جهیزیه
مقدمه
از سنتهای معمول و رایج در ازدواج مسلمانان، خرید وسایل زندگی برای دختر و پسر، از سوی والدین است که برای تقویت پایههای اقتصادی خانواده نوبنیاد صورت میگیرد و به «جهیزیه» معروف است. این سنت به خودی خود مناسب و مطلوب است، ولی در عین حال باید دانست که جهیزیه از نظر قانونی و فقهی، جزء نفقه زندگی محسوب میشود و نفقه زندگی زن و شوهر، نیز بر عهده مرد است[۱]. به عبارت دیگر تهیه جهیزیه، لطف و محبت خانواده زن است، نه وظیفه و تکلیف. بنابراین مردان نباید در این زمینه توقعی داشته باشند، بلکه با چشم محبت و قناعت به آن بنگرند، چنان که کمیت و کیفیت جهیزیه وسیلهای برای تحقیر و سرزنش زن و خانواده او قرار نگیرد[۲].
جهیزیه بخشی از وسایل و اثاثیه لازم و ضروری زندگی است که خانواده داماد یا عروس برای زوج جوان تهیه میکنند. کموکیف این وسایل و اثاثیه لازم و ضروری و نیز تهیه آن به وسیله خانواده عروس یا داماد، به نوع فرهنگ و آداب و رسوم حاکم بر جوامع انسانی بستگی دارد؛ البته رسوم در این زمینه بسیار متفاوتاند و در طول قرون متمادی دستخوش تغییر و تحول بودهاند.
اما نکته مهم و اصل اساسی در تهیه جهیزیه توجه به نیازها و ضرورتهاست. از آنجا که جهیزیه تنها بخشی از اثاثیه لازم و ضروری برای آغاز زندگی است، پس در تهیه آن باید از ریختوپاش، اسراف و زیادهرویهای بیجا پرهیز کرد[۳].
سیره معصومین(ع) در جهیزیه
نکته بارز و روشن در سیره رسول خدا و اهلبیت(ع) تأکید بر همین اصل مهم در تهیه جهیزیه است. امام صادق(ع) سیره رسول خدا و امیرمؤمنان را در تهیه جهیزیه برای فاطمه زهرا(س) چنین گزارش فرمودهاند: وقتی رسول خدا(ص) فاطمه زهرا را به ازدواج امیرمؤمنان علی(ع) درآوردند، خطاب به علی(ع) فرمودند: «علی جان، برخیز و زرهات را بفروش». امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: من رفتم و آن را فروختم و بهایش را برای حضرت آوردم و در دامنشان نهادم... حضرت(ص) مشتی از آن را به بلال دادند تا برای فاطمه عطر خوشبویی تهیه کند. مشتی را به ابابکر دادند و فرمودند برای فاطمه(س) آنچه از لباس و اثاث خانه لازم میدانند تهیه کنند. عمار یاسر و برخی اصحاب را نیز با وی همراه کردند. آنان به دستور حضرت به بازار رفتند و وسایلی را تهیه دیدند. برخی وسایلی که آنان خریده بودند عبارت بود از: هفت درهم پارچه، چهار درهم روسری بلند؛ حولهای خیبری به رنگ مشکی؛ تختی که با لیف خرما بافته شده بود؛ دو زیرانداز از گلیم کتانی مصری که یکی از آنها از لیف خرما پر شده و دیگری پشم گوسفند بود؛ چهار بالش از چرم طائف که درونش از علف خشک پر شده بود؛ پوششی از پشم؛ حصیری هجری (عراقی)؛ آسیاب دستی؛ ظرف رختشویی مسی؛ خیکی چرمی، بادیهای برای شیر؛ مَشکی برای آب؛ آفتابهای قیراندود شده؛ سبویی سبز رنگ برای نظافت؛ و کوزهای سفالی.... وقتی اثاثیه را نزد حضرت آوردند، رسول خدا آنها را با دست مبارکشان جابهجا کردند و میفرمودند: «خداوند به اهلبیت(ع) برکت دهد...»[۴].
