←حاکمیت خدا یکی از فلسفه های بعثت
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==حاکمیت خدا یکی از فلسفه های بعثت== | ==حاکمیت خدا یکی از فلسفه های بعثت== | ||
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|فلسفه بعثت}}</div> | <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|فلسفه بعثت}}</div> | ||
*[[هدف]] از [[بعثت]] [[انبیاء]] که خود به نوعی مقدمۀ اقامۀ [[عدل]] و در نهایت [[اخلاص]] در [[عبادت]] [[خدای متعال]] است، [[برپایی حکومت الهی]] است. در این [[حکومت]]، [[خواستهها]] و [[مصالح]] فردی یا گروهی، [[حکومت]] نمیکند؛ آنچه [[حکومت]] میکند، [[امر و نهی]] [[الهی]] و [[دستورها]] و [[قوانین]] خداست. | |||
*[[حکومت]] [[انبیاء]]، با انواع دیگر [[حکومت]] تفاوت اساسی دارد. جملگی [[حکومتها]] از هر نوع و به هر شیوه که باشند، چه حکومتهای فردی و چه حکومتهای جمعی، چه آنها که بر پایه [[استبداد]] مطلق برپا میشوند، و چه آنها که بر پایه [[دموکراسی]] غیرالهی و [[حاکمیت]] مطلق [[احزاب]] و گروهها بنا میشوند، همگی در یک نقطه به هم میرسند و همگی از این [[نقص]] مشترک برخوردارند که [[مصالح]] و خواستههای فرد یا جمع معینی، آن هم به تشخیص عدۀ معدودی، بر [[سرنوشت]] همۀ [[انسانها]] [[حکومت]] میکند. | |||
*این موضوع که عدۀ معدودی از افراد [[بشر]]، [[اختیار]] همۀ [[انسانها]] را در دست داشته باشند و علیرغم [[حس]] طبیعی [[خودخواهی]] و نیز [[خطاپذیری]] آنان، خواست و تشخیص آنان، [[سرنوشت]] بقیه را رقم زند و [[انسانها]] در زندگیشان محکوم [[تصمیم]] [[حاکمان]] باشند -خواه این عدۀ معدود به خواست خود، زمام امور [[بشر]] را بهدست گرفته باشند یا با کمک جمع اندک یا بسیار دیگر- نتیجهاش سپردن [[سرنوشت انسانها]] به خواست فرد یا جمعی است که نه صحت تشخیص آنان و نه [[امانتداری]] و [[عدالت]] چنین [[حکومتی]] تضمینپذیر است و نه دلیلی بر [[سلامت]] و توان ایشان برای تشخیص [[مصلحت]] جمع یافت میشود. | |||
*در [[حکومت]] [[انبیاء]] خواستۀ [[خداوند]] ملاک تصمیمگیریها و [[قوانین]] و مقررات است. خواستۀ [[خداوند]]؛ یعنی [[عدل]] و [[فضیلت]] و [[مصلحت]].[[انبیاء]] امانتدارانی هستند که [[قانون]] و [[دستور خدا]] را در جامعۀ بشری [[اجرا]] میکنند و [[حکومت]] [[انبیاء]] به معنای [[حکومت]] [[قانون]] خداست. [[حکومت]] [[امامان معصوم]] پس از [[نبی خاتم]] و نیز [[حکومت]] فقهای [[عادل]] در [[زمان غیبت]] [[امام]] [[معصوم]] نیز همان [[حکومت]] [[قانون]] خداست؛ زیرا مبتنی بر [[اراده]] و [[دستور]] [[خداوند متعال]] است.[[انبیاء]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} و نیز فقهای [[عادل]] امانتداران [[دین]] خدایند؛ آشنایان [[امین]] و عادلی که [[قانون]] [[خدا]] را میشناسند و در اجرای صحیح آن، به [[دلیل عصمت]] و عدالتی که دارند، [[خیانت]] نمیکنند. | |||
*[[خدای متعال]] در [[قرآن کریم]] بارها به بیان این [[هدف پیامبران]]{{عم}} که [[اقامه حکومت]] [[الهی]] است، پرداخته است<ref>از جمله در سورۀ شعراء آیات: ۱۰۸، ۱۱۰، ۱۲۶، ۱۳۱، ۱۴۴، ۱۵۰، ۱۶۳ و ۱۷۹.</ref>. | |||
*[[پیام]] [[انبیاء]] را در این جمله خلاصه میکند: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره شعراء، آیه ۱۵۰.</ref>. | |||
*در این [[آیات]]، [[انبیای الهی]]، [[بشر]] را به [[پذیرش رهبری]] خود فراخواندهاند و آنان را به برپایی [[حکومتی]] که رهبریاش را [[انبیاء]] برعهده دارند، [[دعوت]] کردهاند. در همین [[سوره]]، در [[آیات]] صد و پنجاه تا صد و پنجاه دو، [[پیام]] [[صالح]]{{ع}}، یکی از [[پیامبران بزرگ الهی]]، به قومش چنین بیان شده است:{{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ}}<ref>«پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید! و از فرمان گزافکاران پیروی نکنید آنان که در زمین فساد بر میانگیزند و به (نیکی و) شایستگی روی نمیآورند» سوره شعراء، آیه ۱۵۰-۱۵۲.</ref>. | |||
*در این [[آیات]]، [[صالح]]{{ع}}، [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]]، خود را به عنوان [[رهبر شایسته]] [[اطاعت]]، معرفی و [[مردم]] را به [[شورش]] و تمرّد از [[اطاعت]] [[رهبران]] [[ستمگر]] و [[ستمپیشه]] [[دعوت]] میکند و آنان را به [[فرمانبرداری]] از [[حکومت]] خویش، به جای [[حکومت]] [[رهبران]] [[ستمپیشه]]، فرا میخواند. | |||
