برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۸: |
خط ۸: |
|
| |
|
| == سبک زندگی پیامبر خاتم == | | == سبک زندگی پیامبر خاتم == |
| | {{اصلی|سبک زندگی پیامبر خاتم}} |
| برخی از سبکهای زندگی [[پیامبر خاتم]] {{صل}} عبارتاند از: | | برخی از سبکهای زندگی [[پیامبر خاتم]] {{صل}} عبارتاند از: |
| # '''بهداشت فردی:''' یکی از ویژگیهای ممتاز [[رفتاری]] آن حضرت، رعایت [[بهداشت]] فردی و [[پاکیزگی]] بود. رسول خدا {{صل}} از نظر [[لباس]]، [[موی سر]] و چهره، بسیار آراسته بود. در آینه نگاه میکرد و موی سر را شانه میزد و اگر آینه نبود، در ظرف آب نگاه میکرد و موی سر را مرتب میساخت. افزون بر آن، خود را برای [[خانواده]] و اصحابش میآراست. وقتی همسرش [[عایشه]] از علت نگاه کردن حضرت در ظرف آب پرسید، فرمود: «خداوند [[دوست]] دارد هرگاه بندهاش نزد [[برادران دینی]] خود میرود، خویشتن را برایشان بیاراید». [[پیامبر]] به [[مسواک]] اهمیت ویژه میداد. پیوسته دندانهای مبارکش [[پاک]] و سفید بود و [[دوستان]] خود را هم به مسواک کردن تأکید میکرد. ایشان همیشه پیش از [[خواب]] مسواک میزد. هرگاه میخوابید، مسواک را بالای سر خود میگذاشت و وقتی از خواب بیدار میشد، ابتدا مسواک میزد. [[رسول خدا]] {{صل}} هرگاه به [[سفر]] میرفت، همواره پنج چیز با خود میبرد: شانه، آینه، سرمهدان، مسواک و قیچی. آن حضرت بر [[موی سر]] و صورت، روغن خوشبو کننده میزد و در سفرها هرگز شیشه روغن، سرمه دان، مسواک، قیچی و شانه را فراموش نمیکرد<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵.</ref>. | | # '''بهداشت فردی:''' یکی از ویژگیهای ممتاز [[رفتاری]] آن حضرت، رعایت [[بهداشت]] فردی و [[پاکیزگی]] بود. رسول خدا {{صل}} از نظر [[لباس]]، موی سر و چهره، بسیار آراسته بود. در آینه نگاه میکرد و موی سر را شانه میزد و اگر آینه نبود، در ظرف آب نگاه میکرد و موی سر را مرتب میساخت<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵.</ref>. |
| # '''بوی خوش:''' به نظافت و بوی خوش علاقه شدید داشت. هم خودش رعایت میکرد و هم به دیگران دستور میداد. [[عطر زدن]] برای آن حضرت یک اصل بود و [[پیامبر]] به بوی خوشش شناخته میشد<ref>ابن سعد، ج۱، ص۳۰۵.</ref> و در [[خانه]]، جایی مخصوص عطر زدن داشت<ref>ابوداود. ج۲، ص۲۸۲.</ref>. بخشی از مخارج پیامبر، صرف خرید [[عطر]] و مواد خوشبو کننده میشد. رسول خدا {{صل}} وقتی از مسیری میگذشت، رهگذرانی که پس از وی از آنجا میگذشتند، از بوی خوش آن حضرت میفهمیدند که پیامبر از آنجا عبور کرده است<ref>نوبری، ج۱۸، ص۲۷۱.</ref>. پیامبر از خوردن چیزهای بودار، به ویژه غذای سیردار که سبب [[آزار مردم]] میشد، [[پرهیز]] میکرد<ref>مسلم، ج۶، ص۱۲۶.