اخلاق فلسفی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
جز (جایگزینی متن - 'اخلاق الاهی، ج۱' به 'اخلاق الاهی، ج۱')
خط ۱۴: خط ۱۴:
*این کتاب که گاه از آن به طهارة الأعراق نیز یاد می‌شود، سالیان متمادی در [[حوزه‌های علمیه]] [[شیعه]] رواج و رونق داشته و مدار [[تدریس]] و تدرس بوده است. مسکویه با آنکه در [[فلسفه]] [[اخلاق]] پیرو ارسطو و متأثر از [[افلاطون]] است، در [[اخلاق نظامی]] مستقل می‌شناسد.
*این کتاب که گاه از آن به طهارة الأعراق نیز یاد می‌شود، سالیان متمادی در [[حوزه‌های علمیه]] [[شیعه]] رواج و رونق داشته و مدار [[تدریس]] و تدرس بوده است. مسکویه با آنکه در [[فلسفه]] [[اخلاق]] پیرو ارسطو و متأثر از [[افلاطون]] است، در [[اخلاق نظامی]] مستقل می‌شناسد.
*'''۲. [[اخلاق ناصری (کتاب)|اخلاق ناصری]]، [[خواجه نصیرالدین طوسی]]'''
*'''۲. [[اخلاق ناصری (کتاب)|اخلاق ناصری]]، [[خواجه نصیرالدین طوسی]]'''
*[[کتاب]] [[اخلاق ناصری (کتاب)|اخلاق ناصری]] بر مبنای [[تهذیب]] الاخلاق شکل گرفته و در [[حقیقت]] [[نگارش]] جدیدی از آن به حساب می‌آید، تنها تفاوتش با [[تهذیب]] الاخلاق در این است که او، به [[زبان فارسی]] [[نگارش]] یافته و ثانیة، علاوه بر [[اخلاق فردی]] در بخش دیگر [[حکمت عملی]] را نیز مورد بحث و بررسی قرار داده است. [[خواجه نصیر]] خود در مقدمه کتاب ضمن [[ستایش]] مسکویه و کتاب او، بر این نکته تأکید می‌کند که در بخش نخست کتاب، از [[تهذیب]] الاخلاق بهره برده است<ref>خواجه نصیرالدین محمد بن محمد طوسی، اخلاق ناصری، به تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، ج۲، ص۳۵-۳۷.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱، ص۶۱-۶۲.</ref>.
*[[کتاب]] [[اخلاق ناصری (کتاب)|اخلاق ناصری]] بر مبنای [[تهذیب]] الاخلاق شکل گرفته و در [[حقیقت]] [[نگارش]] جدیدی از آن به حساب می‌آید، تنها تفاوتش با [[تهذیب]] الاخلاق در این است که او، به [[زبان فارسی]] [[نگارش]] یافته و ثانیة، علاوه بر [[اخلاق فردی]] در بخش دیگر [[حکمت عملی]] را نیز مورد بحث و بررسی قرار داده است. [[خواجه نصیر]] خود در مقدمه کتاب ضمن [[ستایش]] مسکویه و کتاب او، بر این نکته تأکید می‌کند که در بخش نخست کتاب، از [[تهذیب]] الاخلاق بهره برده است<ref>خواجه نصیرالدین محمد بن محمد طوسی، اخلاق ناصری، به تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، ج۲، ص۳۵-۳۷.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۶۱-۶۲.</ref>.
===مبانی شیوه [[عقلی]]===
===مبانی شیوه [[عقلی]]===
*مشرب [[اخلاق]] [[فلسفی]] بر چهار مبنا [[استوار]] است: 
