آیه و لتعرفنهم فی لحن القول در حدیث

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۵ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۸ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

آیه ۳۰ سوره محمد(ص) که به آیه منافقان هم معروف است، از جمله ادله افضلیت و در نتیجه خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) است. براساس احادیث منقول از محدثان و مفسران مشهور فریقین در ذیل این آیه، علامت شناخت منافقان بغض امیرالمؤمنین(ع) است. چنانچه متکلمان امامیه با استناد به این آیه شریفه و روایاتی که ذیل آن نقل شده، بر افضلیّت و امامت امیرالمؤمنین(ع) استدلال کرده و گفته‌اند: مراد از این فراز که می‌فرماید: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ، [یعنی] به بغض آنها نسبت به علی(ع) شناخته می‌شوند و از آنجا که این ویژگی برای احدی از صحابه غیر از آن حضرت ثابت نیست؛ پس آن حضرت از همه آنها برتر است و در نتیجه او امام خواهد بود.

متن آیه

﴿وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ[۱].

شرح تفسیر آیه

در این آیه و آیات قبل و بعد از آن به بخشی از صفات و نشانه‌های منافقین اشاره شده، مخصوصا بر این معنا تأکید شده که منافقان تصور نکنند برای همیشه می‌توانند چهره درونی خود را از پیامبر اکرم(ص) و مؤمنان، مکتوم دارند و خود را از رسوایی بزرگ برهانند. از این رو قرآن به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «اگر بخواهیم، در چهره‌های آنها علامتی می‌گذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوی و آشکارا آنها را ببینی. سپس می‌افزاید: هر چند الان هم می‌توانی از طرز سخنانشان آنها را بشناسی».

«لحن» عبارت از این است که سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، یا اعراب خلافی به آن دهند، و یا از صورت صراحت به کنایه و اشاره بکشانند، و منظور از آن در آیه مورد بحث همان معنای سوم است یعنی این منافقان بیماردل را از کنایه‌ها و نیش‌ها و تعبیرات موذیانه و منافقانه‌شان می‌توان شناخت[۲].

هر جا سخن از جهاد است آنها به نحوی در تضعیف اراده مردم می‌کوشند، هر جا سخن از حق و عدالت است آن را به سوی دیگری منحرف می‌سازند، و آنجا که از نیکان و پاکان و پیشگامان اسلام سخن به میان می‌آید به نحوی می‌کوشند آنها را لکه دار و کم اعتبار کنند؛ لذا در حدیث معروفی از ابو سعید خدری نقل شده است که می‌گوید: منظور از «لحن القول» بغض علی بن ابی طالب(ع) است، و ما منافقان را در عصر پیامبر(ع) از طریق عداوت با علی(ع) می‌شناختیم.

این از آن جهت است که ممکن نیست انسان چیزی را در دل داشته باشد و بتواند برای مدت طولانی آن را چنان مکتوم دارد که حتی در کنایات و اشارات و لحن کلام او ظاهر نشود؛ لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی(ع) می‌خوانیم: هیچکس چیزی را در دل پنهان نمی‌کند مگر اینکه در سخنانی که از دهان او ناآگاه می‌پرد و صفحه صورتش آشکار می‌شود[۳].

احادیث مرتبط با آیه

حدیث اول

«محمد بن عَلَى أَوْ غَيْرَهُ رَفَعَهُ قَالَ: قَلت لأبِي عَبْداللَّهِ(ع)، كَانَ حذيفة بن الیمان یعرف المُنَافقِينَ فَقَالَ رَجُلٌ كَانَ يَعْرِفُ اثنی عَشَرَ رَجُلًا وَ أَنْتَ تَعْرِفُ اثنی عشر الْفَ رَجُل ان اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ فَهَلْ تَدْرِي مَا لَحْنُ الْقَوْلِ؟ قُلْتَ: لَا وَاللَّهِ قال: بغض علی بن ابي طالب(ع) وَ رَبَّ الْكَعْبَة»؛ «محمد بن علی می‌گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم که آیا حذیفة بن یمان منافقان را می‌شناخت؟ امام فرمود: آری او دوازده تن را می‌شناخت اما تو دوازده هزار نفر از آنها را می‌شناسی. خداوند فرموده است: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ آیا تو می‌دانی لحن القول چیست؟ گفتم: خیر. امام فرمود: قسم به خدای کعبه، منظور از آن داشتن کینه نسبت به امیرالمؤمنین(ع) است»[۴].

حدیث دوم

«عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاء قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفر(ع) يَا أَبَا عُبَيْدَةَ إِيَّاكَ وَ أَصْحَابَ الْكَلَامِ وَ الْخُصُومَاتِ وَ مُجَالَسَتَهُمْ فَإِنَّهُمْ تَرَكُوا مَا اُمِرُوا بِعِلْمِهِ وَ تَكْلَّفُوا مَا لَمْ يُؤْمَرُوا بِعِلْمهِ حَتَّى تَكْلَفُوا عِلْمَ السَّمَاء يَا أَبَا عُبَيْدَةً خَالِطِ النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ وَ زَايِلهُمْ بِأَعْمَالِهِمْ يَا أَبَا عبَيْدَةَ إِنَّا لَا نَعُّدُ الرَّجْلَ فَقِيهَا حَتَّى يَعْرِفَ لَحنَ الْقَوْلِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»؛ «ابو عبیده حذاء گوید: امام باقر(ع) به من فرمود: «بر تو باد به دوری کردن از اصحاب کلام و خصومات و از مجالست با آنان؛ چراکه آنچه را به علم آن مأمور بوده ترک نموده و آنچه را به علم آن مأمور نبوده‌اند اخذ کرده و در آن تکلف نموده‌اند تا جایی که تکلف در علم آسمان نموده‌اند. ای ابا عبیده با مردم رفتار کن با اخلاقشان و از آنان دوری نما در اعمالشان، ای اباعبیده ما شخصی را فقیه و عالم نمی‌دانیم مگر اینکه لحن قول را بداند و آن کلام خداوند متعال است که می‌‌فرماید: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»[۵].

