امامت امام حسن عسکری
دلائل امامت
افضلیت
به دلیل آنکه بعد از امام هادی (ع)، تمامی فضایل و مکارم از قبیل علم، عصمت، زهد، کمال در عقلانیت، تدبر، شجاعت و... در امام عسکری جمع گردیده بود، او شایستهترین فرد زمان خویش برای تصدی مقام امامت بود[۱]. فضایل امام به اندازهای بود که دشمنان اهل بیت نیز به عظمت و بزرگی او اعتراف میکردند: "دوست و دشمن، از او به نیکی و شایستگی یاد و او را ستایش میکنند"[۲].[۳]
نصوص
پس از شهادت امام هادی(ع) در سال ۲۲۰ق، امام عسکری(ع) به امامت رسید. امامت امام عسکری(ع)، همانند دیگر امامان، با نص بر امامت ایشان از سوی رسول خدا(ص) و امام پیشین(ع) به اثبات رسیده بود. این نصوص شامل موارد ذیل میشوند:
- حدیث لوح که در آن به نام هریک از امامان(ع) و نام مادرشان از جمله نام امام عسکری(ع) و نام مادرشان تصریح شده است[۴]؛
- روایات امامان پیشین، درباره امامت امام عسکری(ع). برای نمونه:
- از امام کاظم(ع) روایت شده است که فرمود: در سجده شکر نماز، نام امامان(ع) از جمله امام عسکری(ع) را ببرید و به آنها تولّا بجویید و از دشمنان آنان اعلام برائت و بیزاری کنید[۵].
- از امام رضا(ع) نقل شده است که به دِعبِل خُزاعی فرمود: امام بعد از من، پسرم محمد و بعد از محمد، پسرش علی و بعد از علی، پسرش حسن و بعد از حسن، پسرش حجت قائمی است که همه باید در زمان غیبتش منتظرش باشند و در زمان ظهورش از وی اطاعت کنند[۶].
- صقر بن أبی دلف گفت: از حضرت جواد (ع) شنیدم که میفرمود: امام بعد از من پسرم علی است دستور او دستور من و سخنش سخن من است و فرمانبرداری از او فرمانبرداری از من است و امامت پس از او در فرزندش حسن خواهد بود. سپس فرمود بعد از حسن فرزندش قیام کننده به حق و امام منتظر است[۷].[۸]
- از برترین دلایل نقلی امامت امام یازدهم، روایات امام هادی (ع) است که دو دستهاند:
- روایاتی که امام هادی (ع) در پاسخ به اطرافیان، مبنی بر معرفی امام بعدی، برای رفع تصور اشتباه مردم که محمد، فرزند دیگرشان را امام بعدی میدانستند. امام حسن عسکری (ع) را به عنوان امام یازدهم، به شیعیان معرفی میکردند[۹].
- علی بن عمر نوفلی میگوید: همراه امام هادی (ع) در حیاط منزلشان بودم که محمد، از کنار ما گذشت. به ایشان گفت: فدایت شوم آیا او امام ما بعد از شماست؟ امام پاسخ دادند: خیر، بعد از من امام شما، فرزندم حسن است[۱۰].
- همچنین حضرت فرمود: امام بعد از من پسرم حسن و بعد از حسن، پسر او قائم خواهد بود[۱۱]. همچنین گفتهاند امام هادی(ع) چهار ماه پیش از شهادت خود به امامت امام عسکری(ع) وصیت کرد و عدهای از یارانش را بر این امر گواه گرفت[۱۲].
- علی بن مهزیار گوید: به حضرت ابی الحسن (ع) عرض کردم: اگر پیش آمدی کند ـ و پناه میبریم به خدا ـ مرجع کیست؟ فرمود: «عَهْدِي إِلَى اَلْأَكْبَرِ مِنْ وَلَدَيَّ»، عهد امامت من متعلق به پسر بزرگترم است[۱۳].