*مشرب [[اخلاق]] [[فلسفی]] بر چهار مبنا [[استوار]] است: 
خط ۲۱: خط ۲۱:
#هر [[قوه]] [[باطنی]] که عضوی از صورت [[باطنی]] [[انسان]] است دارای سه حالت [[اعتدال]] [[افراط و تفریط]] است؛
#هر [[قوه]] [[باطنی]] که عضوی از صورت [[باطنی]] [[انسان]] است دارای سه حالت [[اعتدال]] [[افراط و تفریط]] است؛
#حالت [[اعتدال]] قوای نفس که [[بهترین]] حالت [[انسان]] است از اشراف [[قوه]] [[عقل]] بر قوای دیگر حاصل می‌شود.
#حالت [[اعتدال]] قوای نفس که [[بهترین]] حالت [[انسان]] است از اشراف [[قوه]] [[عقل]] بر قوای دیگر حاصل می‌شود.
*در شیوه [[فلسفی]]، [[اخلاق]] به منزله طب [[روحانی]]، [[افراط و تفریط]] قوا، عامل بیماری‌های [[نفسانی]] و رذیلت‌ها به عنوان بیماری‌های [[روح]] تلقی می‌شوند. [[اعتدال]] قوا [[سلامت روح]] [[آدمی]] است که با وجود ملکات فاضله شناخته می‌شود<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱، ص۶۲-۶۳.</ref>.
*در شیوه [[فلسفی]]، [[اخلاق]] به منزله طب [[روحانی]]، [[افراط و تفریط]] قوا، عامل بیماری‌های [[نفسانی]] و رذیلت‌ها به عنوان بیماری‌های [[روح]] تلقی می‌شوند. [[اعتدال]] قوا [[سلامت روح]] [[آدمی]] است که با وجود ملکات فاضله شناخته می‌شود<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۶۲-۶۳.</ref>.
===کاستی‌های مشرب [[عقلی]]===
===کاستی‌های مشرب [[عقلی]]===
*[[اخلاق]] [[فلسفی]] در مقایسه با [[اخلاق]] [[نقلی]] ساختارمندتر است و با [[رذیلت‌های نفسانی]] مواجه‌های سازمان یافته تصویر کرده؛ چنان که پیش از برخورد با ملکات [[رذیله]] به [[معرفت نفس]] و قوای نفس می‌پردازد، [[فضیلت‌ها]] و رذیلت‌ها را طبقه‌بندی می‌کند و راه کسب هر [[فضیلت]] و درمان هر [[رذیله]] را با معیار [[علمی]] نشان می‌دهد. با این همه، [[کاستی‌ها]] و کمبودهایی دارد که ما برخی از آنها را نام می‌بریم:
*[[اخلاق]] [[فلسفی]] در مقایسه با [[اخلاق]] [[نقلی]] ساختارمندتر است و با [[رذیلت‌های نفسانی]] مواجه‌های سازمان یافته تصویر کرده؛ چنان که پیش از برخورد با ملکات [[رذیله]] به [[معرفت نفس]] و قوای نفس می‌پردازد، [[فضیلت‌ها]] و رذیلت‌ها را طبقه‌بندی می‌کند و راه کسب هر [[فضیلت]] و درمان هر [[رذیله]] را با معیار [[علمی]] نشان می‌دهد. با این همه، [[کاستی‌ها]] و کمبودهایی دارد که ما برخی از آنها را نام می‌بریم:
#[[اخلاق]] [[فلسفی]] برای عموم [[مردم]] کارآمد نیست و تنها برای [[دانش]] آموختگان مکتب‌های [[فلسفی]] مفهوم و مفید است، به همین [[دلیل]] هرگز از محافل [[علمی]] خارج نشده و در سطح [[جامعه اسلامی]] و مخاطبان عام انتشار پیدا نکرده است.
