بحث:سیره: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲۷: خط ۲۷:


مقصود از واژه سیره در اینجا سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف زندگی است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست می‌آید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{عم}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، [[خطبه ۱۶۹]] (حقی که بر ما دارید، این است که به [[کتاب خدا]] و شیوه و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref>. در تعبیری دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او [پیامبر{{صل}}] میانه‌روی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کرده‌اند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۴۲.</ref>
مقصود از واژه سیره در اینجا سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف زندگی است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست می‌آید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{عم}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، [[خطبه ۱۶۹]] (حقی که بر ما دارید، این است که به [[کتاب خدا]] و شیوه و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref>. در تعبیری دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او [پیامبر{{صل}}] میانه‌روی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کرده‌اند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۴۲.</ref>
==[[سیره]]==
واژه «سیره» در [[زبان عربی]] از ماده «[[سیر]]» به معنای رفتن است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، واژه سیر.</ref> و چون بر وزن «فِعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد<ref>محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر. در ادبیات عرب، وزن‌های خاص، معانی ویژه‌ای ارائه می‌دهند. برای نمونه: «فَعَله» به فتح فاء یعنی کار کردن، و «فِعلَه» به کسر فاء یعنی نوع، کیفیت و چگونگی کار کردن.</ref>. [[اهل لغت]] معنای آن را طریقه و هیئت و حالت<ref>فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، واژه سیر.</ref> و یا [[سنت]]، [[مذهب]]، روش، [[راه و رسم]] [[سلوک]] و طریقه بیان کرده‌اند<ref>سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.</ref>. [[راغب]] [[اصفهانی]] می‌نویسد: «سیر یعنی [[حرکت]] در روی [[زمین]] و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که [[انسان]] و غیر انسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنان‌که می‌گویند: فلانی سیره و روشی [[نیکو]] یا سیره و روشی [[زشت]] دارد»<ref>راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.</ref>.
با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و [[رفتار]]، در ابعاد مختلف [[زندگی شخصی]] و [[اجتماعی]] افراد است.
بسیاری از [[اندیشمندان]] معتقدند که اکثر قریب به اتفاق [[مردم]]، در رفتارشان سبک خاصی ندارند. به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عده‌ای انگشت‌شمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همواره در [[زندگی]] سیره‌ای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، [[منطق عملی]] ثابتی داشت. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} درباره [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|... سِيرَتُهُ الْقَصْدُ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۳.</ref>؛ «راه و رسم او [[اعتدال]] است». نیز در جای دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|... وَ لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۸.</ref>؛ «حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به [[کتاب خدا]] و روش و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} است».
ازاین‌رو [[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]]، او را [[اسوه]] و الگویی [[نیکو]] برای همه جهانیان تا [[روز قیامت]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>.
درباره معنا و مفهوم [[سیره]]، برخی از بزرگان معتقدند آن‌گاه که سیره به عنوان یک رشته از مباحث [[تاریخی]]، موضوع بحث [[مورخان]] قرار گرفت، آنچه را که می‌بایست، دربر نگرفت. مورخانی که در احوال [[پیامبر اکرم]] کتاب نوشتند و عنوان [[تاریخ]] خود را «سیره النبی» گذاشتند<ref>عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابی بکربن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق)، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).</ref>، چه‌بسا می‌خواستند رفتارشناسی [[پیامبر]]{{صل}} را بیان کنند؛ اما تنها به بیان [[رفتارها]] و [[سیر]] تاریخی و شرح وقایع [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} و جنگ‌های آن حضرت بسنده کردند و به سیره، که نوع [[رفتار]] است، نپرداختند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.</ref>.
درست است که دانستن سیر تاریخی [[زندگی]] [[معصومان]]{{عم}}، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای [[انسان]] چندان نقش [[تربیتی]] ندارد. آنچه انسان را در مطالعه [[تاریخ اسلام]] و سرگذشت معصومان{{عم}} [[تربیت]] می‌کند، دانستن سیره، به ویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است<ref>حسین میرزاخانی، گزیده‌ای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.</ref>. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. [[هدف]] ما در این نوشته بررسی سبک [[رفتار معصومان]]{{عم}} در امور نظامی است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۲۹.</ref>.
==[[ضرورت]] نیاز به سیره==
در باب اهمیت سیره باید [[اذعان]] کرد که خداوند در وجود انسان خصیصه‌ای به نام «[[تقلید]]» نهاده است. تقلید خصیصه روانی انسان و پایه و اساس بسیاری از یادگیری‌های اوست. برای استفاده از این ویژگی [[خدادادی]]، [[انسان]] پیوسته در [[زندگی]] خویش نیازمند [[الگو]] و [[سرمشق]] است تا با [[پیروی]] از آن نکاتی جدیدتر در مسیر [[تکامل]] بیاموزد و گام به گام به کمال نزدیک‌تر شود.
[[ضرورت]] بررسی و [[شناخت]] [[سیره معصومان]]{{عم}}، نیز در [[کمال‌جویی]] [[انسان]] ریشه دارد و از [[نیاز انسان]] به [[اسوه]] برخاسته است. این [[نیاز فطری انسان]] است. پس انسان کمال‌گرا، که نمونه کامل و اسوه کمال یافته و [[برتر]] را می‌جوید، به [[شناخت سیره]] انسان‌های کامل و برجسته‌ای چون [[رهبران]] [[معصوم]] [[اسلام]]{{عم}} و [[اولیای الهی]] و متکامل نیاز دارد. افزون بر آنکه بر مبنای [[آموزه‌های دینی]] [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگر [[معصومان]]{{عم}} یکی از منابع [[شناخت اسلام]] به‌شمار می‌رود.
در واقع، اسلام برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] به سرمنزل مقصود و [[سیر]] از [[ملک]] تا [[ملکوت]]، در قالب کلمات به صورت «[[قرآن]]» و در قالب [[اعمال]] به صورت «اسوه‌های [[حسنه]]»، یعنی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}، نمود یافته است.
قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>.
یعنی [[پیامبر]]{{صل}} الگویی است که [[مسلمانان]] می‌توانند خود را در همه امور با آن حضرت منطبق کنند، و این امری ثابت و همیشگی است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص۳۱.</ref>.
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010876.jpg|22px]] [[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|'''آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۲

