نامه نانوشته
مقدمه
- نامهای که رسول خدا (ص) در روز پنجشنبهای از اواخر عمر خویش میخواست بنویسد و امر خلافت حضرت علی (ع) را صراحتا بیان کند و فرمود: هلمّ، أکتب لکم کتابا لا تضلّوا بعده، بیاورید تا نامهای برایتان بنویسم که پس از آن گمراه نشوید. عمر با بیان اینکه قرآن هست و برای ما کافی است (حسبنا کتاب اللّه) نگذاشت کاغذ و قلم بیاورند و گفت که پیامبر، در اثر درد هذیان میگوید و... بالأخره آن نامه نوشته نشد و ابن عباس پیوسته از آن روز، با حسرت یاد میکرد که نگذاشتند رسول خدا آنچه میخواست بنویسد. این نکته در منابع فراوانی از کتب شیعه و سنّی آمده و غیرقابل انکار است.[۱] هدف از نگارش متن مورد نظر حضرت رسول، تحکیم پایههای وصایت و خلافت حضرت امیر بود، امّا چون در حضور وی سروصدا و نزاع کردند، پیامبر رنجید و برای نوشتن آن پافشاری نکرد و از بیم بروز فتنهای دیگر دم فروبست، ولی تاریخ و آیندگان واقعیت آنچه را که آن روز گذشت، شناختند[۲][۳]
منابع
پانویس
- ↑ ر. ک: «المراجعات» شرف الدین، نامه ۸۶ تحت عنوان رزّیة یوم الخمیس و منابعی که برای آن آورده است.
- ↑ ر. ک: «فروغ ابدیت»، ج ۲، بحث «نامهای که نوشته نشد»، «امامشناسی»، علامه حسینی طهرانی، ج ۱ و «نامهای که نانوشته ماند» غلامحسین زینلی، بوستان کتاب، «الوصیّة الممنوعه» علی صادق الزبیدی
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۶۸.