بحث کاربر:Smsherafat
جناب آقای سید مرتضی شرافت، فعالیت پویا و مجدانهٔ جنابعالی و مدیریت خوبی که در بخش فارسی این دانشنامه رقم زدهاید، مایهٔ تشکر و قدردانی است. آرزوی موفقیت دارم. --Wasity (بحث) ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۵۴ (UTC)
گشت زنی
منابع مقالهشناسی
- پایگاه مجلات تخصصی نور
- پرتال جامع علوم انسانی
- بانک اطلاعات نشریات کشور
- پایگاه استنادی علوم جهان اسلام
- دانشنامه موضوعی قرآن
- پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
احادیث روح سابق
۱. در تفسیر آیه یسألونک عن الروح
متن | ترجمه |
۱-۱. الکافي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۱] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاَللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ (ص) وَهُوَ مَعَ اَلْأَئِمَّةِ وَهُوَ مِنَ اَلْمَلَكُوتِ»[۲]. |
ابو بصير گويد: «از امام صادق (ع) راجع به قول خداى عزوجل: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است پرسيدم. فرمود: آن مخلوقى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل كه همراه رسول خدا (ص) و همراه ائمه است و آن از عالم ملكوت است يعنى آسمانى و روحانى است». |
۱-۲. الکافي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۳] قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) يَقُولُ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ (ص) وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ وَلَيْسَ كُلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ»[۴]. |
ابو بصیر میگوید: «از امام صادق (ع) شنیدم که میگفت: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است پرسیدم، فرمود: آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل که به جز محمد (ص) با هیچ کس از گذشتگان نبوده و او با أئمه (ع) است و آنها را استوار میکند و اینگونه نیست که هر چیزی خواسته شود، یابیده شود». |
۱-۳. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي بَصِيرٍ [۵] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ وَهُوَ مِنَ الْمَلَكُوتِ»[۶]. |
ابو بصیر میگوید: «از امام صادق (ع) در مورد آیه مبارکه از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است پرسیدم، حضرت فرمود: آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل، او با رسول خدا(ص) بود، او با أئمه است و او از ملکوت است». |
۱-۴. بصائر الدرجات عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ[۷] قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) يَقُولُ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ (ص) وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُوَفِّقُهُمْ وَيُسَدِّدُهُمْ وَلَيْسَ كُلَّمَا طُلِبَ وُجِدَ»[۸]. |
هاشم بن سالم میگوید: «از امام صادق (ع) شنیدم که میگفت: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است ، فرمود: آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل که به جز محمد (ص) با هیچ کس از گذشتگان نبوده و او با أئمه (ع) است و آنها را توفیق میدهد و استوار میکند و اینگونه نیست که هر چیزی خواسته شود، یابیده شود». |
۱-۵. تفسير العياشي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) يَقُولُ ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ عليه وآله السلام، وَمَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ وَلَيْسَ كُلَّمَا طُلِبَ وُجِدَ»[۹]. |
ابوبصیر میگوید: «از امام صادق (ع) شنیدم که میگفت: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است ، فرمود: آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل که به جز محمد (ص) با هیچ کس از گذشتگان نبوده و با أئمه (ع) است، آنها را استوار میکند و اینگونه نیست که هر چیزی خواسته شود، یابیده شود». |
۱-۶. تفسير القمي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيد[۱۰]: «﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ﴾﴾. قَالَ: رُوحُ الْقُدُسِ هِيَ الَّتِي قَالَ الصَّادِقُ (ع) فِي قَوْلِهِ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: هُوَ مَلَكٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ ثُمَ كَنَى عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع). فَقَالَ: ﴿﴿وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا﴾﴾ وَالدَّلِيلُ عَلَى أَنَّ النُّورَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَوْلُهُ ﴿﴿وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ﴾﴾ الْآيَة»[۱۱]. |
محمد بن سعید میگوید: «امام حسن عسکری (ع) درباره روح در آیه وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ فرمود: روح القدس است اين همان است كه حضرت صادق (ع) فرمود در باره آيه وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي فرمود او فرشته ايست بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل كه با پيامبر اكرم بود و يا آنچه نيز هست سپس بكنايه از امير المؤمنين (ع) ياد كرده وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا دليل بر اينكه نور در اين آيه امير المؤمنين (ع) است اين آيه است وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ پيروى كنيد از نورى كه به همراه او فرستاده شده». |
۱-۷. تفسیر العیاشي عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ وَاللَّهُ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ»[۱۲]. |
زراره گويد: «از امام باقر (ع) راجع به قول خداى عزوجل: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است پرسيدم. فرمود: آفریدهای است از آفریدگان خدا و خداوند میافزاید در آفریده خویش آنچه را که خواهد». |
