ابوشحمه بن عمر بن خطاب

ابوشحمه بن عمر بن خطاب
تصویری کهن از فسطاط پایتخت قدیمی مصر
نام کاملابوشحمه بن عمر بن خطاب
جنسیتمرد
محل زندگیمصر
از اصحابپیامبر خاتم

مقدمه

نامش عبدالرحمان اوسط و فرزند خلیفه دوم است. وی با وصف أوسط، از دو برادر هم نام خود که وصف اکبر و اصغر دارند متمایز می‌شود[۱]. کنیه وی ابوشحمه است و به آن اشتهار دارد [۲].

ابن عبد البر و ابن اثیر برای وی شرح حال مستقلی ارائه نکرده و تنها ذیل عنوان عبدالرحمان اکبر، به وی اشاره کرده‌اند، اما ابن حجر[۳] شرح حال وی را در عنوانی مستقل آورده است.

صحابی بودن یا نبودن او محل تردید و مربوط به خبری است که درباره او نقل شده است. این خبر درباره شرابخوری وی در مصر است که برخی این حادثه را به عبیدالله بن عمر مربوط می‌دانند[۴]، اما بیشتر منابع بر نظر اولند. برخی نیز برای جمع میان این دو نظر، ارتکاب زنا را در مدینه به أبوشحمه، و شرابخواری را در مصر به عبیدالله نسبت داده‌اند. ابن حبیب بغدادی[۵] در عنوان «اسماء من حد من قريش»، أبو شحمه و عبیدالله فرزندان عمر را از جمله کسانی آورده است که تازیانه خورده‌اند؛ ابوشحمه به دلیل زنا با ربیبه عمر، و عبیدالله به علت شرابخواری.

بر اساس بیشتر گزارش‌ها، ابوشحمه در مصر شراب نوشید و عمرو عاص والی مصر بر وی حد جاری کرد، ولی چون به مدینه آمد، پدرش عمر او را دوباره برای تأدیب تازیانه زد که پس از یک ماه بیماری درگذشت[۶]. برخی گزارش‌ها که اهل عراق راوی آن هستند، از التماس‌های ابوشحمه هنگام تحمل ضربات و درگذشت وی زیر ضربات تازیانه حکایت دارد که مورد قبول ابن عبدالبر[۷] و دیگر شرح حال نگاران و محدثان قرار نگرفته است[۸]، ابن جوزی[۹] به تفصیل، سه روایت این داستان را با سند نقل می‌کند. در این روایات، ابوشحمه افزون بر شرب خمر، مرتکب زنای به عنف نیز شده است که پس از اقرار نزد عمر و اجرای حد بر او، زیر ضربات تازیانه تلف می‌شود. ابن جوزی این روایات را ساختگی می‌داند و نمی‌پذیرد؛ و به ویژه اینکه عمر با اصرار، فرزندش را به اقرار واداشته باشد. - آنگونه که در برخی گزارش‌ها آمده است - رفتاری به دور از شرع می‌داند. وی در نهایت روایت زبیر بن بکار را می‌پذیرد که می‌گوید: ابوشحمه برای شرکت در جنگ به مصر رفت و آنجا شراب نوشید. سپس از عمرو عاص تقاضا کرد بر وی حد جاری سازد که پس از امتناع عمرو عاص از این کار، سرانجام او را نه در جمع، بلکه در خانه‌ای خلوت شلاق زد. عمر چون اطلاع یافت، نامه‌ای به عمرو بن عاص نوشت و او را سرزنش کرد که چرا درباره فرزند وی همانند یکی از مسلمانان رفتار نکرده است. چون ابوشحمه به مدینه بازگشت، عمر او را برای تأدیب دوباره تازیانه زد که پس از مدتی درگذشت. عبدالرزاق[۱۰] این حادثه را به نقل از زهری در «باب شراب نوشی در ماه رمضان و تراشیدن سر» آورده و از تلاش برادر ابوشحمه، عبدالله بن عمر در یافتن راهی برای فراری دادن ابوشحمه از حد و تراشیدن سر وی، سخن گفته است. عبدالرزاق تأکید کرده است که برخلاف پندار مردم، مرگ ابوشحمه در زیر تازیانه عمر نبوده است، بلکه او یک ماه پس از این حادثه سالم بوده و به مرگ طبیعی مرده است.

دانشمندان شیعه، اقدام عمر در اجرای حد دوباره بر فرزندش را، از روی ناآگاهی وی به احکام شرع و درشتی اخلاق وی دانسته‌اند[۱۱].

ابن حجر[۱۲] ضمن آنکه این خبر را بی‌اساس و واهی دانسته، گفته است: اگر خبر صحیح باشد، او در قسم دوم صحابه جای دارد که هنگام درگذشت پیامبر (ص) به سن تمییز نرسیده‌اند، ولی قاعدتاً باید آن حضرت را دیده باشند. ابن حجر[۱۳] همچنین در جای دیگر، با توجه به درگذشت عبدالرحمان اندکی پیش از پدر و با عنایت به دوره سیزده ساله زندگی عمر پس از رسول خدا (ص) و اینکه حدود شرعی تنها بر افراد بالغ جاری می‌شود و عبدالرحمان نیز که در مصر بوده، قاعدتاً سنی همانند مردان داشته است به این نتیجه رسیده که ابوشحمه باید از صغار صحابه بوده باشد که رسول خدا (ص) در کودکی آنان درگذشته است.

مادر وی لُهَیّه (یا نهیه) کنیز عمر بود[۱۴]. از ابوشحمه نسلی باقی نماند[۱۵][۱۶]

منابع

پانویس

  1. ابن عبدالبر، ج۲، ص۳۸۵.
  2. ر. ک: ابن ماکولا، ج۵، ص۴۴.
  3. ابن حجر، ج۵، ص۳۵.
  4. طبری، ج۳، ص۵۹۷.
  5. ابن حبیب، ص۳۹۵.
  6. ابن عبدالبر، ج۲، ص۳۸۵؛ ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳.
  7. ابن عبدالبر، ج۲، ص۳۸۵.
  8. ر. ک: عبدالرزاق صنعانی، ج۹، ص۲۳۲؛ ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳.
  9. ابن جوزی، ج۳، ص۲۶۹.
  10. عبدالرزاق، ج۹، ص۲۳۱.
  11. شرف الدین، ص۳۶۶؛ امینی، ج۶، ص۳۶۷.
  12. ابن حجر، ج۷، ص۱۷۸.
  13. ابن حجر، ج۵، ص۳۶.
  14. ابن ماکولا، ج۱، ص۳۷۷؛ ابن حجر، ج۸، ص۳۰۲.
  15. ابن قتیبه، ص۱۸۸.
  16. داداش‌نژاد، منصور، مقاله «ابوشحمه بن عمر بن خطاب»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص:۳۷۰.