ویژگی علوم اهل بیت
ذاتی یا الهی بودن
در بحث ویژگیهای علوم برگزیدگان خداوند در قرآن، گفته شد که منظور از ذاتی بودن علوم ائمه(ع) در برابر الهی دانستن، این پندار است که آنان دانشهای خود را صرف نظر از عطای الهی، در ذات خود دارند. چنین دیدگاهی – آنگونه که بیان شد - نادرست است. امامان معصوم(ع) حجتهای خداوند و جانشینان رسول خدایند. در میان روایات یاد شده در مباحث گذشته، جایی برای علم ذاتی ائمه(ع) نمیتوان یافت؛ بلکه روایات یاد شده به خوبی بیانگر آن بودند که ایشان علوم خود را به شیوههای مختلفی که خداوند برای آنان مقدر کرده است، به دست میآوردند. بیان شد که علوم اهل بیت(ع) از طریق فراگیری از پیامبر و امامان پیشین(ع)، بهرهمندی از کتابهای الهی و ویژه، الهام، تحدیث فرشتگان و... به دست میآید. بیان این شیوهها، خود نفی کننده علم ذاتی برای ائمه(ع) است؛ زیرا در صورتی که علم آنان ذاتی باشد، نیازی به کسب آن به شیوههای یاد شده نبود. امور ذاتی نیازی به کسب ندارند و از ذات جدا نمیشوند.
در روایتی از امام صادق(ع)، این نکته به زیبایی و روشنی بیان شده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَكِلُنَا إِلَى أَنْفُسِنَا وَ لَوْ وَكَلَنَا إِلَى أَنْفُسِنَا لَكُنَّا كَعَرْضِ النَّاسِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾[۱]»[۲]؛ «خداوند ما را به خودمان وانمیگذارد؛ که اگر ما را به خودمان واگذارد، مانند سایر مردم خواهیم بود؛ و ما کسانی هستیم که خداوند میفرماید: مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را». از این روایت به خوبی رابطه بین ائمه(ع) و خداوند روشن میشود. آنان از خود چیزی ندارند؛ اما بندگان برگزیده خداوندند که تحت عنایات ویژه اویند و هرگاه چیزی را از او بخواهند، به آنان عطا میکند.
در روایتی دیگر از آن حضرت چنین نقل شده است: گاهی (درهای) علم به روی ما گشوده میشود و ما (مطالبی را) میدانیم و گاهی بسته میشود و نمیدانیم. آن حضرت در ادامه همین روایت تأکید کردهاند که امام فردی مانند دیگر انسانهاست؛ همانند آنان به دنیا میآید؛ میخورد و مینوشد؛ مریض میشود و سلامتی خود را باز مییابد؛ شاد و محزون میشود؛ میخندد و میگرید؛ و... امتیاز او نسبت به دیگران این است که علومی ویژه به او داده شده و دعای او مستجاب است[۳].
بنابراین بیتردید ائمه(ع) از سرچشمه علوم الهی بهرهمندند و علمی ذاتی و مستقل از خداوند ندارند.[۴]
اکتسابی یا موهبتی بودن
این عنوان به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که آیا شیوههای معرفی شده برای علوم ائمه(ع) عمومیاند، که دیگر افراد بشر نیز اگر بخواهند، میتوانند به آنها دست یابند؛ یا موهبتی ویژه ائمهاند و افراد دیگر حتی با تلاش بسیار نیز به آنها نمیرسند.
مصادیقی از علوم ائمه(ع)، با بقیه مردم مشترک است. این مصادیق از علوم ائمه اکتسابی است و دیگران نیز میتوانند آن را به دست آورند. برای نمونه فرض کنید پیامبر(ص) در حضور اصحابش مطلبی را بیان کردهاند و امیرالمؤمنین(ع) نیز آن را شنیده و فراگرفته است. دیگران نیز مانند امیرالمؤمنین(ع) آن روایت نبوی را شنیده و نقل کردهاند. این مرتبه از دانش، بین امامان و مردم عادی مشترک است؛ البته ممکن است در مراتبی از این دانش، مانند میزان عمق این دانش، بین آنان و امیرالمؤمنین(ع) تفاوت باشد؛ اما حد ظاهر آن را بقیه مردم نیز کسب کردهاند. مثال دیگر برای علوم اکتسابی مشترک، استفاده از حواس در امور عادی زندگی است که علومی عادی را به دنبال دارد. امامان معصوم در این موارد، همانند دیگر افراد از حواس خود استفاده میکردند. چنین دانشهایی برای مردم نیز قابل کسب است و هر روز از آن استفاده میکنند[۵].
در مقابل این طیف مشترک، قلمرو علوم موهبتی ائمه(ع) قرار دارد که به عنایت ویژه خداوند بستگی دارد. این علوم، ابزارها و استعدادهای ویژهای میطلبند که در اختیار دیگران نیست. مثلاً پیامبر(ص) علوم و اسرار الهی را به کسی غیر امیرالمؤمنین(ع) بیان نکردند. این دانش، یکی از مصادیق علوم موهبتی است. کتابهای پیامبران گذشته و دیگر کتابهای ویژه ائمه(ع) در اختیار دیگران نیست. علوم استنباط شده از این کتابها، موهبتی و ویژهاند. عرضه اعمال، تحدیث و الهامهای ویژه، از دیگر علوم موهبتی به شمار میآیند.
بنابراین بخشی از علوم عادی ائمه(ع)، اکتسابی است و بخش بزرگی از این علوم که با مقام امامت آنان ارتباط دارد، موهبتی است.[۶]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
- ↑ محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: علی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص۵۱۹. در این منبع به جای «كَعَرْضِ النَّاسِ»، «كَبَعْضِ النَّاسِ» آمده که تعبیر دقیقتری است.
- ↑ محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۲۸: «يُبْسَطُ لَنَا فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ وَ الْإِمَامُ يُولَدُ وَ يَلِدُ وَ يَصِحُّ وَ يَمْرَضُ وَ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَبُولُ وَ يَتَغَوَّطُ وَ يَفْرَحُ وَ يَحْزَنُ وَ يَضْحَكُ وَ يَبْكِي وَ يَمُوتُ وَ يُقْبَرُ وَ يُزَادُ فَيَعْلَمُ وَ دَلَالَتُهُ فِي خَصْلَتَيْنِ فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ وَ كُلَّمَا أَخْبَرَ بِهِ مِنَ الْحَوَادِثِ الَّتِي تَحْدُثُ قَبْلَ كَوْنِهَا كَذَلِكَ بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَيْهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) تَوَارَثَهُ مِنْ آبَائِهِ(ع)»؛ مشابه این روایت، از امام رضا(ع) نقل شده است (رک: همو، عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۱۴). روایات دیگری نیز نزدیک به این محتوا را میرسانند (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۳۶؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۱۳).
- ↑ هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص ۳۱۳.
- ↑ ر.ک: سید کمال حیدری، علم الامام، ص۲۱۹؛ عقیدتنا فی صفات الامام و علمه(ع) در: محمد حسن نادم، علم امام (مجموعه مقالات)، ص۶۴۳.
- ↑ هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص ۳۱۵.