عمادالدین اصفهانی

(تغییرمسیر از ابن اخی العزیز)

آشنایی اجمالی

محمد ـ عماد (۵۱۹ ـ ۵۹۷ه): ابوعبداللّه محمد بن محمد بن حامد عماد اصفهانی معروف به عمادالدین کاتب و ملقب به ابن اخی العزیز. در سال ۵۱۹ه در اصفهان به دنیا آمد و دوران رشد و نوجوانی‌اش را در آنجا سپری کرد و به دلیل اشتیاق فراوان به تحصیلات و دانش‌اندوزی، در سنین جوانی راهی بغداد شد و در مدرسه نظامیه که در آن زمان از شهرت و اعتبار ویژه‌ای برخوردار بود مستقر گردید و به علوم متداول و رایج آن روزگار از قبیل فقه و اصول و حدیث و ادبیات اشتغال یافت. فقه را نزد فقیه برجسته و بنام بغداد ابومنصور سعید بن رزاز فرا گرفت و حدیث را از محدثان مشهوری همچون ابومنصور محمد بن عبدالملک، ابوالحسن بن عبدالسلام، مبارک بن علی سمذی و دیگران شنید[۱]. سبکی با تأکید بر این نکته که عماد از خانواده ای اهل علم و فضل و ریاست برخاسته بود، در گزارش خود آورده است او در اصفهان نیز از محضر ابوالمعالی ورکانی و محمد بن عبداللطیف خجندی فقه آموخته است[۲]. به هر حال اصفهانی با جدیت و سعی و تلاش فراوان از سویی و استعداد درخشانی که در وی نهفته بود، به زودی به جایگاه علمی شایسته‌ای دست یافت و در بسیاری از علومی که آموخته بود، چیره دست و صاحب نظر گردید و پس از سال‌ها رنج و مشقت با کوله باری از علم به زادگاهش اصفهان مراجعت کرد؛ اما دیری نپایید برای بار دوم اصفهان را ترک کرد و دیگر بار عازم بغداد شد و چون به شهرتی در فنون گوناگون دانش دست یافته بود و در کتابت و انشا دستی توانا داشت، به دستگاه وزیر معروف عباسی یحیی بن هبیره (۵۴۴ ـ ۵۶۶) که خود نیز از فقها و ادبیان دربار و وزیر دو خلیفه المقتفی (۵۳۰ ـ ۵۵۵) و المستنجد (۵۵۵ ـ ۵۶۶) بود، راه یافت و سالیانی در دربار وی بود. پس از درگذشت ابن هبیره در سال ۵۶۰ه در سال ۵۶۲ه بغداد را به قصد دمشق ترک کرد و به دربار نورالدین محمود بن اتابک زنگی (۵۴۱ ـ ۵۶۹) از پادشاهان اتابک شام پیوست و از منشیان دربار گردید و آنچنان مورد عنایت و توجه پادشاه بود که به عنوان سفیر وی به بغداد روانه شد و پیامی را به سوی خلیفه وقت المستنجد آورد و پس از بازگشت از عراق در سال ۵۶۷ه به سمت مدرسی در مرکز علمی آنجا، یعنی عمادیه برگزیده و اداره آن مرکز نیز به وی واگذار گردید. به علاوه آنکه نظارت بر دیوان انشا و کتابت دربار بر عهده وی گذاشته شد و سالیانی در این سمت باقی بود تا اینکه ملک نورالدین درگذشت؛ ولی پس از وی مورد بی‌اعتنایی و غفلت قرار گرفت و چون اوضاع را بسامان نیافت، قصد موصل کرد؛ اما به سبب مرضی که به آن دچار شد به حلب بازگشت و این در زمانی بود که شهر حلب تحت سلطه صلاح الدین ایوبی (۵۵۷ ـ ۵۸۹) درآمده بود؛ لذا وی فرصت را غنیمت شمرده و در مدح صلاح الدین اشعاری سرود که خود آغازی بود برای دستیابی و نزدیکی وی به دستگاه حکومت ایوبی تا بدانجا که از خاصان و ملازمان رکاب صلاح الدین گردید و سالیانی چند در خدمت وی بود[۳]. سبکی در تکمیل این گزارش ضمن آنکه عماد اصفهانی را از فقهای شافعی برشمرده می‌‌نویسد: «وی در مدت زمانی که در دربار صلاح الدین بود، در آسایش و راحتی بود و در ناز و نعمت می‌‌زیست و با احترام