آثار امام صادق

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۰۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

میراث امام صادق(ع)‌

مدّت زمان طولانی که امام صادق(ع) برای استوار کردن ستون‌های راه و روش و طریق اهل بیت(ع) و ترسیم خطّ مشی‌های کلّی آن به فعالیت پرداخت تقریبا به سی و پنج سال می‌رسد. امتیاز این دوره این بود که معاصر با پایان دولت امویان و آغاز دولت عبّاسی و زمانه‌ای بوده که هردو دولت از نظر سیاسی در حالت ضعف بوده و در نتیجه فرصت منحصر به فرد و ممتازی برای انتشار بیداری و فرهنگ اصیل اسلامی به دست آمده بود. از اینجا است که پیروان اهل بیت را به عنوان پیروان و شیعه جعفر بن محمد صادق می‌شناسند و شیعیان را جعفری می‌نامند و این نامگذاری دلیلی تاریخی و مفهومی فرهنگی دارد. از همین‌جا است که می‌توان سرّ عظمت میراث بزرگی را که امام صادق(ع) برای ما به‌جا گذاشته و میزان وسعت و غنای کمّی و کیفی آن را دریافت. از دیگر سوی می‌توان به فراوانی شاگردانی که به دست امام صادق(ع) تربیت شده و میراث آن حضرت را حمل کرده و برای نسل‌های آینده نقل کردند نیز اشاره کرد. استاد محمد حسین مظفّر در کتاب الامام الصّادق در اینجا به نقل بعضی از اعترافات و تصریحاتی که راویان بزرگ اهل سنّت و علمای آنها درباره فضیلت امام صادق(ع) و رجوع ائمّه مذاهب اهل سنّت و اهل‌ حدیث به ایشان آورده‌اند نقل نموده است. روات امام صادق(ع) چهار هزار نفر یا بیشتر بوده‌اند، که این مطلب را چند بار نیز گفته‌ایم، شیخ مفید «طاب ثراه» در ارشاد می‌گوید: اصحاب حدیث نام راویان راستگویی که از امام صادق(ع) روایت نقل کرده و آراء و افکار و مقامات مختلفی داشتند جمع نموده و عدد آنها به چهار هزار مرد بالغ شد[۱].

طبق نقل ابن شهر آشوب آن کسی که نام این راویان را جمع‌آوری کرده، ابن عقده بوده است. دیگری افزوده که ابن عقده برای هرکدام از این اشخاص روایتی نیز که از امام صادق(ع) نقل کرده‌اند ذکر نموده است، علّامه طبرسی در اعلام الوری نیز به عدد آنها اشاره کرده است، همچنان که محقّق حلی در معتبر و شیخ طوسی «طاب رمسه» در کتاب رجال خود نیز از آنان نام برده است. البتّه بسیاری راویان باعث بلندی و جلالت قدر امام صادق(ع) نمی‌شود، بلکه این راویان هستند که با روایت کردن از آن حضرت فضیلت و بلندی مرتبه را کسب می‌کنند. آری، این امر نشان‌دهنده میزان بلند مرتبگی علمی آن حضرت و اتّفاق‌نظر همه طالبان دانش و فضیلت با وجود تمام اختلافاتی که در گفتار و کردار داشتند بر فضیلت آن حضرت است.[۲].

بزرگان اهل سنّت که از امام صادق(ع) کسب علم کرده‌اند

عده‌ای از بزرگان و پیشوایان اهل سنّت از امام صادق(ع) کسب علم کرده‌اند. البتّه کسب دانش آنان از امام صادق(ع) مانند شاگرد و استادهای معمولی نبوده است. بلکه آنچنان که شیخ سلیمان در ینابیع و نووی در تهذیب الاسماء و لغات آورده است، این‌گونه بوده که آنها بر امامت و جلالت و بزرگواری آن حضرت اتّفاق نظر داشته‌اند. بلکه آنچنان که شافعی در مطالب السؤول آورده است، اینان کسب دانش خود از امام صادق(ع) را منقبت و شرافتی برای خود دانسته و فضیلتی می‌دانسته‌اند که به دست آورده بودند، اکنون ما تعدادی از این پیشوایان اهل سنت را ذکر می‌کنیم.

ابو حنیفه: از میان آنان است ابو حنیفه نعمان بن ثابت بن زوطی که از موالی بوده، اصل او از کابل و در کوفه به دنیا آمده است. او در کوفه بزرگ شده، درس خوانده و در کوفه دارای حوزه درس بوده است. وی از کوفه به بغداد منتقل شد و در سال ۱۵۰ هجری در همان شهر از دنیا رفت. قبر او هم‌اکنون در بغداد معروف است. او امام یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنّت است و شرح‌حال او مشهورتر از آن است که ما بخواهیم ذکر کنیم. امّا کسب علم او از محضر امام صادق(ع) نیز معروف است. از جمله کسانی که این مطلب را ذکر کرده‌اند می‌توان به شبلنجی در نور الابصار، ابن حجر در صواعق، شیخ سلیمان در ینابیع، ابن صبّاغ در الفصول و غیره اشاره کرد. آلوسی در مختصر تحفه اثناعشریه صفحه ۸ می‌نویسد: این ابو حنیفه است که در میان اهل سنّت با صدای بلند افتخار می‌کند که: «اگر آن‌دو سال نبود نعمان هلاک شده بود». مراد ابو حنیفه آن‌دو سالی است که در طول آن با امام صادق(ع) همنشین بوده و از آن حضرت کسب فیض می‌نمود.

مالک بن انس: و از جمله آنان مالک بن انس مدنی امام یکی دیگر از مذاهب اربعه اهل سنّت است، ابن ندیم در فهرست می‌نویسد: او ابن ابی عامر از قبیله حمیر بوده و از قبیله بنی تیم بن مره از شاخه‌های قریش شمرده می‌شود. بنا به روایتی حمل او در شکم مادر سه سال به طول انجامیده است، ابن ندیم اضافه می‌کند: از مالک بن انس نزد جعفر بن سلیمان عباسی که والی مدینه بود سعایت کردند و گفتند که او بیعت شما را قبول ندارد. او مالک بن انس را‌طلبید، او را برهنه کرده و شلّاق زد و او را آنقدر کشیدند که کتف او در رفت. وی در سال ۱۷۹ هجری در سنّ ۸۴ سالگی درگذشته و مثل همین مطالب را نیز ابن خلّکان در شرح‌حال او آورده است. امّا کسب دانش مالک بن انس نزد امام صادق(ع) معلوم و مشهور است. از جمله کسانی که به این مطلب اشاره کرده‌اند می‌توان به نووی در تهذیب، شبلنجی در نور الابصار، سبط در تذکره، شافعی در مطالب، ابن حجر در صواعق، شیخ سلیمان در ینابیع، ابو نعیم در حلیه، ابن صبّاغ در فصول، و سایرین اشاره کرد.

سفیان ثوری: و از آن جمله سفیان بن سعید مسروق ثوری کوفی است که چندین بار به بغداد وارد شده و از امام صادق(ع) روایاتی نقل کرده و امام صادق(ع) سفارش‌های گرانبهایی به او فرمودند که در قسمت وصایا گذشت‌[۳]، او با امام صادق(ع) درباره زهد و پارسایی مناظره‌ای داشته است. وی به بصره رفته و در سال ۱۶۱ هجری در بصره از دنیا رفته است. ولادتش در سال نود و اندی بوده و گفته شده که او در زمان قیام زید شهید در سپاه هشام بن عبدالملک بوده است. علم‌آموزی او از امام صادق(ع) در کتاب‌های تهذیب، نور الابصار، تذکره، مطالب، صواعق، ینابیع، حلیه، الفصول المهمّه و غیره آمده و رجالی‌های شیعه او را از اصحاب امام صادق(ع) ذکر نموده‌اند.

سفیان بن عیینه: و از جمله آنان سفیان بن عیینة بن ابی عمران کوفی مکی است که در کوفه در سال ۱۰۷ هجری به دنیا آمده و در سال ۱۹۸ هجری در مکه دار فانی را وداع گفته است. او در حال جوانی در زمان ابو حنیفه به کوفه داخل شد. علم‌آموزی او از امام صادق(ع) نیز در کتاب‌های تهذیب، نور الابصار، مطالب، صواعق، ینابیع، حلیه، الفصول و کتاب‌های دیگر ذکر شده و رجالی‌های شیعه او را نیز از شیعه دانسته‌اند.

یحیی بن سعید انصاری: و از جمله آنان است یحیی بن سعید بن قیس انصاری از بنی النجّار که از تابعین بوده است. او از طرف منصور قاضی مدینه بوده و سپس به منصب قاضی القضاة گماشته شده است، او در سال ۱۴۳ هجری در شهر هاشمیه از دنیا رفته است. درباره روایت کردن او از امام صادق(ع) به همان کتاب‌هایی که قبلا ذکر کرده‌ایم مراجعه کنید. رجالیون شیعه او را نیز از شیعه دانسته‌اند.

ابن جریح: و از جمله آنان است عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریح مکی که از بسیاری از دانشمندان استماع روایت کرده است. او از آن دسته علمای عامّه است که قائل به حلیت متعه هستند. در طریق صدوق در باب ما یقبل من الدّعاوی بغیر بینه و در کافی در باب ما احلّ الله من المتعه سؤال کسی از امام صادق(ع) درباره متعه آمده است که امام صادق(ع) در پاسخ او فرمودند: عبد الملک بن جریج را ملاقات کن و از او درباره این مسأله سؤال کن.؛ چراکه او در این‌باره دانش فراوانی دارد، آن مرد به نزد عبدالملک بن جریح رفت و او درباره مسأله متعه و حلیت آن احادیث و مطالب علمی بسیاری بر آن شخص املا نمود.

ابن خلّکان: گوید عبدالملک یکی از دانشمندان مشهور است. ولادت او در سال ۸۰ هجری بوده، او در بغداد به نزد ابو جعفر منصور رفته و در سال ۱۴۹ یا ۱۵۰ هجری دار فانی را وداع گفته است. همان کتاب‌هایی که قبلا ذکر کرده‌ایم کسب دانش او از محضر امام صادق(ع) را ذکر کرده و مصادر رجالی شیعه نیز او را ذکر نموده‌اند.

قطّان: و از آنان است ابو سعید یحیی بن سعید قطان بصری که از ائمّه حدیث بوده بلکه محدّث زمان خود شناخته می‌شده است. صاحبان صحاح ستّه و دیگر عالمان اهل سنّت به کلام او استدلال و احتجاج می‌کنند، او در سال ۱۹۸ هجری وفات کرده است. ابن قتیبه او را در رجال شیعه آورده است. امّا خود شیعه او را از رجال خود نمی‌دانند. تهذیب، ینابیع و غیر این دو کتاب از منابع اهل سنّت او را از اصحاب و یاران امام صادق(ع) دانسته و از میان شیعه نیز شیخ ابن داوود، نجاشی و دیگران نیز او را از اطرافیان امام صادق(ع) ذکر نموده‌اند.

محمد بن اسحاق: و از جمله آنان محمد بن اسحاق بن یسار صاحب المغازی و السّیر است که مدنی بوده در مکه ساکن گردیده است. ابن خلّکان از وی بسیار تعریف کرده است. میان محمد بن اسحاق و مالک بن انس دشمنی بوده و هرکدام از آن‌دو دیگری را مذمّت می‌نموده است. محمد بن اسحاق در شهر حیره بر منصور وارد شد و کتاب مغازی را برای او نوشت. وی به بغداد آمد و در سال ۱۵۱ هجری بنابر نقل مشهور در همان شهر از دنیا رفت. علم‌آموزی او از امام صادق(ع) در کتاب‌های تهذیب، ینابیع و غیر این‌دو کتاب از میان اهل سنّت ذکر شده. شیخ در کتاب رجال، علّامه در خلاصه، کشّی در کتاب رجال و دیگران از شیعه نیز او را ذکر کرده‌اند.

شعبة بن حجاج: و از آنان است شعبة بن حجاج ازدی که از ائمّه و مشاهیر اهل سنّت می‌باشد. وی فتوا داد که قیام به همراه ابراهیم بن عبدالله بن حسن واجب است. عدّه‌ای نیز معتقدند که او خود از کسانی بوده است که از اصحاب حدیث به همراه ابراهیم بن عبدالله خروج کرده است. گروهی از اهل سنّت همچون صاحب تهذیب، صواعق، حلیه، ینابیع، فصول، تذکره و دیگران او را از اصحاب امام صادق(ع) شمرده‌اند و کتاب‌های شیعی نیز او را جزو اصحاب امام صادق(ع) ذکر کرده‌اند.

ایوب سجستانی: و از جمله این افراد ایوب بن ابی تمیمه سجستانی بصری است که بعضی هم نام او را سختیانی گفته‌اند. امّا سجستانی مشهورتر است. وی غلام عمار بن یاسر بوده و او را در ردیف بزرگان از فقهاء تابعین برشمرده‌اند. وی در سال ۱۳۱ هجری در بصره در سنّ ۶۵ سالگی به مرض طاعون از دنیا رفته است. از اهل سنّت در نور الابصار، تذکره، مطالب، صواعق، حلیه، فصول و غیره و از میان شیعه کتاب‌های رجالی شیعه، همه او را از اصحاب امام صادق(ع) دانسته‌اند. اینها بعضی از بزرگان اهل سنّت و فقهای مشهور آنان بودند که نسبت شاگردی امام صادق(ع) به آنها داده شده است. البتّه بعضی از علما مانند ابو نعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء، افراد دیگری را نیز جزء آنان دانسته‌اند.

مضافا به اینکه دیگران نیز با کلماتی نظیر «و غیرهم» یا «ما سوی ذلک» که همین معنای و غیره را می‌رساند، نیز عدّه دیگری را به این گروه‌ ملحق کرده‌اند[۴][۵]. به دلیل عنایت بیش از حدّ امام صادق(ع) به رشته‌هایی از علوم طبیعی که نمونه‌هایی از آن را در خلال بحث‌های این کتاب پیشتر دیده‌ایم، می‌توان گفت که تمدّن امروز انسانی- یا تمدّن اروپا- مدیون میراث علمی امام صادق(ع) است.

میراث علمی و حدیثی که دانشمندان مکتب اهل بیت(ع) از امام صادق(ع) نقل و جمع‌آوری نموده‌اند به تنهایی هم از حیث کمّیت و هم از حیث پرداختن به رشته‌های مختلف علوم انسانی و طبیعی، بیشتر از میراث حدیثی هرکدام از معصومین(ع) می‌باشد.[۶].

منابع و آثار شناخت‌

  1. از علی بن حکم از هشام از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقَالَ لَهُ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ، فَقَالَ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ، بِكَ آخُذُ، وَ بِكَ أُعْطِي وَ عَلَيْكَ أُثِيبُ»؛ هنگامی که خداوند عقل را آفرید، او را به حرف آورد، سپس به او گفت: رو به من کن. عقل رو کرد. سپس به او گفت: برگرد. عقل برگشت. خداوند فرمود: به عزّت و جلالم هیچ چیزی را نیافریده‌ام که در نزد من از تو محبوب‌تر باشد. به‌وسیله تو مؤاخذه می‌کنم، به‌وسیله تو عطا می‌کنم و برمبنای تو ثواب می‌دهم‌[۷].
  2. از عبدالله بن سنان روایت شده است که گفت: از امام جعفر بن محمد(ع) سؤال کردم: ملائکه برترند یا بنی آدم؟ امام صادق(ع) پاسخ دادند: امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(ع) فرموده است: خداوند در ملائکه عقل را بدون شهوت آفریده و در حیوانات شهوت را بدون عقل آفریده و در بنی آدم هردوی اینها را آفریده است. پس هرکس عقل او بر شهوتش غالب شود، او از ملائکه برتر و هر کس شهوت او بر عقلش فائق آید، او از حیوانات پست‌تر است‌[۸].
  3. از عبدالله بن سنان روایت شده است که امام صادق(ع) فرمودند: «حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ النَّبِيُّ وَ الْحُجَّةُ فِيمَا بَيْنَ الْعِبَادِ وَ بَيْنَ اللَّهِ الْعَقْلُ»؛ حجّت خدا بر بندگان پیامبران‌اند و حجّت میان بندگان و خدا عقل است‌[۹].[۱۰].

