امارت در فقه سیاسی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۱:۵۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

امارت - فرمانروایی - در فرهنگ سیاسی اسلام، به حوزۀ فرمانروایی خلیفه و امیر گفته می‌شد[۱]. امارت به دو بخش: امارت عامه و امارت خاصه تقسیم می‌گردید. راجع به امارت عامه (ر.ک: امارة الاستکفاء و الأستیلاء) و امّا امارت خاصّه، آن بود که امیر انحصاراً به تدبیر امور سربازان، و تنبیه خاطیان، حمایت از اصل نظام و دفاع از حریم اسلام می‌پرداخت و هیچ‌گونه دخالتی در امور قضایی، و احکام اجرایی، جبایه خراج و یا صدقات نمی‌کرد؛ حتّی امامت در نماز را نیز عهده‌دار نبود[۲]. در سیستم حکومت‌های امروزی، این امور به وزیر دفاع واگذار می‌گردد[۳].

امارت

امارت فرمان راندن است و در فرهنگ سیاسی اسلام به حکم امام، امیر و فرمانروا گفته می‌شود. مسئولیت این منصب به حدی است که رسول خدا(ص) به یارانش فرمود: اگر خواستید برای شما خبر می‌دهم که امارت چیست؟ سپس فرمود: «أَوَّلها مَلامَةٌ و ثِناؤُها نَدامَةٌ و ثِلاثُها عَذَابٌ يومَ القِيامَةِ إلَّا مَنْ عَدَلَ‌»[۴]. یعنی: مرحله نخستین امارت و فرمانروایی سرزنش است و دومش ندامت و سوم عذاب خدا؛ مگر آنکه عادلانه رفتار کرده باشد. و نیز فرمود: «نِعْمَ الشَي‌ء الإِمَارةُ لمن اخذها بحقها و لها»[۵]. یعنی: چه نیکو عملی است امارت، برای کسی که آن را به حق به‌دست می‌گیرد و از راه حلال اعمال می‌کند.

در خطبه ۴۰ نهج البلاغه می‌خوانیم: «وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ». یعنی: ناگزیر مردم نیازمند به امیرند و یا نیکوکار و یا زشتکار، به نحوی که در حکومت او مؤمن توانایی کار و تلاش برای زندگی پیدا کند و کافر در سایه آن به آسایش برسد. امیرالمؤمنین لقبی بود که از زمان خلیفه دوم رایج شد[۶] و در نامه‌های «أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ»[۷]، «يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ‌»[۸] و «هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي مَالِهِ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ‌»[۹] از نهج البلاغه در مناسبت‌ها مختلف آمده است.[۱۰]

منابع

پانویس

  1. لغت‌نامه دهخدا، ج۳، ص۳۳۹۱.
  2. ابویعلی، الاحکام السلطانیه، ص۳۹-۳۸؛ ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۳۰؛ تاریخ التمدن الاسلامی، ج۱، ص۱۴۹؛ ر.ک: امارة الخاصه.
  3. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۴۲.
  4. عیون الاخبار، ج۱، ص۱.
  5. عیون الاخبار، ج۱، ص۱.
  6. فقه سیاسی، ج۲، ص۱۵۲.
  7. نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.
  8. نهج‌البلاغه، نامه ۴۷.
  9. نهج‌البلاغه، نامه ۲۴.
  10. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۲۴۵.