آیه اشتری
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 2 اسفند 1403 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
| آیه نجوی | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۲۰۷ سورهٔ بقره قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| دلالت آیه |
|
آیه اشتری: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ﴾؛ [۱]، از جمله آیاتی است که در جریان هجرت رسول خدا(ص) از مکه به مدینه، نازل شده است. بر اساس روایاتی که در شأن نزول این آیه، وارد شده، هنگامی که رسول خدا(ص) عزم هجرت [به مدینه] کرد، علیّ بن أبیطالب(ع) را برای بازگرداندن دَیْنها و امانتهایی که نزد ایشان بود به جای خود گمارد و دستور داد شبی که به سوی غار خارج میشود ـ در حالی که مشرکان خانه پیامبر(ص) را محاصره کرده و قصد ترور آن حضرت را داشتند، در رختخواب او بخوابد. آن حضرت آن شب را در بستر رسول خدا(ص) خوابید؛ در این هنگام بود که این آیه نازل شد. مفسران و متکلمان شیعه با استناد به این آیه بر برتری و افضلیت امام علی(ع) بر دیگران استدلال کردهاند. روشن است که پس از اثبات افضلیت، به حکم عقل، امامت آن حضرت به راحتی قابل اثبات خواهد بود. با این وجود برخی سعی کردهاند تا با خدشه در احادیث دال بر افضلیت امام علی(ع) که در تفسیر این آیه نقل شدهاند، دلالت آیه بر امامت آن حضرت را زیر سؤال برند لذا گاه در سند آن احادیث مناقشه کردهاند و گاه در دلالت آنها.
شأن نزول
روایات صحیح و معتبری در منابع فریقین نقل شده که این آیه را در شأن امام علی(ع) دانستهاند به عنوان نمونه ثعلبی از علمای اهل سنت چنین نقل کرده که «هنگامی که رسول خدا(ص) عزم هجرت [به مدینه] کرد، علیّ بن أبیطالب(ع) را برای بازگرداندن دَیْنها و امانتهایی که نزد ایشان بود به جای خود گذارد و دستور داد شبی که به سوی غار خارج شد ـ در حالی که مشرکان خانه ایشان را محاصره کرده بودند ـ در رختخواب او بخوابد، از این رو رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «ای علی، خودت را به عبای حضرمی سبز رنگ من بپیچ و در رختخواب من بخواب که اگر خدا بخواهد، از سوی مشرکان امر ناخوشایندی به تو نخواهد رسید». پس علی(ع) نیز چنین کرد.
آنگاه خدای عزّوجلّ به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که: «همانا من میان شما دو نفر اخوّت و برادری برقرار کردم و عُمْر یکی از شما را از دیگری طولانیتر ساختم؛ پس کدام یک از شما زندگی دوستش را بر خود ترجیح میدهد؟». آنگاه هر دو زندگی را برای خود اختیار کردند و خداوند عزّوجلّ به آن دو وحی کرد: «آیا شما مثل علیّ بن أبیطالب نیستید؟ من میان او و محمّد برادری قرار دادم، پس علی در رختخواب او خوابید و جانش را فدای او کرد و زندگی او را برخود ترجیح داد. به زمین فرود آئید و او را از دشمنانش محافظت کنید». پس آن دو فرود آمدند و جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای امیرالمؤمنین(ع) بود.جبرئیل گفت: آفرین، احسنت! از مثل تو ای پسر ابوطالب. خداوند به تو بر ملائکه مباهات میکند.
پس خداوند در حالی که رسولش به سوی مدینه در حرکت بود، [این آیه را] در شأن علیّ بن أبیطالب(ع) نازل فرمود که: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ﴾».[۲]
احادیث مرتبط با آیه
دلالت آیه
افضلیت امیرالمؤمنین(ع)
امامت امیرالمؤمنین(ع)
مناقشات عامه
مناقشات ابن تیمیه
ابن تیمیه در برابر استدلال امامیه به آیه ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ﴾ و حدیث ذیل آن اشکالاتی را در قالب وجوهی مطرح ساخته و میگوید:
- نخستین وجه، مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و صرف نقل این حدیث از ثعلبی و امثال او، بلکه روایت آنها حجّت نیست... و در نقل او از اینگونه روایات اسرائیلیات و اسلامیات، مطالبی وجود دارد که باطل بودن آنها معلوم است.
