وهب بن عبدالله کلبی
وهب بن عبدالله کلبی از شهدای کربلاست، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند. وهب که اهل کوفه بود، در کربلا در رکاب امام حسین (ع) حضور داشت. روز عاشورا پس از حر بن یزید ریاحی و بریر، به میدان رفت. مادرش مشوّق او در عزیمت به میدان بود. وقتی پس از مقداری جنگ، نزد مادرش برگشت که: آیا راضی شدی؟ گفت: وقتی راضی میشوم که در رکاب حسین (ع) به شهادت برسی. دوباره رفت و جنگید، همسرش هم چوبی بر گرفت و به میدان رفت. وهب آن قدر جنگید تا شهید شد.
| وهب بن عبدالله کلبی | |
|---|---|
آرامگاه شهدای کربلا | |
| نام کامل | وهب بن عبدالله کلبی |
| جنسیت | مرد |
| از قبیله | بنیکلب |
| پدر | عبدالله بن عمیر کلبی |
| مادر | ام وهب |
| همسر | هانیه |
| محل زندگی | کوفه |
| تاریخ شهادت | ۶۱ هجری |
| محل شهادت | کربلا |
| طول عمر | ۲۵ سال |
| محل آرامگاه | کربلا |
| از اصحاب | امام حسین |
| حضور در جنگ | واقعه عاشورا |
مقدمه
وهب بن عبدالله[۱] کلبی[۲]، جوان زیبا روی، نیک خوی[۳]، پرهیزکار، مؤمن و شجاع کوفی بود[۴]. وی که در روز عاشورا بیست و پنج سال داشت و از دامادیش هفده روز میگذشت[۵]، پس از بریر یا عمرو بن مطاع[۶] به میدان رفت و با بردباری در برابر مشکلات، جنگ نیکو و نمایانی کرد. سپس به سوی مادرش «قمر»[۷] و همسرش، «هانیه»[۸] که با او در کربلا بودند بازگشت و به مادرش گفت: آیا از من راضی شدی؟ گفت: من از تو خشنود نمیشوم مگر آنکه پیش روی حسین(ع) کشته شوی. همسرش به او گفت: تو را به خدا سوگند مرا به فراقت مبتلا مکن و دلم را به درد نیاور. مادرش گفت: فرزندم! از تقاضای همسرت روی گردان و به میدان برو و در رکاب فرزند دختر پیامبرت بجنگ تا از شفاعت جدّش در روز قیامت بهرهمند شوی. وهب به میدان بازگشت نوزده سوار و دوازده پیاده را به هلاکت رساند[۹]. هنگامی که دو دستش قطع شد همسرش عمودی به دست گرفت و به سوی او آمد و گفت: پدر و مادرم به فدایت، در راه یاری پاکانِ حرم رسول خدا بجنگ! وهب میخواست او را به خیمه برگرداند ولی همسرش گفت: هرگز مراجعت نمیکنم مگر اینکه همراهت کشته شوم. امام حسین(ع) فرمود: «جُزِيتُمْ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ خَيْراً، اِرْجِعِي رَحِمَكِ اَللَّهُ إِلَى اَلنِّسَاءِ فَاجْلِسِي مَعَهُنَّ» از اهل بیت من جزای خیر بهرۀ شما باد. خدا تو را رحمت کند به سوی زنها برگرد.
همسر وهب مراجعت کرد ولی وهب در میدان ماند تا به فیض شهادت نایل گشت[۱۰].
بنا به نقل فاضل دربندی از أبی مخنف، وهب، پنجاه تن را به هلاکت رساند[۱۱].
سرانجام پس از آنکه هفتاد زخم بر وی وارد شد سرش را بریدند و نزد مادرش انداختند. مادر، خون از چهرهاش پاک میکرد و میگفت: «ستایش مخصوص خدایی است که رویم را سفید و چشمانم را به شهادت فرزندم در رکاب امام(ع) روشن کرد... گواهی میدهم که یهود و نصاری و مجوس در کلیسا و آتش خانههای خود از شما بهترند».
آنگاه سر را به سوی سپاه یزید انداخت که به یکی از سپاهیان یزید اصابت کرد و به هلاکت رسید[۱۲] و در نقلی دیگر آمده است پس از اینکه سر فرزند خود را بوسید او را به طرف لشکر ابن سعد پرتاب کرد و گفت چیزی که در راه خدا دادیم هرگز پس نمیگیریم.
خوارزمی گوید: غلام شمر به فرمان او، مادر وهب را به شهادت رساند[۱۳].