مقدمه

معناشناسی سیره

واژه شناسی لغوی

سیره بر وزن “فعله” اسم مصدر از فعل “سارَ - یسیرُ” است که در ادبیات و لغت، مصادر گوناگونی برای آن آمده است: “سَیر، مَسیر، تَسْیار، مَسیره و سَیرورَه”. این مصادر همه به معنای رفتن، جریان داشتن و در حرکت بودن به کار رفته‌اند[۲] و بر این اساس، بسیاری نیز واژه “سیره” را به نوع حرکت و شیوه جریان داشتن و یا به عبارتی نوع، سبک و شیوه رفتار و کردار تعریف کرده‌اند[۳]. خداوند متعال در قرآن، سیره را به مفهوم هیئت، صورت و شکل به کار برده است: ﴿قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى[۴].

معنای اصطلاحی

سیره در اصطلاح دینی به معانی طریقه، روش و سیره به کار رفته است. چنان‌که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان از سیره، با عنوان نوع خاص رفتار و عملکرد انسان تعبیر می‌کند[۵]. کاربرد سیره در تاریخ اسلام و برای شرح‌حال بزرگان دین همچون انبیا و ائمه اطهار(ع) فراوان است. از سده‌های نخستین تاریخ اسلام به بعد محققان اسلامی در خلال جمع‌آوری احادیث بزرگان به ویژه رسول خدا(ص) به ثبت سیره آن حضرت در مجموعه‌هایی با عنوان مسند، سنن و غیر آن پرداخته‌اند و جنبه‌های مختلف زندگانی ایشان را مورد بررسی دقیق و موشکافانه خود قرار داده‌اند[۶].[۷].

سیره در فرهنگ مطهر

«سیره» در زبان عربی از ماده «سِیْر» است! «سیر» یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن. «سیره» یعنی نوع راه رفتن. سیره بر وزن فِعْلَة است و فَعِلْة در زبان عربی دلالت می‌کند بر نوع. مثلاً جَلْسَة یعنی نشستن، و این نکته دقیقی است. سیر یعنی رفتن، رفتار، ولی سیره یعنی نوع و سبک رفتار. آنچه مهم است شناختن سبک رفتار پیغمبر است. آنها که سیره نوشته‌اند رفتار پیغمبر را نوشته‌اند. این کتاب‌هایی که ما به نام سیره داریم سیر است نه سیره. مثلاً سیره هلبیّه سیر است نه سیره؛ اسمش سیره هست ولی واقعش سیر است. رفتار پیغمبر نوشته شده است نه سبک پیغمبر در رفتار، نه اسلوب رفتار پیغمبر، نه متد پیغمبر.