- دومین وجه اینکه حدیثی که ثعلبی از این طریق آن را نقل میکند، به اتّفاق تمامی حدیثشناسان و سیره پژوهان دروغ است و در این باب به آنها ارجاع میدهیم.
- وجه سوم: وقتی پیامبر(ص) و ابوبکر به مدینه هجرت میکردند، هدف مشرکان بهدست آوردن علی نبود، از این رو او را در رختخواب خود گذاشت تا گمان کنند پیامبر در منزل است و به دنبال او نروند. چون صبح شد علی را یافتند و زیانکاریشان آشکار گشت و علی را اذیّت نکردند... و اگر درباره علی غرضی داشتند، وقتی او را یافتند به او تعرّض میکردند... پس [علی] در اینجا خود را فدای جان چه کسی کرده است؟ اما آن کسی که بدون تردید جانش را فدای پیامبر میکرد و قصد داشت با جان خود، خطر را از او دور کرده و ضرر به جای پیامبر به او برسد، ابوبکر بود. او هر گاه متوجّه خطری از عقب میشد، در پشت سر پیامبر قرار میگرفت، و هر گاه از جلو خطری احساس میکرد، از پیش روی او حرکت میکرد و [همین طور مستمر عقب و جلو] میرفت تا [از اوضاع] آگاهی یابد و هر جا خطری میدید دوست داشت خودش با آن روبرو شود نه پیامبر(ص)! و بسیاری از صحابه در جنگها جان خود را فدای پیامبر میکردند، از جمله کسانی که در پیش روی او به قتل رسیدند و یا کسانی که دستشان فلج شد؛ مثل طلحه بن عبیداللّه و این [[[فدا]] کردن جان] برای همه مؤمنان واجب است. پس اگر مقدّر بوده است که در شب هجرت علی جانش را فدا کند، این از فضایلی است که میان او صحابه دیگری غیر از او مشترک است؛ پس چگونه در اینجا ترسی برای علی نبوده باشد؟ همچنین پیامبر(ص) به او گفت: «خود را به این عبای سبز من بپیچ و در آن بخواب که از میان آنان هیچ مردی به آنچه ناخوشایند توست به سوی تو نخواهد آمد»، پس به او وعده داد و پیامبر [در وعدهای که میدهد] صادق است که هیچ اتّفاق ناخوشایندی به او نمیرسد و آرامش او به سبب وعده پیامبر بود.
- چهارم: دلائلی آشکار بر دروغ بودن این حدیث وجود دارد؛ چراکه در میان ملائکه چنین سخن باطلی که لایق آنها نیست گفته نمیشود و یکی از آنها گرسنه نبود تا دیگری به او با غذا ایثار کند. در اینجا نیز ترسی نبوده است که یکی از آنها دوستش را در تأمین امنیت ترجیح دهد، پس چگونه خداوند به آن دو میگوید: «کدام یک حیات دیگری را بر خود ترجیح میدهید؟». برادری میان ملائکه نیز اساسی ندارد، بلکه جبرئیل عملی مختص به خود دارد غیر از [عمل مخصوص] میکائیل و میکائیل نیز عملی دارد که مختص اوست، غیر از [عمل اختصاصی]جبرئیل و چنان که در کتب آمده است، وحی و یاری رساندن به عهدۀ جبرئیل و تقسیم رزق و باران به عهدۀ میکائیل است.
- پنجم: همانا پیامبر(ص) با علی و غیر او برادری نمیکند، بلکه هر آنچه در این زمینه روایت شده همه دروغ است و حدیث برادری که در این باره روایت میشود ـ با وجود ضعیف و باطل بودن ـ منظور برادری پیامبر با علی در مدینه است. ترمذی آن را اینگونه روایت کرده است، اما پیمان برادری پیامبر با علی در مکّه در هر دو صورت باطل است. همچنین به اتّفاق حدیثشناسان، او جان خود را فدا نکرد و در زندگی از خود گذشتگی ننمود.