در گزارشی دیگر که آن را نیز مولی علی(ع) درباره خرید جهیزیه فاطمه زهرا(س) بیان فرمودهاند، اینگونه آمده است: وقتی که آن پول تهیه شده از فروش زره را نزد رسول خدا(ص) آوردم و تحویل دادم، ایشان بخشی از آن را به ابوبکر دادند و فرمودند: «ای ابابکر با این دراهم هر آنچه برای دخترم لازم است تهیه کن». سلمان و بلال را نیز با وی همراه کردند تا در حمل اثاثیه به او کمک کنند. ابوبکر میگوید: «پولی که رسول خدا(ص) برای خرید جهیزیه در اختیار من قرار دادند، تنها ۶٣ در هم بود که با آن این وسایل را خریدیم: فرشی از گلیم کتانی مصر که با پشم پر شده بود؛ زیراندازی چرمین؛ بالشتی چرمی که از لیف خرما پر شده بود؛ عبایی خیبری؛ مشکی برای آب؛ کوزهای؛ سبویی؛ آفتابهای برای آب؛ و روپوشی پشمی و نازک. وقتی این اثاثیه را نزد رسول خدا(ص) بردیم، ایشان نگاهی به آن انداختند و به گریه افتادند و اشکشان جاری شد سپس سر مبارکشان را به سوی آسمان بالا بردند و فرمودند: "بارپروردگارا، (زندگی را) برای گروهی که غالب اثاثیه منزلشان از گِل است مبارک گردان"...»[۵].
نکتهای که نباید از خاطر دور داشت اینکه در این جهیزیه مبارک، هیچ جنس تشریفاتی بیخاصیتی وجود ندارد. هر یک از اقلام یاد شده پاسخگوی فرازی از نیازهای زندگی یک خانواده نوبنیاد ارزشمند است که انسان با مطالعه آن از این سادگی و عقلانیت به وجد و شگفتی میآید آیا این الگوی برخواسته از تربیت الهی که حامل وحی بدان پرداخته، نمیتواند همه جوانان، نوجوانان، مردان و زنان مجرد ما را از تجرد نجات دهد و جامعه را از درگیری با فسادهای خانمانسوز که گاه بیدرمان است نجات دهد؟
چرا به سبب خیالبافیهای بیخردانه باید دختر و پسر در آغاز زندگی و پدر و مادران آنان در ادامه، سالها به قرض و وامهای کلان و اندیشه بازپرداخت آن غصه خوردن یا افتادن در شغلهای حرام دچار شوند؟
با کمال تأسف امروزه انحراف از این اصل اصیل و لازمالاجرا را در تهیه جهیزیه توسط خانوادهها میبینیم. زیادهروی در این مسئله خود موجب بسیاری از مشکلات برای زوج جوان در همان آغاز زندگی شده است. همچنین رعایت نکردن این اصل مهم و تغییر فرهنگ عمومی جامعه موجب شده تا بسیاری از دختران عفیف و پاکدامن تنها به سبب فقر و درآمد پایین خانوادهها و ناتوانی در تهیه جهیزیه، در حسرت ازدواجی به هنگام در خانه پدرانشان بمانند و از این سنت حسنه الهی بازمانند. بیشک این مشکلات که خود زاییده امری دیگر است، مشکلات بسیاری را در جامعه برای جوانان به وجود آورده است[۶].
منابع
پانویس
- ↑ سیدمصطفی محقق داماد، حقوق خانواده، ص۲۹۰.
- ↑ ولیزاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۳۹.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۹.