با او رفتار می‌‌شد و با زبان و قلم خود چنان نفوذی یافته بود که زبانزد عام و خاص قرار گرفت؛ چه اینکه از درجات والای علمی ازجمله در فقه، اصول، حدیث، مسائل اختلافی بین مذاهب، نحو، لغت، تاریخ و کتابت و انشا برخوردار بود»[۴]. ابن خلکان نیز در تقرب اصفهانی به دستگاه صلاح الدین آورده است: وی امین اسرار دربار و در حقیقت جانشین قاضی فاضل ابوالفضل شهروزی که متولی امور دربار بود گردید[۵] و میان او و قاضی فاضل، مکاتبات و محاورات لطیفی بود[۶]. پس از درگذشت صلاح الدین در سال ۵۸۹ و دگرگونی اوضاع سیاسی مملکت از سویی و آشفتگی روحی عمادالدین از سوی دیگر، وی به ناچار خانه نشین شد و به طور کلی از دخالت در امور سیاسی و مملکت داری کناره گرفت و به تدریس و تصنیف روی آورد[۷]. گفته شده وی آنچنان در فقه قوی بود که برخی از فقها در حلقه درس او شرکت می‌‌کردند[۸]. او در بغداد، دمشق و مصر کرسی تدریس داشت[۹] و شاگردانی را تربیت کرده که در آن میان نام افرادی همچون یوسف بن خلیل، فتوح بن نوح و عبدالعزیز بن عثمان اربلی به چشم می‌‌خورد[۱۰]. به نوشته یافعی وی که به دو زبان عربی و فارسی کتابت و انشا می‌‌کرد، از نظم و نثری بسیار قوی برخوردار بود[۱۱]. صفدی نیز با تأکید بر این نکته، نظم او را از نثرش بهتر دانسته است؛ چه اینکه معتقد است نثر وی از پیچیدگی‌هایی برخوردار است؛ اما نظم وی لطافت خاصی دارد و دچار مشکل نیست[۱۲]. به هر حال وی در سال ۵۹۷ه در دمشق از دنیا رفت و در مقابر صوفیه به خاک سپرده شد[۱۳]. آثار وی عبارت‌اند از: البرق الشامی فی التاریخ، خطفة البارق و عطفة الشارق فی التاریخ، دیوان دو بیت، دیوان رسائل، دیوان شعر، زبدة النصرة و نخبة العصرة فی التاریخ، السیل علی الذیل لتاریخ بغداد للسمعانی، العتبی و العقبی رسالة فی التاریخ، القدح (الفتح) القسی فی الفتح القدسی، نحلة الرحلة فی التاریخ، نصرة الفترة و عصرة القترة فی اخبار السلجوقیه[۱۴]، عبت الزمان فی عقبی الحدثان[۱۵]. خریدة القصر و جریدة العصر که شامل شعرای قرن پنجم تا روزگار خود است از قبیل شاعران عراق، عجم، شام، جزیره، مصر و عرب که تقریبا هیچ کس را فروگذار نکرده است[۱۶]. کتاب اخیر چاپ شده است. [۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

  1.   جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۴

پانویس

  1. التکمله لوفیات النقله، ج۱، ص۳۹۳
  2. طبقات الشافعیة الکبری، ج۶، ص۱۷۹
  3. معجم الادباء، ج۱۹، ص۱۲ ـ ۱۵
  4. طبقات الشافعیة الکبری، ج۶، ص۱۸۰
  5. وفیات الاعیان، ج۵، ص۱۴۹
  6. مرآة الجنان، ج۳، ص۳۷۳ ـ ۳۷۴
  7. سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۳۴۷
  8. سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۳۴۵
  9. التکمله لوفیات النقله، ج۱، ص۳۹۳
  10. سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۳۴۶ ـ ۳۴۷
  11. مرآة الجنان، ج۳، ص۳۷۳ ـ ۳۷۴
  12. الوافی بالوفیات، ج۱، ص۱۳۳
  13. شذرات الذهب، ج۴، ص۳۳۳
  14. هدیة العارفین، ج۲، ص۱۰۵
  15. الوافی بالوفیات، ج۱، ص۱۳۳ و ۱۴۰
  16. معجم الادباء، ج۱۹، ص۱۹
  17. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۴، ص ۳۵۳.