «المراجعات» شرف الدین، نامه ۸۶ تحت عنوان رزّیة یوم الخمیس و منابعی که برای آن آورده است.</ref> [[هدف]] از [[نگارش]] متن مورد نظر [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]، تحکیم پایههای [[وصایت]] و [[خلافت]] [[حضرت امیر]] بود، امّا چون در حضور وی سروصدا و [[نزاع]] کردند، [[پیامبر]] رنجید و برای [[نوشتن]] آن پافشاری نکرد و از [[بیم]] بروز فتنهای دیگر دم فروبست، ولی [[تاریخ]] و آیندگان واقعیت آنچه را که آن روز [[گذشت]]، شناختند<ref>ر.ک: «فروغ ابدیت»، ج ۲، بحث «نامهای که نوشته نشد»، «امامشناسی»، علامه حسینی طهرانی، ج ۱ و «نامهای که نانوشته ماند» غلامحسین زینلی، بوستان کتاب، «الوصیّة الممنوعه» علی صادق الزبیدی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۶۸.</ref> | * نامهای که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} در روز پنجشنبهای از اواخر [[عمر]] خویش میخواست بنویسد و امر [[خلافت]] [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} را صراحتا بیان کند و فرمود: {{عربی|هلمّ، أکتب لکم کتابا لا تضلّوا بعده}}، بیاورید تا نامهای برایتان بنویسم که پس از آن [[گمراه]] نشوید. [[عمر]] با بیان اینکه [[قرآن]] هست و برای ما کافی است (حسبنا [[کتاب]] [[اللّه]]) نگذاشت [[کاغذ و قلم]] بیاورند و گفت که [[پیامبر]]، در اثر درد [[هذیان]] میگوید و... بالأخره آن [[نامه]] نوشته نشد و [[ابن عباس]] پیوسته از آن روز، با [[حسرت]] یاد میکرد که نگذاشتند [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] آنچه میخواست بنویسد. این نکته در منابع فراوانی از کتب [[شیعه]] و [[سنّی]] آمده و غیرقابل [[انکار]] است.<ref> ر. ک: «المراجعات» شرف الدین، نامه ۸۶ تحت عنوان رزّیة یوم الخمیس و منابعی که برای آن آورده است.</ref> [[هدف]] از [[نگارش]] متن مورد نظر [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]، تحکیم پایههای [[وصایت]] و [[خلافت]] [[حضرت امیر]] بود، امّا چون در حضور وی سروصدا و [[نزاع]] کردند، [[پیامبر]] رنجید و برای [[نوشتن]] آن پافشاری نکرد و از [[بیم]] بروز فتنهای دیگر دم فروبست، ولی [[تاریخ]] و آیندگان واقعیت آنچه را که آن روز [[گذشت]]، شناختند<ref>ر. ک: «فروغ ابدیت»، ج ۲، بحث «نامهای که نوشته نشد»، «امامشناسی»، علامه حسینی طهرانی، ج ۱ و «نامهای که نانوشته ماند» غلامحسین زینلی، بوستان کتاب، «الوصیّة الممنوعه» علی صادق الزبیدی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۶۸.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۵۰
مقدمه
- نامهای که رسول خدا (ص) در روز پنجشنبهای از اواخر عمر خویش میخواست بنویسد و امر خلافت حضرت علی (ع) را صراحتا بیان کند و فرمود: هلمّ، أکتب لکم کتابا لا تضلّوا بعده، بیاورید تا نامهای برایتان بنویسم که پس از آن گمراه نشوید. عمر با بیان اینکه قرآن هست و برای ما کافی است (حسبنا کتاب اللّه) نگذاشت کاغذ و قلم بیاورند و گفت که پیامبر، در اثر درد هذیان میگوید و... بالأخره آن نامه نوشته نشد و ابن عباس پیوسته از آن روز، با حسرت یاد میکرد که نگذاشتند رسول خدا آنچه میخواست بنویسد. این نکته در منابع فراوانی از کتب شیعه و سنّی آمده و غیرقابل انکار است.[۱] هدف از نگارش متن مورد نظر حضرت رسول، تحکیم پایههای وصایت و خلافت حضرت امیر بود، امّا چون در حضور وی سروصدا و نزاع کردند، پیامبر رنجید و برای نوشتن آن پافشاری نکرد و از بیم بروز فتنهای دیگر دم فروبست، ولی تاریخ و آیندگان واقعیت آنچه را که آن روز گذشت، شناختند[۲][۳]
منابع
پانویس
- ↑ ر. ک: «المراجعات» شرف الدین، نامه ۸۶ تحت عنوان رزّیة یوم الخمیس و منابعی که برای آن آورده است.
- ↑ ر. ک: «فروغ ابدیت»، ج ۲، بحث «نامهای که نوشته نشد»، «امامشناسی»، علامه حسینی طهرانی، ج ۱ و «نامهای که نانوشته ماند» غلامحسین زینلی، بوستان کتاب، «الوصیّة الممنوعه» علی صادق الزبیدی
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۶۸.