نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Ali(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۳۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۳۶ توسط Ali(بحث | مشارکتها)
دجال کیست؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث مهدویت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.
«یکی از علایم ظهور آن حضرت که در بعضی روایات از نشانههای حتمی شمرده شده، خروج شخصی به نام دجّال است. وی یک طاغوت پرتزویر و حیلهگر است که عدّه بسیاری را به دنبال خود میکشد. ما در اینجا به همان روشی که به معرّفی سفیانی پرداختیم، دجّال و خصوصیات و ویژگیهایش را مورد بررسی قرار میدهیم. در روایات برای او صفات گوناگون و عجیبی ذکر شده است که باهم میخوانیم: حتمی بودن خروج او: امیر المؤمنین (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل میکند که فرمود: پیش از قیامت ده امر حتمی واقع میشود: خروج سفیانی، دجّال، دود، دابة الارض، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، فرورفتن در مشرق جزیرة العرب، بیرون آمدن آتشی از قعر یمن که مردم را به محشر براند[۱].
نام و نسب او: عدهای گویند که نام دجّال صائد بن صید یا ابن صیاد است، و برخی مخالف رأی ایشان را گفتهاند. در کتابهای لغت، دجّال، به معنی کذّاب است، و فعل آن را به معنی آب طلا و آب نقره دادن نوشتهاند. دجّال را در زبانهای فرانسه و انگلیسی، آنتی کریست نامیدهاند که به معنی دشمن و ضد مسیح است[۲]
خصوصیات فردی او: حضرت امیر المؤمنین (ع) میفرماید: او چشم راست ندارد، و چشم دیگرش در پیشانی اوست، و مانند ستاره صبح میدرخشد، چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. وی در یک قحطی سختی میآید، و بر الاغ سفیدی سوار است ... و در صحیح مسلم در کلام رسول خدا (ص) دجّال چنین توصیف شده است: او مردی چاق، سرخرو، با موی سر مجعّد، و اعور است، چشمش همچون دانه انگوری است که بر روی آب قرار گرفته باشد[۳].
عقیده او: امیر المؤمنین (ع) میفرماید: او با صدای بلندی فریاد میزند که بین مشرق و مغرب، صدایش را جنّ و انس و شیاطین میشنوند (به فرض صحّت روایت، ممکن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد) و میگوید: ای دوستان من! به سوی من آیید. من هستم کسی که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرّر کرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.[۴]
مکان خروج: امیر المؤمنین (ع) میفرماید: او از شهری که آن را اصفهان میگویند و قریهای که معروف به یهودیه است بیرون میآید. مرگ او: رسول خدا (ص) میفرماید: دجّال در امّت من بیرون میشود در چهل روز، پس خداوند عیسی بن مریم را مأمور میکند او را طلب میکند و از بین میبرد[۵]. و امیر المؤمنین (ع) ضمن یک خطبه طولانی فرمود: مهدی (ع) با یارانش از مکه به بیت المقدّس میآیند، و در آن مکان بین آن حضرت با دجّال و ارتش او، جنگ واقع میشود، دجّال و ارتش او مفتضحانه شکست میخورند، به طوری که از اوّل تا آخر آنها به هلاکت میرسند و دنیا آباد میشود و امام مهدی (ع) عدالت و قسط را در جهان به پا میدارد، و طبق روایتی آن حضرت دجّال را در کناسه کوفه به دار میزند[۶].
بعضی از علماء چون شیخ صدوق با استناد به پارهای از روایات از جمله روایت امیر المؤمنین (ع)- معتقدند که غرض و هدف الهی، بر این تعلّق گرفته است که دجّال زنده باشد و کسی نتواند او را بکشد تا دجّال آینده باشد[۷]
محدّث قمی (ره) گوید: در روایت ابو امامه است که رسول خدا (ص) فرمودند: هر مؤمنی که دجّال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند. چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر قائم (ع) جنگ واقع شود، بالاخره آن ملعون به دست مبارک حضرت حجّت (ع) یا به دست عیسی بن مریم (ع) کشته شود.[۸] البته عقیده شیعه بر این است که امام مهدی (ع) است که دجّال را میکشد، نه عیسی. باتوجّه به خصوصیاتی که ذکر شد و در بعضی موارد باهم اختلاف دارند، بعضی معتقدند: همانگونه که از ریشه لغت دجّال از یکسو و از منابع حدیث از سوی دیگر استفاده میشود، دجّال منحصر به فرد معینی نیست، بلکه عنوانی است کلّی برای افراد پرتزویر و حیلهگر که برای کشیدن تودههای مردم به دنبال خود از هر وسیلهای استفاده میکنند، چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرموده است: هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجّال برحذر داشت و من نیز شما را برحذر میدارم[۹]. ممکن است که این نظر درست باشد، چون اگر از مفاهیم رمزی و کفایی روایات مورد بحث صرفنظر کنیم، بیشتر آنها از نظر ضوابط سندی، اخبار واحدی میباشند که چندان معتبر نیستند»[۱۰].
