خطبه ۸۳ نهج البلاغه
هشتاد و سومین خطبه از نهج البلاغه که به خطبه غَرّاء معروف است، از خطبههای امام علی (ع) که در آن با یادآوری نعمتهای الهی، انسان را به تقوا فرامیخواند و از عذاب میترساند. شماره ترتیبی این خطبه در نسخههای نهج البلاغه، متفاوت است.
مقدمه
خطبه ۸۲[۱] نهج البلاغه معروف به خطبه غراء، گرچه از زمان و زمینه ایراد آن اطلاع دقیقی در دست نیست، اما از خطبههای مشهور و بیدار کنندهای به شمار میرود که بر زبان امام (ع) جاری شده است. وجه تسمیه آن به "غرّاء" به معنای پرشور و گرم از این جهت است که امام (ع) در این خطبه تصویری زیبا از فصاحت، بلاغت و تمثیل را بیان کرده است. موضوع اصلی خطبه، انسان و سرنوشت اوست.
منابع خطبه
بخشهایی از خطبه را ابن شعبه حرّانی در کتاب «تحف العقول عن آل الرسول»، قاضی قضاعی در کتاب «دستور المعالم و مأثور مکارم الشیم»، باب سوم، السید ابوطالب در کتاب «تیسیر المطالب» و ابن اثیر (قرن هفتم) در جلد اول کتاب «النهایة»، آوردهاند.
مطالب مهم خطبه
بخشهایی از خطبه
ای بندگان خدا، شما را به تقوای خداوند سفارش میکنم؛ خداوندی که برایتان مثلها آورده و مدت عمر هر یک از شما را معین کرده است. آنکه پیکرهای شما به جامهها بیاراسته و اسباب معیشتتان فراهم ساخته، به کردارهایتان احاطه دارد و پاداش هر یک از شما را بر سر راه مهیا داشته است. خداوندی که نعمتهای فراوان و عطایای بیشمار خود را خاص شما گردانید و به حجتهای آشکارتان هشدار داد. یکیک شما را بر شمرده و برای هر یک از مدت عمری مقرر داشت. بدانید که شما را در این جهان که سرای آزمایش و عبرت است میآزمایند و به حساب آنچه گفتهاید یا کردهاید خواهند رسید. دنیا آبشخوری تیره است و گلآلود، ظاهرش دلفریب است و باطنش هلاککننده. فریبی است زودگذر و فروغی است غروبکننده و سایهای است ناپایدار و زوال یابنده و تکیهگاهی است فروریزنده. فریبندگی کند تا کسی که از آن گریزان است، به او انس گیرد و آنکه او را ناخوش دارد، به او دل ببندد. آنگاه... آدمی را در کمند مرگ افکند... تا آشکارا پاداش اعمال نیک و کیفر کردارهای بد خویش بنگرد. این چنیناند کسانی که پس از این میآیند و جانشین گذشتگان میشوند، زیرا مرگ از هلاک کردنشان بازنایستد و بازماندگان نیز از ارتکاب گناه دست بازندارند و از کردههاشان پشیمان نشوند، بلکه از رفتار پیشینیان پیروی کنند. پیدرپی میگذرند و میروند تا به سرمنزل فنا رسند.
چون رشته کارها از هم گسسته و روزگاران سپری شود و رستاخیز مردم فرارسد، خداوند آنها را از درون گورها یا آشیانههای پرندگان یا کنام درندگان یا هر جای دیگر که مرگ بر زمینشان زده است، بیرون آورد، در حالیکه در انجام فرمانهای خداوندی شتاباناند و بیدرنگ بهسوی بازگشتگاه او به پیش میروند و خاموش، صف در صف، در منظر الهی ایستاده. آنگاه بانگ منادی حق به گوششان رسد و جامه خضوع و فروتنی و فرمانبرداری و ذلّت و خواری بر آنان پوشیده شود. در آن روز، هیچ حیلهای بر کار نیاید و آرزوها منقطع شود و دلها غمگین و از حرکت ایستاده، آوازها به خشوع آمیخته و به پستی گراییده، سر و روی غرق عرق و وحشت بر آنها چیره. بانگ مهیب آن منادی که تمیزدهنده حق از باطل است و آنان را فرامیخواند که برای گرفتن جزای اعمال خویش ـ از ثواب یا عقاب ـ در حرکت آیند[۲].