*این [[هدف]] در [[سورۀ نساء]]، [[هدف]] همۀ [[پیامبران]] در طول [[تاریخ]] اعلام شده است. آنجا که میفرماید:{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>. | |||
*و برای تحقق همین [[هدف]] است که [[خدای متعال]] دربارۀ [[رسول خدا]] و [[امامان]] پس از او میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. | |||
*این دو [[آیه]]، تأکیدی بر تداوم همیشگی این [[هدف پیامبران]] -[[برپایی حکومت الهی]]- در طول [[تاریخ]] گذشته و [[آینده بشر]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۳۸-۴۲.</ref>. | |||
*[[قرآن مجید]] به [[مشروعیت حکومت]] [[پیامبران]] پرداخته و از جهت [[تعیین حاکم]] و نیز از جهت [[منشور حکومت]]، مبطل [[نظریه]] [[سکولاریسم]] است. [[خداوند]]، [[حکم]] و [[حکمرانی]] را به خود اختصاص داده و از غیر خود - مانند قیصرها - نفی میکند و برخی [[آیات]] حتی [[مردم]] را از مراجعه به چنین مراکزی منع کرده است: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ }}<ref> سوره نساء، آیه:۶۰.</ref> [[آیات]] دیگری وجود دارد که امر میکند بر [[الزام]] به [[حکمرانی]]، مطابق [[دین الهی]]: {{متن قرآن|وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref> سوره مائده، آیه:۴۴.</ref>. | *[[قرآن مجید]] به [[مشروعیت حکومت]] [[پیامبران]] پرداخته و از جهت [[تعیین حاکم]] و نیز از جهت [[منشور حکومت]]، مبطل [[نظریه]] [[سکولاریسم]] است. [[خداوند]]، [[حکم]] و [[حکمرانی]] را به خود اختصاص داده و از غیر خود - مانند قیصرها - نفی میکند و برخی [[آیات]] حتی [[مردم]] را از مراجعه به چنین مراکزی منع کرده است: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ }}<ref> سوره نساء، آیه:۶۰.</ref> [[آیات]] دیگری وجود دارد که امر میکند بر [[الزام]] به [[حکمرانی]]، مطابق [[دین الهی]]: {{متن قرآن|وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}}<ref> سوره مائده، آیه:۴۴.</ref>. | ||
*این [[آیات]]، منشور [[حکومت]] را مشخص میکند <ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۶۳ و ۲۶۷.</ref>. [[خداوند متعال]] [[انسان]] را از نیستی، [[جامه]] وجود پوشاند و بستر مناسب [[حیات]] و [[رشد]] مادی و [[معنوی]] را در [[اختیار]] او قرار داد. و [[انسان]] علاوه بر اصل [[خلقت]]، در ادامه حیاتش نیز به [[خداوند]] محتاج است. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ }}<ref> سوره فاطر، آیۀ:۱۵.</ref>. پس [[انسان]] مملوک مطلق [[خداوند]] است و [[عقل]] [[تصدیق]] میکند [[اختیار]] مملوک از آنِ مالک و [[فیاض]] است و مملوک باید [[فرمانبردار]] مالک خویش باشد و در تمام تصرفات محتاج [[اذن]] و [[تأیید]] مالک است چه در عرصه [[تصرف]] در خود یا در [[طبیعت]]. [[انسانی]] که برای [[تصرف]] در اعضای خود و استفاده از نعمتهای [[طبیعت]] به [[اذن]] [[تأیید]] [[خالق]] [[نیازمند]] است چگونه در ایجاد یک [[حکومت]] که [[تصرف]] و تسخیر در منابع طبیعی و ایجاد [[محدودیت]] برای مخلوقات [[خداوند]] است [[نیازمند]] [[اذن]] نباشد؟ در حالی که [[عقل]] هر نوع ایجاد [[محدودیت]] در [[زندگی]] دیگران را برنمیتابد. | *این [[آیات]]، منشور [[حکومت]] را مشخص میکند <ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۶۳ و ۲۶۷.</ref>. [[خداوند متعال]] [[انسان]] را از نیستی، [[جامه]] وجود پوشاند و بستر مناسب [[حیات]] و [[رشد]] مادی و [[معنوی]] را در [[اختیار]] او قرار داد. و [[انسان]] علاوه بر اصل [[خلقت]]، در ادامه حیاتش نیز به [[خداوند]] محتاج است. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ }}<ref> سوره فاطر، آیۀ:۱۵.</ref>. پس [[انسان]] مملوک مطلق [[خداوند]] است و [[عقل]] [[تصدیق]] میکند [[اختیار]] مملوک از آنِ مالک و [[فیاض]] است و مملوک باید [[فرمانبردار]] مالک خویش باشد و در تمام تصرفات محتاج [[اذن]] و [[تأیید]] مالک است چه در عرصه [[تصرف]] در خود یا در [[طبیعت]]. [[انسانی]] که برای [[تصرف]] در اعضای خود و استفاده از نعمتهای [[طبیعت]] به [[اذن]] [[تأیید]] [[خالق]] [[نیازمند]] است چگونه در ایجاد یک [[حکومت]] که [[تصرف]] و تسخیر در منابع طبیعی و ایجاد [[محدودیت]] برای مخلوقات [[خداوند]] است [[نیازمند]] [[اذن]] نباشد؟ در حالی که [[عقل]] هر نوع ایجاد [[محدودیت]] در [[زندگی]] دیگران را برنمیتابد. | ||