الگو:صفحهٔ اصلی/مدخل برگزیده

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۳ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

فاطمه کلابیه معروف به ام البنین؛ دختر حزام بن خالد بن ربیعه (برادر شاعر معروف دوران قبل از اسلام عصر جاهلیت صاحب یکی از معلقات سبعه) فرزند عامر بن کلاب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه کلابی. مادرش؛ شمامه، دختر سهیل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب و اجداد و نیاکان او، همه از دلاوران عرب در عصر جاهلیت بودند که حماسه‌های جاویدان داشتند، تا آنجا که در شجاعت و سخاوت زبانزد خاص و عام بودند. در وصف آنها همین بس که جناب عقیل بن ابی‌طالب گفت: «در میان قوم عرب نمی‌توان کسی را یافت که از پدران و نیاکان ام البنین شجاع‌تر و دلاورتر باشد». او از زنان صدر اسلام، ادیب و شاعری فصیح است و نزد مسلمانان جایگاه ویژه‌ای دارد. وی از خانواده‌ای ریشه‌دار و دلاور بود.

ام البنین در خانواده‌ای اصیل و شریف بزرگ شد و تربیت یافت؛ خانواده‌ای که والاترین، ارجمندترین و نجیب‌ترین شمرده می‌شد و بزرگان عرب به آن افتخار می‌کردند. این خاندان شریف، مظهر جود و کرم، شجاعت و فصاحت، جوانمردی و بزرگ‌منشی، مکارم اخلاق، عفت و طهارت، اصالت و پاکدامنی بود. ام البنین بانویی بزرگوار بود که در محیطی سرشار از ایمان، زهد و تقوی رشد یافت؛ از این رو، او زنی بود با تقوا و ورع و دارای عفت نفس و اخلاق و منش پسندیده.

علی(ع) به سبب اهداف بلندی که آثارش در کربلا ظاهر شد، او را به همسری خود برگزید. در این باره نوشته‌اند: علی(ع) به عقیل که آشنا به دانش انساب بود و اصالت و نسب قبایل را به خوبی می‌دانست، فرمود: زنی برایم پیدا کن که از خانواده نجیب و شجاع باشد، تا برایم فرزندی شجاع و قهرمان به دنیا آورد. عقیل گفت: با فاطمه دختر حزام کلبی ازدواج کن که در میان عرب شجاع‌تر از پدرانش وجود ندارد. امام با وی ازدواج کرد که ثمره آن چهار فرزند به نام‌های عباس بن علی بن ابی طالب، عبدالله بن علی بن ابی طالب، جعفر بن علی ابن ابی‌طالب و عثمان بن علی بن ابی طالب بود.

بعد از واقعه عاشورا ام البنین همه روزه همراه نوه‌اش عبیدالله بن عباس به بقیع می‌رفت و برای فرزندانش سوگواری و مرثیه‌سرایی می‌کرد. مردم مدینه به ویژه زنان گرداگرد او جمع می‌شدند و با او هم نوا می‌شدند. گریه و مرثیه‌سرایی او چنان جان سوز بود که دوست و دشمن را به گریه وامی داشت.

از تاریخ دقیق درگذشت او اطلاعی در دست نیست، هرچند برخی متأخرین ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ قمری را آورده‌اند.