به گفتۀ برخی از مورّخان، وهب و همسر و مادرش نصرانی بودند و در راه کربلا در ثعلبیه[۱۴] به دست امام حسین(ع) مسلمان شدند[۱۵]. در روز عاشورا به هنگام نبرد، بیست و چهار پیاده و دوازده سوار را به هلاکت رساند. او را اسیر کرده و نزد عمر بن سعد آوردند. عمر سعد فرمان داد گردنش را زدند و سرش را به سوی لشکر امام(ع) انداختند. مادر وهب آن را برداشت و بوسید و با عمود خیمه، یک و به قولی دو تن را به هلاکت رساند[۱۶].[۱۷]
جستارهای وابسته
- عبدالله بن عمیر کلبی (پدر)
- ام وهب (مادر)
منابع
پانویس
- ↑ پدر وهب را، حباب، جناب، جناح (مثیرالاحزان، ص۶۲؛ لهوف، ص۶۱) و کلب نیز گفتهاند. (اکلیل المصائب، ص۱۱۷).
- ↑ مؤلف ناسخ در ذیل عنوان «وهب بن عبدالله» به نقل از طریحی نام وهب بن وهب را نیز آورده است. ولی یاد آور شده که هر چه جستجو کرده بیش از یک وهب نیافته است. (ناسخ التواریخ، ج۲، ص۲۶۹)، صاحب وسیلة الدارین عقیده دارد وهب بن وهب همان وهب بن عبدالله میباشد. (ص ۲۰۳) علامه مجلسی هر دو وهب را در شمار شهیدان کربلا قلمداد کرده و برای هر یک شرح حال جداگانه آورده است. (بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۶).
- ↑ روضة الشهداء، ص۲۸۹، کتابفروشی اسلامیة؛ انصار الحسین، ص۱۱۱، الدار الاسلامیة؛ یاران پایدار، ص۱۷۵.
- ↑ عشره کامله، ۳۶۶؛ یاران پایدار، ص۱۷۵.
- ↑ روضة الشهداء، ص۲۸۹، کتابفروشی اسلامیة؛ وسیلة الدارین، ص۲۰۱.
- ↑ عشره کامله، ۳۶۶، به نقل از ابی مخنف.
- ↑ روضة الشهداء، ص۲۹۰، کتابفروشی اسلامیة.
- ↑ وسیلة الدارین، ص۲۰۱. به گفته مؤلف روضة الشهداء، همسر وهب همراه شوهرش به حضور امام حسین(ع) رسید و در محضر آن حضرت دو تقاضا کرد: ۱. وهب در عرصه گاه محشر، بیاو به بهشت نرود. ۲. چون غریب و تنهاست. به عنوان کنیز و خدمتکار، نزد دختران و خواهران امام حسین(ع) بماند. امام(ع) درخواست او را پذیرفت و وهب عازم میدان شد. (روضة الشهداء، ص۲۹۱، کتابفروشی اسلامیة؛ نیز ر. ک ناسخ التواریخ، ج۲، ص۲۷۰.)
- ↑ مناقب، ج۴، ص۱۰۹؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۶.
- ↑ لهوف، ص۱۶۱، مثیر الاحزان، ص۶۲. نیز. ر.ک مقتل الحسین(ع)، خوارزمی، ج۲، ص۱۵-۱۶، انوارالهدی؛ الفتوح، ج۵، ص۱۸۹ با کمی تفاوت و زیادتی. ابن شهرآشوب به اسارت وهب اشاره کرده و از شهادتش سخنی نگفته است. (مناقب، ج۴، ص۱۰۹).
- ↑ برخی تعداد هلاک شدهها را ۱۰۰ تن ذکر کردهاند. (عشره کامله، ص۳۶۹).
- ↑ اسرار الشهادة، ج۲، ص۳۲۶. نیز ر. ک بحار، ج۴۵، ص۱۷؛ عشره کامله، ص۳۶۶.
- ↑ مقتل الحسین(ع) خوارزمی، ج۲، ص۱۵ انوارالهدی، ولی روضة الشهدا، ص۲۹۳ کتابفروشی اسلامیة میگوید: همسر وهب کشته شد.
- ↑ ثعلبیه، منطقهای است در مسیر مکه به کوفه بعد از شقوق و قبل از خزیمیه. (معجم البلدان، ج۲، ص۷۸).
- ↑ وسیلة الدارین، ص۲۰۱ وقایع الایام، ج۱، ص۴۰۹.
- ↑ مقتل الحسین(ع) خوارزمی، ج۲، ص۱۶ انوارالهدی؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۷؛ شیخ صدوق(ع) مطلب فوق را با مقداری تفاوت و به نام وهب بن وهب نقل کرده است: (رک: متن فوق، ذیل عنوان وهب بن وهب).
- ↑ جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، ص۳۷۳-۳۷۶؛ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۶۰۳-۶۰۴؛ راجی، علی، مظلومیت سیدالشهداء ج۲، ص ۵۵؛ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۴۹۸.