پاسخهای دیگر
با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته میشود:
دجال در لغت دجل به معنای روکش نمودن یک شیء است که باطن آن کمارزش باشد ولی روی آن زرق و برق داده یا طلاکاری شده باشد. بنابراین وقتی دجال را برای کسی بکار میبرند یعنی آن شخص، منافق، دروغگو و فریبنده است[۱۱]. البته معانی متعددی برای این واژه ذکر شده است که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.
تاریخچه دجال به قبل از اسلام برمیگردد، در کتاب انجیل نام دجال نیز به میان آمده است، از آیات انجیل استفاده میشود که دجال به معانی دروغگو و گمراهکننده است و چنین استفاده میشود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بودهاند[۱۲]. در اسلام نیز سخن از دجال به میان آمده است، و روایاتی از این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات اهل سنت در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع شیعه موجود میباشد. و اکثر روایات شیعه نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی اهل سنت میباشد.
اخبار دجال
مرحوم علامه سید محمد صدر در جلد سوم موسوعه ارزشمند امام المهدی با عنوان "تاریخ الغیبة الکبری" بحث مفصلی را به بررسی دجال اختصاص داده است، ایشان معتقدند که اخبار دجال مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول ضعف سندی، دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراهکننده واگذار نماید.
و بعضی از محقّقین دیگر ریشه تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با دجال به ما رسیده است را به دو روایت برمیگردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم رجال، سند این دو روایت ضعیف میباشد و نمیشود به این توصیفات اعتماد نمود[۱۳].
به قول بعضی از محققین بزرگوار[۱۴] روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است، مخصوصا روایات دجال که بعضی از آنها به شخص حضرت رسول (ص) میرسد و متعین است که بگوییم رسول خدا (ص) به یک سلسله معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نمودهاند.
اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که دربارهاش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد.
و این قضیه بدون تردید با افسانههایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.
در مجموع میتوان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به دجال وجود دارد:
۱. دجال شخصی: که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق، سرخرو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد[۱۵].
و در روایت دیگر آمده است در زمان پیامبر (ص) دجال موجود بوده است و نامش عبداللّه یا "صائد بن صید" است. پیامبر (ص) و اصحابش به قصد دیدار او به خانهاش رفتند، او مدّعی خدایی بود، عمر خواست او را به قتل برساند ولی پیامبر (ص) مانع شدند[۱۶].
قابل توجه است که محمد بن یوسف گنجی در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل میکند که خود فرزند صائد دجال بودن خود را انکار میکند، اشاره مینماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که میگوید: پیامبر (ص) فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم، پیامبر فرمود: دجال وارد بر مکه و مدینه نمیشود ولی من در مدینه به دنیا آمدم و اکنون میخواهم به مکه بروم.
۲. دجال نوعی و سمبلیک: علامه سید محمد صدر در اینباره میفرمایند: مفهوم دجال سمبل پیچیدهترین و خطرناکترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهانبینی ماتریالیستی غرب است[۱۷].
و عدّهای دیگر از بزرگان نیز دجال را نماد و سمبل میدانند و این نکته را نیز باید توجه داشت، جدا از اینکه روایات دجال قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه شیعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند یا نه و با چشمپوشی از اینکه دجال شخصی است یا نوعی یک نظریه دیگری نیز درباره دجال وجود دارد و آن اینکه دجال را بعضی جزء اشراط الساعة و علائم قیامت شمردهاند اگر این احتمال پذیرفته شود، پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد، خصوصا که بعضی روایات این برداشت را تأیید مینمایند از جمله روایتی از پیامبر اکرم (ص) که ده نشانه قبل از وقوع قیامت را شمارش میفرمایند، از جمله خروج دجال که در منابع مختلف و معتبر این روایت نقل شده است[۱۸].
نکته بعدی محل خروج دجال است که در روایات مکانهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان، و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت میرسد که در اینباره روایات دو دیدگاه را مطرح میکنند، بعضی قائلند که به دستور امام زمان (ع) و دست حضرت عیسی (ع) و بعضی به دست شخص حضرت مهدی (ع)؛ جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم، ولی میتوان به منابع ذیل مراجعه کرد»[۱۹].