لغت «سیره» را شاید از قرن اول و دوم هجری مسلمین به کار بردند. گو اینکه در عمل، مورّخین ما از عهده خوب بر نیآمدند ولی لغت بسیار عالیی انتخاب کردند. شاید قدیمی‌ترین سیره‌ها را «ابن اسحاق» نوشته که بعد از او «ابن هشام» آن را به صورت یک کتاب در آورده است. و می‌گویند ابن اسحاق شیعه بوده و در حدود نیمه قرن دوم هجری می‌زیسته است[۸]. سیره عبارت است از سبک و اسلوب و متود خاصّی که افراد صاحب اسلوب و سبک و منطق در سیر خودشان به کار می‌برند. همه مردم سیر دارند ولی همه مردم سیره ندارند، سیره یعنی منطق عملی غیر از منطق نظری است. و می‌شود انسان علی‌رغم شرایط اجتماعی و اقتصادی و موقعیت‌های طبقاتی مختلف دارای یک منطق ثابت باشد. یعنی تز اسلام این است و تربیت‌شدگان واقعی اسلام هم نشان دادند که بشر می‌تواند چنین باشد[۹]. روش اجرا و روش حرکت دادن مردم بر اساس کتاب و سنّت را «سیره» می‌گویند. سیره در زبان عربی، به اصطلاح علمای ادب بر وزن فِعْلَة است. در زبان عربی، یک فَعْلَة داریم و یک فِعْلَة در «ألفیه ابن مالک» آمده است: و فعلة لمرة کجلسة و فعله لهیئة کجلسة

عرب اگر چیزی را بر وزن فَعله گفت، یعنی عملی را یک بار انجام دادن، و اگر بر وزن فِعله گفت، یعنی عملی را به گونه‌ای خاص انجام دادن، یعنی در لفظ فِعله، گونه خاص خوابیده است. کلمه سیره از مادّه سِیر است است. سیر یعنی حرکت ولی سیره یعنی حرکت به گونه خاص، حرکت به روش خاص[۱۰]. سیره یعنی روش[۱۱].[۱۲]

سیره

واژه سیره در لغت از ریشه «سیر» (حرکت و پیمودن) و به مفهوم شیوه، حالت و سبک رفتار انسان یا حیوان است[۱۳] و به گفته راغب اصفهانی، دوام و ماندگاری از ویژگی‌های این شیوه و حالت است[۱۴].

معنای اصطلاحی این واژه در علوم اسلامی به دو صورت بیان شده است:

  1. شیوه عملی عرف عام و عموم عقلا در انجام دادن کاری یا ترک آن در این شیوه عملی، اگر مذهب و دینی بی‌نقش باشد، نام رایج این معنا «بنای عقلا» یعنی سیره عقلاست؛ ولی اگر در عملکرد عرف عام دین یا مذهبی نقش داشته باشد، عنوان اصطلاحی آن «سیره متشرعه» یا «سیره مسلمانان» یا «سیره مسیحیان» است[۱۵].
  2. نوعی زندگی‌نامه و شرح حال است؛ چنان‌که به کتاب‌های مربوط به زندگی معصومان به ویژه پیامبر(ص) سیره گفته‌اند[۱۶]. به گفته فیومی (-۷۷۰ق)، این واژه تا زمان او نزد فقیهان برای جنگ‌های پیامبر(ص) به کار می‌رفت[۱۷]؛ چنان‌که بخش مهم کتاب المغازی واقدی درباره جنگ‌ها و سریه‌های آن حضرت است.

مقصود از واژه سیره در اینجا سبک، راه و روش و چگونگی رفتار معصومان(ع) در ابعاد مختلف زندگی است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست می‌آید و در بیان امیرمؤمنان(ع) نیز چنین آمده است: «لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ»[۱۸]. در تعبیری دیگر آمده است: «سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ»[۱۹]. شهید مطهری نیز همین معنا را برای این واژه بیان کرده‌اند[۲۰].[۲۱]

