نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Msadeq(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۵ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۱۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲۵ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۱۳ توسط Msadeq(بحث | مشارکتها)
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قضا و قدر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
قضا در معنای کاری که با نهایت اتقان، استحکام و استواری انجام گیرد و نیز در معنای فیصلهدادن و تمامکردن کاری بهواسطه قول، بهکار میرود. قَدَر نیز بهمعنای اندازه بهکار رفته در شکلگیری پدیدهها آمده و اندازه هر چیزی را "قَدَر" و یا "قَدْر" گویند. در قرآن کریم نیز "قدر" به همین معنا به کار رفته است[۱][۲].
امام رضا(ع) در تبیین مفهوم قدر از مهندسی و اندازهگیری موجودات و تعیین مقدار بقا و هنگام فنای آنها نام میبرد که باعث اتقاق قطعی شیء و به پا داشتن آن میشود[۳].
آیات و روایات بر این موضوع تکیه دارند که امر قضا و قدر در همه ارکان عالم جاری است و هر امری ریشه در تقدیر الهی دارد[۴][۵].
تقدیر علمی:خداوند بهوسیله دانش وسیع و آگاهی تام از ارکان عالم از خصوصیات و کمیت و کیفیت پدیدهها آگاه است و میداند اسباب و علل ایجاد پدیدهها چه وقت به نفع آن پدیده به حرکت درمیآید و پدیده حادث میشود. علمخداوند گرچه بر این امر احاطه دارد، اما ویژگی و خواص پدیدهها و علت آن نیز امری است که باید مورد توجه قرار گیرد. آدمی استعداد اراده افعال را دارد، اما اراده او در طول اراده الهی قرار دارد و موجب به فعلیت رساندن پدیدهها میشود[۱۱].
تقدیر عینی: در جهانآفرینش هیچ پدیدهای بدون قضا، بهمفهوم ضرورت پیدایش آن به هنگام ایجاد علت تامه و قدر به مفهوم اندازهگیری پدیده با ویژگیهای آن، بهوجود نمیآید. از اینرو پدیدهها بر مبنای تقدیر الهی پا به عرصه وجود میگذارند. مقدمه این حضور، شکلگیری برخی خواص است که خداوند به علل و عوامل شکلگیری پدیدهها عطا کرده است. در مورد انسان، این خواص با اختیار، آگاهی و اراده او در ایجاد فعل یا عمل درگیر میشود[۱۲].
امام علی(ع) همانطور که پیشتر اشاره شد بر مسئله تقدیر تأکید دارد، اما افزون بر آن، تقدیر را در زمره قاعده لطفالهی میداند، چنانکه در نامه ۳۱ به فرزند خویش میفرماید: در همه کارها چه سخت و چه آسان، خود را به دامان خدا بیفکن و به آستان مقدسش پناهنده شو و خود را بدو سپار، که پناهگاهی امن و جانپناهی استوار است[۱۴].
در اشارات امام، نقش توکل و سپردن سرنوشت بهدست پروردگار امری مؤکد است. اما در عین حال آدمی را به عمل و کوشش سفارش میکند و او را در رقمزدن سرنوشت خویش صاحباختیار و مؤثر میپندارد. ایشان در پاسخ مردی که در جریان جنگ صفین از قضا و قدر جویا شده بود، میفرماید: و از سخنان آن حضرت است، چون کسی از او پرسید: "رفتن ما به شام به قضا و قدر خدا بود" پس از گفتار دراز، و این گزیده آن است: وای بر تو، شاید قضای لازم و قدر حتم را گمان کردهای، اگر چنین باشد پاداش و کیفرباطل بود و نوید و تهدید عاطل. خدای سبحانبندگان خود را امر فرمود و (در آنچه بدان مأمورند) دارای اختیارند و نهی کرد تا بترسند و دست بازدارند. آنچه تکلیف کرد آسان است نه دشوار و پاداش او بر (کردار) اندک، بسیار. نافرمانیاش نکنند از آن رو که بر آنان چیره است و فرمانش نبرند از آن رو که ناگزیرند. پیامبران را به بازیچه نفرستاد و کتاب را برای بندگان بیهوده نازل نفرمود و آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است به باطل خلق نکرد. "این گمان کسانی است که کافر شدند. وای بر آنان که کافر شدند از آتش"[۱۵][۱۶][۱۷].