ابوالفرج اصفهانی در تاریخ اسلامی
ابوالفرج اصفهانی (٢٨۴-٣۵۶)
ابوالفرج علی بن الحسین بن هیثم قرشی اموی از نسل هشام بن عبدالملک، یکی از برجستهترین مؤلفان مسلمان در ثبت تاریخ ادب عربی و نگارش مواد تاریخی مهم در تاریخ فرهنگ در تمدن اسلامی است. ابن ندیم که خود از معاصران اوست، از وی یاد کرده و از برخی از آثارش نام برده است[۱]. اثر تاریخی محض او مقاتل الطالبیین است؛ اما کتاب الاغانی وی نیز که شرححال شاعران و آوازهخوانان است، سرشار از نقلهای تاریخی حوادث صدر اسلام است. در آنجا، به مجرد آنکه نام بزرگی سوژه سخن میشود. شرحی تاریخی از حوادثی که پیرامون وی رخ داده و او در آنها مشارکتی داشته آمده است. کتاب الاغانی یکی از بهترین آثاری است که از قرون نخست هجری در فرهنگ مکتوب اسلامی برجای مانده و از نظر ادبی و تاریخ ادب عربی، قابل مقایسه با هیچ اثر دیگر نیست. ابوالفرج رسالههای کوچکی مانند کتاب ادب الغرباء و کتاب الدیارات دارد که هر دو به چاپ رسیده است. برخی از مشایخ وی عبارتند از ابوبکر بن درید، ابوبکر بن الانباری، محمد بن جریر طبری، جعفر بن قدامه[۲].
نگاهی اجمالی به کتاب مقاتل الطالبین وی که شرحی از احوال کشته شدگان آل ابیطالب است گرایش شیعی وی را نشان میدهد. این مسأله با توجه به اموی بودن او در نسب شگفتانگیز است. با این حال تشیع او، نوعی تشیع عراقی و شبه معتزلی است نه تشیع امامی. ابن عماد کاتب مینویسد: وَ مِنَ الْعَجَائِبِ أَنَّهُ مَرْوَانِيٌّ يَتَشَيَّعُ[۳]. این گرایش معتدل او سبب شده تا وی اخبار فراوانی را نقل کند که بدون تعصب مذهبی ارائه شده است. وی در اغانی و نیز کتاب مقاتل، سخت به شیوه حدیثی و یاد اسناد - بر اساس روش تاریخنگاری عربی - پایبند است و از این جهت، فرصت مناسبی را برای تحقیق در منابع روایاتی که نقل کرده، فراهم آورده است. البته توجه وی به اشعار و اغانی و اخبار مشتی فاسق و مشروبخوار و رقاص، سبب شده تا از نقطه نظر دینی چندان محل اعتنا و اعتبار نباشد. باید توجه داشت که کتاب اغانی، صرفنظر از آنکه موضوعش شرح حال ادباست، به طور پراکنده اخبار بخشهای فراوانی از تاریخ اسلام را در خود آورده است. بحث مبسوط وی در باره امام حسین(ع) و فرزندش سکینه، بحث از عبدالله بن زبیر و دولت وی، حوادث فراوانی از ایام العرب در جاهلیت و صدها مورد مشابه در کتاب اغانی درج شده است. لازم است تا بخشهای تاریخی این کتاب تفکیک و بر اساس تسلسل تاریخی مرتب به چاپ برسد.
بخشی از کتاب الاغانی در نیمه نخست قرن نوزدهم در اروپا چاپ شد. بعدها در اواخر همان قرن در مصر به چاپ رسید و پس از مدتی دارالکتب مصر چاپ منقحی از آن عرضه کرد. آخرین چاپ آن با فهارس مفصل از دار احیاء التراث العربی در بیروت است که در سیزده مجلد به چاپ رسیده است. کتاب مقاتل الطالبیین نیز در نوع خود بسیار ارزشمند است. پیش از ابوالفرج، احمد بن عبیدالله ثقفی کتابی با عنوان کتاب المبیضة فی اخبار مقاتل آل ابیطالب نوشته بود[۴]. گویا آثار دیگری هم در این زمینه بوده است به هر روی این اثر برجای مانده و اخبار زیادی در سرگذشت خاندان علویان را نگاه داشته است. کتاب مزبور با تحقیق احمد صقر به چاپ رسیده و در قم هم توسط منشورات رضی افست شده است.
