بنی ناعط

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۴۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

نسب بنی ناعط

این طایفه از اعراب قحطانی[۱] و از شاخه‌های قبیله بزرگ همدان‌اند که نسب از ربیعة (ناعط) بن مرثد بن جشم بن حاشد بن جشم بن خیوان (خیران) بن نوف بن همدان می‌‌برند.[۲] از افراد این طایفه با نسبت «الناعطی» یاد می‌‌شود.[۳] ناعِط را نام مخلافی گفته‌اند در یمن، مشتمل بر قلعه‌ها و روستاهها و استحکامات. همچنین ناعط را کوهی گفته‌اند در یمن در ناحیه صنعا.[۴] در علت نامگذاری بنی ربیعه به «ناعط»، گفته شده که چون آنان بر کوه ناعط منزل گرفتند، بدین جهت به نام آن کوه، «ناعط» خوانده شده‌اند.[۵] این نام، رفته رفته بر نام «بنی ربیعه» غلبه یافت و به مرور زمان، مردم این قوم بنی ناعط شناخته شدند.[۶] از ناعط، پسرانی به نامهای مرثد، شراحیل، عامر و شُرحبیل متولد گردیدند.[۷] از شراحیل بن ربیعة بن مرثد، أفلح و از افلح، عمیر معروف به «ذو مَرّات»[۸] – یکی از قیل ها - به دنیا آمدند.[۹] ضمن این که از شرحبیل بن جشم هم، مرثد بن شرحبیل مشهور به «الدُّومی» تولد یافت.[۱۰] بدین ترتیب نسل ربیعه (ناعط) انتشار یافت و طایفه بزرگ بنی ناعط بن مرثد شکل گرفت. این طایفه از طوایف و بیوت متعددی تشکیل یافته که از مهمترین آنها می‌‌توان به بنی رحیب بن مالک بن حمرة ذی المشعار الأکبر،[۱۱] بنی مجالد بن ذی مران،[۱۲]آل ذی المشعار،[۱۳]آل ابی الدنیا بن محمد بن عبد الرحمن،[۱۴]آل ذو العثرب بن مرثد بن عامر بن مرثد إلّ بن حجر ذی ینوف بن عمرو بن ناعط، آل ذو خلاط بن الحارث بن مرثد إل بن حجر ذو ینوف بن عمرو بن ناعط، آل ذی بقلان، آل ذو حلابه و آل ذو نجر بن ذو براکة بن حجر ذو ینوف بن عمرو بن ناعط،[۱۵]آل ابی المغلس و آل أبی أرنبه[۱۶] اشاره کرد.[۱۷]

مساکن و منازل بنی ناعط

بنی ناعط بن مرثد بن جشم به عنوان یکی از شاخه‌های بزرگ بنی حاشد در مناطق مختلفی از یمن زندگی می‌‌کردند که از جمله آنان می‌‌توان به «بیناعه» منزلگاه آل ابی الدنیا بن محمد بن عبد الرحمن از بقایای آل ذی المشعار اشاره کرد.[۱۸] طایفه رحیب بن مالک بن حمرة ذی المشعار الأکبر هم با ذی المران الاصغر در سرزمین «بَون» و مخلاف «خارف» مشترکا منزل داشتند.[۱۹]آل ابی المغلس پادشاهان «الجوّه» از اراضی المعافر بودند و آل أبی أرنبه در ناحیه «صنعاء» و «بخدار» از بخش‌های مخلاف ذی جره سکونت داشتند.[۲۰] کوه و مخلاف «ناعط» هم از دیگر سکونت گاههای این قوم برشمرده شده است.[۲۱] ضمن این که بعد از فتوحات اسلامی نیز جمعی از آنان علاوه بر یمن[۲۲] به سرزمین‌های تازه فتح شده کوچیدند که از جمله این سرزمین‌ها می‌‌توان از شام[۲۳] و عراق[۲۴] و به‌ویژه کوفه[۲۵] یاد کرد.[۲۶]

تاریخ جاهلی بنی ناعط

از معدود اخبار جاهلی این قوم می‌‌توان به حضور عقیل بن ذی مران اوسط]] - از اشراف بنی ناعط بن مرثد - در «یوم العرحیین» و همراهی با دویله شبامی در گرفتن انتقام خون پدرش ابودویله از ربیعه غیله اشاره کرد.[۲۷] همچنین جدال حمره ذو المشعار بن أیفع بن ربیب بن شراحیل از اقیال یمن با قیل دیگر یمن به نام ختیعة ذی شناتر بن مصحا بن أخنس بن حارث بن أصبح و کشتن او، از دیگر اخبار دوران جاهلی این قوم گزارش شده است.[۲۸] شمردن نام برخی از مُرّانی‌ها (فرزندان عمیر بن افلح مشهور به ذومران) در شمار اقیال یمن هم از دیگر اخبار دوران جاهلی بنی ناعط بن مرثد بن جشم گزارش شده است.[۲۹].[۳۰]

