زمین

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از اراضی)

معناشناسی

زمین که در عربی از آن به أرض تعبیر شده، به معنای جایگاه سکونت انسان‌هاست و در برابر سماء (آسمان) به کار می‌رود[۱]. این واژه کاربردهای دیگری نیز دارد که ازجمله آنها بخش محدود و معینی از زمین است[۲] که در مباحث حقوقی و فقهی، همین معنا مورد نظر است[۳].

پیشینه

استفاده از زمین در زندگی انسان به‌ویژه پس از دوران شکار و غارنشینی و روی‌ آوردن به کشاورزی، همواره اهمیت داشته است. انسان‌ها برای دستیابی بیشتر به نعمت‌های روی زمین همواره به فکر تصرف و تملک زمین‌های بیشتری بوده‌اند و این امر، زمینه‌ساز درگیری‌های فراوانی شد که تا به امروز ادامه دارد[۴]. برای انسان‌ها ـ آنگاه که به اهمیت زمین پی بردند ـ تملک آن، همواره امری مطلوب و مالکیت آن، امری پذیرفته‌ شده بود؛ ولی در سده‌های اخیر برخی با این ادعا که ملکیت زمین، با اصل عدالت اجتماعی در تضاد است و مالکیت بسیاری از زمین‌داران بزرگ، با اعمال زور و غصب پدید آمده است، به مخالفت با اصل مالکیت زمین برخاستند و به سوسیالیسم کشاورزی روی آوردند[۵].

واژه «ارض» و مشتقات آن ۴۶۱ بار در قرآن کریم تکرار شده[۶] و در آیات قرآن از مباحث بسیاری ازجمله آفرینش زمین و نعمت‌های آن برای انسان[۷] و تشویق انسان به عمران و آبادانی آن سخن رفته است. در روایات نیز نکات یاد شده در کنار مسائلی درباره پاکی و پاک‌کنندگی زمین[۸]، سجده و تیمم بر آن[۹]، چگونگی بهره‌برداری از زمین‌های عمومی و حکومتی[۱۰] و راه‌های تملک و تجارت با آن[۱۱] به تفصیل ذکر شده است. فقها در ابواب گوناگون فقهی از طهارت و نماز تا تجارت و ارث، احکام فقهی مرتبط به زمین را به شکل گسترده‌ای بررسی کرده‌اند. در نخستین کتاب‌های فقهی، مباحث حقوقی زمین به صورت مختصر وجود داشت[۱۲]؛ ولی با رشد و گسترش فقه، این مباحث، صورت گسترده و عمیق‌تری به خود گرفت[۱۳] تا اینکه در دوره معاصر، کتاب‌های مستقلی درباره آن تدوین شد[۱۴].[۱۵]

اقسام زمین

زمین‌ها به طور کلی به دو نوع اراضی موات و آباد (عامره) تقسیم می‌شوند، آباد و موات بودن ممکن است از حالت‌های اصلی زمین باشد یا بر آن عارض شده باشد؛ مانند زمینی که در گذشته از موات بوده و کسی آن را احیا کرده باشد که این‌گونه زمین‌ها به «اراضی محیاة» معروف‌اند و یا آنکه زمینی پیش‌تر آباد بوده و سپس به موات تبدیل شده است. به لحاظ حقوقی درباره زمین‌ها عناوینی چوناراضی انفال و «مفتوح عنوة» و «زمین‌های خصوصی» وجود دارد.

زمین‌های انفال عبارت‌اند از زمین‌های موات و چند نوع از زمین‌های آباد همچون زمین‌های آبادی که بدون نبرد از کافران به دست آمده (فیء) یا ارث بدون وارث‌اند یا زمین‌های آباد بدون مالک هستند. درباره ملکیت انفال که اختصاص به زمین ندارد، نیز اختلاف‌نظر وجود دارد؛ نظر معروف میان فقهای گذشته، این است که به پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) تعلق دارد، ولی برخی از فقها بر این باورند که انفال، ملک شخصی امام نیست؛ بلکه به منصب امامت مربوط است.

اراضی «مفتوح عنوة» زمین‌هایی است که طی جنگ به دست می‌آید. البته با توجه به اینکه این زمین‌ها جزو زمین‌های انفال باشند یا غیر انفال و نیز جنگ با اذن امام باشد یا بدون آن، احکام متفاوتی دارد. در صورتی که جنگ با اجازه امام باشد، معروف میان فقها این است که این زمین‌ها ملک همه مسلمانان است. زمین‌های خصوصی، مالک مشخص دارند و ملکیت آنها ممکن است از طریق احیا یا اسباب انتقالی اختیاری (معاملات) یا غیر اختیاری مانند ارث به دست آمده باشد[۱۶].[۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. راغب، مفردات، ۷۳؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۷/۱۱۲؛ دهخدا، لغتنامه، ۸/۱۱۳۸۶.
  2. مصطفوی، التحقیق، ۱/۶۹.
  3. مهدی‌زاده آری، احمد، مقاله «زمین»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۴۵ - ۵۰.
  4. دورانت، تاریخ تمدن، مشرق‌ زمین گاهواره تمدن، ۱/۲۵ ـ ۲۶.
  5. دورانت، تاریخ تمدن، روسو و انقلاب، ۱۰/۳۹ و ۱۰۷ ـ ۱۰۹؛ تفضلی، تاریخ عقاید اقتصادی، ۱۸۴ و ۱۹۰.
  6. رضایی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۶.
  7. سوره بقره، آیه ۲۹؛ سوره الرحمن، آیه ۱۰؛ سوره ملک، آیه ۱۵؛ سوره نوح، آیه ۱۹؛
  8. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۳/۴۵۷ ـ ۴۵۸.
  9. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۳/۳۴۹ ـ ۳۵۲ و ۵/۳۴۳.
  10. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۹/۵۲۳ ـ ۵۵۳ و ۱۵/۱۵۵ ـ ۱۶۰.
  11. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۷/۳۶۸ ـ ۳۷۰؛ ۱۹/۵۳ ـ ۶۱ و ۲۵/۴۱۱ ـ ۴۱۷.
  12. طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ۳/۲۶۸ ـ ۲۷۴؛ ابن‌براج، المهذب، ۱/۱۸۱ ـ ۱۸۳.
  13. نجفی، جواهر الکلام، ۳۸/۷ ـ ۱۱۰.
  14. آصفی، ملکیة الارض و الثروات الطبیعیه؛ فیاض، الاراضی؛ مدرسی طباطبایی، زمین در فقه اسلامی.
  15. مهدی‌زاده آری، احمد، مقاله «زمین»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۴۵ - ۵۰.
  16. امام خمینی، البیع، ۳/۱۹ ـ ۱۱۳.
  17. مهدی‌زاده آری، احمد، مقاله «زمین»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۴۵ - ۵۰.