- ششم: همانا هبوط جبرئیل و میکائیل برای مطالب حفظ فردی از مردم، از بزرگترین مطالب مردود است؛ پس همانا خداوند بدون نیاز به این امر، هر که از خلقتش را بخواهد حفظ میکند. و اینکه هبوط این دو ملک در روز بدر برای جنگ و در نظیر آن از وقایع بزرگ شمرده شده است. اگر آن دو نیز برای حفظ یکی از مردم نازل شوند، قطعا برای حفظ پیامبر(ص) و دوستش نازل میشدند،؛ چراکه دشمنان از هر جهت به دنبالشان بودند و خون بهای هر یک از آن دو را نیز پرداخته و نسبت به آنها در نهایت شدت، غلظت و سیاه دلی بودند.
- هفتم: این آیه در سوره بقره است و بدون هیچ اختلافی این سوره مدنی است و همانا پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه نازل شده است نه به هنگام هجرت ایشان. همچنین گفته شده این آیه به هنگام هجرت صهیب و تعقیب او از سوی مشرکان نازل شده است،؛ چراکه او مالش را به آنها داد و خودش به مدینه آمد؛ به همین روی پیامبر(ص) گفت: «ابو یحیی در این معامله سود کرده است» و این قصّه در تفسیر، مشهور است و افراد بسیاری آن را نقل کردهاند و ممکن است [همین تفسیر صحیح باشد] که صهیب از مکّه به مدینه هجرت کرد.
- هشتم: همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای طلب خشنودی خداوند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و شایستهترین افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در راه خدا مهاجرت کردند و دشمن از هر سو به دنبال آنان بود.
- نهم: اینکه علّامه میگوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر افضلیّت او دلالت میکند، پس او امام است». [در پاسخ] گفته میشود: شکّی نیست براساس کتاب، سنّت و اجماع، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از صحابه حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل راستی است که دروغی در آن وجود ندارد. خداوند میگوید: ﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا﴾ و نظیر این فضیلت قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از جان [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر محافظت کردند و این بر هر مؤمنی واجب است و از فضیلتهای اختصاصی برای بزرگان اصحاب به شمار نمیرود، در حالی که فضیلت با امور اختصاصی ثابت میشود نه با مشترکات. از این مطلب استفاده میشود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام خوابیدن در رختخواب پیامبر(ص) اذیت شده است، در حالی که غیر او در حفاظت از پیامبر(ص) قطعا اذیّت شدهاند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای پیامبر کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق دانشمندان گفتهاند: آنچه از فضائل برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریکاند، به خلاف صدّیق [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او شریک نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»[۳].[۴]
نقد و بررسی اشکالات ابن تیمیه
در ادامه به نقد و بررسی کلیه اشکالات و مناقشات ابن تیمیه در احادیث این آیه در قالب عناوین مرتبط با هر اشکال میپردازیم
عدم پایبندی به موازین علمی و فقدان مبنایی مشخّص
