آمنه بنت شرید

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
آمنه بنت شرید
تصویر قدیمی از مسجد کوفه
نام کاملآمنه بنت شرید
جنسیتزن
پدرشرید
همسرعمرو بن حمق خزاعی
محل زندگیکوفه
درگذشتحمص
از اصحابامام علی
علت درگذشتمرض طاعون

آشنایی اجمالی

آمنه دختر شرید از زنان نام‌آور شیعی کوفه است. وی همسر عمرو بن حمق بن کاهن (کاهل) بن حبیب خزاعی صحابی پیامبر اکرم(ص) است که هر دو در شمار اصحاب و یاران خاص و وفادار امیرالمؤمنین علی(ع) بودند. آمنه از شیرزنانی است که در بلاغت و فصاحت گفتار اشتهار تاریخی دارد. آمنه همراه همسرش در کوفه می‌زیست. سپس به مصر رفتند و پس از چندی به کوفه بازگشتند و در آنجا ساکن شدند. پس از مرگ عثمان، عمرو با امیرالمؤمنین علی(ع) بیعت کرد و از یاران نزدیک آن حضرت به‌شمار می‌رفت و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان حضور داشت[۱]. او به امام اخلاص تمام داشت و سخنان وی خطاب به آن حضرت در جنگ صفین بیانگر ایمان و معرفت و پیروی او از حق است. امام در حق او دعا و آرزو کرد در سپاهش افرادی همچون او می‌بودند[۲].

پس از شهادت امیرالمؤمنین، عمرو با همکاری دیگر شیعیان همچون حجر بن عدی در دفاع از حریم ولایت کوشید. پس از شهادت امام حسن(ع) معاویه اقدامات گسترده‌ای را به منظور دستگیری و کشتار شیعیان وی آغاز کرد و عمرو نیز از کسانی بود که مورد تعقیب قرار گرفت[۳]. چون زیاد به دستگیری یاران حجر برآمد، عمرو از بیم مأموران زیاد با عده‌ای از جمله رفاعة بن شداد از کوفه متواری شد و به موصل گریخت و در غاری نزدیک موصل مخفی شد[۴]. حاکم آن ناحیه به سوی آنان رفت. رفاعه که جوانی نیرومند بود به خواهش عمرو گریخت، اما عمرو که سخت رنجور و بیمار شده بود دستگیر و به دستور معاویه و به کین‌خواهی عثمان به شهادت رسید[۵]. سپس سرش را از تن جدا نموده و بر نیزه زدند و در شهرها گرداندند[۶].

آمنه در آن زمان در شام و در حبس معاویه به‌سر می‌برد. او مدت دو سال زندانی بود و اولین زنی بود که به خاطر همسرش به زندان افتاد[۷]. معاویه بسیار کوشید تا او را به تبرّی از تشیع وادارد، اما موفق نشد و او همچنان به عقیده خویش استوار ماند به همین سبب پس از شهادت عمرو دستور داد برای درهم شکستن مقاومت آمنه سر بریده عمرو را به زندان بیاورند و در دامان او بیندازند، اما این کار نه‌تنها روحیه آمنه را متزلزل نکرد بلکه موجب شد که وی با فصاحت و بلاغت به وصف شوهر خویش و لعن معاویه پردازد. آمنه با دیدن سر ناله‌ای جانسوز سر داد و گفت: وامصیبتا از خواری دنیا و از ظلم سلطان! سپس سخنانی گفت که حاکی از بردباری او بود و معاویه را از انتقام و عقوبت خداوند به سبب قتل انسانی پاکیزه و نیکوکار بیم داد. او سر را بوسید و خطاب به مأمور زندان گفت: «او را از من دور کردید و اکنون سرش را نزد من آوردید، بروید و به معاویه بگویید: ای معاویه خداوند فرزندانت را یتیم، خانه‌ات را ویران و خانواده‌ات را به وحشت اندازد و هرگز تو را نیامرزد. خداوند خون همسرم را از تو می‌خواهد و با عقوبت خود به زودی تو را هلاک می‌کند. به راستی کاری شگفت کردی و مرد نیکوکار و پاکیزه‌ای را کشتی»[۸].

مأمور زندان سخنان آمنه را برای معاویه بازگو کرد معاویه او را احضار کرد و گفت: ای دشمن خدا آیا تو چنین در حق ما نفرین کرده‌ای؟ آری! به جان خودم سوگند اگر تلاش در نفرین مؤثر است تمام تلاش خودم را می‌کنم و بدان که خداوند همیشه در کمین توست تا تو را کیفری سخت دهد. بین آمنه و معاویه سخن بسیار گفته شد تا اینکه معاویه گفت: از شام خارج شو تا دیگر تو را نبینم و صدایت را نشنوم. به زودی خواهم رفت زیرا شام مورد علاقه من نیست و در این شهر جز رنج چیز دیگری نصیبم نشده است اما من در هرجا که باشم از تو به بدی یاد می‌کنم. ای معاویه! اگر من هم سکوت کنم فردای قیامت همسرم عمر و با زبانی که از شمشیر برنده‌تر و از افعی گزنده‌تر است با تو جدال خواهد کرد. آمنه با دلی پر از آه و درد از معاویه جدا شد و از شام بیرون رفت در بین راه عبید بن اوس به دستور معاویه هدیه‌ای برای آمنه آورد تا زبان او را از بدگویی به معاویه بازدارد، اما آمنه گفت: «تعجب از معاویه است که شوهر مرا می‌کشد اما برای من هدیه می‌فرستد»؛ لذا آن را نپذیرفت و از شام به سوی جزیره حرکت کرد و به شهر حمص رسید ولی در آنجا به مرض طاعون مبتلا شد و همانجا از دنیا رفت اما محتمل است که به دستور معاویه مسموم شده باشد. معاویه از شنیدن خبر مرگ او بسیار مسرور گشت[۹].[۱۰]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. المحبر، ص۳۹۲؛ اسدالغابة، ج۳، ص۲۱۷-۲۱۸.
  2. وقعة صفین، ص۱۰۳-۱۰۴، ۴۸۲؛ الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۰۹؛ الفتوح، ج۲، ص۵۴۳.
  3. البدء و التاریخ، ج۶ ص۵.
  4. المعارف، ص۲۹۱؛ انساب الاشراف، ج۴، ص۳۰۲؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۳.
  5. الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵؛ المحبر، ص۲۹۲؛ انساب الاشراف، ج۴، ص۳۰۲-۳۰۳.
  6. المعرفة و التاریخ، ج۱، ص۳۳۰؛ ج۲، ص۸۱۳؛ المعارف، ص۱۶۶؛ انساب الاشراف، ج۴، ص۳۰۳-۳۰۴.
  7. تاریخ یعقوبی، ج۳، ص۲۳۲؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۶۵.
  8. ر.ک: انساب الاشراف، ج۴، ص۳۰۴؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۲؛ بلاغات النساء، ص۵۹؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۶۵.
  9. ر.ک: تراجم اعلام النساء، ج۱، ص۱۹۸؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۶۵؛ بلاغات النساء، ص۵۹؛ تاریخ مدینه دمشق، ص۴۳؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۹۵؛ الدّیارات، ص۱۱۴-۱۱۵.
  10. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۱۴۹ ـ ۱۵۱؛ ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۲، ص۱۴۵۷-۱۴۵۹.