تقوا
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل تقوا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
تقوا به معنای خویشتن داری در برابر خواهش های نفسانی، حفظ خود از آلودگیهای اخلاقی و گناه، پرهیز از موجبات خشم خداوند و در نتیجه، خداترسی، وارستگی و پرهیزگاری است. به کسی که این صفت والا را داشته باشد، "متّقی" گویند. خداوند متقین را دوست میدارد و آنان را به بهشت میبرد و در قرآن کریم، گرامیترین افراد نزد خدا، باتقواترین ایشان معرفی شده است: ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾[۱]. تقوا حالتی درونی است و نوعی تسلط بر خویش و مهار بر تمایلات نفسانی است که نتیجه ایمان به خدا و یقین به قیامت و حساب و کتاب است و ثمره آن تسلّط بر خویش و مهار بر تمایلات نفسانی است. ایمان به خدا و یقین به قیامت و حساب و کتاب عامل پیدایش تقوا است و ثمره آن در رفتار انسان و دوری از گناه آشکار میشود. متّقی کسی است که خودنگهدار، خداترس و مسلّط بر هوای نفس خویش باشد. در نهج البلاغه، در خطبه ۱۸۴ و موارد دیگر اوصاف متّقین بیان شده است. تقوا سبب میشود که انسان در گفتار، در اظهار نظر، در رفت و آمد، در کسب و درآمد، در خوردن و آشامیدن و گوش دادن و نگاه کردن و همه کارها خدا را در نظر داشته باشد و از مرز حلال به محدوده حرام وارد نشود. آنچه تقوا میآورد، یکی ترس از عقوبت الهی است، یکی امید به پاداش خداوند، یکی هم محبّت و عشق به خدا که انسان را از ارتکاب هرچه او نهی کرده است، باز میدارد[۲].
واژهشناسی لغوی
- تقوا اسم مصدر از ریشه "و ـ ق ـ ی"، در لغت به معنای پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده[۳] و در ادبیات معارف اسلامی به معنای حفظ خویشتن از مطلق محظورات است؛ اعم از محرمات و مکروهات[۴] برخی ترک بعضی از مباحات را نیز در تحقق این معنا لازم دانستهاند[۵]، چنان که پیامبراکرم(ص) وجه نامگذاری پرهیزگار به متّقی را انجام ندادن برخی از مباحات به انگیزه پرهیز از حرامها دانسته است[۶][۷].
- بر این اساس، عارفان افزون بر دوری از محرّمات، اجتناب از لذتهای حلال دنیوی را در مراتبی از تقوا لازم شمردهاند[۸]، پس میتوان گفت تقوا خصوصیاتی دارد که به حسب موارد، مختلف میگردند و قدر جامع آن ها پرهیز از محرمات شرعی و عقلی، توجه به حق و التفات به پاکسازی عمل و به سوی مجرای طبیعی و متعارف اعمال حرکت کردن است، همان گونه که فجور، فاصله گرفتن از حالت اعتدال و خارج شدن از جریان طبیعی کارهاست[۹] و از آغاز پیدایش ایمان در دل مؤمن تا آخرین درجه کمال، همواره ملازم مؤمن است و در هر مرحلهای اقتضایی دارد؛ مانند محافظت نفس از عذاب و آتش، پرهیز از سخطِ خدا و مخالفت با وی و اجتناب از دوری و محجوبیت از خداوند[۱۰][۱۱].
تقوا در قرآن
قلبی بودن تقوا و فراگیری حوزههای آن
عوامل تقوا
مراتب و درجات تقوا
آثار تقوا
ویژگیهای متقیان
دین و تقوا
تقوا یکی از اسباب رستگاری
تقوا در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱
منظور آیاتی است که در رابطه با پیامبر و یا همسران پیامبر و یا مؤمنین همراه پیامبر موضوع تقوا و ضرورت پرواداری و خویشتن داری مطرح گردیده است؛ زیرا تقوا به معنای حفظ کردن خویشتن از چیزی است که انسان از آن میترسد و در اصطلاح شرع به معنای نگهداری نفس از چیزی است که موجب گناه میشود و این معنا با پرهیز از آنچه خداوند نهی نموده، حاصل میگردد و کمال آن به وسیله ترک برخی محرمات و یا حتی مباحات تحقق مییابد.[۱۲] البته این دعوت به تقوا معنایش بیتقوایی پیامبر و دیگران نیست، بلکه دعوت به تقوای بیشتر و یا آموزش و یا پیشگیری از گناه و غفلت است.
- ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ﴾[۱۳]
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾[۱۴]
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ﴾[۱۵]
- ﴿وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَلَكِنْ ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۱۶]
- ﴿قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ * وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾[۱۷]
- ﴿ِ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ﴾[۱۸]
- ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا﴾[۱۹]؛ ﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا﴾[۲۰]؛ ﴿وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا﴾[۲۱]
- ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۲۲]
- ﴿إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾[۲۳]
نتیجه: در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
- تقوای قلبی و درونی، مستلزم ادب و تواضع در حضور پیامبر است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى﴾[۲۴]
- داشتن تقوا، زمینه بر خورداری از بشارتهای پیامبر میگردد: ﴿لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ﴾[۲۵]
- آراسته شدن به تقوای الهی و ایمان به پیامبر موجب نیل به رحمت گسترده خداوند میباشد: ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ﴾[۲۶]
- مشرکان عصر بعثت پیامبر اسلام مردمی بیتقوا اعلام میشوند: ﴿وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَلَكِنْ ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۲۷]
- پیامبر و مؤمنین از طرف خداوند مأمور به نماز و تقوا گردیدهاند: ﴿وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَاتَّقُوهُ﴾[۲۸]
- فراخوان همسران رسول خدا از سوی خداوند برای رعایت تقوا: ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ﴾[۲۹] ﴿وَاتَّقِينَ اللَّهَ﴾[۳۰]
- پیامبر اسلام از سوی خداوند مظهر صدق و تقوا پیشگی اعلام شده است: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾[۳۱][۳۲].
جستارهای وابسته
- تقوی از محقرات
- ورع
- تقوای عقلی
- تقوای عملی
- تقوای قلبی
- درجات متقیان
- تقوای انبیا
- تقوای اولیا
- تقوای صالحان
- تقوای صدیقان
- تقوای عادلان
- تقوای محسنان
- مراتب تقوا
- تقوای اخص
- تقوای خاص
- تقوای عام
- آیات تقوا
- آثار تقوا
- ارکان تقوا
- اسباب تقوا
- ثواب قربانی
- رغبت در تقوی
- ستایش تقوا
- سرور از طول عافیت
- عفت
- علایم تقوا
- علم
- کیس ترین
- لباس تقوا
- متقین
- مراتب تقوا
- مراقبه متقیان
- معیت با راستگویان
- موانع تقوا
منابع
یوسفی مقدم، محمد صادق، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲
یوسفزاده، حسین علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳
فرهنگ قرآن ج۱۴
محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی
پانویس
- ↑ بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست؛ سوره حجرات، آیه ۱۳.
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸؛ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۵۶.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۵، ص ۳۷۸؛ المصباح، ص ۶۶۹، «وقی».
- ↑ مفردات، ص ۸۸۱، «وقی».
- ↑ مفردات، ص ۸۸۱ .
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۱۹؛ مستدرک الوسایل، ج ۱۱، ص ۲۶۷.
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.
- ↑ المحیط الاعظم، ج ۱، ص ۲۷۸؛ التقوی فی القرآن، ص ۲۸.
- ↑ التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۸۴، «وقی».
- ↑ التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۸۵ - ۱۸۶، «وقی».
- ↑ خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.
- ↑ در لغت تقْوَی قرار دادن نفس در نگهداری از امور ترسناک است: فی وِقَایةٍ مما یخاف، تقْوَی در عرف شرع حفظ نفس از گناه است. مفردات راغب ماده وقی ص ۸۸۱
- ↑ «بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.
- ↑ «باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.
- ↑ «و چون کسانی را بنگری که در آیات ما به یاوهگویی میپردازند روی از آنان بگردان تا در گفتوگویی جز آن درآیند و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند پس از یادآوری با گروه ستمگران منشین * و از حساب آنان بر عهده کسانی که پرهیزگاری میورزند هیچ نیست اما (این) یادکردی است باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۶۸-۶۹.
- ↑ «بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود میرساند و نه زیان میزند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطانها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کردهاند در حالی که او را * و (به ما گفتهاند) که نماز را بپا دارید و از او پروا کنید و اوست آن کس که به سوی وی گرد آورده میشوید» سوره انعام، آیه ۷۱-۷۲.
- ↑ «ای پیامبر! از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان فرمانبرداری مکن، بیگمان خداوند دانایی فرزانه است» سوره احزاب، آیه ۱.
- ↑ «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.
- ↑ «ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ «بر آنان گناهی نیست که در نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان (همراه) شان و کنیزهاشان؛ (حجاب را فرو گذارند)؛ و (ای زنان پیامبر!) از خداوند پروا کنید که خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره احزاب، آیه ۵۵.
- ↑ «و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند پرهیزگارند» سوره زمر، آیه ۳۳.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره فتح، آیه ۲۶.
- ↑ «بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.
- ↑ «باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.
- ↑ «و از حساب آنان بر عهده کسانی که پرهیزگاری میورزند هیچ نیست اما (این) یادکردی است باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۶۹.
- ↑ «و (به ما گفتهاند) که نماز را بپا دارید و از او پروا کنید و اوست آن کس که به سوی وی گرد آورده میشوید» سوره انعام، آیه ۷۲.
- ↑ «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.
- ↑ «بر آنان گناهی نیست که در نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان (همراه) شان و کنیزهاشان؛ (حجاب را فرو گذارند)؛ و (ای زنان پیامبر!) از خداوند پروا کنید که خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره احزاب، آیه ۵۵.
- ↑ «و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند پرهیزگارند» سوره زمر، آیه ۳۳.
- ↑ سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۳۳۰.