ابن تیمیه مطابق معمول خود، از شگرد نفی و انکار و نسبت جعل بهره جسته و از همان آغاز در صحّت حدیث تردید میکند و ثعلبی را به صراحت و سایر حدیث پژوهان و اندیشمندان سنّی را به تلویح ردّ میکند و غیر قابل اعتماد میشمارد. او هر بار تعصّب و عناد خود را بیش از پیش علنی میسازد و آشکارا به ستیز با حق میرود و از تناقض گویی و بیآبرو شدن نیز باکی ندارد. این بار جهل، عناد و تعصّب او بیشتر از پیش رخ مینماید و ما دوباره برای زدودن غبار از آئینه حقّ و حقیقت، به نقد آراء پوچ و متعصّبانه وی میپردازیم. ابن تیمیه در وجه نخست، ثعلبی را متّهم به نقل اسرائیلیات میکند و صرف استناد حدیثی به او را حجّت نمیداند. ما نیز معتقدیم که ثعلبی و دیگر مفسّران،حدیث پژوهان، مورّخان و متکلّمان سنّی اسرائیلیات فراوانی نقل میکنند و کلام و نقلشان فاقد حجّیّت و بلکه فاقد ارزش و اعتبار است، اما خود سنّیان باید به احادیث موجود در منابع معتبرشان ملزم شوند والّا اگر کسی بدون هیچ مبنایی هر جا که مطلبی برخلاف میلش باشد آن را نفی و طرد کند، حقیقت هیچ گاه آشکار نمیشود و حق جویی معنای خود را از دست میدهد و مباحثات علمی بیارزش میشوند و جهل، تاریکی و باطل، جای علم، روشنایی و حقیقت را میگیرد. از شیوه جدال ابن تیمیه معلوم میشود که او هرگز به دنبال شناخت حقّ و حقیقت نیست و همواره در غبار آلود کردن چهره حق میکوشد،؛ چراکه وی هرگز به موازین علمی پای بند نیست و سخنانش مبنایی مشخّص و پایه و اساس درستی ندارند[۵]
شهرت بیتوتۀ امیرالمؤمنین(ع) و صحّت احادیث آن
خوابیدن حضرت امیرالمؤمنین(ع) در رختخواب رسول خدا(ص) در شب هجرت چنان مشهور است که از ضروریّات تاریخ اسلام به شمار میرود و هرگز نمیتوان آن را انکار کرد و شیعه در این باره تنها به نقل ثعلبی استناد و احتجاج نمیکند، بلکه روایات این قضیّه را حافظان و حدیث پژوهان صاحب نام و با سند صحیح نقل کردهاند. در حدیثی که مشتمل بر ده منقبت و فضیلت اختصاصی برای امیرالمؤمنین است و سند آن بر اساس مبانی رجالی سنّیان به یقین صحیح و بدون اشکال است، از ابنعباس نقل شده است که گفت: «علی(ع) جان خود را فروخت، لباس پیامبر(ص) را پوشید و در جای او خوابید. ابن عباس گفت: مشرکان به رسول خدا(ص) سوء قصد داشتند؛ آنگاه ابوبکر آمد در حالی که علی(ع)خواب بود. ابن عباس گفت: ابوبکر میپنداشت که او پیامبر خداست، از اینرو گفت: ای پیامبر خدا! علی(ع) به وی گفت: همانا پیامبر خدا به سوی چاه میمون حرکت کرده است، پس او را دریاب. ابن عباس گفت: ابوبکر حرکت کرد و با او داخل غار شد. علی(ع) را رها ساخت در حالی که به او سنگ پرتاب میشد، چنان که به پیامبر خدا سنگ میزدند و علی(ع) به خود میپیچید و فریاد میزد و سرش را در پیراهن فرو برده بود و تا صبح بیرون نیاورد. سپس سرش را باز کرد، پس مشرکان او را سرزنش کردند و گفتند: دوست تو را با سنگ میزدیم، اما او ناله نمیکرد در حالی که تو فریاد میزدی و ما آن را خوش نمیداریم»[۶]
منابع
پانویس
- ↑ «از مردم کسی است که جانش را در مقابل به دست آوردن خشنودی خدا میفروشد و خدا نسبت به بندگان مهربان است»
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۷۷-۳۸۰.
- ↑ ابن تیمیه، منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۸۸ ـ ۳۸۹.
- ↑ مسند أحمد، ج۱، ص۳۳۱؛ کتاب السنّة (ابن أبیعاصم)، ص۵۸۹، ش۱۳۵۱؛ السنن الکبری (نسائی)، ج۵، ص۱۱۲-۱۱۳، ش۸۴۰۹؛ خصائص أمیرالمؤمنین (نسائی)، ص۶۳؛ المعجم الکبیر، ج۱۲، ص۷۷-۷۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۳؛ البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۷۴؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ الإصابة، ج۴، ص۴۶۷؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۰۰ و ۱۰۲؛ الریاض النضرة فی مناقب العشرة، ج۳، ص۱۷۵؛ المناقب (خوارزمی)، ص۱۲۶؛ تفسیر ابن أبی حاتم، ج۶، ص۱۷۹۹، ش۱۰۰۳۸؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۲۵-۱۲۸؛ الدرّالمنثور، ج۳، ص۱۸۰و منابع دیگر.