- ↑ «لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(ع)... قَالَ عَلِيٌّ(ع) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قُمْ فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ... ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً وَ دَعَا بِلَالًا فَأَعْطَاهُ فَقَالَ ابْتَعْ لِفَاطِمَةَ طِيباً ثُمَّ قَبَضَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مِنَ الدَّرَاهِمِ بِكِلْتَا يَدَيْهِ فَأَعْطَاهُ أَبَا بَكْرٍ وَ قَالَ ابْتَعْ لِفَاطِمَةَ مَا يُصْلِحُهَا مِنْ ثِيَابٍ وَ أَثَاثِ الْبَيْتِ وَ أَرْدَفَهُ بِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ وَ بِعِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَحَضَرُوا السُّوقَ... فَكَانَ مِمَّا اشْتَرَوْهُ قَمِيصٌ بِسَبْعَةِ دَرَاهِمَ وَ خِمَارٌ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَ قَطِيفَةٌ سَوْدَاءُ خَيْبَرِيَّةٌ وَ سَرِيرٌ مُزَمَّلٌ بِشَرِيطٍ وَ فِرَاشَيْنِ مِنْ خَيْشِ مِصْرَ حَشْوُ أَحَدِهِمَا لِيفٌ وَ حَشْوُ الْآخَرِ مِنْ جِزِّ الْغَنَمِ وَ أَرْبَعَ مَرَافِقَ مِنْ أَدَمِ الطَّائِفِ حَشْوُهَا إِذْخِرٌ وَ سِتْرٌ مِنْ صُوفٍ وَ حَصِيرٌ هَجَرِيٌّ وَ رَحًى لِلْيَدِ وَ مِخْضَبٌ مِنْ نُحَاسٍ وَ سِقَاءٌ مِنْ أَدَمٍ وَ قَعْبٌ لِلَّبَنِ وَ شَنٌّ لِلْمَاءِ وَ مِطْهَرَةٌ مُزَفَّتَةٌ وَ جَرَّةٌ خَضْرَاءُ وَ كِيزَانُ خَزَفٍ حَتَّى إِذَا اسْتَكْمَلَ الشِّرَاءَ حَمَلَ أَبُو بَكْرٍ بَعْضَ الْمَتَاعِ وَ حَمَلَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) الَّذِينَ كَانُوا مَعَهُ الْبَاقِيَ فَلَمَّا عَرَضَ الْمَتَاعَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) جَعَلَ يُقَلِّبُهُ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ بَارَكَ اللَّهُ لِأَهْلِ الْبَيْتِ...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
- ↑ «... قَبَضَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) قَبْضَةً مِنَ الدَّرَاهِمِ وَ دَعَا بِأَبِي بَكْرٍ فَدَفَعَهَا إِلَيْهِ وَ قَالَ يَا أَبَا بَكْرٍ اشْتَرِ بِهَذِهِ الدَّرَاهِمَ لِابْنَتِي مَا يُصْلِحُ لَهَا فِي بَيْتِهَا وَ بَعَثَ مَعَهُ سَلْمَانَ وَ بِلَالًا لِيُعِينَاهُ عَلَى حَمْلِ مَا يَشْتَرِيهِ قَالَ أَبُو بَكْرٍ: وَ كَانَتِ الدَّرَاهِمُ الَّتِي أَعْطَانِيهَا ثَلَاثَةً وَ سِتِّينَ دِرْهَماً فَانْطَلَقْتُ وَ اشْتَرَيْتُ فِرَاشاً مِنْ خَيْشِ مِصْرَ مَحْشُوّاً بِالصُّوفِ وَ نَطْعاً مِنْ أَدَمٍ وَ وِسَادَةً مِنْ أَدَمٍ حَشْوُهَا مِنْ لِيفِ النَّخْلِ وَ عَبَاءَةً خَيْبَرِيَّةً وَ قِرْبَةً لِلْمَاءِ وَ كِيزَاناً وَ جِرَاراً وَ مِطْهَرَةً لِلْمَاءِ وَ سِتْرَ صُوفٍ رَقِيقاً وَ حَمَلْنَاهُ جَمِيعاً حَتَّى وَضَعْنَاهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ بَكَى وَ جَرَتْ دُمُوعُهُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ: اللَّهُمَّ بَارِكْ لِقَوْمٍ جُلُّ آنِيَتِهِمُ الْخَزَفُ...»؛ علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٢۴.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۹.