</ref>. به [[یاران]] و [[پیروان]] خود تأکید میکرد که تن و [[خانه]] خویش را [[پاکیزه]] و [[خوشبو]] نگه دارند؛ روزهای [[جمعه]] وادارشان میکرد [[غسل]] کنند و خود را [[معطر]] سازند که بوی بد از آنها استشمام نشود؛ آنگاه در [[نماز جمعه]] حضور یابند<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵؛ [[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، ص۴۵ ـ ۷۳.</ref>. | | # '''بوی خوش:''' به نظافت و بوی خوش علاقه شدید داشت. هم خودش رعایت میکرد و هم به دیگران دستور میداد. عطر زدن برای آن حضرت یک اصل بود و [[پیامبر]] به بوی خوشش شناخته میشد<ref>ابن سعد، ج۱، ص۳۰۵.</ref> و در [[خانه]]، جایی مخصوص عطر زدن داشت<ref>ابوداود. ج۲، ص۲۸۲.</ref>.<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵؛ [[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، ص۴۵ ـ ۷۳.</ref> |
| # '''لباس و خضاب مو:''' از [[جامه]] سبز خوشش میآمد و بیشتر جامههایش سفید بود. هرگاه [[لباس]] نویی میپوشید، لباس کهنهاش را به مستمندی میداد. [[خضاب]] و رنگ کردن مو نیز برای آن حضرت اهمیت داشت. حضرت به [[زنان]] [[دستور]] میداد مویهای خود را خضاب کنند؛ اگر شوهر دارند برای شوهر و اگر ندارند برای آنکه خواستگاران بیشتری داشته باشند<ref>عبدالرزاق صنعانی، ج۴، ص۳۱۹.</ref>.<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵.</ref> | | # '''لباس و خضاب مو:''' از [[جامه]] سبز خوشش میآمد و بیشتر جامههایش سفید بود. هرگاه [[لباس]] نویی میپوشید، لباس کهنهاش را به مستمندی میداد. خضاب و رنگ کردن مو نیز برای آن حضرت اهمیت داشت<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵.</ref>. |
| # '''نامگذاری برای وسایل خود:''' رسول خدا {{صل}} برای اشیا، حیوانات و حتی لباسهای خود نام میگذاشت: نام عمامهاش، [[سحاب]]، نام پرچمش، [[عقاب]] و نام شمشیری که در [[جنگها]] همراه داشت، [[ذوالفقار]] بود، شمشیرهای دیگری به نامهای مخذم، رسوب و قضیب داشت. نام کمانش، گتوم؛ شترش، قصوا، نام آسترش، [[دلدل]]؛ الاغش، [[یعفور]] و نام گوسفندی که شیرش را میدوشید، عینه بود<ref>ر. ک: ابن اثیر، ج۱، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]]، ج۱، ص۷۵.</ref>
| | # '''برخورد و [[معاشرت]]:''' در معاشرت با مردم، [[مهربان]] و گشادهرو بود. در [[سلام]] به همه حتی کودکان و بردگان پیشی میگرفت. پای خود را جلوی هیچ کس دراز نمیکرد و در حضور کسی تکیه نمیداد. غالباً دو زانو مینشست. در مجالس، دایرهوار مینشست تا مجلس، بالا و پایینی نداشته باشد. از اصحابش تفقد میکرد. اگر سه [[روز]] یکی از [[اصحاب]] را نمیدید سراغش را میگرفت<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، ص۲۵۵.</ref>. |
