ریا در لغت
معناشناسی
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن[۱] است. «کاری را از روی ریا انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند[۲] و نسبت به او گمان نیکو یابند[۳] و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد[۴]. برخی ریا را به معنای مبالغه در نمایاندن اعمال پسندیده دانستهاند[۵]. برخی نیز گفتهاند: چون ریاء مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی ریاکار عمل خود را به مردم مینمایاند، تا در مقابل، مردم هم سپاس و احترام خود را به وی نشان دهند[۶]. به ریاکار «مرائی» گفته میشود[۷]. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا ستایش آنان[۸]، اظهار زیباییها و پنهان کردن زشتیها[۹]، ترک اخلاص در عمل با انگیزه غیر خدایی[۱۰] و طلب منزلت در قلب دیگران با کارهای نیک یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت میکنند[۱۱]. هدف از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با غفلت از خالق است[۱۲] و تقرب به خدا در آن کار لحاظ نشده است[۱۳].[۱۴]
منابع
پانویس
- ↑ الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».
- ↑ العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».
- ↑ المصباح، ص۲۴۷، «روی».
- ↑ لسانالعرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.
- ↑ روحالبیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعرابالقرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.
- ↑ التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.
- ↑ التعریفات، ص۱۲۵.
- ↑ جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.
- ↑ التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.
- ↑ قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.
- ↑ حسینی، سید سعید، مقاله «ریا - حسینی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴، ص ۱۹۵.