حدیث سوم

«قال الباقر(ع): إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ أَخَذَ مِيثَاقَ شِيعَتِنَا بِالْوَلَايَةِ فَنَحْنُ ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»؛ «امام باقر(ع) می‌فرمایند: خداوند از شیعیان ما پیمان ولایت گرفته است. ما به وسیله لحن گفتارشان آنها را می‌‌شناسیم»[۶].

حدیث چهارم

«عن بكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَر(ع) يَقُولُ: إِنَّ اللهَ أَخْذَ مِيثَاقَ شِیعَتِنَا بِالولاية لنَا وَ هُمْ ذَرّ يَوْمَ أَخَذَ الْمِيثاقَ عَلَى الذَّرَ بِالْإِقْرَارِ بِالرُّبوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّد بالنبوة وَ عَرَضَ اللَّهُ عَزَوَجَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِّتَهُ فِي الطَّينِ وَ هُمْ أَظِلَّة وَ خَلَقَهُمْ مِنَ الطِّينة الَّتِي خَلَقَ مِنْهَا آدم وَ خَلَقَ اللَّهُ أَرْوَاحَ شِيعَتِنَا قَبْلَ أَبْدَانِهِمْ بِاَلْفَى عَامِ عَرَضَهُمْ عَلَيْهِ وَ عَرَفَهُمْ رَسُولَ اللَّهِ وَ عَرَّفَهُمْ علِيا وَ نَحْنُ نَعْرِفُهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»؛ «بکیر بن اعین گوید: امام باقر(ع) می‌‌فرمود: البته خداوند از شیعیان ما برای ولایت ما در ذر پیمان گرفته؛ روزی که از ذر به ربوبیت خود و نبوت محمد اعتراف گرفت و خدا امت محمد را در برابرش عرضه کرد در سرشت و همه سایه‌ای بودند و آنها را از گل آدم آفرید و ارواح شیعه ما را دو هزار سال پیش از ابدانشان آفرید و به او عرضه کرد و رسول خدا آنان را شناخت و به علی(ع) معرفی کرد و ما هم از لحن گفتار، آنان را می‌شناسیم»[۷].

حدیث پنجم

«قال أميرالمؤمنين(ع): قُلْتُ أَرْبَعُ كَلِمَاتِ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى تَصْدِيقِي بهَا في كتابه قُلْتُ الْمَرْءُ مَخْبُوء تَحْتَ لِسَانِهِ فَإِذَا تَكَلَّمَ ظَهَرَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»؛ «امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: من چهار چیز را گفتم که خدای متعال در قرآن مرا به آنها تصدیق کرد. [از جمله هنگامی که] گفتم: دل مرد زیر زبانش پنهان است و وقتی سخن گوید آنچه در دلش است ظاهر می‌شود، خداوند برای تصدیق گفته‌ام، این آیه را نازل فرمود: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»[۸].[۹]

دلالت آیه

افضلیت امام علی(ع)

علاّمه حلّی در منهاج الکرامه خود، با استناد به این آیه شریفه و روایتی که از ابونعیم در ذیل آن مطرح شده، بر افضلیّت استدلال کرده و می‌نویسد: «برهان پانزدهم سخن خداوند است [که می‌فرماید]: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ. حافظ ابونعیم به اسناد خود از ابوسعید خدری درباره آیه ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ روایت کرده است که گفت: [یعنی] به بغض آنها نسبت به علی(ع) و این مطلب برای احدی از صحابه غیر از او ثابت نیست. پس او از آنها برتر است و در نتیجه او امام خواهد بود[۱۰].[۱۱]

امامت امام علی (ع)

پس از اثبات برتری و افضلیت امام علی(ع) بر دیگران به حکم عقل یا قانون عقلا مبنی بر لزوم تقدیم فاضل (برتر و بالاتر) بر شخض مفضول (پایین‌تر) و قبح تقدیم مفضول بر فاضل، آن حضرت مقدم بوده و امامتش ثابت می‌گردد[۱۲].

منابع

پانویس

  1. «و اگر می‌خواستیم آنان را به تو نشان می‌دادیم آنگاه آنان را به چهره می‌شناختی و آنان را با آهنگ گفتار می‌شناسی و خداوند کردارهای شما را می‌داند» سوره محمد، آیه ۳۰.
  2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۴۷۸؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۰۵؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۲۴۳.
  3. فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «آیه۳۰ محمد.
  4. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۳۸۶؛ تاویل الآیات الظاهرة، ص۵۷۰.
  5. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۲۳۷؛ المحاسن، ج۱، ص۱۶۸.
  6. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۲؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۳۴۸؛ بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۹؛ مشکاة الانوار، ص۶۸.
  7. مجلسی، بحارالانوار، ج۵۸، ص۱۳۵ و ج۲۶، ص۱۲۱.
  8. مستدرک الوسائل، ج۱۸، ص۲۶۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۱، ص۱۶۵ و ج۱۰۱، ص۳۶۹؛ طوسی، امالی، ص۴۹۴.
  9. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۳۸۰-۳۸۲.
  10. منهاج الکرامة، ص127 ـ 128.
  11. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص47-48.
  12. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.