| # '''برخورد و [[معاشرت]]:''' در [[معاشرت با مردم]]، [[مهربان]] و [[گشادهرو]] بود. در [[سلام]] به همه حتی [[کودکان]] و بردگان پیشی میگرفت. پای خود را جلوی هیچ کس دراز نمیکرد و در حضور کسی تکیه نمیداد. غالباً دو زانو مینشست. در مجالس، دایرهوار مینشست تا مجلس، بالا و پایینی نداشته باشد. از اصحابش [[تفقد]] میکرد. اگر سه [[روز]] یکی از [[اصحاب]] را نمیدید سراغش را میگرفت<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، ص۲۵۵.</ref>. | | # '''[[زهد]] و [[سادهزیستی]]:''' ساده غذا میخورد، ساده [[لباس]] میپوشید و ساده حرکت میکرد؛ زیراندازش غالباً [[حصیر]] بود. بر روی [[زمین]] مینشست. با دست خود از بز شیر میدوشید و بر مرکب بیزین و پالان سوار میشد و از اینکه کسی در رکابش حرکت کند به شدت جلوگیری میکرد. |
| # '''[[زهد]] و [[سادهزیستی]]:'''[[ساده]] [[غذا]] میخورد، ساده [[لباس]] میپوشید و ساده حرکت میکرد؛ زیراندازش غالباً [[حصیر]] بود. بر روی [[زمین]] مینشست. با دست خود از بز شیر میدوشید و بر مرکب بیزین و پالان سوار میشد و از اینکه کسی در رکابش حرکت کند به شدت جلوگیری میکرد. قوت غالبش نان [[جوین]] و خرما بود. [[کفش]] و جامهاش را با دست خویش وصله میکرد. در عین [[سادگی]]، طرفدار [[فلسفه]] [[فقر]] نبود. [[مال]] و [[ثروت]] را به [[سود]] [[جامعه]] و برای صرف در راههای [[مشروع]] لازم میشمرد. میگفت: چه نیکوست ثروتی که از راه مشروع به دست آید برای [[آدمی]] که [[شایسته]] داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف کند<ref>فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج ۶، ص۴۴.</ref>. | | # ''' قوت جسمی و [[شجاعت]]:''' [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} [[قوی]] و [[شجاع]] بود و قوت را [[ستایش]] میکرد. از نظر ظاهری مردی قوی بود. بدنش گوشت داشت؛ مثل بدن آدمهای ورزشکار، از این جهت که گوشت<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲.</ref> بدنشان سفت و محکم به یکدیگر چسبیده است. شجاعت پیامبر در حدی بود که [[امام علی|علی]] {{ع}} میفرماید: گاهی که شرایط بر ما سخت میشد به [[پیامبر]] پناه میبردیم<ref>نهج البلاغه، قسمت کلمات غریب، شماره ۹.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، ص۴۵ ـ ۷۳.</ref> |
| # '''[[اراده]] و [[استقامت]]:''' اراده و استقامتش بینظیر بود. این ویژگی از او به یارانش سرایت کرده بود. دوره بیستوسه ساله بعثتش یکسره درس اراده و استقامت است. او در [[تاریخ]] زندگیاش مکرر در شرایطی قرار گرفت که [[امیدها]] از همه جا قطع میشد، ولی او یک لحظه [[تصور]] [[شکست]] را در ذهنش راه نداد. [[ایمان]] نیرومندش به [[موفقیت]] یک لحظه [[متزلزل]] نشد.