یکی از گرایشهای تاریخنگاری عراقی را میتوان سبک تاریخی «علوینگاری» دانست. این سبک، در دو بخش تاریخ و انساب ادامه یافته و در هر بخش، آثار و منابع متفاوت و متعددی نوشته شده است. هر دو سبک ریشه در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم هجری دارد. ما در همین کتاب درباره کتاب الاخبار علی بن محمد نوفلی که یکی از همین آثار بوده به تفصیل سخن گفتیم. از متن بازسازی شده آن کتاب، به خوبی میتوان دریافت که کسانی در عراق، بهطور ویژه درباره اخبار علویان و قیامهای آنان کار کرده و اطلاعات گردآوری میکردهاند. بخش اولیه این آثار همانهاست که به عنوان مقتل علی یا مقتل الحسین یا مقتل زید نوشته میشد. البته کسانی از آنان از میان زیدیه و برخی از امامیه بودند. نوفلی مزبور که خود و پدرش از منابع مهم خبری قیامهای علوی هستند، امامی مذهب، اما ابوالفرج اصفهانی زیدی مذهب بود و رقابتی هم میان آنان در این زمینه وجود داشت. اخباری که در این منابع، درباره مواضع متفاوت امامان نسبت به قیامهای زیدی شاهد هستیم، تا اندازهای منعکس کننده گرایش گردآورندگان اخبار علویان از امامی یا زیدی است. در قرن سوم، عمر بن شبه کتاب «مقتل محمد و ابراهیم ابنی عبدالله بن الحسن» را نوشت. حتی مدائنی هم کتاب «اسماء من قتل من الطالبیین» را نگاشت. مرور بر اسناد مقاتل الطالبیین به راحتی میتواند ما را با سیر این منابع آشنا کند. اسامی شناخته شده از اخباریهای بزرگ و البته مکرر که در این اسناد وجود دارد، غالباً گویای وجود متنهایی است که در این زمینه، به صورت جزوههای کوچک یا کتابهای پرحجم وجود داشته است. جالب است بدانیم یکی از مهمترین افراد این سبک تاریخنویسی علوی، نصر بن مزاحم منقری است که حاصل تلاش او کتاب وقعة صفین است. اثری که ترکیبی از چند کتاب مشخص است و مقالهای مستقل درباره آن نوشتهام. این کتاب، به خصوص نشان میدهد که تاریخنگاری، علوی یک سبک کاملاً مشخص در نیمه دوم قرن دوم هجری بوده و حاصلش آثار فراوانی بوده که در قرن سوم به راحتی مورد استفاده بلاذری در موسوعه بزرگ او انساب الاشراف طبری در تاریخ خود و ابوالفرج در همین مقاتل قرار گرفته است. با این حال، هیچ اثری در این موضوع و سبک به اندازه مقاتل الطالبیین، مبوب و منظم نبوده و عملا مثل طبری که شکل دهنده به بیشتر نوشتههای تاریخی کوچک و بزرگ پیش از خود است، مقاتل الطالبیین، اثری است که نویسنده کوشیده است تا هر آنچه را در این زمینه بوده، البته و طبعا گزیده و متناسب با فکر زیدی، خود در این اثر فراهم آورد و در این کار موفق بوده است. وی میگوید که اخبار علویان مقتول، زندانی، تهدید شده و... را تا وقتی که تألیف این کتاب را در جمادی الاولی سال ۳۱۳ آغاز کرده در آن ارائه خواهد داد. ابوالفرج به منابع خود در مقدمه اشاره نکرده اما میگوید که پیشینیان اخبار را مدون میکردند، درحالی که در روزگار ما، این کار انجام نمیشود و اهل آن کمکاری میکنند: مَعَ قُصُورِ زَمَانِنَا وَ أَهْلِهِ، وَ خُلُوِّهِ مِنْ مُدَوِّنِ الْخَبَرِ، أَوْ نَاقِلِ الْأَثَرِ، كَمَا كَانَ الْمُتَقَدِّمُونَ قَبْلَهُمْ يُدَوِّنُونَ وَ يُصَنِّفُونَ، وَ يُنَظِّمُونَ، وَ يَرْصُفُونَ[۵]. ابوالفرج مثل دیگر مولفان این دوره، کار را بر اساس همان مدونات قبلی انجام داده است. گاهی برای تک تک اخبار سند آورده، گاهی هم اسناد را درهم کرده است. اما حتی در مواردی که سند آورده به راحتی میتوان گفت بخشهایی از کتابهای قبلی را یک جا در اثر خویش گذاشته و اسناد را حفظ و به دلیل داشتن اجازه روایتی از آنها نامش را در اول سند آورده یا با تعبیر حدثنی یا حدثنا خود را به آن کتاب متصل، و بخش مربوطه را به کتاب خود منتقل کرده است. در میان این منابع آثار ابومخنف اصل و گردآوری شده از منابع اصلی هستند، درحالی که بسیاری مانند هشام از منابع پیشین و از جمله ابومخنف برداشته و خودش گهگاه روایاتی بر آن افزوده است. این همان سبکی است که در بخش مقتل الحسین(ع) در این کتاب و تاریخ طبری دنبال شده است. البته ابوالفرج درباره رویدادهای نزدیک به زمان خود میتوانسته از شماری از علویان بزرگ و یا محدث و اخباری مطالبی را بهدست آورده باشد. بررسی اسناد ابوالفرج در این کتاب به طور دقیق میتواند ما را با سبک جاری در تاریخ نویسی این دوره آشنا کند.[۶]
منابع
پانویس
- ↑ الفهرست، صص۱۲۷-۱۲۸.
- ↑ نک: ابوالفرج الاصفهانی و کتابه الاغانی، صص۶۲-۶٩ (قاهره، دارالمعارف).
- ↑ شذرات الذهب، ج۳، ص۱۹.
- ↑ الفهرست ابن ندیم، ص١۶۶.
- ↑ مقاتل، ص٢۵.
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۲۸۰.