ریا در لغت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

معناشناسی

«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن[۱] است. «کاری را از روی ریا انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند[۲] و نسبت به او گمان نیکو یابند[۳] و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد[۴]. برخی ریا را به معنای مبالغه در نمایاندن اعمال پسندیده دانسته‌اند[۵]. برخی نیز گفته‌اند: چون ریاء مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی ریاکار عمل خود را به مردم می‌نمایاند، تا در مقابل، مردم هم سپاس و احترام خود را به وی نشان دهند[۶]. به ریاکار «مرائی» گفته می‌شود[۷]. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا ستایش آنان[۸]، اظهار زیبایی‌ها و پنهان کردن زشتی‌ها[۹]، ترک اخلاص در عمل با انگیزه غیر خدایی[۱۰] و طلب منزلت در قلب دیگران با کارهای نیک یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت می‌کنند[۱۱]. هدف از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با غفلت از خالق است[۱۲] و تقرب به خدا در آن کار لحاظ نشده است[۱۳].[۱۴]

منابع

پانویس

  1. الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».
  2. العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».
  3. المصباح، ص۲۴۷، «روی».
  4. لسان‌العرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».
  5. التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.
  6. روح‌البیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعراب‌القرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.
  7. لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.
  8. التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.
  9. التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.
  10. التعریفات، ص۱۲۵.
  11. جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.
  12. التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.
  13. قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.
  14. حسینی، سید سعید، مقاله «ریا - حسینی»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴، ص ۱۹۵.