تزکیه در لغت: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - 'jpg|22px]]، 22px [[') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[تزکیه]]''' است. "'''[[تزکیه]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[تزکیه]]''' است. "'''[[تزکیه]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تزکیه در لغت]] - [[تزکیه در قرآن]] - [[تزکیه در | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تزکیه در لغت]] - [[تزکیه در قرآن]] - [[تزکیه در اخلاق اسلامی]] - [[تزکیه در فقه سیاسی]] - [[تزکیه در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تزکیه در فقه اسلامی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
ریشه این لغت «ز ک و» به معنای [[پاک]] کردن موانع و ناخالصیها واخراج آن از متن سالم است<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۴، ص۳۴۰.</ref> و در [[امور مادی]] و [[معنوی]] هر دو به کار میرود؛ مثلاً «[[زکات]] [[مال]]» یعنی [[تطهیر]] آن با خارج نمودن [[حق الهی]] از آن و در نتیجه، [[رشد]] و [[برکت]] یافتن مال؛ همچنین «[[تزکیه نفس]]» یعنی ازاله آلودگیهای [[اخلاقی]] و [[اعتقادی]] و عملی از نفس: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹-۱۰؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۸۰.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۱۲۷.</ref> | |||
{{عربی|يزَّكِّي}} در اصل {{عربی|يَتَزَكَّى}} از باب تفعّل بوده است. «[[تزکیه]]» به معنای پذیرش [[پاکی]] است؛ زیرا ریشه این لغت «ز ک و» است که به معنای نموّ و برکتی است که با [[عنایت الهی]] به امری مادی یا [[معنوی]] تعلق میگیرد و در نتیجه، رشدی سالم و [[صالح]] مینماید<ref>کتاب العین (ط. هجرت، ۱۴۰۹ ه.ق.)، ج۵، ص۳۹۴؛ مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدارالشامیة،۱۴۱۲ ه.ق.)، ص۳۸۰.</ref>. این امر با برداشتن موانع و زواید و ناخالصیها از متن سالم صورت میگیرد؛ چنان که [[زکات]] مصطلح، با پرداخت [[حق]] [[فقرا]] از [[مال]] محقق میشود و تزکیه معنوی نیز با ازاله [[رذایل اخلاقی]] از [[دل]] و [[پاک]] کردن [[گناهان]] از برنامه [[زندگی]] محقّق میگردد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه.ش.)، ج۴، ص۳۳۷.</ref>. [[بدیهی]] است که در [[نظام دینی]]، چنین امر مهمی نیازمند استاد و دستورالعملی [[الهی]] است. در [[آیه]] مورد [[استدلال]] نیز [[خداوند]] در خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} به این مطلب تصریح مینماید که اگر کسی خاضعانه به نزد ایشان آمد و درخواست [[هدایت]] بیشتر در [[تربیت]] و تزکیه داشت، او را [[دستگیری]] کنند و از [[هدایت الهی]] [[محروم]] مگردانند. تفاوت معنای [[تطهیر]] و تزکیه آن است که در تطهیر، بر حصول [[طهارت]] در مقابل ارجاس و ادناس تأکید شده؛ ولی در تزکیه، تأکید بر [[اخراج]] ناخالصیها و [[باطل]] از متن سالم است.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۵۲۱.</ref> | |||
==نکاتی پیرامون [[تزکیه]]== | ==نکاتی پیرامون [[تزکیه]]== | ||
نسخهٔ ۴ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۶:۲۱
مقدمه
ریشه این لغت «ز ک و» به معنای پاک کردن موانع و ناخالصیها واخراج آن از متن سالم است[۱] و در امور مادی و معنوی هر دو به کار میرود؛ مثلاً «زکات مال» یعنی تطهیر آن با خارج نمودن حق الهی از آن و در نتیجه، رشد و برکت یافتن مال؛ همچنین «تزکیه نفس» یعنی ازاله آلودگیهای اخلاقی و اعتقادی و عملی از نفس: ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا﴾[۲].[۳]
يزَّكِّي در اصل يَتَزَكَّى از باب تفعّل بوده است. «تزکیه» به معنای پذیرش پاکی است؛ زیرا ریشه این لغت «ز ک و» است که به معنای نموّ و برکتی است که با عنایت الهی به امری مادی یا معنوی تعلق میگیرد و در نتیجه، رشدی سالم و صالح مینماید[۴]. این امر با برداشتن موانع و زواید و ناخالصیها از متن سالم صورت میگیرد؛ چنان که زکات مصطلح، با پرداخت حق فقرا از مال محقق میشود و تزکیه معنوی نیز با ازاله رذایل اخلاقی از دل و پاک کردن گناهان از برنامه زندگی محقّق میگردد[۵]. بدیهی است که در نظام دینی، چنین امر مهمی نیازمند استاد و دستورالعملی الهی است. در آیه مورد استدلال نیز خداوند در خطاب به رسول اکرم(ص) به این مطلب تصریح مینماید که اگر کسی خاضعانه به نزد ایشان آمد و درخواست هدایت بیشتر در تربیت و تزکیه داشت، او را دستگیری کنند و از هدایت الهی محروم مگردانند. تفاوت معنای تطهیر و تزکیه آن است که در تطهیر، بر حصول طهارت در مقابل ارجاس و ادناس تأکید شده؛ ولی در تزکیه، تأکید بر اخراج ناخالصیها و باطل از متن سالم است.[۶]
نکاتی پیرامون تزکیه
- واژه تزکیه در مقابل «تدسیس» است که به معنای مخفی کردن و پنهان ساختن چیزی در خاک و یا امر ناخالص دیگری است؛ مثل پنهان کردن میّت در زیر خاک: ﴿أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ﴾[۷]. بنابراین، تزکیه به معنی برداشتن ناپاکیها از مسیر هدایت و رشد انسان است[۸].
- در فرهنگ قرآن، انسان بر فطرت توحید آفریده شده است. در نتیجه، هرچه او بیشتر خود را تزکیه کند، بیشتر در جهت حقیقت انسانی خود پیش میرود. در این نگاه، تزکیه به معنای زدودن آلودگیها و ناخالصیها و حجابهای ظلمانی از فطرت خود است.
- از آنجا که فطرت انسانی هماهنگ با دین الهی است، در فرهنگ قرآن، تزکیه به معنی انطباق عملیِ زندگی و رفتار انسان با تعالیم دینی و معارف توحیدی میباشد.[۹]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۴، ص۳۴۰.
- ↑ «بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹-۱۰؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۸۰.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۶ ص ۱۲۷.
- ↑ کتاب العین (ط. هجرت، ۱۴۰۹ ه.ق.)، ج۵، ص۳۹۴؛ مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدارالشامیة،۱۴۱۲ ه.ق.)، ص۳۸۰.
- ↑ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه.ش.)، ج۴، ص۳۳۷.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۶ ص ۵۲۱.
- ↑ «آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ ه.ق.)، ج۱، ص۳۳۰.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۶ ص ۱۲۷.