- عبدالعظیم حسنی در حدیث عرض دین اعتقادات خود را خودت امام دهم (ع) ارائه میکند تا حضرت نظر داده و تصحیح فرماید، در ضمنِ موضوع امامان ۱۲ گانه نیز مطرح میشود و میگوید: و أقول إن الإمام و الخلیفة و ولی الأمر بعده أمر المؤمنین علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی ثم جعفر بن محمد ثم موسی بن جعفر ثم علی بن موسی ثم محمد بن علی ثم أنت یا مولای. امام هادی (ع) میفرماید: «و مِنْ بَعْدِي اِبْنِيَ اَلْحَسَنُ». بعد درباره جانشین امام عسکری میفرماید: «لاَ يُرَى شَخْصُهُ وَ لاَ يَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»[۱۴].[۱۵]
- روایاتی که شامل وصایا، مکتوبات و سفارشهای امام هادی (ع) است، که در آن امام عسکری (ع) را به عنوان امام بعدی معرفی کردهاند[۱۶]. امام هادی (ع) در یکی از نامههای خود به ابوبکر فهفکی اشاره میکند که شایستهترین فرد در میان آل محمد، فرزندم حسن (ابومحمد) است: او خلیفه پس از من است و امر امامت بعد از من به او منتهی میشود، پس از من هر آن چه را که نیاز داری از او بپرس[۱۷].[۱۸]
- روایاتی که امام هادی (ع) در پاسخ به اطرافیان، مبنی بر معرفی امام بعدی، برای رفع تصور اشتباه مردم که محمد، فرزند دیگرشان را امام بعدی میدانستند. امام حسن عسکری (ع) را به عنوان امام یازدهم، به شیعیان معرفی میکردند[۹].
با وجود این نصوص، یاران و شیعیان امام هادی(ع) به امامت امام عسکری(ع) اقرار کردند[۱۹]؛ اما عدهای اندک به گرایشهای دیگری معتقد شدند[۲۰].
معجزات امام
امام عسکری(ع) صاحب معجزات و کراماتی بودند که در مواقع لزوم، آن حضرت از این طریق با اثبات تفوق و برتری خود در همه زمینههای علمی و غیرعلمی، دیگران را به شگفتی و اعجاب وادار میکرد و افراد به حقانیت آن حضرت پی میبردند. معجزات یکی از راههای اثبات امامت امامان معصوم بود. آگاهی از امور غیبی، اطلاع از اَجَل و پایان زندگی افراد و خبر دادن به آن، آگاهی به زبانهای مختلف، خبر دادن از قصد و باطن افراد با آگاهی از تصمیم افراد بر انجام کاری و ابراز آن از سوی امام عسکری(ع)، از جمله معجزات و کرامات امام عسکری(ع) بودهاند.
بر این اساس، درباره معجزات امام عسکری(ع) ابوهاشم جعفری عالم برجسته و مورد اعتماد امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)[۲۱] میگوید: هیچ روزی به حضور امام ابوالحسن (امام هادی(ع)) و ابومحمد (امام عسکری(ع)) وارد نشدم مگر آنکه برهان و دلیلی درباره امامت ایشان را دیدم[۲۲]. اما باید توجه داشت که با توجه به شرایط خاص امام و لزوم تقیه، کرامات و معجزات با رعایت مسائل امنیتی صورت میگرفت تا خطری متوجه آن حضرت و یا شیعیان نباشد؛ چنان که نقل کردهاند یکی از شیعیان به نام حسن بن اسماعیل با دو تن از شیعیان برای دیدار با امام عسکری(ع) به سامرا رفتند. حسن بن اسماعیل در مسیر امام(ع) قرار گرفت و برای اطمینان به امامت ایشان با خود نیت کرد که اگر آن حضرت قلنسوه (دستار و کلاه مخصوص) خود را از سر بردارد و دوباره بر خود بگذارد او حجت خداست و امام عسکری(ع) همین کار را انجام داد[۲۳].
بنا بر نقلی دیگر، محمد بن عباس گوید: ما درباره معجزههای امام حسن عسکری(ع) سخن میگفتیم که مردی ناصبی گفت: اگر وی نامه مرا که بدون دوات مینویسم، پاسخ داد میدانم که او امام است؛ ما نامهای نوشتیم و چند مسئله سؤال کردیم آن مرد هم روی کاغذی بدون مرکب نامهای نوشت و نامه او نیز جزء نامههای ما بود. نامهها را فرستادیم، امام جواب مسائل ما را داد و در نامهای اسم آن مرد و پدرش را نوشت. تا چشم این مرد به پاسخ امام عسکری(ع) افتاد، بیهوش شد و چون به هوش آمد، به امامت آن حضرت معتقد شد[۲۴].
