امام حسن عسکری در زمان مستعین عباسی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

امام عسکری(ع) در عصر حضور پدر بزرگوارش امام هادی(ع) بسیار مورد بغض و کینه مستعین قرار داشت و حضرت از رفتار این حاکم ظالم و هوسران دلی پر خون داشت. در شیوه‌ها و برخوردهایش نسبت به امام عسکری(ع) عناد و انتقام خود را نشان می‌داد.

احمد بن حارث قزوینی گوید: من با پدرم در سامرا بودم و پدرم دامپزشک اصطبل امام حسن عسکری(ع) بود. مستعین خلیفه عباسی استری داشت که در زیبایی و بزرگی مانند نداشت ولی از سواری دادن و لجام و زین گرفتن سرپیچی می‌کرد. رام‌کنندگان چهارپایان بر سرش ریخته بودند و چاره‌ای برای سواری او نیافته بودند. یکی از نزدیکان خلیفه به او گفت: یا امیرالمؤمنین چرا پیش حسن بن الرضا نمی‌فرستی که بیاید یا سوار این استر می‌شود و یا اینکه استر او را می‌کشد (و تو از او راحت شوی)؟! خلیفه نزد آن حضرت فرستاد و پدرم نیز با آن حضرت رفت، من هم به دنبال پدرم رفتم. چون حضرت وارد خانه خلیفه شد نگاهی به استر کرده که در صحن خانه ایستاده بود، پس نزد آن استر رفت و دست بر کپلش گذاشت، من نگاه کردم دیدم استر عرق زیادی کرد به طوری که عرق از آن استر می‌ریخت، آنگاه حضرت پیش مستعین رفته و سلام کرد و مستعین خوش‌آمد گفته جا باز کرد و نزدیک خود او را نشانیده گفت: ای ابا محمد این استر را دهنه بزن حضرت به پدرم گفت: ای غلام استر را دهنه بزن، مستعین: گفت شما خود دهنه‌اش کن، حضرت رو لباسی خود را که در برداشت بر زمین گذارده برخاست استر را دهنه کرده به جای خویش بازگشت و نشست. مستعین گفت: ای ابا محمد زینش کن! حضرت به پدرم فرمود: ای غلام استر را زین کن. مستعین گفت: شما خودت آن را زین کن، حضرت دوباره برخاست استر را زین کرد. مستعین گفت: می‌توانی سوار آن شوی؟ امام فرمود: آری و بی‌آن‌که استر سرکشی کند حضرت سوارش شده در میان خانه دوانید، آنگاه به هروله رفتنش انداخت و به خوبی راه رفت، آنگاه برگشته پیاده شد. مستعین گفت: چگونه استری بود؟ فرمود: مانندش را در زیبایی و خوش‌راهی ندیدم[۱].

بیت‌المال مسلمین قبل از آن‌که از مسلمین باشد جزء اموال و متصرفات خلفا به شمار می‌رفت چه در حکومت امویان و چه در زمامداری غاصبانه عباسیان بیت‌المال، مال شخصی حکام بود و یکی از عمده خون دل‌هایی که ائمه دین از دست خلفای جور می‌خوردند تصرف عدوانی و غاصبانه خلفا بود، در عصر امامت امام عسکری(ع) این ولنگاری در مستعین مشهود بود. هنگامی که مستعین سامرا را ترک کرد همراه خود پانصد هزار دینار داشت در صندوق اختصاصی مادر مستعین یک ملیون دینار و در خزانه اختصاصی عباس فرزند مستعین نیز ششصد هزار دینار وجود داشت[۲].

مستعین به دلایل مختلف نسبت به امام عسکری(ع) روحیه کینه‌ورزی داشت:

  1. اولاً: فضل و کرامت، علم و توانایی فکری امام در تمام محافل پیچیده بود. در تمام محافل مسلمین با احترامی عمیق به حضرت می‌نگریستند همچنین بخشی از مسلمانان به امامت و سروری ایشان معتقد بودند.
  2. ثانیاً: گروهی از سخن‌چینان و جاسوسان و کارگزاران برای خودشیرینی و نزدیک شدن به دستگاه حکومت، به سعایت از امام می‌پرداختند و گزارشاتی را رد می‌کردند مبنی بر اینکه حضرت اموال فراوانی نزد خود جمع کرده و قصد قیام بر ضد حکومت عباسی را دارد که موجب هراس مستعین از امام شده بود.
  3. ثالثاً: یکی دیگر از عوامل کینه مستعین به امام، خوف از فرزندشان امام عصر(ع) بود که پیامبر به وجود حضرتش نوید داده بود. خوف وجود عباسیان را فراگرفته بود، چون مهدی موعود را نابودکننده حکومت ظالمانه خود می‌دانستند لذا دشمنی امام عسکری(ع) را در سینه پرورانده بودند و ایشان و خانواده‌اش را شدیداً تحت نظر گرفته بودند. به همین منظور کسانی از زنان را گماشته بودند تا از زمان ولادت امام عصر باخبر شوند و او را دستگیر کنند. این کینه‌ها در دل مستعین آنچنان پرورده شد که سرانجام منجر به دستگیری و حبس امام عسکری(ع) انجامید.

مستعین به مأموران خود دستور بازداشت امام عسکری(ع) را داد و او را در زندان «علی اوتامش» که از سخت‌ترین دشمنان اهل‌بیت بود حبس کرد و فرمان داد بر امام سختگیری کنند لکن دم مسیحایی امام در کالبد او روح دیگری دمید و بر اثر ارشاد حضرت کینه‌ها را از خود دور کرد و به راه راست هدایت شد، تا آنجا که برای فروتنی گونه بر خاک می‌گذاشت و در چشم حضرت نمی‌نگریست و ایمانش قوی شد[۳].

در مجمع الدعوات به نقل از کتاب اوصیاء علی بن محمد بن زیاد صیمری گفته هنگامی که مستعین خلیفه عباسی تصمیم خطرناکی را درباره حضرت عسکری گرفت و دستور داد سعید حاجب او را به کوفه ببرد و در بین راه نسبت به آن حضرت کاری که دستور داده بود انجام دهد. این خبر به شیعیان رسید، خیلی ناراحت شدند. محمد بن عبدالله و هیثم بن سبابه نامه‌ای برای امام نوشتند که از جریانی مطلع شده‌ایم که بسیار موجب ناراحتی و اندوه ما شده است و خیلی نگرانمان نموده. امام(ع) در جواب آنها نوشت پس از سه روز فرج به شما می‌رسد. در روز سوم مستعین خلع شد و معتز به جای او نشست، همان‌طوری که فرموده بود به وقوع پیوست[۴].

عمرو بن محمد بن ریان صیمری گفت: وارد شدم پیش ابواحمد عبیدالله بن عبدالله بن طاهر در دستش نامه حضرت عسکری(ع) بود که نوشته بود: من از خدا چندین مرتبه تقاضا در مورد این ستمگر (مستعین) کرده‌ام؛ که پس از سه روز گرفتار خواهد شد، روز سوم او را خلع کردند و آن جریان‌ها اتفاق افتاد تا کشته شد. ترک‌ها از او رویگردان شدند و از او ترسیدند و او را خلع کردند و معتز به سعید حاجب دستور داد او را در زندان کشتند[۵].[۶]

منابع

پانویس

  1. ارشاد، ج۲، ص۳۱۴؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۷؛ انوار البهیه، ص۳۴۹.
  2. ابن اثیر، ج۷، ص۱۴۳.
  3. اصول کافی، ج۱، ص۵۰۸.
  4. بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۱۲.
  5. بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۴۸.
  6. راجی، علی، مظلومیت امام حسن عسکری، ص ۸.