#[[اخلاق]] [[فلسفی]] برای عموم [[مردم]] کارآمد نیست و تنها برای [[دانش]] آموختگان مکتب‌های [[فلسفی]] مفهوم و مفید است، به همین [[دلیل]] هرگز از محافل [[علمی]] خارج نشده و در سطح [[جامعه اسلامی]] و مخاطبان عام انتشار پیدا نکرده است.
#[[اخلاق]] [[فلسفی]]، چون از آثار یونانی متأثر است، با آموزه‌های [[شرعی]] و [[حکم]] و حیانی عجین نیست و از رابطه [[انسان]] و [[خدا]] سخنی ندارد و به همین [[دلیل]] فاقد دستورالعمل‌های تأثیرگذار است، در [[دل‌ها]] [[نفوذ]] نمی‌کند و گیرایی لازم را ندارد.
#[[اخلاق]] [[فلسفی]]، چون از آثار یونانی متأثر است، با آموزه‌های [[شرعی]] و [[حکم]] و حیانی عجین نیست و از رابطه [[انسان]] و [[خدا]] سخنی ندارد و به همین [[دلیل]] فاقد دستورالعمل‌های تأثیرگذار است، در [[دل‌ها]] [[نفوذ]] نمی‌کند و گیرایی لازم را ندارد.
#در این [[مکتب]] [[اخلاقی]]، [[تخلق]] به [[اخلاق]] و کسب ملکات جز در حد توصیه و پیشنهاد هیچ [[نظم]] و ترتیب خاصی ندارد. کسب هیچ فضیلتی بر دیگری مقدم نیست و برای [[مبارزه]] با رذیله‌ای، دفع رذیلة دیگر شرط نشده و برای پیرایش و آرایش نفس به سجای خوب و بد، آغاز و انتهایی وجود ندارد. در این مشرب، [[روح انسان]] مسافری نیست که به طور طبیعی و در یک ترتیب منطقی در هر منزل چیزی می‌یابد، بلکه همانند خانه‌ای فرض شده که باید با تعدادی [[زیور]] و [[زینت]] مزین شود و تفاوتی ندارد که کدام یک را زودتر و کدام یک را دیرتر بر در و دیوار آن بی‌فزاییم؛ به همین [[دلیل]] می‌توان گفت مشرب [[فلسفی]] [[اخلاق]]، ساکن است و [[پویایی]] ندارد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱، ص۶۳-۶۴.</ref>.
#در این [[مکتب]] [[اخلاقی]]، [[تخلق]] به [[اخلاق]] و کسب ملکات جز در حد توصیه و پیشنهاد هیچ [[نظم]] و ترتیب خاصی ندارد. کسب هیچ فضیلتی بر دیگری مقدم نیست و برای [[مبارزه]] با رذیله‌ای، دفع رذیلة دیگر شرط نشده و برای پیرایش و آرایش نفس به سجای خوب و بد، آغاز و انتهایی وجود ندارد. در این مشرب، [[روح انسان]] مسافری نیست که به طور طبیعی و در یک ترتیب منطقی در هر منزل چیزی می‌یابد، بلکه همانند خانه‌ای فرض شده که باید با تعدادی [[زیور]] و [[زینت]] مزین شود و تفاوتی ندارد که کدام یک را زودتر و کدام یک را دیرتر بر در و دیوار آن بی‌فزاییم؛ به همین [[دلیل]] می‌توان گفت مشرب [[فلسفی]] [[اخلاق]]، ساکن است و [[پویایی]] ندارد<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۶۳-۶۴.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۸ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۱۰



