اسلام در فقه اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۸ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۵۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)


این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون اسلام است. "اسلام" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اسلام (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

اسلام یعنی گرویدن به آیین آسمانیِ نازل شده بر حضرت محمد(ص).

واژه اسلام افزون بر معنای یاد شده بر خود آیین و شریعت آسمانی آن حضرت نیز اطلاق شده است.

تفاوت اسلام به مفهوم نخست با ایمان، در آن است که اسلام به مجرّد اقرار زبانی به آیین آسمانی تحقق می‏‌یابد؛ لیکن در تحقق ایمان علاوه بر آن، اعتقاد قلبی و عمل به آیین آسمانی لازم است. البته برای ایمان دو معنای دیگر نیز ذکر شده است: یکی عام که هم معنای اسلام است و دیگری خاص که عبارت است از شیعه دوازده امامی بودن [۱].

از این عنوان در بیشتر باب‌های فقهی، مانند طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، جهاد، تجارت، وصیّت، نکاح، نذر، کفّارات، صید و ذباحه، شفعه، احیاء موات، لقطه، حدود و قصاص سخن رفته که به مهم‏ترین مباحث آن اشاره می‏‌شود:

راه ثبوت

برای ثابت شدن اسلام فرد سه راه ذکر شده است:

۱. گفتار: کسی که شهادتین «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلـهَ إِلاَّ اللّه و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه» یا ترجمه آن دو را به هر لغتی بر زبان آورد، به اسلام او حکم می‏‌شود. [۲] در صورت لال بودن، اشاره بیانگر آن، کفایت می‏‌کند. [۳]

حکم یاد شده، اختصاص به کافر اصلی دارد؛ امّا کیفیّت تحقّق اسلام در مرتدّ به نوع ارتداد و منشأ آن بستگی دارد. اگر منشأ ارتداد، انکار توحید و رسالت بوده، گفتن شهادتین کفایت می‏‌کند و اگر انکار برخی ضروریات، مانند وجوب نماز و حرمت زنا بوده است، علاوه‏ بر شهادتین، اقرار به آنچه انکار کرده نیز لازم است؛ بلکه به تصریح برخی، گفتن شهادتین در این فرض لازم نیست. [۴]

۲. کردار: به جا آوردن اعمالی مانند نمازهای یومیّه، روزه ماه رمضان و حج که ویژه مسلمانان است، بر مسلمان بودن انجام دهنده آنها دلالت می‏‌کند؛ البته به شرطی که پیشینه کفر نداشته باشد. در صورت داشتن پیشینه، در دلالت انجام دادن اعمال یاد شده بر اسلام وی اختلاف است. قول به عدم دلالت، به مشهور نسبت داده شده است. [۵]

۳. تبعیّت: تبعیّت بر سه گونه است:

  1. تبعیّت از پدر و مادر: فرزند نابالغ، تابع پدر و مادر خویش است. بنابراین، اگر والدین یا یکی از آنان مسلمان باشند، فرزندان نابالغ ایشان نیز محکوم به اسلام‏اند. [۶]
  2. تبعیّت از اسیر کننده: کودکی که جدای از پدر و مادر کافر خود به اسیری مسلمانی در آمده است، در اینکه به تبع اسلام اسیر کننده‏اش محکوم به اسلام است یا نه و یا تنها در طهارت بدن تابع او است، نه سایر احکام، اختلاف است. [۷]
  3. تبعیّت از دارالاسلام: کودکی که در سرزمین اسلام یا سرزمین کفر که مسلمانان نیز در آن‏جا حضور دارند، پیدا شده است به اسلام او حکم می‏‌شود[۸].[۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. جواهرالکلام، ج۶، ص:۵۹ و ج۳۳، ص:۱۹۷.
  2. جواهرالکلام، ج۴۱، ص:۶۳۰
  3. جواهرالکلام، ج۳۸، ص:۱۸۱
  4. جواهرالکلام، ج۴۱، ص:۶۳۰ ـ ۶۳۱
  5. مسالک الافهام، ج۱۵، ص:۳۲؛ جواهر الکلام، ج۴۱، ص:۶۲۳ ـ ۶۲۴
  6. جواهر الکلام، ج۳۸، ص:۱۸۳ و ج۲۵، ص:۳۹.
  7. جواهر الکلام، ج۲۱، ص:۱۳۶، ج۳۳، ص:۲۰۲ و ج۳۸، ص:۱۸۴
  8. جواهر الکلام، ج۳۸، ص:۱۸۱
  9. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۱، صفحه ۵۱۱-۵۱۲.