بحث:علم لدنی در قرآن
سرشناسه نوشته شده توسط آقای توحیدی نژاد
| متن | ترجمه |
|
امام خلیفة الله «و کسی است که علم به اسماء را به گونه حضوری، از خداوند دریافت کرده است». و کسی دارای علمی الهی و خطاناپذیر نسبت به اصل احکام و معارف دینی و دنیوی و نیز آشنا به چگونگی اجرای آن معارف است، تا از طریق آن بتواند اِعمال ولایت کند. این برخورداری بدین دلیل است که اگر خداوند متعال کسانی را به منصب امامت برگزید و مأمور ارشاد و راهنمایی مردم و اجرای معارف و قوانین دینی کند، اما علوم لازم برای انجام دادن این مأموریت را به آنها نداده باشد، نقض غرض لازم میآید. پیامبرِ هادی کسی است که برخوردار از علم خطاناپذیر الهی است. ویژگی دیگر پیامبرِ هدایت کننده، برخورداری از علم خطاناپذیر برای هدایت است. بیگمان، تعلیم پیامبر از سوی خداوند متعال، برای آن است که او به هدایت انسانها و رساندن پیام به مردم، مأمور بوده است. با توجه به برخی آیات، علم غیب ذاتی و استقلالی مخصوص خداست، اما خداوند این علم را به برخی از پیامبران و اولیاء بخشیده است. بین علم خداوند و علم امام تفاوت زیادی وجود دارد؛ علم خداوند ذاتی، ازلی و عین ذات اوست و به نحو علیّت و معلولیّت و نامحدود است ولی علم امام مسبوق به عدم، زائد بر ذات او و به نحو انکشاف است؛ موهوبی و اکتسابی بوده و محدود است. این تفسیر شیعه از آیات علم غیب را خیلی از اهل سنت هم قبول دارند. |
عِلم غَیْب، گونهای آگاهی که در حالت طبیعی برای انسان دستیافتنی نیست و خداوند، برخی انسانها را از آن بهرهمند میکند. بنابر آموزههای شیعی، آگاهی از غیب، مخصوص خداوند است؛ ولی او بنابر مصالحی، برخی انسانها را از آن بهرهمند میکند. با این حال، برخی علوم غیبی مانند علم به ذات خداوند، مخصوص خود اوست و کسی را توان رسیدن به آن نیست. بر اساس آموزههای دینی، پیامبران ( یا دستکم برخی از آنها)، از جمله پیامبر اسلام(ص)، امامان شیعه و برخی از انسانهای صالح از علم غیب برخوردارند. مقدار و گستره این علم در افراد مختلف، متفاوت است و بیشترین میزان آن مخصوص پیامبر اکرم (ص) و جانشینان اوست. درباره علم غیب امامان، دو نظر عمده حداقلی و حداکثری در بین متکلمان شیعه رواج داشته است. علمای متأخر شیعه بیشتر به علم غیب غیر محدود امامان معتقدند. |