بحث:معراج
معراج
مشهور و معروف در میان دانشمندان اسلام این است که پیامبر(ص) هنگامی که در مکه بودند، به قدرت پروردگار در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی آمده و از آنجا به آسمانها صعود نمود و آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان مشاهده کرد و همان شب به مکه بازگشت. مشهور آن است که این سیر زمینی و آسمانی را با روح و جسم توأماً انجام داد[۱].
جریان معراج و سیر آن حضرت در عوالم وجود، در دو سوره قرآن به صورت آشکار مطرح گردیده و در سورههای دیگر نیز اشاراتی شده است. خداوند در سوره اسراء چنین فرموده است: ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾[۲]. سوره دیگری که آشکارا جریان معراج را مطرح نموده، سوره «النجم» آیات ۱۲ تا ۱۸ میباشد.
تاریکی شب افق را فرا گرفته و خاموشی در تمام نقاط حکم میکرد، هنگام آن رسیده بود که جانداران در خوابگاههای خود به استراحت بپردازند و برای مدت محدودی چشم از مظاهر طبیعت بپوشند و برای فعالیت روزانه خود تجدید قوا کنند.
شخص پیامبر بزرگ اسلام نیز از این ناموس طبیعی مستثنی نبود. او میخواست پس از اداء فریضه، به استراحت بپردازد ولی یک مرتبه صدای آشنایی به گوش او رسید، آن صدا از «جبرییل» امین وحی بود که به او گفت: امشب سفر دور و درازی در پیش دارید و من نیز همراه تو هستم، تا نقاط مختلف گیتی را با مرکب فضاپیمایی به نام براق بپیمایید.
پیامبر گرامی سفر با شکوه خود را از خانه دختر عمویش «ام هانی»[۳] آغاز کرد و با همان مرکب به سوی «بیت المقدس» واقع در کشور فلسطین که آن را «مسجد الاقصی» نیز مینامند روانه شد و در مدت بسیار کوتاهی در آن نقطه پایین آمد و از نقاط مختلف مسجد و «بیت اللحم» که زادگاه مسیح است و منازل انبیاء و آثار و جایگاه آنها دیدن به عمل آورد و در برخی از منازل دو رکعت نماز گزارد[۴].
سپس قسمت دوم از برنامه خود را آغاز فرمود. از همان نقطه به سوی آسمانها پرواز نمود، ستارگان و نظام جهان بالا را مشاهده کرد و با ارواح پیامبران و فرشتگان آسمانی سخن گفت، و از مراکز رحمت و عذاب (بهشت و دوزخ) بازدیدی به عمل آورد، درجات بهشتیان و اشباح دوزخیان را[۵] از نزدیک مشاهده فرمود و در نتیجه از رموز هستی و اسرار جهان آفرینش و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بیپایان خدا کاملاً آگاه گشت. سپس به سیر خود ادامه داد و به «سدرة المنتهی» رسید و آن را سراپا پوشیده از شکوه و جلال و عظمت دید، در این هنگام برنامه وی پایان یافت. سپس مأمور شد از همان راهی که پرواز نموده بازگشت نماید. در مراجعت نیز در بیتالمقدس فرود آمد و راه مکه و وطن خود را پیش گرفت و در بین راه با کاروان بازرگانی قریش برخورد، در حالی که آنان شتری را گم کرده بودند و دنبال آن میگشتند و از آبی که در میان ظرف آنها بود قدری خورده و باقیمانده را روی زمین ریخت و بنا به روایتی سرپوشی روی آن گذاشت و از مرکب فضاپیمای خود در خانه «ام هانی» پیش از طلوع فجر پایین آمد و برای اولین بار راز خود را به او گفت و در روز همان شب در مجامع و محافل قریش، پرده از راز خود برداشت. داستان معراج و سیر شگفتانگیز او که در فکر قریش امری ممتنع و محال بود، در تمام مراکز دهن به دهن گشت و «سران» قریش را بیش از همه عصبانی نمود.
قریش به عادت دیرینه خود به تکذیب او برخاستند و گفتند: در مکه کسانی هستند که بیتالمقدس را دیدهاند، اگر راست میگویی، کیفیت ساختمان آنجا را تشریح کن. پیامبر نه تنها خصوصیات ساختمان آنجا را تشریح کرد، بلکه حوادثی را که در میان مکه و بیتالمقدس رخ داده بود بازگو نمود[۶]. این حادثه در سال دهم بعثت به وقوع پیوست[۷].
- ↑ معراج، مقدسترین سفر در طول تاریخ است، مسافرش پیامبر اسلام(ص)، خاستگاهش مسجد الحرام، گذرگاهش مسجد الاقصی، مهماندارش خدا، هدف آن دیدن آیات الهی، سوغاتش اخبار آسمانها و ملکوت و بالا بردن سطح فهم بشر از دنیای مادی بوده است (تفسیر سوره اسراء، قرائتی، ص۱۲)
- ↑ «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
- ↑ امّهانی، خواهر امیرمؤمنان و از زنان سرشناس قریش است که زمانی رسول خدا(ص) خواست تا وی را به زنی بگیرد، اما او به دلایلی عذر آورد و رسول خدا(ص) نیز عذر او را پذیرفت. خانه وی نزدیک کوه صفا بوده و نوشتهاند که رسول خدا(ص) پس از نماز عشاء در خانه امّهانی استراحت کرد و از همانجا به معراج رفت. (آثار مکه و مدینه، ص۱۲۶)
- ↑ فروغ ابدیت، ج۱، ص۳۷۹.
- ↑ مجمع البیان، سوره اسراء، ج۳، ص۳۹۵.
- ↑ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۸۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۹۶۰.