جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>این\sمدخل\sاز\sچند\sمنظر\sمتفاوت\،\sبررسی\sمیشود\:<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\...) برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| خط ۱۰: | خط ۹: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* [[علامه مجلسی]] در بحار الأنوار<ref>بحارالأنوار ج ۳۰ ص ۴۱۱ باب ۲۲</ref> بابی گشوده و مفصلا هفت نمونه از مطاعن [[ابو بکر]] را از کتب [[اهل سنت]] آورده است، مثل اینکه [[پیامبر]]، [[قرائت]] [[سورۀ برائت]] را ابتدا به [[ابوبکر]] سپرده بود، امّا از او گرفت و برعهدۀ [[امام علی|علی]]{{ع}} نهاد، یا تخلّف [[ابوبکر]] از حضور در [[سپاه اسامه]]، ماجرای [[فدک]]، [[فلته]] بودن [[بیعت]] با [[ابوبکر]]، ترک اجرای حدّ بر [[خالد بن ولید]] که [[مالک بن نویره]] را کشت و با همسرش در همان [[شب]] همبستر شد... و مفهوم و نتایج هریک از اینها و مباحثی که پیرامون آن وجود دارد. نیز باب دیگری در مطاعن [[عمر]] گشوده و نوزده [[طعن]] برای او برشمرده است،<ref>بحارالأنوار ج ۳۰، ص ۵۲۹، ادامۀ طعنها در جلد ۳۱ است و مطاعن عثمان نیز در همان جلد (ص ۱۴۹ تا ۲۵۲) است.</ref> نیز بیست [[طعن]] برای [[عثمان]] ذکر کرده است. [[ابن ابی الحدید]] نیز در [[شرح نهج البلاغه]] پس از شرح مبسوط زندگینامۀ [[عمر]]، به ده مورد از طعنها و انتقادهایی که به [[عمر]] وارد شده پرداخته و کوشیده تا از آنها جواب دهد و از [[عمر]] [[دفاع]] کند.<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۲ ص ۱۹۵</ref> [[علامه امینی]] نیز در "[[الغدیر]]" در فصلی مبسوط با عنوان {{عربی|نوادر الأثر فی علم عمر}}<ref>الغدیر، ج ۵ ص ۸۳ تا ۳۲۵</ref>، [[صد]] مورد را [[نقل]] میکند که وی به [[احکام دین]] و سؤالاتی که از او شده [[جاهل]] بود و در برخی از اینها [[امام علی|علی]]{{ع}} به کمک او شتافت و [[عمر]] بارها گفت: {{عربی|لو لا علیّ لهلک عمر}} در [[کتاب ]]"من حیاة الخلیفة [[عمر بن الخطاب]]"<ref>نگاشته عبدالرحمان احمد البکاری، الإرشاد للطباعة و النشر، بیروت – لندن</ref> نیز نمونههای فراوان از مطاعن [[عمر]] آمده است، نیز در "معالم المدرستین" از [[علامه عسکری]]، جلد دوم و "محجّة البیضاء" [[فیض کاشانی]]، ج ۱ ص ۲۳۶. این نمونهها و موارد، [[شاهد]] بر آن است که آنان در حدّی نبودهاند که [[امامت]] [[مسلمین]] و [[خلافت]] [[پیامبر خاتم|رسول اللّه]]{{صل}} را برعهده بگیرند و باوجود [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} که [[اعلم امّت]] و [[افضل]] از همه بود، با [[غصب]] [[خلافت]]، ظلمی بزرگ به [[اسلام]] و [[امّت]] محمّدی و [[بشریت]] انجام گرفت<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۴۵.</ref> | * [[علامه مجلسی]] در بحار الأنوار<ref>بحارالأنوار ج ۳۰ ص ۴۱۱ باب ۲۲</ref> بابی گشوده و مفصلا هفت نمونه از مطاعن [[ابو بکر]] را از کتب [[اهل سنت]] آورده است، مثل اینکه [[پیامبر]]، [[قرائت]] [[سورۀ برائت]] را ابتدا به [[ابوبکر]] سپرده بود، امّا از او گرفت و برعهدۀ [[امام علی|علی]]{{ع}} نهاد، یا تخلّف [[ابوبکر]] از حضور در [[سپاه اسامه]]، ماجرای [[فدک]]، [[فلته]] بودن [[بیعت]] با [[ابوبکر]]، ترک اجرای حدّ بر [[خالد بن ولید]] که [[مالک بن نویره]] را کشت و با همسرش در همان [[شب]] همبستر شد... و مفهوم و نتایج هریک از اینها و مباحثی که پیرامون آن وجود دارد. نیز باب دیگری در مطاعن [[عمر]] گشوده و نوزده [[طعن]] برای او برشمرده است،<ref>بحارالأنوار ج ۳۰، ص ۵۲۹، ادامۀ طعنها در جلد ۳۱ است و مطاعن عثمان نیز در همان جلد (ص ۱۴۹ تا ۲۵۲) است.</ref> نیز بیست [[طعن]] برای [[عثمان]] ذکر کرده است. [[ابن ابی الحدید]] نیز در [[شرح نهج البلاغه]] پس از شرح مبسوط زندگینامۀ [[عمر]]، به ده مورد از طعنها و انتقادهایی که به [[عمر]] وارد شده پرداخته و کوشیده تا از آنها جواب دهد و از [[عمر]] [[دفاع]] کند.<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۲ ص ۱۹۵</ref> [[علامه امینی]] نیز در "[[الغدیر]]" در فصلی مبسوط با عنوان {{عربی|نوادر الأثر فی علم عمر}}<ref>الغدیر، ج ۵ ص ۸۳ تا ۳۲۵</ref>، [[صد]] مورد را [[نقل]] میکند که وی به [[احکام دین]] و سؤالاتی که از او شده [[جاهل]] بود و در برخی از اینها [[امام علی|علی]]{{ع}} به کمک او شتافت و [[عمر]] بارها گفت: {{عربی|لو لا علیّ لهلک عمر}} در [[کتاب]]"من حیاة الخلیفة [[عمر بن الخطاب]]"<ref>نگاشته عبدالرحمان احمد البکاری، الإرشاد للطباعة و النشر، بیروت – لندن</ref> نیز نمونههای فراوان از مطاعن [[عمر]] آمده است، نیز در "معالم المدرستین" از [[علامه عسکری]]، جلد دوم و "محجّة البیضاء" [[فیض کاشانی]]، ج ۱ ص ۲۳۶. این نمونهها و موارد، [[شاهد]] بر آن است که آنان در حدّی نبودهاند که [[امامت]] [[مسلمین]] و [[خلافت]] [[پیامبر خاتم|رسول اللّه]]{{صل}} را برعهده بگیرند و باوجود [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} که [[اعلم امّت]] و [[افضل]] از همه بود، با [[غصب]] [[خلافت]]، ظلمی بزرگ به [[اسلام]] و [[امّت]] محمّدی و [[بشریت]] انجام گرفت<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۴۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۲: | ||
[[رده:مطاعن]] | [[رده:مطاعن]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | ||