رشد اقتصادی
چرایی اهمیت رشد اقتصادی
از آنجا که رشد اقتصادی به معنای رسیدن به همه بایستهها و شایستهها در فعالیتها و مسائل اقتصادی است، به طور طبیعی از نظر قرآن، این امر از اهمیت و ارزش بسیاری برخوردار خواهد بود؛ زیرا از نظر قرآن، اقتصاد مایه قوام اجتماع بوده و ستون اصلی آن را تشکیل میدهد[۱] به طوری که فقدان آن به معنای آن است که مردم و اجتماع توان ایستادن نخواهند یافت و به فقر دچار شده و فروپاشی اجتماعی به سبب عدم تحقق فلسفه وجودی اجتماع را رقم میزند.[۲] در ارزش و اهمیت مسائل اقتصادی و لزوم رشد و شکوفایی آن همین بس که امور اقتصادی و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهمّ در حدّ مسائل اعتقادی و عبادی دارد[۳]؛ زیرا از نظر قرآن، تأمین سعادت واقعی انسان در سایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی است[۴] به طوریکه همه پیامبران برای تأمین عدالت برانگیخته میشوند که یکی از مهمترین آنها عدالت در امور اقتصادی است.[۵]
در این میان پیامبر مکرم و معظم اسلام(ص) مامور میشود تا در سطح برتر وارد عمل شده و در مقام مکارم اخلاقی مردمان را به جایگاهی از عدالتخواهی برساند که همه هستی و هویت وجودی آنان قسط خواهی و سهم خواهی باشد؛ زیرا خدا قسط خواهی را به عنوان مقوم و مولفه اصلی ذاتی مؤمنان قرار داده و میفرماید: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلْقِسْطِ﴾[۶] در جایی دیگر نیز میفرماید:ای کسانی که ایمان آورده اید! پیوسته و استوار به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید، هر چند به زیان خودتان یا به زیان پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد. اگر یکی از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است. پس از پی هوس نروید که درنتیجه از حق عدول کنید؛ و اگر به انحرافگرایید یا اعراض نمایید، قطعا خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.[۷]
تأکید بر واژه «قوامین» که از ریشه قوم و قیام است، به این معنا است که نه تنها باید قیام به عدالت برای مؤمنان، ملکه شود، بلکه مقوم ذات و هویت ایمانی آنان شده باشد تا بتوانند همواره و استوار برای دفاع از سهم خویش و دیگران بدون هیچ ملاحظاتی قیام کنند و به دفاع از مظلومان و مستضعفان عالم برخیزند.[۸] با نگاهی به آموزههای قرآن و گزارشهای تاریخی و تحلیل و تعلیلهای آن میتوان به سادگی دریافت که اقتصاد در کنار مسائل عبادی محض و دعوت به توحید و یکتاپرستی قرار داشته است و پیامبران برای اصلاح مسائل اقتصادی و تصحیح رفتارها در فعالیتهای اقتصادی نقش اساسی و کلیدی داشتهاند و به عنوان رهبران اجتماع به این امور وارد شده و با همه خطراتی از جمله قتل و تبعید و شکنجه اقدام به اصلاح در حد استطاعت و توان خویش داشتند.[۹] به عنوان نمونه غیر از حضرت یوسف(ع) که مدیریت و نظارت بر فعالیتهای اقتصادی اجتماع مصر را به دست گرفت [۱۰]، تصحیح روابط اقتصادی جامعه مدین، همپای مسائل اعتقادی و عبادی، در صدر آموزههای شعیب(ع) قرار داشته است.[۱۱] آن حضرت(ع) در این باره میفرماید: گفت: ای قوم من! بیندیشید اگر از جانب پروردگارم دلیل روشنی داشته باشم و او از سوی خود روزی نیکویی به من داده باشد، آیا باز هم از پرستش او دست بردارم؟ من نمیخواهم در آنچه شما را از آن باز میدارم با شما مخالفت کنم و خود مرتکب آن شوم. من قصدی جز اصلاح جامعه تا آنجا که بتوانم ندارم و توفیق من جز به یاری خدا نیست. بر او توکل کرده ام و به سوی او بازمیگردم. [۱۲] به هر حال، از نظر آموزههای قرآن، اقتصاد در اجتماع چنان از اهمیت و ارزش والایی برخوردار است که در کنار مسائل محض عبادی و اصول دین چون یکتاپرستی و معادباوری و رسالت مطرح شده و خدا در کنار نماز از مردم میخواهد تا انفاق کنند و زکات بدهند. [۱۳]
بر همین اساس، همانگونه که خدا در مسائل عبادی و معنوی محض، خواهان آن است تا انسان به جایی برسد که خدایی و متاله شده[۱۴] و در مقام مظهریت ربوبیت قرار گیرد و ربانی شود[۱۵]، همچنین در مسائل اقتصادی از مردم میخواهد تا به عنوان خلیفهالله به آبادانی زمین پرداخته و به فعالیتهای اقتصادی و تولید و تغییر و تبدیل توجه ویژهای داشته باشند[۱۶] و تلاش کنند تا اقتصاد اجتماع به بلوغ و رشد بایسته و شایسته خویش دست یابد. از همین رو مؤمنان را کسانی میداند که از خدا حسنه دنیا و حسنه آخرت را میخواهند که بیگمان آسایش در سایه رشد و شکوفایی اقتصادی از جمله آنها است.[۱۷] اینکه خدا و پیامبران از مردم میخواهند تا استغفار کرده یا ایمان و تقوا پیشه گیرند تا به بهرهمندی بیشتر از فضل الهی و برکات دست یابند[۱۸] خود بهترین شاهد و دلیل قرآنی بر اهمیت و ارزش رشد اقتصادی در فرهنگ و آموزههای قرآن است. خدا از مردم میخواهد تا برای رشد اقتصادی و شکوفایی آن دعا کنند؛ از همین رو دعا کردن برای این امر را شایسته قرار داده است.[۱۹] این خود گواه دیگر بر این است که رشد اقتصادی و تلاش برای آن به عنوان یک امر نیک مطلوب شریعت اسلام است.
البته صریحتر از این آیات میتوان به آیه ۱۵ سوره سبأ اشاره کرد که میفرماید: ﴿لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍۢ فِى مَسْكَنِهِمْ ءَايَةٌۭ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍۢ وَشِمَالٍۢ كُلُوا۟ مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَٱشْكُرُوا۟ لَهُۥ بَلْدَةٌۭ طَيِّبَةٌۭ وَرَبٌّ غَفُورٌۭ﴾[۲۰] از این آیه به دست میآید که رشد و شکوفایی، امری مطلوب و نعمت الهی است که باید شکرگزار آن بود. بنابراین، تلاش و کوشش برای تحققبخشی به رشد و شکوفایی اقتصادی نیز مطلوب است. البته قرآن به این نکته توجه میدهد که توسعه و بهرهمندی اقتصادی ملازم با رشد اقتصادی به معنای واقعی نیست؛ زیرا جوامع ممکن است به توسعه اقتصادی و بهرهمندی از آن دست یابند، در حالی که بایستهها و شایستهها را مراعات نمیکنند یا تارک نابایستهها و ناشایستهها نیستند؛ زیرا خدا گاه برای تنبیه و گاه از باب عدالت به جوامع انسانی، فراوانی نعمت و مال میدهد. پس داشتن مال و نداشتن آن به معنای اکرام یا اهانت از سوی خدا نیست[۲۱]، بلکه چنانکه خدا بهصراحت در قرآن بیان کرده است، خدا گاهی برای آزمایش به شخص یا اجتماعی مال و ثروت میدهد تا ببیند چگونه عمل و رفتار میکنند؛ چنانکه خدا گاهی دیگر به حکم عدالت به افراد و جوامعی که اعتقادی به قیامت ندارند، پاداش اعمال خیر و خوب آنان را در همین دنیا میدهد. پس از نظر قرآن، بهرهمندی و توسعه اقتصادی جوامع با حقانیّت و معنویّت آنان ملازم نیست[۲۲]؛ از همین رو پیشرفتهای اقتصادی جوامع کفرپیشه تاثیری در نجاتبخشی آنان از نابودی نخواهد داشت.[۲۳].[۲۴]
منابع
پانویس
- ↑ نساء، آیه ۵
- ↑ همان؛ آل عمران، آیه ۱۱۲؛ بقره، آیه ۶۱؛ سبأ، آیات ۱۵ تا ۱۹
- ↑ بقره، آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷؛ نساء، آیه ۳۹؛ انفال، آیات ۲ و ۳
- ↑ اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۶
- ↑ حدید، آیه ۲۵
- ↑ «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید» سوره مائده، آیه ۸.
- ↑ انعام، آیه ۱۳۵
- ↑ نساء، آیه ۷۹؛ حدید، آیه ۲۵
- ↑ هود، آیه ۹۱
- ↑ یوسف، آیات ۴۵ تا ۵۵
- ↑ اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۷؛ شعراء، آیات ۱۷۷ تا ۱۸۳
- ↑ هود، آیه ۸۸
- ↑ بقره، آیه ۳
- ↑ بقره، آیه ۱۳۸
- ↑ آل عمران، آیه ۷۹
- ↑ هود، آیه ۶۱
- ↑ بقره، آیه ۲۰۱
- ↑ اعراف، آیه ۹۶؛ مائده، آیه ۶۶؛ هود، آیات ۳ و ۵۲؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲
- ↑ بقره، آیه ۲۰۱؛ نساء، آیه ۳۲؛ اعراف، آیه ۱۵۶
- ↑ «برای (قوم) سبا در مسکنهایشان نشانهای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده» سوره سبأ، آیه ۱۵.
- ↑ فجر، آیات ۱۵ و ۱۶
- ↑ کهف، آیات ۳۲ تا ۳۶؛ مریم، آیات ۷۳ و ۷۴؛ مؤمنون، آیات ۵۵ و ۵۶؛ سبا، آیات ۳۴ تا ۳۷؛ زخرف، آیات ۳۳ و ۳۴
- ↑ انعام، آیه ۶؛ توبه، آیه ۶۹؛ مریم، آیات ۷۳ و ۷۴؛ قصص، آیه ۵۸؛ سبأ، آیه ۴۵
- ↑ منصوری، خلیل، عوامل رشد اقتصادی از منظر قرآن