خطبه در یک نگاه
«ابو نعیم اصفهانی» در «حلیة الاولیاء» بخش مهمّی از این خطبه را آورده و در سبب ورود آن از علی(ع) چنین میگوید: «آن حضرت جنازه مسلمانی را تشییع کردند، هنگامی که او را در قبر گذاشتند، بازماندگانش صدا به ناله و شیون بلند کرده و گریستند، امام فرمود: «به خدا سوگند! اگر اینها آنچه را میّتشان مشاهده میکند ببینند، گریه بر او را فراموش خواهند کرد (و بر خود خواهند گریست!) به خدا سوگند! مرگ به سراغ یک یک از آنها میآید و کسی را باقی نمیگذارد» سپس حضرت (با توجّه به آمادگی گروه تشییع کننده در آن شرایط برای پذیرش اندرزهای الهی) برخاست و این خطبه را ایراد فرمود. (البته آنچه در حلیة الاولیاء آمده بخشی از این خطبه است، ولی به نظر میرسد که او خطبه را تلخیص کرده است)»[۳]. به هر حال، وضع خطبه نشان میدهد که امام(ع) به طور جدّی در مقام آماده ساختن دلها و بیدار کردن مردم بوده، و امام(ع) در بهترین و آمادهترین حالات قرار داشته که خطبهای به این زیبایی و درخشندگی و پرمحتوایی بیان فرموده، که یک دوره کامل درس انسانسازی است و کمتر کسی پیدا میشود که آن را به دقّت بررسی کند و عمیقا تحت تأثیر واقع نشود، این خطبه را میتوان به «دوازده» بخش تقسیم کرد که هر کدام از آنها مکمّل دیگری است:
- نخست، به حمد و ثنای الهی و بیان اوصاف جلال و جمال او میپردازد تا ضمن رعایت ادب در سخن، دلها را به نور نام خدا، روشن و برای شنیدن اندرزها آماده سازد.
- در بخش دوّم، دعوت به تقوای الهی میکند، تقوایی که سرمایه اصلی انسان در زندگی مادّی و معنوی اوست.
- در سومین بخش، سخن از نکوهش دنیاست، تا انی مانع بزرگ که بر سر راه تقوا قرار دارد، از این طریق برطرف گردد.
- در چهارمین بخش، سخن از معاد و عرصه محشر و صحنههای هولانگیز قیامت است، تا دلها برای پذیرش نصایح الهی آمادهتر گردد.
- از آنجا که شناخت هویّت انسان به این امر کمک میکند در پنجمین بخش، به این معنا پرداخته و آغاز و انجام زندگی بشر را شرح میدهد.
- در ششمین بخش، باز به مسأله تقوا برمیگردد و اهمیّت آن را یادآور میشود.
- از آنجا که توجّه به نعمتهای الهی انسان را به سوی معرفة اللّه و شکر نعمت و اطاعت از او وا میدارد. در هفتمین بخش، به قسمت مهمّی از این نعمتها که سر تا پای انسان را فراگرفته، اشاره میکند.
- در هشتمین بخش، به مواعظی میپردازد که دلها را بیدار و عقلها را هوشیار میکند.
- در نهمین بخش، برای سومین بار به مسأله تقوا بازمیگردد و با تعبیرات جدیدی اهمیّت این زاد و توشه بزرگ سفر آخرت را شرح میدهد.
- در دهمین بخش، تاریخچه فشرده و تکان دهندهای پیرامون آفرینش انسان از آغاز جنین تا لحظه مرگ و حتّی پس از آن بیان میدارد.
- در یازدهمین بخش، هشدار میدهد که بعد از مرگ نه راه بازگشتی وجود دارد و نه امکان تدارک آنچه از دست رفته است!
و بالأخره در دوازدهمین و آخرین بخش، با اشاره به درسهای عبرتانگیزی که در تاریخ پیشینیان نهفته است به بیان حالات آنها پرداخته و تعبیرات تکان دهنده و بیدارگری را مکمّل بیانات این خطبه میکند و به راستی چقدر گویا و پرمحتوا و عبرتآموز و بیدارگر است! به همین دلیل، به گفته مرحوم «سیّد رضی» هنگامی که امام(ع) این خطبه را ایراد فرمود، بدنها به لرزه در آمد، اشکها سرازیر و دلها ترسان و مضطرب گشت[۴].
منابع
پانویس
- ↑ این خطبه در نسخههای ابن ابی الحدید / ۸۲، صبحی صالح / ۸۳، عبده / ۷۹ و فیض الاسلام / ۸۲ آمده است.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۴۱- ۳۴۳.
- ↑ مصادر نهج البلاغه، جلد ۲، صفحه ۱۰۶.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۴، ص۱۲۴ ـ ۱۲۶.