| | #'''راه رفتن [[پیامبر]] {{صل}}''': [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بر پایه [[خوی]] [[قرآنی]] و ادب الهی<ref>اشاره است به آیه {{متن قرآن|وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا}} «و بر زمین، خرامان گام برمدار که هرگز نه زمین را میتوانی شکافت و نه به بلندای کوهها میتوانی رسید» سوره اسراء، آیه ۳۷.</ref>، فروتنانه و دور از تبختر، راه میرفتند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۲۱۷، ح۸۳۲.</ref>. پیامبر {{صل}} [[دوست]] نداشتند که کسی از پشت سر، ایشان را [[همراهی]] کند و یا پیاده در رکاب ایشان راه برود<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۲۹ (فروتنی).</ref>. از اینرو، گاه پشت سر [[یاران]] خود حرکت میکردند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۱، ح۱۶۳۲ و ۱۶۳۳.</ref>. پیامبر {{صل}} بهسان [[مردم]] معمولی و با همان سرعت، با [[نشاط]] و سرزنده و به دور از [[سستی]] و کسالت، راه میرفتند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۳ (همانند ناتوان و سست راه نمیرفت).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۳ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم ج۳]]، ص ۱۴۲.</ref> |
| # ''' قوت جسمی و [[شجاعت]]:''' [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} [[قوی]] و [[شجاع]] بود و قوت را [[ستایش]] میکرد. از نظر ظاهری مردی قوی بود. بدنش گوشت داشت؛ مثل [[بدن]] آدمهای ورزشکار، از این جهت که گوشت<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲.</ref> بدنشان سفت و محکم به یکدیگر چسبیده است. [[شجاعت پیامبر]] در حدی بود که [[امام علی|علی]] {{ع}} میفرماید: گاهی که شرایط بر ما سخت میشد به [[پیامبر]] [[پناه]] میبردیم<ref>نهج البلاغه، قسمت کلمات غریب، شماره ۹.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، ص۴۵ ـ ۷۳.</ref> | |
| #'''راه رفتن [[پیامبر]] {{صل}}''': [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بر پایه [[خوی]] [[قرآنی]] و [[ادب الهی]]<ref>اشاره است به آیه {{متن قرآن|وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا}} «و بر زمین، خرامان گام برمدار که هرگز نه زمین را میتوانی شکافت و نه به بلندای کوهها میتوانی رسید» سوره اسراء، آیه ۳۷.</ref>، فروتنانه و دور از تبختر، راه میرفتند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۲۱۷، ح۸۳۲.</ref>. پیامبر {{صل}} [[دوست]] نداشتند که کسی از پشت سر، ایشان را [[همراهی]] کند و یا پیاده در رکاب ایشان راه برود<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۲۹ (فروتنی).</ref>. از اینرو، گاه پشت سر [[یاران]] خود حرکت میکردند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۱، ح۱۶۳۲ و ۱۶۳۳.</ref>. پیامبر {{صل}} بهسان [[مردم]] معمولی و با همان سرعت، با [[نشاط]] و سرزنده و به دور از [[سستی]] و کسالت، راه میرفتند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۳ (همانند ناتوان و سست راه نمیرفت).</ref>. گامهای ایشان [[استوار]] و بلند بود. با [[تکبّر]] و خرامان و گردنفرازانه راه نمیرفتند؛ بلکه سر به زیر و سریع میرفتند و [[بدن]] ایشان در حال راه رفتن، اندکی به جلو مایل بود، گویی که از سرازیری رواناند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۳، ح۱۶۳۸ - ۱۶۴۱.</ref>. ایشان پای خود را روی [[زمین]] نمیکشیدند و آن را کاملاً از زمین بلند میکردند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۵، ح۱۶۳۸ - ۱۶۴۲.</ref>. هنگام راه رفتن، به [[چپ و راست]] خود، توجهی نمینمودند که به احتمال فراوان برای پدید آوردن فضایی [[آزاد]] و بیمحدودیت برای یاران خویش بوده است<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۷ (به این سو و آن سو نمینگریست).</ref>. پیامبر {{صل}} گاه بدون [[عبا]] و [[عمامه]] و کلاه و حتّی [[کفش]] نیز راه میرفتهاند که به احتمال فراوان در [[خانه]] و به گاه نیاز و [[ضرورت]] بوده است<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۷، ح۱۶۴۴.</ref>. پیامبر {{صل}} [[عصا]] نیز داشتهاند و حمل و تکیه به آن را از [[اخلاق]] [[پیامبران]] خواندهاند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۷، ح۱۶۴۵.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} از یک مسیر میرفتند و از راهی دیگر بازمیگشتند. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]] {{ع}} بر این [[سنّت]] تأکید گردیده و موجب افزایش روزی دانسته شده است<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۳۹ (هنگامی که از راهی میرفت از راه دیگری بازمیگشت).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۳ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم ج۳]]، ص ۱۴۲.</ref> | |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |