قناعت در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)\]\]\n\[\[رده\:(.*)در\sنهج\sالبلاغه\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}} رده:$1') |
جز (جایگزینی متن - 'jpg|22px]] 22px دینپرور، سید حسین، [[دانشنامه نهج البلاغه') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
* [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | * [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۹ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۰۲
مقدمه
- قناعت بهمعنای خشنودی، خرسندی، رضا و تسلیم و صرفهجویی از نشانهها و ثمرات پارسایی و از برترین فضلیتهای انسانی است. در سایه فضیلت قناعت، آدمی در مسیر زندگی، به حد کفاف و قوام اکتفا میکند و دامن آرزو از خواستههای مادی برمیچیند. بنابراین احساس بینیازی به انسان دست میدهد که این خود، کلید زندگی پاک و حفظ و صیانت از کرامت انسانی و آزادی معنوی است. امام (ع) میفرماید: قناعت، گونهای پادشاهی است...[۱][۲].
- امام علی (ع) در نهج البلاغه نُه بار به موضوع قناعت اشاره کردهاند. فضیلت قناعت حیات آدمی را به سمتوسوی آخرتگرایی و توشهبرداری برای سرای باقی سوق میدهد، زیرا آدم قناعتپیشه به حد کفاف بسنده میکند و اسیر تجملات و زر و زیور بیپایان دنیا نمیشود. امام (ع) میفرماید: خوشا به حال کسی که همواره به یاد معاد باشد و برای روز حساب عمل کند و به آنچه روزیاش دادهاند، قانع و از خدا راضی باشد[۳][۴].
- بسندگی به کفاف و نیاز که مورد نظر امام است، بهمعنای زندگی فقیرانه و در زحمت نیست، بلکه بدین معناست که آدمی بهاندازه معقول و متعادل در زندگی بسنده کند و خود را اسیر تجملات دنیوی نگرداند. امام علی (ع) بیان میدارد که قناعت به حد کفاف آدمی را به زندگی پاک و با سعادت میرساند و او را از زنجیر از و طمع میرهاند. آنکه به زندگی ساده آبرومندانه بسنده کند، آسایش را به دست آورَد و در سایه آرامش و خوشی زندگی کند[۵][۶].
- از اینرو انسان قناعتپیشه انسانی سختکوش و مولد است که نیازهای خود را در سایه میانهروی و عقل فراهم میسازد و زندگی آبرومند را برمیگزیند. امام (ع) در بیانی خباب بن ارت (از یاران خویش) را مورد ستایش قرار میدهد و او را که صنعتگری فعال در عرصه زندگی بود، اینگونه میستاید: خدا رحمت کند خباب را که از صمیم دل اسلام آورد و هجرتش از روی اطاعت بود، بهقدر حاجت قناعت میکرد و از خداوند خشنود و زندگی او جهاد بود[۷][۸]
منابع
پانویس
- ↑ «كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً»؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۰
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 645.
- ↑ «طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ»؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 645.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۴۱
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 645- 646.
- ↑ .««[رَحِمَ] يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً»؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 646.