اسلام بنی ناعط

در پی درخشش طلیعه اسلام، بنی ناعط نیز چونان دیگر قبایل و طوایف همدان اسلام آوردند و در ضمن هیأتی، جهت اظهار اسلام خود متشکل از جمعی از بزرگان قوم از جمله مالک بن حمرة بن ایفع بن کرب ناعطی و عموهایش عمر و مالک، به مدینه اعزام شدند.[۳۱] بر پایه پاره‌ای از گزارشات، پیش از بازگشت رسول خدا(ص) از غزوه تبوک، عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل - از ملوک و فرمانروایان قبیله همدان - و دیگر ملوک حِمیَر که به اسلام گرویده بودند، موضوع را به زرعة بن سیف بن ذی یزن خبر داده، فردی به نام مالک بن مراره رهاوی را همراه با نامه‌ای نزد پیامبر(ص) فرستادند. پیامبر اکرم(ص) نیز پس از بازگشت از تبوک، در پاسخ، نامه‌ای به خط علی بن ابی طالب(ع)، خطاب به عمیر و سایر مسلمانان قبیله همدان و طوایف آن نوشت و ضمن ابراز خرسندی از اسلام آنان، ایشان را در امان خدا و رسول(ص) دانست.[۳۲] سپس در عام‌الوفود (سال نهم هجرت) جمعی از سران قبیله همدان از جمله مالک بن نمط، ابوثَور، مالک بن أیفع، ضمام بن مالک سلمانی و عمیرة بن مالک خارفی، در حالی که عمامه‌های عدنی بر سر بسته و لباس‌های فاخر پوشیده، بر مرکب و اسب‌های بسیار عالی سوار بودند و شخصی در پیشاپیش آنان رجز می‌خواند و رؤسای قبیله همدان را مدح، و اوضاع اقتصادی و جغرافیایی و قهرمانان آن را می‌ستود، بر رسول خدا(ص) وارد شدند[۳۳] و از اسلام خود و قبیله خبر دادند.[۳۴] پیامبر(ص) نیز، ضمن ستایش از قبیله همدان در این دیدار،[۳۵] فرمانی برای همدانیان از جمله عمیر ذومران بن افلح بن شراحیل نوشت و سرزمین‌شان را به آنان واگذار نمود.[۳۶] اما در برخی دیگر از گزارشات، مسلمان شدن همه مردم یمن - به ویژه همدانیان - پس از سریه علی(ع) به یمن در سال دهم هجری بیان شده است. بر اساس این گزارشات، رسول خدا(ص) در سال نهم هجری نخست خالد بن ولید را به یمن نزد بنی‌همدان گسیل داشت تا مردم را به دین اسلام دعوت کند. خالد با جمعی از مسلمانان سوی یمن رهسپار شد و شش ماه در آنجا توقف کرد ولی یک نفر هم مسلمان نشد. پیامبر اکرم(ص)، علی بن ابی طالب(ع) را در پی خالد به این سرزمین فرستاد و فرمان داد که خالد بن ولید به مدینه برگردد و از اصحاب و یاران خالد خواست چنانچه مایل باشند می‌توانند در ملازمت امیرالمؤمنین(ع) بمانند و اگر تمایل نداشتند، می‌تواند به مدینه مراجعت کنند. ایشان همچنین، نامه‌ای خطاب به قبیله همدان نوشت و با امیرالمؤمنین(ع) همراه کرده، ایشان را در اواخر سال دهم هجری به یمن اعزام فرمود. علی(ع) به سوی یمن حرکت کرد و چون نزدیک قبیله رسید، طایفه همدان در برابر حضرت صف کشیده، مصمم به جنگ با ایشان شدند. علی(ع) نیز سپاه خود را منظم کرد و شمشیر به دست گرفته، نزد مردم آنان رفت و با شجاعت تمام در مقابل ایشان ایستاد و نامۀ پیامبر(ص) را برای آنان با صدای رسا قرائت فرمود و همه را از دعوت پیامبر اکرم(ص) آگاه نمود.[۳۷] گفتار و کلمات کوتاه حضرت در شنوندگان بسیار مؤثر واقع شد چندان که مردم همدان و طوایف آن چون از منظور و دعوت پیامبر(ص) مطلع شدند، همگی در یک روز به دست امیرالمؤمنین(ع) مسلمان شدند و حضرت، پیامبر(ص) را به توسط نامه از این واقعه باخبر کرد.[۳۸] پس از پذیرش اسلام، برخی از همدانی‌ها به عنوان عمّال پیامبر(ص) در یمن برگزیده شدند که عامر بن شهر ناعطی همدانی از جمله آنها بود.[۳۹].[۴۰]

منابع

پانویس

  1. عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۶۸. ر.ک: ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۲.
  2. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۰۹ و ۵۱۲؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹۰. نیز ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۳.
  3. سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۳.؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹۰
  4. زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲. یاقوت حموی از ناعط به عنوان قلعه ای بالای کوهی در یمن قدیم متعلق به بعضی اذواء نزدیک عدن یاد کرده است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۵۳)
  5. ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۱.
  6. زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲.
  7. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۲؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
  8. به نظر می‌‌رسد صحیح این کلمه «ذو مرّان» باشد که احتمالاً به جهت تصحیف یا اشتباه در نسخه برداری «ذو مرّات» استعمال شده است. همدانی هم این کلمه را«ذو مرّان» ذکر کرده و آورده او همان قیلی است که رسول خدا(ص) به او نامه نوشت. (حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.)
  9. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
  10. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۲۱.
  11. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
  12. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.
  13. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
  14. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
  15. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
  16. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
  17. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
  18. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۹۲؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷؛ ابن حبیب بغددی، المحبر، ص۳۱۷.
  19. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.
  20. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.
  21. زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۴۳۲.
  22. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
  23. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۲۰.
  24. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۵.
  25. ر.ک: حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶، ۷؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۶، ص۲۴۳؛ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۱۷۶ و ج۱۳، ص۴۲۳.
  26. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
  27. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۵۴.
  28. حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۶.
  29. حمرة ذو المشعار بن أیفع بن ربیب بن شراحیل بن عامر بن ربیعة بن مرثد از جمله این اقیال است. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.
  30. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
  31. سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۴.
  32. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۸۱؛ ابن‌اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۹۴.
  33. ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۶۸.
  34. ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۷.
  35. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱.
  36. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۴۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۸۱؛ احمد بن عبدالله رازی، تاریخ مدینة صنعا، ص۴۹۵.
  37. ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۵.
  38. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۳۲
  39. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۷۳.
  40. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت