اسحاق بن ابراهیم حنظلی

(تغییرمسیر از اسحاق بن راهویه مروزی)

آشنایی اجمالی

ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم حنظلی مروزی تمیمی خراسانی[۱]، معروف به «اسحاق بن راهویه» و «ابن راهویه»[۲]، فقیه، محدث و مفسر نیشابور، از اصحاب امام رضا(ع)[۳] است و از آن حضرت روایت کرده است[۴]. وی در طبقه راویان قرن دوم و سوم قمری قرار دارد[۵] و از محدثانی همچون جریر بن عبد الحمید الرازی، وکیع بن الجراح و عبدالرزاق بن همام حدیث آموخته و روایت کرده است[۶]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان یحیی بن آدم، احمد بن حنبل، بخاری، ترمذی و یحیی بن معین می‌باشند[۷].

درباره شخصیت اسحاق بن راهویه، نام وی در کتب رجالی قدما جز رجال شیخ طوسی که او را بدون جرح و تعدیل ذکر کرده، نیامده است[۸]. در میان رجالیان متأخر شیعه، محی‌الدین مامقانی وی را از بزرگان راویان عامه دانسته که جز روایت از امام رضا(ع) ارتباطی با ائمه نداشته است و تصریح می‌کند که به گفته‌های او تنها در مواردی که به نفع شیعه باشد استناد می‌شود[۹]. در مقابل، رجالیان اهل سنت همگی بر وثاقت، قدرت حافظه و مقام علمی وی تأکید کرده‌اند؛ احمد بن حنبل او را از ائمه مسلمین خوانده[۱۰]، ابن حبان وی را از سادات زمان خود دانسته[۱۱] و خطیب بغدادی او را امین و ثقه شمرده است[۱۲]. همچنین ابوحاتم رازی و ابوزرعه بر اتقان و حفظ بی‌نظیر او تصریح کرده‌اند[۱۳] و نسائی نیز وی را امام در حدیث و ثقه دانسته است[۱۴]. طبق روایتی که شیخ صدوق نقل می‌کند، هنگامی که امام رضا(ع) وارد نیشابور شد، اسحاق از کسانی بود که از آن حضرت درخواست حدیث کرد و ایشان حدیث مشهور سلسلة الذهب را برای آنان بیان فرمود[۱۵].

وی در حدود سال ۲۳۷ یا ۲۳۸ قمری در سن ۷۵ یا ۷۷ سالگی در نیشابور درگذشت[۱۶] و کتاب‌های التفسیر، السنن و المسند از آثار اوست[۱۷].[۱۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. نام کامل راوی چنین است: إسحاق بن إبراهیم بن مخلد بن إبراهیم بن عبدالله بن مطر بن عبیدالله بن غالب بن الوارث بن عبیدالله بن عطیة بن مرة بن کعب بن همام بن أسد بن مرة بن عمرو ابن حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم. تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۴، ش۳۳۸۱)؛ چون نسبش به حنظلة بن مالک می‌رسد.
    سمعانی: بفتح المیم و الواو، بینهما الراء الساکنة، و فی آخرها الزای، هذه النسبة إلی مرو الشاهجان، و إنما قیل لها الشاهجان یعنی شاه جاء فی موضع الملوک و مستقرهم و کان إلحاق الزای فی هذه النسبة فیما أظن للفرق بین النسبة إلی المروی و هی الثیاب المشهورة بالعراق منسوبة إلی قریة بالکوفة؛ سمعانی، الأنساب، ج۵، ص۲۶۶.
    تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۷ و ۳۵۵.
  2. ر.ک: منابع شیعی: رجال الطوسی، ص۳۵۱، ش۵۲۰۲؛ إکلیل المنهج، ص۵۸۲ ش۳۲۴؛ تنقیح المقال، ج۹، ص۲۴، ش۱۸۶۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۰۵، ش۱۱۴۳؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۶۲، ش۲۰۲۱؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۷۴۹، ش۷۰۵.
    ب. منابع سنی: التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۷۹، ش۱۲۰۹؛ الجرح و التعدیل، ج۲، ص۲۰۹، ش۷۱۴؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۳، ش۳۳۸۱؛ التعدیل و التجریح، ج۱، ص۳۵۱، ش۷۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۸، ص۱۱۹، ش۶۱۷؛ تهذیب الکمال، ج۲، ص۳۷۳، ش۳۳۲؛ الکاشف، ج۱، ص۲۳۳، ش۲۷۶؛ تذکرة الحفاظ، ج۲، ص۴۳۳، ش۴۴۰؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۳۵۸، ش۷۹؛ میزان الاعتدال، ج۱، ص۱۸۲، ش۷۳۳؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۷۸، ش۳۳۲؛ تهذیب التهذیب، ج۱، ص۱۹۰، ش۴۰۸؛ الأعلام، ج۱، ص۲۹۲.
    چون پدر اسحاق (ابراهیم بن مخلد) در مسیر راه به دنیا آمده است، به او راهویه گفته‌اند. (یعنی در راه زاده شده).
    خطیب بغدادی: ... سمعت إسحاق بن إبراهیم یقول: قال لی عبدالله ابن طاهر: لم قیل لک ابن راهویه؟ و ما معنی هذا؟ و هل تکره أن یقال لک هذا؟ قال: اعلم أیها الأمیر أن أبی ولد فی طریق فقال المراوزة: راهوی لأنه ولد فی الطریق، و کان أبی یکره هذا، و أما أنا فلست أکرهه؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۵، ش۳۳۸۱.
    وفیات الاعیان، ج۱، ص۲۰۰؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۸؛ تهذیب الکمال، ج۲، ص۳۷۹.
  3. رجال الطوسی، ص۳۵۱، ش۵۲۰۲؛ عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۴.
  4. سند کامل حدیث در منبع اصلی چنین است:«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الصَّوْلِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا یُوسُفُ بْنُ عَقِیلٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَیْهِ»؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۵، ح۴؛ تفسیر کنز الدقائق، ج۱۲، ص۲۳۶ به نقل از عیون أخبارالرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۴-۱۳۵، ح۴.
  5. تاریخ بغداد، ج۶، ش۳۳۸۱؛ التاریخ الصغیر، ج۲، ص۳۳۸؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۷۹، ش۱۲۰۹؛ ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۱۱۶؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۵۲، ش۳۳۸۱.
  6. تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۳، ش۳۳۸۱؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۵ و ۳۴۷.
  7. تاریخ مدینة دمشق، ج۸، ص۱۲۰ - ۱۲۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۸، ص۱۲۰؛ الوافی بالوفیات؛ ج۸، ص۳۸۷؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۶-۳۴۷؛ تهذیب الکمال، ج۲، ص۳۷۶-۳۷۸.
  8. قاموس الرجال، ج۱، ص۷۴۹ - ۷۵۰، ش۷۰۵؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۴۳، ش۱۹۶۷.
  9. تنقیح المقال، ج۹، پانوشت ص۲۷-۲۸.
  10. "مثل إسحاق یسأل عنه؟ إسحاق عندنا من أئمة المسلمین" الجرح و التعدیل، ج۲، ص۲۰۹ - ۲۱۰، ش۷۱۴؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۹-۳۵۱.
  11. "... وکان إسحاق من سادات زمانه فقهاً وعلماً وحفظً و نظراً ممن صنف الکتب وفرع السنن وذب عنها وقمع من خالفها" ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۱۱۶.
  12. "کان أحد أئمة المسلمین، و علماً من أعلام الدین، اجتمع له الحدیث، و الفقه، و الحفظ، و الصدق، و الورع، و الزهد؛ ثقة مأمون. سمعت سعید بن ذؤیب یقول: ما أعلم علی وجه الأرض مثل إسحاق" تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۳ - ۳۴۷، ش۳۳۸۱.
  13. "... سمعت أبا حاتم محمد بن إدریس الرازی یقول: ذکرت لأبی زرعة إسحاق بن إبراهیم الحنظلی وحفظه للأسانید والمتون، فقال أبو زرعة: ما رؤی أحفظ من إسحاق. قال أبو حاتم: والعجب من إتقانه و سلامته من الغلط، مع ما رزق من الحفظ" تهذیب الکمال، ج۲، ص۳۸۵ - ۳۸۶، ش۳۳۲.
  14. تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۴۸.
  15. عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۴.
  16. التاریخ الصغیر، ج۲، ص۳۳۸؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۷۹، ش۱۲۰۹؛ ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۱۱۶؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۵۲، ش۳۳۸۱؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ وفیات الاعیان، ج۱، ص۱۹۹.
  17. الندیم، الفهرست، ص۲۸۶؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۳، ص۵۴۰؛ کشف الظنون، ج۱، ص۴۴۲، ج۲، ص۱۶۷۸؛ هدیة العارفین، ج۱، ص۱۹۷.
  18. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.
    ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۳، ص۴۴۵-۴۵۰.