سیره

واژه «سیره» در زبان عربی از ماده «سیر» به معنای رفتن است[۲۲] و چون بر وزن «فِعله» است، بر نوع رفتن و مشی دلالت دارد[۲۳]. اهل لغت معنای آن را طریقه و هیئت و حالت[۲۴] و یا سنت، مذهب، روش، راه و رسم سلوک و طریقه بیان کرده‌اند[۲۵]. راغب اصفهانی می‌نویسد: «سیر یعنی حرکت در روی زمین و گذشتن و عبور کردن، و سیره حالت و روشی است که انسان و غیر انسان، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد؛ خواه غریزی و خواه اکتسابی باشد. چنان‌که می‌گویند: فلانی سیره و روشی نیکو یا سیره و روشی زشت دارد»[۲۶]. با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت: سیره در اصطلاح، به معنای نوع رفتن و سبک حرکت و رفتار، در ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی افراد است. بسیاری از اندیشمندان معتقدند که اکثر قریب به اتفاق مردم، در رفتارشان سبک خاصی ندارند. به عبارت دیگر سیر دارند؛ اما سیره ندارند. تنها عده‌ای انگشت‌شمارند که رفتارشان مبتنی بر یک سلسله معیارهای ثابت عملی است؛ یعنی دارای سیره هستند. از جمله پیامبر اکرم(ص) همواره در زندگی سیره‌ای روشن داشت و در شرایط مختلف زمانی و مکانی و اوضاع مختلف اجتماعی، منطق عملی ثابتی داشت. امیرمؤمنان علی(ع) درباره رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «... سِيرَتُهُ الْقَصْدُ»[۲۷]؛ «راه و رسم او اعتدال است». نیز در جای دیگر می‌فرماید: «... وَ لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ»[۲۸]؛ «حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به کتاب خدا و روش و رفتار پیامبر(ص) است».

ازاین‌رو خدای متعال در قرآن کریم، او را اسوه و الگویی نیکو برای همه جهانیان تا روز قیامت معرفی کرده و فرموده است: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۲۹]. درباره معنا و مفهوم سیره، برخی از بزرگان معتقدند آن‌گاه که سیره به عنوان یک رشته از مباحث تاریخی، موضوع بحث مورخان قرار گرفت، آنچه را که می‌بایست، دربر نگرفت. مورخانی که در احوال پیامبر اکرم کتاب نوشتند و عنوان تاریخ خود را «سیره النبی» گذاشتند[۳۰]، چه‌بسا می‌خواستند رفتارشناسی پیامبر(ص) را بیان کنند؛ اما تنها به بیان رفتارها و سیر تاریخی و شرح وقایع زندگی رسول خدا(ص) و جنگ‌های آن حضرت بسنده کردند و به سیره، که نوع رفتار است، نپرداختند[۳۱].

درست است که دانستن سیر تاریخی زندگی معصومان(ع)، اعم از گزارشی و تحلیلی، بسیار آموزنده است؛ اما برای انسان چندان نقش تربیتی ندارد. آنچه انسان را در مطالعه تاریخ اسلام و سرگذشت معصومان(ع) تربیت می‌کند، دانستن سیره، به ویژه سیره تحلیلی آن بزرگواران است[۳۲]. یعنی دریافتن اینکه سبک برخورد آنان با مسائل مختلف و نوع رفتار آنان چگونه بوده است. هدف ما در این نوشته بررسی سبک رفتار معصومان(ع) در امور نظامی است.[۳۳].

ضرورت نیاز به سیره

در باب اهمیت سیره باید اذعان کرد که خداوند در وجود انسان خصیصه‌ای به نام «تقلید» نهاده است. تقلید خصیصه روانی انسان و پایه و اساس بسیاری از یادگیری‌های اوست. برای استفاده از این ویژگی خدادادی، انسان پیوسته در زندگی خویش نیازمند الگو و سرمشق است تا با پیروی از آن نکاتی جدیدتر در مسیر تکامل بیاموزد و گام به گام به کمال نزدیک‌تر شود. ضرورت بررسی و شناخت سیره معصومان(ع)، نیز در کمال‌جویی انسان ریشه دارد و از نیاز انسان به اسوه برخاسته است. این نیاز فطری انسان است. پس انسان کمال‌گرا، که نمونه کامل و اسوه کمال یافته و برتر را می‌جوید، به شناخت سیره انسان‌های کامل و برجسته‌ای چون رهبران معصوم اسلام(ع) و اولیای الهی و متکامل نیاز دارد. افزون بر آنکه بر مبنای آموزه‌های دینی سیره پیامبر اکرم(ص) و دیگر معصومان(ع) یکی از منابع شناخت اسلام به‌شمار می‌رود. در واقع، اسلام برای هدایت انسان‌ها به سرمنزل مقصود و سیر از ملک تا ملکوت، در قالب کلمات به صورت «قرآن» و در قالب اعمال به صورت «اسوه‌های حسنه»، یعنی پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع)، نمود یافته است. قرآن می‌فرماید: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا[۳۴]. یعنی پیامبر(ص) الگویی است که مسلمانان می‌توانند خود را در همه امور با آن حضرت منطبق کنند، و این امری ثابت و همیشگی است[۳۵].[۳۶].