از ابوحمزه نصیر خادم نقل کردهاند که میگفت: بارها شنیدم که امام عسکری(ع) با غلامان خود به زبان آنان سخن میگفت؛ با ترکها، به زبان ترکی و با رومیها به زبان رومی و با صقلبیها به زبان خود آنان سخن میگفت. وی گوید: من تعجب کردم و گفتم امام در مدینه متولد شده و تا پس از شهادت امام هادی(ع) با کسی ارتباط نداشته و کسی نیز وی را ندیده است چگونه او همه زبانها را میداند؟ من با خود چنین میگفتم که آن حضرت به من رو کرد و فرمود: خدای تبارک و تعالی حجت خود را از همه خلق از هر جهت ممتاز میکند و به او علم هر زبانی و علم نسبها و آجال و حوادث آینده را میدهد و اگر چنین نباشد، میان حجت و امام با رعیت و مأموم فرقی نیست[۲۵].
بر اساس گزارشی دیگر، ابوهاشم گوید: من از تنگدستی و ناتوانی خود نزد امام عسکری(ع) شکایت کردم و آن حضرت فرمود: خداوند آن را ادا میکند. سپس با تازیانه به زمین زد و کیسهای بیرون آورد که در آن پانصد دینار بود و آن را به من داد. این معجزات گاه سبب اسلام آوردن غیر مسلمانان نیز میشد. برای نمونه راهب دیر عاقول که از بزرگان مسیحیت و داناترین آنان بود، هنگامی که معجزات و کرامات امام حسن عسکری(ع) را شنید و از آن حضرت دید، اسلام اختیار کرد و لباس نصرانیت را از تن بیرون آورد و لباس سفیدی بر تن کرد. هنگامی که پزشک معروف (بختیشوع) از او درباره دست برداشتن از دینش (مسیحیت) پرسید، در جواب گفت: او (امام عسکری(ع)) را همچون مسیح و مانند او یافتم؛ لذا به دست او (مسلمان شدم). آری او مانند عیسی است در نشانهها و برهانهایش، آنگاه نزد حضرت عسکری(ع) رفت و ملازم او بود تا از دنیا رفت[۲۶].
برخی از شواهد امامت امام عسکری(ع) بعد از شهادت پدر
- ابوهاشم جعفری گوید: به خاطرم گذشت که آیا قرآن مخلوق است یا غیر مخلوق؟ حضرت امام حسن عسکری(ع) در همان حال به من فرمودند: «يَا أَبَا هَاشِمٍ! اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ، وَ مَا سِوَاهُ مَخْلُوقٌ»؛ ای ابو هاشم، خداوند خالق همه چیز است و غیر از خداوند همه چیز مخلوق است[۲۷].
- همچنین گوید: امام حسن عسکری(ع) فرمودند: هنگامی که قائم قیام نماید دستور میدهد تا منبرها و مقصورههایی[۲۸] را که در داخل مساجد موجود است ویران نمایند. من در دل گفتم: چرا این کار را انجام میدهد، آن حضرت رو به من کرده فرمودند: معنی این کار این است که این چیزها که در مساجد میگذارند بدعت است و بعدا به وجود آمده، پیغمبر اکرم و هیچ حجّتی از حجّتهای خدا آنها را بنا ننهاده است[۲۹].
- فهفکی از حضرت امام عسکری(ع) سؤال کرد: چرا زن در ارث یک سهم میبرد و مرد دو سهم؟ امام حسن عسکری(ع) پاسخ دادند: بر زن جهاد و نفقه واجب نیست و عاقله دیه هم واقع نمیشود، اما همه اینها بر مردان است. من در دل گفتم: میگویند ابن ابی العوجاء نیز همین سؤال را از امام صادق(ع) پرسید و آن حضرت هم مثل همین جواب را به او دادند، و در روایت دیگری هم آمده است که آن حضرت در پاسخ ابن ابی العوجاء فرمودند: «به خاطر مهریهای که زن میگیرد». در این هنگام حضرت امام حسن عسکری(ع) رو به من کرده فرمودند: بله، این همان مسأله ابن ابی العوجاء میباشد، و اگر سؤال واحد باشد جواب [همه] ما اهل بیت یکی است. هرآنچه برای آخرین ما ائمّه جاری میشود برای اوّلین ما نیز جاری میشود و اوّلین و آخرین ما در دانش و امامت مساوی هستند. اما رسول خدا و امیر المؤمنین بر همه برتری دارند[۳۰].
- ابوهاشم جعفری گوید: در دل خود اینگونه فکر کردم که امام نوشتهاند: «يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ... اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي حِزْبِكَ وَ فِي زُمْرَتِكَ»؛ ای شنواترین شنوندگان... خداوندا مرا از حزب خود و در زمره خود قرار بده. حضرت امام حسن عسکری(ع) رو به من کرده فرمودند: «أَنْتَ فِي حِزْبِهِ وَ فِي زُمْرَتِهِ إِذْ كُنْتَ بِاللَّهِ مُؤْمِناً وَ لِرَسُولِهِ مُصَدِّقاً وَ لِأَوْلِيَائِهِ عَارِفاً وَ لَهُمْ تَابِعاً، فَأَبْشِرْ ثُمَّ أَبْشِرْ»؛ اگر به خداوند متعال ایمان داشته، رسول او را تصدیق کرده و به اولیای او معرفت داشته و از آنان تبعیت کنی، در حزب خدا و در زمره خدا هستی. پس بر تو بشارت باد، بر تو بشارت باد[۳۱].
- از علی بن احمد بن حماد روایت شده است که گفت: حضرت امام عسکری(ع) در روزی از روزهای تابستان سوار بر اسب خارج شد در حالیکه بارانی و لباس گرم بر تن داشت. مردم در این رابطه صحبت میکردند. اما هنگامی که از مقصد باز میگذشتند در راه به باران دچار شده و جز آن حضرت همه از باران خیس شدند[۳۲].
- از محمد بن عیاش روایت شده است که گفت: ما از نشانهها و معجزات امام عسکری(ع) سخن میگفتیم که فردی ناصبی گفت: اگر وی جواب نامهای که بدون مرکب نوشته شده باشد بدهد یقین میکنم که وی بر حق است. پس ما نامههایی نوشته و مسائلی را در آن نامهها مطرح کردیم و آن مرد نیز بدون مرکب بر روی ورقهای نامهای نوشت و آن ورقه را نیز در میان نامهها قرار داد و ما آن نامهها را به سوی آن حضرت فرستادیم. آن حضرت به همه نامهها پاسخ دادند و بر روی ورقهای نام آن مرد و نام پدر و مادرش را نوشتند. مرد با دیدن آن ورقه از هوش رفت. هنگامی که آن مرد به هوش آمد معتقد به اعتقاد حق گردید[۳۳].
- از محمد بن عبدالله روایت شده است که گفت: پسر کوچکی گم شده و پیدا نمیشد. این خبر را به حضرت امام حسن عسکری(ع) دادند، آن حضرت(ع) فرمودند: در برکه به دنبال آن بچّه بگردید، آنان در جستجوی بچّه به همان مکان رفتند و او را در آنجا مرده یافتند[۳۴].
- ابو سلیمان محمودی روایت کند که: به حضرت امام عسکری(ع) نامهای نوشته و از آن حضرت خواستم تا دعا کنند که خداوند به من پسری عنایت کند، آن حضرت در پاسخ نوشتند: خداوند تو را پسری روزی کند و تو را بر او صبر دهد. و فرزند پسری برای من به دنیا آمد، اما از دنیا رفت[۳۵].
- از علی بن ابراهیم همدانی روایت شده است که گفت: به حضرت ابو محمد(ع) نامهای نوشته و از آن حضرت خواستم تا دعا کنند از همسر خود که دختر عموی من نیز بود صاحب پسری شوم، آن حضرت در جواب نوشتند: خداوند به تو چندین فرزند ذکور اعطا نماید. پس برای من چهار پسر به دنیا آمد[۳۶].
- از عمیر بن ابی مسلم روایت شده است که گفت: شخصی به نام سمیع مسمّعی مرا بسیار آزار میداد و رنج بسیاری از وی به من میرسید؛ وی همسایه دیوار به دیوار من بود، من نامهای به حضرت امام حسن عسکری(ع) نوشته و از آن حضرت خواستم برایم دعا کند تا من از شرّ این شخص راحت شوم، جواب آن حضرت اینگونه آمد که: بر تو بشارت باد به گشایشی سریع، مالی از منطقه فارس به تو خواهد رسید. من در سرزمین فارس پسر عمویی داشتم که تاجر بود و غیر از من وارثی نداشت. وی پس از چند روز مرد و مال او به من رسید.
- راوی گوید: نامهای از حضرت امام حسن عسکری(ع) به دستم رسید که در آن چنین مرقوم فرموده بودند: به درگاه خداوند متعال استغفار کن و از آنچه بدان تکلّم کردهای توبه کن. این، بدین خاطر بود که من روزی با گروهی از ناصبیان نشسته بودم و آنها سخن از ابو طالب به میان آوردند تا اینکه دامنه کلام را به مولای من رساندند، و من نیز با آنها در تضعیف امر آن حضرت همراه شدم، اما پس از این نامه نشستوبرخاست با آن گروه را ترک کردم و دانستم که مراد آن حضرت از این نامه همین بوده است[۳۷].
