عالم ذر

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۷ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

بحث عالم ذر، از جمله مسائلی است که در گستره مباحث توحید و فطرت توسط مفسران و متکلمان طرح و بررسی می‌‌شود. عالم ذر بدان معناست که همه انسان‌ها در مرحله قبل از حضور در عالم خاکی، در عالم دیگری به وجود خدا و حتی برخی دیگر از اصول اعتقادی گواهی داده‌اند.

اصل حقیقت عالم ذر با توجه به مستندات قوی و متقن قرآنی و روایی، امری قطعی و غیر قابل و انکار است؛ به گونه‌ای که تنها علامه مجلسی نزدیک به هفتاد روایت را فقط در کتاب الطینة المیثاق دراین‌باره نقل کرده است[۱]. ملاصدرا نیز روایات این موضوع را غیر قابل شمارش دانسته و آن را از ضروریات مذهب امامیه دانسته است[۲]. اما در تفسیر و برداشت از عالم ذر، دیدگاه‌های مختلف و حتی متبایتی ارائه شده است که به نظر می‌‌رسد گاه اجتماع میان آنها ممکن نباشد[۳].[۴]

معناشناسی

عالم ذر یعنی انسان قبل از ورود به این دنیا، در جهانی دیگر به‌نام عالم ذر، حیاتی مخصوص داشته و در آنجا به وجود خداوند اقرار کرده است که به نظر می‌رسد با توجه به آیات قرآن، این جهان همان "عالم فطرت" است[۵].

وجه تسمیه

درباره علت نامگذاری این عالم به عالم ذر چندین دیدگاه مطرح شده؛ برخی معتقدند این نام‌گذاری به دلیل واژه ذریه‌ای است که در آیه به کار رفته است[۶]. از نظر برخی دیگر به خاطر کثرت و بی‌پایان بودن جمعیت حاضر در این عالم که هنگام بستن پیمان مانند مورچگانی با تعداد کثیر و بی‌شمار در کنار هم حاضر می‌‌شوند، بدان ذر گفته شده است. برخی دیگر نیز کوچکی و ذره بودن انسان‌ها در مقام مقایسه با خداوند را دلیل نام‌گذاری آن دانسته‌اند[۷].[۸]

آیه ذر

آیه‌ای که در این خصوص بیشترین استناد به آن صورت می‌‌گیرد، به آیه عالم ذر معروف است: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى[۹].

از آیه مذکور این نکته به دست نمی‌آید که خداوند ذریه آدم را از پشت آدم آفرید، بلکه این نکته حاصل می‌‌شود که خداوند ذریه همه مردم را در پشت همه مردم قرار داد واژه ﴿ظُهُورِهِمْ غیر از ظهر آدم است. در واقع این آیه در مقام اشاره به آدم و حوا نیست؛ زیرا گفته است ﴿ظُهُورِهِمْ، نه "ظهورهما". ضمن اینکه نسبت به حوا "ظهر" صادق نیست، بلکه نسبت به او "بطن" صادق است؛ زیرا "ظهر" را نسبت به مرد می‌‌گویند.

براساس این آیه، انسان قبل از آنکه در این دنیا پای بگذارد، در خمیره‌اش اقرار به وجود خداوند صورت گرفته است. خود آیه گویای آن است که زمانی که مردم هنوز در اصلاب پدران بودند، یعنی در عالم ذر قرار داشتند، به وجود خدا اقرار کرده‌اند[۱۰].

عالم ذر در روایات اسلامی

در منابع اسلامی، روایات متعددی (در حدود ۴۰ روایت) درباره عالم ذر نقل شده است. اما جز تعداد کمی از آنها بیشترشان ضعف سندی دارد و بسیاری از آنها نیز ارجاع‌پذیر به یک روایت است و نه چند روایت[۱۱]. از نظر محتوایی نیز این روایات به چند گروه تقسیم می‌شوند؛ برخی روایات بر درک قلبی بندگان در عالم ذر دلالت دارد و اینکه اگر چنین درکی نبود، کسی خالق و رازقش را نمی‌شناخت[۱۲]. روایاتی نیز بر یکی بودن عالم میثاق و طینت و بر وجود تکلیف در عالم ذر نیز دلالت دارد[۱۳]. برخی دیگر نیز به یکسانی عالم میثاق و عالم ظلال اشاره دارد[۱۴]. در برخی دیگر خروج ذریه بنی‌آدم از پشت آدم در عالم ذر؛ بیان شده است و آنها به ذره تشبیه شده‌اند[۱۵]. گروهی بر فراموشی محل گرفتن میثاق دلالت دارند و اینکه روزی همه آن محل را به یاد می‌‌آورند[۱۶].[۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. مجلسی، بحارالأنوار، ج۵، ص۲۲۵ به بعد.
  2. صدرالدین شیرازی، الحکمة العرشیه، قاعده ۸ از مشرق دوم، ص۲۳.
  3. دراین‌باره بنگرید به: سبحانی، مفاهیم القرآن، فصل دوم با عنوان الله و عالم الذر. ایشان در این کتاب دیدگاه‌های مهم و مطرح مفسران و اندیشمندان اسلامی را به تفصیل به نقد و بررسی کشانده است.
  4. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۳۸.
  5. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۳۸.
  6. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۶.
  7. سبزواری، ملاهادی، شرح الاسماء، ص۱۹۰.
  8. رضائی، حسن، مقاله «عالم ذر»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۹۱.
  9. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
  10. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۳۹.
  11. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۹.
  12. صدوق، محمد بن علی، التوحید، ص۳۳۰.
  13. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۶ و۷.
  14. صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، ج۱، ص۸۴-۸۵ و۱۱۸.
  15. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۳.
  16. صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، ج۱، ص۱۱۸.
  17. رضائی، حسن، مقاله «عالم ذر»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۹۴.