منابع

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی.
  2. ر.ک: محمدمرتضی زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۵۴؛ جمال‌الدین محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج۲، ص۲۵۲.
  3. ر.ک: ابوالحسین احمد بن فارس، معجم مقاییس‌اللغة، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱؛ ابو القاسم حسن بن محمد راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۲۴؛ جمال‌الدین محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج۶، ص۴۵۴.
  4. «فرمود: آن را بگیر و مترس! ما آن را به روال نخست آن، باز می‌گردانیم» سوره طه، آیه ۲۱.
  5. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۷۸.
  6. برای مطالعه بیشتر در این خصوص ر.ک: فصل اول کتاب سیره سیاسی معصومان(ع) در عصر حاکمیت، اثر نگارنده.
  7. ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۷.
  8. سیری در سیره نبوی، ص۴۷ و ۶۲.
  9. سیری در سیره نبوی، ص۶۲-۸۰.
  10. حماسه حسینی، ج۲، ص۲۴۶.
  11. حماسه حسینی، ج۲، ص۲۴۴.
  12. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۴۸۲.
  13. ابن فارس، معجم مقائیس اللغه، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱، ماده «سیر»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۴، ص۳۸۹-۳۹۰؛ احمد بن علی فیومی، المصباح المنیر، ماده «سیر»؛ عبدالرحیم صفی‌پور، منتهی الإرب فی اللغة، ماده «سیر»؛ اسماعیل بن حماد جوهری، صحاح، ج۲، ص۶۹۱.
  14. حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص۴۳۳.
  15. ر.ک: محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۱۵۳؛ سید محمدباقر صدر، الحلقة الثانیه، ص١٢٣-۱۲۴؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ص۴۹۴-۴۹۶، واژه «سیره».
  16. ر.ک: احمد صدر حاج سید جوادی، دائرةالمعارف تشیع، ج۹، صص۴۷۸ و ۴۸۰.
  17. احمد بن علی فیومی، المصباح المنیر، ماده «سیر».
  18. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۹ (حقی که بر ما دارید، این است که به کتاب خدا و شیوه و رفتار رسول خدا(ص) عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).
  19. نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او [پیامبر(ص)] میانه‌روی و راه و رسمش رشد بود).
  20. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.
  21. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۴۲.
  22. احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، واژه سیر.
  23. محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، واژه سیر. در ادبیات عرب، وزن‌های خاص، معانی ویژه‌ای ارائه می‌دهند. برای نمونه: «فَعَله» به فتح فاء یعنی کار کردن، و «فِعلَه» به کسر فاء یعنی نوع، کیفیت و چگونگی کار کردن.
  24. فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، واژه سیر.
  25. سعید الشرتونی، اقرب الموارد، واژه سیر.
  26. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه سیر.
  27. نهج‌البلاغه، خطبه ۹۳.
  28. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶۸.
  29. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  30. عروة بن زبیر (م. ۹۲ق)، وهب بن منبه (م. ۱۱۰ق)، عاصم بن عمر بن قتاده (م. ۱۲۰ق)، شرحبیل بن سعید (م. ۱۲۳ق)، محمد بن مسلم بن شهاب زهری (م. ۱۲۴ق)، عبدالله بن ابی بکربن حزم (م. ۱۳۵ق)، موسی بن عقبه (م. ۱۴۱ق)، معمر بن راشد (م. ۱۵۰ق)، محمد بن اسحاق (م. ۱۵۲ق)، عبدالملک بن هشام (م. ۲۱۸ق)، ابن حزم (م. ۴۵۶ق)، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق).
  31. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰؛ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی، دفتر اول، ص۳۶.
  32. حسین میرزاخانی، گزیده‌ای از تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۰۷.
  33. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۹.
  34. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  35. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۲۸۸.
  36. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص۳۱.