- از حجاج بن یوسف عبدی روایت شده است که گفت: پسری مریض از خود در بصره به جای گذاشتم و به حضرت امام عسکری(ع) نامهای نوشته و از آن حضرت خواستم تا برای فرزندم دعا کنند. آن حضرت در پاسخ مرقوم داشتند: اگر فرزند تو مؤمن بود خداوند او را بیامرزد. حجّاج گوید: بعدا نامهای از بصره دریافت کردم که در آن آمده بود پسر من در همان روزی که حضرت امام عسکری(ع) آن جواب را به من نوشته بودند دار فانی را وداع گفته است. البته پسر من به واسطه اختلافی که در میان شیعیان در امامت حضرت امام عسکری(ع) جریان داشت در این امر مشکوک بوده است[۳۸].[۳۹]
پرسشهای وابسته
منابع
- سلطان محمدی و نجفی مقدم، مقاله «امامت امام حسن عسکری»، دانشنامه کلام اسلامی
- زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵
- پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲
- حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۳
پانویس
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۳۱۲، اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۹۱۱؛ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۳۹.
- ↑ "لَمْ أَرَ لَهُ وَلِيّاً وَ لَا عَدُوّاً إِلَّا وَ هُوَ يُحْسِنُ الْقَوْلَ فِيهِ وَ الثَّنَاءَ عَلَيْهِ"؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۹۱۳-۹۱۶.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۲۷.
- ↑ برای آگاهی بیشتر، ر.ک: کلینی، کافی، ج۱، ص۵۳۲؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۴۰؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۷.
- ↑ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۲۹.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۷۳.
- ↑ «إن الإمام بعدی ابنی علی أمره أمری و قوله قولی و طاعته طاعتی و الإمام بعده ابنه الحسن أمره أمر أبیه و قوله قول أبیه و طاعته طاعة أبیه ثم قال إن من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر»؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۸، کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص ۲۸۳.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۲۷.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۳۲۵؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۹۱۱.
- ↑ طبرسی، حسن بن فضل، اعلام الوری، ص۳۶۳.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۸۳.
- ↑ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۴.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۲۶.
- ↑ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص ۲۸۶؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۹.
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵، جلد ۲ ص ۹۳-۹۵.
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۳۱۸؛ طبرسی، حسن بن فضل، اعلام الوری، ص۳۶۳.
- ↑ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۹۱۲.
- ↑ سلطان محمدی، ابوالفضلو نجفی مقدم، مهدی، امامت امام حسن عسکری، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۴۲۶ ـ ۴۲۷.
- ↑ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۴.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۲۷.
- ↑ نجاشی، رجال، ص۱۵۶؛ خوبی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۲۲.
- ↑ طبرسی، اعلام الوری، ص۳۷۵.
- ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۵۴.
- ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۴۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۹؛ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۲۸؛ سلطان محمدی، ابوالفضلو نجفی مقدم، مهدی، امامت امام حسن عسکری، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۴۲۶ ـ ۴۲۷.
- ↑ مناقب، ج۲، ص۴۶۷.
- ↑ مقصوره به معنی اطاقکهای شخصی است که در داخل مساجد بنا میشود و خلیل فراهیدی در کتاب العین، ج۵، ص۵۷ آن را به معنی محل ایستادن امام جماعت دانسته و روشن است که باید چیزی غیر از محرابهایی باشد که در داخل دیوار ساخته میشود. ر.ک: مجمع البحرین؛ لسان العرب؛ کتاب العین؛ صحاح اللغة.
- ↑ مناقب، ج۲، ص۴۶۸.
- ↑ مناقب، ج۲، ص۴۶۸.
- ↑ مناقب، ج۲، ص۴۶۹.
- ↑ مناقب، ج۲، ص۴۷۰.
- ↑ مناقب، ج۲، ص۴۷۰.
- ↑ الثّاقب، ص۲۳۱.
- ↑ بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۶۹، به نقل از الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۳۹، ح۱۸، ب ۱۲.
- ↑ بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۶۹، به نقل از الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۳۹، ح۱۹، ب ۱۲.
- ↑ مسند الامام الحسن العسکری، ص۱۱۸؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۷۳، به نقل از الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۴۷، ح۳۳، ب ۱۲.
- ↑ مسند الامام الحسن العسکری، ص۱۱۸؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۷۴، به نقل از الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۸۸، ح۳۴، ب ۱۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۳، ص ۱۳۱.