ایدئولوژی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از ایدئولوژیکی)

مقدمه

ایدئولوژی از دو کلمه "ایده" به معنای فکر و نظر و "لوژی" به معنای شناختن ترکیب یافته است[۱]. و در اصطلاح عبارت است از دسته‌ای از آرای کلی و هماهنگ درباره رفتارهای انسان. بنابر این تعریف، نظام کلی احکام عملی- که در اصطلاح مذهبی "فروع دین" نام دارد- ایدئولوژی خوانده می‌شود[۲].[۳]

ایدئولوژی از نظر مارکسیست‌های نخستین، نخست به مفهوم آگاهی کاذب و مسخ‌شده طبقه‌ای خاص درباره مسائل اجتماعی بود، ولی با گذشت زمان بار معنایی منفی آن کم شد و سپس، مفهوم جامعه‌شناختی و بی‌طرفانه‌ای یافت و به مجموعه اندیشه‌ها و پندارهایی گفته می‌‌شد که توده مردم درباره جامعه دارند...[۴].

مارکس ایدئولوژی را به معنای اندیشه‌ای دانست که در ارتباط با رفتار اجتماعی و سیاسی طبقه حاکم و برای توجیه وضعیت موجود سازمان می‌یابد. وی ایدئولوژی را اندیشه‌ای کاذب می‌دانست[۵]. این اندیشه کاذب شامل مجموعه عقاید، باورها و اعتقاداتی می‌شود که به عمل اجتماعی جهتی خاص می‌دهد. گرچه در کاربرد مارکس ایدئولوژی معنایی منفور داشت اما بعدها معنایی مثبت نیز یافت. ایدئولوژی از قرن نوزدهم به بعد همچنان به معنای باورها و اندیشه‌ها و ارزش‌های ناظر بر رفتار اجتماعی و سیاسی به کار می‌رود[۶].

برخی متفکران اسلامی همچون استاد مطهری ایدئولوژی را مساوی مکتب دانسته‌اند. ایشان در تعریف ایدئولوژی می‌گوید: «ایدئولوژی یک تئوری کلی، طرح جامع و هماهنگ و منسجم است که هدف اصلی آن کمال انسان و تأمین سعادت همگانی است و در آن خطوط اصلی و روش‌ها، بایدها و نبایدها، خوب‌ها و بدها، هدف‌ها و وسیله‌ها، نیازها و دردها و درمان‌ها، مسئولیت‌ها و تکلیف‌ها مشخص باشد و منبع الهام تکالیف و مسئولیت‌ها برای تمام افراد باشد»[۷]، از نظر ایشان ایدئولوژی با مفهوم قرآنی شریعت یکی است: «نیاز به ایدئولوژی همواره در جوامع بوده است و هر چه انسان بیشتر رشد کرده، نیاز به این فلسفه زندگی افزون‌تر شده است. رشد و تکامل علمی و عقلی بشر عواطف و پیوندهای احساسی انسان‌ها را تضعیف نموده است و در این شرایط آنچه به بشر امروز و به طریق اولی به بشر فردا آرمان مشترک می‌دهد و ملاک خیر و شر برای او می‌‌گردد، یک فلسفه زندگی انتخابی، آگاهانه، آرمان‌خیز، مجهز به منطق و به عبارت دیگر، یک ایدئولوژی جامع است»[۸].[۹]

ویژگی‌های ایدئولوژی

ویژگی‌های زیر را برای ایدئولوژی برشمرد:

  1. ایدئولوژی بر مبنای جهان‌بینی است؛ جهان‌بینی نظر درباره جهان است، چنان‌که هست (دیدگاه توصیفی) و ایدئوژی نظر درباره انسان است؛ چنان‌که باید باشد. (دیدگاه هنجاری یا دستوری)[۱۰]؛
  2. ایدئولوژی جامع و وضع قانون صحیح برای انسان را تنها خداوند که عالم به مصالح فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست، می‌‌تواند انجام دهد[۱۱].
  3. در ایدئولوژی، هم به پایه‌های فلسفی و هم پایه ایمانی نیاز هست. پایه فلسفی مبانی ایدئولوژی را منطقی و مستدل می‌کند و پایه ایمانی آرمان‌ساز است و با عواطف انسان و گرایش‌های او ارتباط دارد[۱۲].
  4. ایدئولوژی، برنامه‌ای جامع است که ویژه شرایط زمانی و مکانی خاصی نیست[۱۳]؛ یعنی چنین نیست که هر فردی با تغییر شرایط زمانی و مکانی به ایدئولوژی‌های مختلف نیاز داشته باشد.
  5. با توجه به بی‌نیازی انسان در شرایط مختلف به ایدئولوژی‌های متعدد، خود ایدئولوژی نیز با تکامل و تحول جامعه دگرگون نمی‌شود و در فرهنگ اسلامی آنچه در بستر تغییرات زمانی و مکانی و شرایط فرهنگی تحول و تکامل می‌‌پذیرد، اجتهاد اسلامی است، نه ایدئولوژی اسلامی[۱۴].
  6. انسان همواره به ایدئولوژی نیازمند است و پیشرفت علوم نه تنها احتیاج او به ایدئولوژی را برطرف نمی‌کند، افزون‌تر نیز می‌کند[۱۵].[۱۶]

منابع

پانویس

  1. فرهنگ علوم سیاسی‌، ۱/ ۹۲.
  2. آموزش عقاید، ۲۹.
  3. فرهنگ شیعه، ص۱۴۵ ـ ۱۴۶.
  4. سبیلا، محمد، «ایدئولوژی و مدرنیسم»، ترجمه عزیزالله افشار، ص۱۲۲-۱۲۳.
  5. پارسانیا، حمید، سنت، ایدئولوژی، علم، ص۴۲.
  6. پارسانیا، حمید، سنت، ایدئولوژی، علم، ص۴۳.
  7. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.
  8. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.
  9. محمدی، عبدالله، مقاله «ایدئولوژی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۲۶۰.
  10. مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.
  11. مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۱۵۳.
  12. مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۶.
  13. مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۰۷.
  14. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۶۲.
  15. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.
  16. محمدی، عبدالله، مقاله «ایدئولوژی»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۲۶۲.