انبیا و امامان‌

  1. از ابو حمزه ثمالی روایت شده است که امام صادق(ع) فرمودند: از ریاست بپرهیز و از اینکه پیروی کورکورانه دیگران را بنمایی نیز بپرهیز- تا آنجا که فرمودند: از این بپرهیز که بدون دلیل کسی را پیشوای خود گردانی و هرچه او می‌گوید تصدیق کنی‌[۱۱].
  2. از فضیل روایت شده که گفت: از امام صادق(ع) درباره کلام خداوند متعال: ﴿إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ[۱۲]، پرسیدم؟ امام صادق(ع) پاسخ دادند: هر امامی برای قرنی که در آن زندگی می‌کند هدایت‌کننده است‌[۱۳].
  3. از عمّار ساباطی روایت شده است که گفت: از امام صادق(ع) پرسیدم: آیا امام علم غیب می‌داند؟ امام(ع) پاسخ دادند: نه، ولی اگر بخواند چیزی را بداند، خداوند علم آن را به او می‌دهد[۱۴].
  4. و از بریدة بن معاویه از امام صادق(ع) یا باقر(ع) در تفسیر قول خداوند متعال ﴿وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ[۱۵]، روایت شده که فرموده‌اند: پس رسول خدا بالاترین راسخان در علم است. خداوند به او تمام آنچه را که از تنزیل و تأویل فروفرستاده، تعلیم کرده است. خداوند هیچگاه چیزی را فرو نمی‌فرستد مگر اینکه علم او را به پیامبر و اوصیائی که بعد از او می‌آید تعلیم می‌کند. تا آنجایی که فرمودند: قرآن خاصّ و عامّ، محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد و این راسخان در علم هستند که فرق آنها را می‌دانند[۱۶].[۱۷].

منابع

پانویس

  1. ارشاد مفید، ص۲۷۱.
  2. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸، ص ۲۹۹.
  3. ظاهرا چون این عبارت از استاد مظفر است منظور کتاب خود ایشان باشد نه کتاب حاضر.
  4. محمد حسین مظفّر، الامام الصّادق(ع)، ص۱۲۷- ۱۳۰.
  5. به رغم اعترافات عالمان اهل سنّت و تحسین امام صادق(ع) توسّط آنان و اعتراف به این مطلب که پیشوایان مذاهب و علماى بزرگ آنان به دست امام صادق(ع) پرورش یافته و راویان آنقدر از احادیث او نقل کرده‌اند که شرق و غرب را پرکرده است، مى‌بینیم بخارى صاحب صحیح بخارى که از خوارج، فاسقان و افراد مجهول هم روایت نقل مى‌کند، حتّى یک حدیث هم از امام جعفر بن محمد صادق(ع) روایت نقل نکرده است.
  6. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸، ص ۳۰۰.
  7. المحاسن، ج۱، ص۱۹۲؛ مصابیح الظّلم، باب ۱، باب العقل، ح۷.
  8. علل الشّرایع، ج۱، ص۴، باب ۶.
  9. کافى، ج۱، ص۲۵، کتاب العقل و الجهل، ح۲۲.
  10. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸، ص ۳۰۷.
  11. معانى الاخبار، ج۱، ص۱۶۴، باب معنى و طء اعقاب الرّجال.
  12. «تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.
  13. کافى، ج۱، ص۱۹۱، کتاب الحجّه، باب انّ الائمّه(ع) هم الهداة، ح۱.
  14. کافى، ج۱، ص۲۵۷، کتاب الحجّه، باب نادر فیه ذکر الغیب، ح۴.
  15. «در حالی که تأویل آن را جز خداوند و استواران در دانش نمی‌داند» سوره آل عمران، آیه ۷.
  16. کافى، ج۱، ص۲۱۳، کتاب الحجّه باب انّ الراسخین فى العلم هم الائمّه(ع)، ح۲.
  17. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸، ص ۳۰۸.