مقدمه

اخلاق یعنی دستگاه روحی انسان که مجموعه‌ای است از اندیشه‌ها، تمایلات و خواسته‌ها، اراده‌ها و تصمیم‌ها، اجزایش - مثل یک اتومبیل - با همدیگر تناسب داشته باشد[۱]. اخلاق یعنی آنجا که روح انسان حالتی پیدا می‌کند که خود روح زیبا می‌شود. اگر کار، زیبا است به تبع روح زیبا است[۲].[۳] و اخلاق فلسفی یا اخلاق فیلسوفانه که گاهی به آن "اخلاق سقراطی" اطلاق می کنند به معنای نظام اخلاقی که فیلسوفان در طول تاریخ از آن سخن رانده اند. به دلیل اینکه خیلی خشک و علمی بوده از محیط علما و فلاسفه تجاوز نکرده و به میان عموم مردم نرفته است[۴].[۵]

روش عقلی (اخلاق فلسفی)

مبانی شیوه عقلی

  1. انسان علاوه بر صورت ظاهری دارای صورتی باطنی است که ممکن است همانند صورت ظاهری زشت یا زیبا و بیمار یا سالم باشد؛
  2. صورت باطنی انسان از قوای باطنی او (غضب، شهوت و عقل) تشکیل می‌شود؛
  3. هر قوه باطنی که عضوی از صورت باطنی انسان است دارای سه حالت اعتدال افراط و تفریط است؛
  4. حالت اعتدال قوای نفس که بهترین حالت انسان است از اشراف قوه عقل بر قوای دیگر حاصل می‌شود.

کاستی‌های مشرب عقلی

  1. اخلاق فلسفی برای عموم مردم کارآمد نیست و تنها برای دانش آموختگان مکتب‌های فلسفی مفهوم و مفید است، به همین دلیل هرگز از محافل علمی خارج نشده و در سطح جامعه اسلامی و مخاطبان عام انتشار پیدا نکرده است.
  2. اخلاق فلسفی، چون از آثار یونانی متأثر است، با آموزه‌های شرعی و حکم و حیانی عجین نیست و از رابطه انسان و خدا سخنی ندارد و به همین دلیل فاقد دستورالعمل‌های تأثیرگذار است، در دل‌ها نفوذ نمی‌کند و گیرایی لازم را ندارد.
  3. در این مکتب اخلاقی، تخلق به اخلاق و کسب ملکات جز در حد توصیه و پیشنهاد هیچ نظم و ترتیب خاصی ندارد. کسب هیچ فضیلتی بر دیگری مقدم نیست و برای مبارزه با رذیله‌ای، دفع رذیلة دیگر شرط نشده و برای پیرایش و آرایش نفس به سجای خوب و بد، آغاز و انتهایی وجود ندارد. در این مشرب، روح انسان مسافری نیست که به طور طبیعی و در یک ترتیب منطقی در هر منزل چیزی می‌یابد، بلکه همانند خانه‌ای فرض شده که باید با تعدادی زیور و زینت مزین شود و تفاوتی ندارد که کدام یک را زودتر و کدام یک را دیرتر بر در و دیوار آن بی‌فزاییم؛ به همین دلیل می‌توان گفت مشرب فلسفی اخلاق، ساکن است و پویایی ندارد[۱۳].

جستارهای وابسته

منابع

  1. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر
  2. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی ج۱

پانویس

  1. فلسفه اخلاق، ص۱۱۱.
  2. فلسفه اخلاق، ص۱۱۰.
  3. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۶۸.
  4. ر.ک: تعلیم و تربیت در اسلام، ص۲۰۰.
  5. ر.ک: زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۷۰.
  6. احمد امین مصری، ظهور الاسلام، ج۴، ص۶۱۴-۶۱۵؛ محمد عبده، رسالة التوحید، ص۲۱؛ اقبال لاهوری، احیای فکر دینی، ص۷؛ عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ص۴۲؛ شهرستانی نوشته است: المعارف کلها معقولة بالعقل، واجبة بنظر العقل و شکر المنعم واجب قبل ورود السمع و الحسن و القبح ذاتیتان للحسن و القبیح.
  7. علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۰۲-۲۰۴.
  8. قاضی عبدالجبار معتزلی، طبقات المعتزله، ص۱۳۹.
  9. کتاب شناخت اخلاق اسلامی، ص۱۰۸-۹۹.
  10. خواجه نصیرالدین محمد بن محمد طوسی، اخلاق ناصری، به تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، ج۲، ص۳۵-۳۷.
  11. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۶۱-۶۲.
  12. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۶۲-۶۳.
  13. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۶۳-۶۴.