قصه در علوم قرآنی
قصههای قرآن
قَصَص (بفتح قاف و صاد) به معنای سر گذشت و تعقیب و نقل قصّه است که در شکل مصدر و اسم هر دو آمده است. برخی آن را مفرد دانستهاند: مانند طبرسی در مجمع البیان که ذیل آیه ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾[۱] گفته: قصص بمعنی قصّه و سر گذشت است و در ذیل آیه ﴿لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾[۲] گفته: قصص خبری است که بعضی پشت سر بعضی باشد از اخبار گذشتگان. اما برخی آن را جمع دانستهاند: مانند راغب که در مفردات گوید: القصِّ به معنای دنبال کردن و تتبع اثر است؛ و قصص اخباری است پی جوئی و پیروی شده. وی همچنین قصاص را از همین لغت به معنای پی جوئی دم و خون خواهی و قصّ را به معنای اخبار پیگیری شده میداند.
بدینسان، سر گذشت را از آن روی قصص و قصّه گویند که گوینده آن را تعقیب میکند و در دنبال آنست. در قرآن آمده است:
﴿فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾[۳] و نیز آمده: ﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ﴾[۴]. بعضی قصص را در آیه مصدر گرفته و برخی گفتهاند اسم بودنش بهتر است؛ یعنی ما بهترین سرگذشت را برای تو حکایت میکنیم.
در قرآن کریم از راههای متعددی برای هدایت بشر استفاده گردیده که داستانهای قرآنی یکی از آن روشهاست، قصص قرآن از نمونههای اعجاز قرآن کریم است؛ زیرا داستان سرایی از زمانهای بسیار قدیم در میان انسانها رایج بوده و آدمی پیوسته شیفته شنیدن وخواندن داستان بوده است و چون داستان نکات آموزشی را به نحو غیر مستقیم بیان میدارد، از لحاظ روانشناسی تربیتی، از مهمترین ومؤثرترین انواع آموزش به حساب میآید.
از این روی، در کتابهای آسمانی بهویژه قرآن به قصه و استفاده از آن برای ابلاغ پیام و اتمام حجت توجه شده است؛ زیرا قصه و داستانگویی یکی از مهمترین ابزار کتابهای آسمانی برای انذار و تبشیر است.
قصههای قرآن سه گونهاند:
- قصص انبیا؛
- قصص دوران پیامبر(ص)؛
- قصههای دربردارنده حوادث گذشته؛ مانند: قصه طالوت و جالوت، قصه اصحاب کهف، اصحاب سبت و....
مزایایی برای شیوه تبلیغ بر اساس داستان گویی شمرده شده از جمله:
- تاثیر غیر مستقیم: همانگونه که اشاره شد، امروزه در روانشناسی نیز ثابت گردیده که نصیحت غیر مستقیم اثرش بیش از پند و اندرزهای مستقیم است. از این روی، اگر اشتباهات شخصی به گونه غیر مستقیم به او فهمانده شود، بدون شک اثرش بسیار بیشتر از بیان مستقیم آنها میباشد، هنر قصه نویسی و داستان گویی نیز همین مزیت را دارا میباشد و با تشویق یا تنبیه قهرمانان و بدکاران داستان بهطور غیر مستقیم خواننده را به خوبیها دعوت کرده و از بدیها، متنفر میسازد.
- دوام و ماندگاری تاثیر: از مزایای دیگر بکارگیری داستان به عنوان ابزار کمک آموزشی این است که در به یاد ماندن طولانی مدت مطالب یادگیری شده در ذهن مخاطبان نقش موثری ایفا میکند؛ چراکه ثابت شده مطالبی که در قالب داستان در زمان کودکی شنیده شدهاند و یا در طول حیات انسان به آنان تعلیم داده شدهاند، بیشتر از مطالب علمی و فلسفی و پند و اندرزهایی که بدون استفاده از داستان به انسان تعلیم داده میشود، در اذهان جای میگیرد.
- الگوسازی: از مزایای دیگر قصهها، نشان دادن الگوها و قهرمانهاست؛ زیرا همچنان که ثابت گردیده، انسانها به طور خودآگاه یا ناخودآگاه گرایش به قهرمانان دارند و سعی میکنند همیشه از آنها برای خود در زندگی شان الگویی مناسب ساخته و حرکات و افکار خود را مطابق افکار، اعمال و رفتار آنان تنظیم نمایند. تا جائی که وقتی انسانی نمیتواند الگوی مناسب و دلخواه خود را پیدا کند، به ناچار به الگوهای پست و بیارزش رو میآورد، و چون عمل قهرمانسازی در قصهها بیشتر امکان پذیر است در اکثر داستانها وجود قهرمان چه خوب و چه بد نقش اصلی را ایفا میکند.
- افاده نفع عام و فراگیر: داستان برای همه افراد جامعه مفید است برخلاف دلیلهای عقلی و مطالب علمی که تنها مورد استفاده افراد خاصی قرار میگیرد.
قرآن مجید نیز به عنوان یک کتاب هدایت، که از هر راه مفیدی برای کمال و هدایت انسان استفاده میکند از ابزار قصه با نظر به ویژگیهای یاد شده، غافل نبوده و توجه ویژهای به این روش تربیتی نموده، فلذا با بیان قصههای گذشتگان به این امر مهم در عرصه هدایت توجه کرده و معارف و آموزههای الهی خود را با داستان برای عموم ناس بیان نموده است[۵].[۶]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «بیگمان از کسانی که (به اسلام) ایمان آوردهاند و یهودیان و مسیحیان و صابئان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین باور دارند و کاری شایسته میکنند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۶۲.
- ↑ «به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست میشمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.
- ↑ «آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمیداشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا میخواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی» سوره قصص، آیه ۲۵.
- ↑ «ما با این قرآن که به تو وحی کردهایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان میگوییم و بیگمان تو پیش از آن از ناآگاهان بودی» سوره یوسف، آیه ۳.
- ↑ ابو زهره، محمد، معجزه بزرگ، پژوهشی درعلوم قرآن، صفحه (۱۹۷-۲۷۱)؛ خرمشاهی، بهاء الدین، قرآن پژوهی(هفتاد بحث و تحقیق قرآنی)، صفحه (۵۲-۵۵) حکیم، محمد باقر، علوم القرآن، صفحه (۳۵۳-۴۳۶)؛ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۶، صفحه ۱۱
- ↑ فرهنگ نامه علوم قرآنی، ج۱، ص۳۸۲۰.