۱-۸. تفسیر العیاشي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (ع) قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. قَالَ: الَّتِي فِي الدَّوَابِ وَالنَّاسِ قُلْتُ وَمَا هِيَ قَالَ هِيَ مِنَ الْمَلَكُوتِ مِنَ الْقُدْرَة»[۱۳]. |
زراره گويد: «از یکی از آن دو بزرگوار درباره قول خداى عزوجل: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است پرسيدم. فرمود: روحى است كه در دوابّ و در مردم است، گفتم آن چيست؟ فرمود: از ملكوت است، و از قدرت». |
۱-۹. تفسير العياشي عَنْ زُرَارَة وَحمران عن أبي جعفر وَأبي عَبْدِاللَّهِ (ع) ﴿﴿ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ﴾﴾ قالا: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَدٌ صَمَدٌ، وَالصَّمَدُ الشَّيْءُ الَّذِي لَيْسَ لَهُ جَوْفٌ، فإنما الرُّوحُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ لَهُ بَصَرٌ وَقُوَّةٌ وَتَأْيِيدٌ يَجْعَلُهُ فِي قُلُوبِ الرُّسُلِ وَالْمُؤْمِنِينَ»[۱۴]. |
زراره و حمران میگویند: امام باقر و امام صادق (ع) درباره قول خداوند: از تو درباره روح میپرسند فرمودند: «خداى تبارك و تعالى، يگانهای است بینیاز، تو پری كه او را اندرونى نيست و جز اين نيست كه روح آفريدهای است از آفريدگان او و بینش و قوت و تاییدی است كه خدا آن را در دلهاى پيغمبران و مؤمنان قرار میدهد». |
۱-۱۰. بصائر الدرجات عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِي[۱۵] عَنْ أَبی عَبْدِاَللَّهِ (ع) فِي قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾ قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَدٌ صَمَدٌ وَالصَّمَدُ الشَّيْءُ الَّذِي لَيْسَ لَهُ جَوْفٌ وَإِنَّمَا الرُّوحُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ لَهُ بَصَرٌ وَقُوَّةٌ وَتَأْيِيدٌ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي قُلُوبِ الرُّسُلِ وَالْمُؤْمِنِينَ»[۱۶]. |
محمد بن حلبی گوید: امام صادق (ع) درباره قول خداوند: از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است فرمود: «خداى تبارك و تعالى، يگانهای است بینیاز، تو پری كه او را اندرونى نيست و جز اين نيست كه روح آفريدهای است از آفريدگان او و بینش و قوت و تاییدی است كه خدا آن را در دلهاى پيغمبران و مؤمنان قرار میدهد». |
۱-۱۱. تفسير العياشي و في رواية سماعة عنه: «خلق آدم فنفخ فيه، وسألته عن الروح. قال: هي من قدرته من الملكوت »[۱۷]. |
|
۱-۱۱. تفسير القمی و قال علي بن إبراهيم في قوله: هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آياتِهِ يعني الأئمة الذين أخبرهم الله رسوله ص بهم- و قوله: رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ قال روح القدس و هو خاص لرسول الله ص و الأئمة ع قوله: لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ قال يوم يلتقي أهل السماوات و الأرض و يَوْمَ التَّنادِ يوم ينادي أهل النار أهل الجنة أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ، و يَوْمُ التَّغابُنِ يوم يعير أهل الجنة أهل النار، و يَوْمَ الْحَسْرَةِ يوم يؤتى بالموت فيذبح، و قوله: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »[۱۸]. |
علي بن عطيه زيات خبر را به اميرالمؤمنين (ع) ميرساند كه فرمود خداوند نهرى در پائين عرش دارد پائين آن نهر نور از نور خدا است و در كنار دو طرف نهر دو روح آفريده شده 1- روح القدس 2- روح من أمره. خداوند ده طينت و سرشت دارد پنج سرشت آن از بهشت است و پنج طينت از زمين بهشت و زمين را تفسير نمود (در خبر بعد ذكر مىشود) سپس فرمود هيچ پيامبر و فرشتهاى نيست مگر اينكه پس از آفرينش در او از يكى از اين دو روح دميده مىشود. |
۲. آیا روح جبرئیل است؟
متن | ترجمه |
۲-۱. بصائر الدرجات عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ[۱۹] قَالَ: «أَتَى رَجُلٌ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (ع) يَسْأَلُهُ عَنِ الرُّوحِ أَ لَيْسَ هُوَ جَبْرَئِيلَ؟ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ (ع): جَبْرَئِيلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَالرُّوحُ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ وَكَرَّرَ ذَلِكَ عَلَى الرَّجُلِ فَقَالَ لَهُ: لَقَدْ قُلْتَ عَظِيماً مِنَ الْقَوْلِ مَا أَحَدٌ يَزْعُمُ أَنَّ الرُّوحَ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ (ع): إِنَّكَ ضَالٌّ تَرْوِي عَنْ أَهْلِ الضَّلَالِ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لِنَبِيِّهِ (ص): ﴿﴿أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ﴾﴾ وَالرُّوحُ غَيْرُ الْمَلَائِكَةِ»[۲۰]. |
سعد اسکاف گوید: «مردى به خدمت علی بن ابی طالب (ع) آمد و آن حضرت را از روح سؤال میکرد كه: آيا روح، جبرئيل نيست؟ پس حضرت علی (ع) فرمود كه: جبرئيل (ع)، از فرشتگان است و روح، غير جبرئيل است. و اين را بر آن مرد تكرار فرمود. آن مرد به حضرت عرض كرد كه: قول بزرگى را گفتى، و كسى نيست كه گمان داشته باشد كه روح، غير جبرئيل است. حضرت علی (ع) به آن مرد فرمود: به درستى كه تو گمراهى و از اهل ضلالت روايت میكنى. خداى عزوجل به پيغمبرش (ص) میفرمايد كه: آمد امر خدا، درباره آن شتاب مورزيد پاك و برتر است خدا از آنچه شريك او دانند، فرشتهها را با روح فرود آيند پس روح غير از ملائكه میباشد». |
۲-۲. الکافيعَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ[۲۱] قَالَ: «أَتَى رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَسْأَلُهُ عَنِ الرُّوحِ أَ لَيْسَ هُوَ جَبْرَئِيلَ؟ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): جَبْرَئِيلُ (ع) مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَالرُّوحُ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ فَكَرَّرَ ذَلِكَ عَلَى الرَّجُلِ فَقَالَ لَهُ: لَقَدْ قُلْتَ عَظِيماً مِنَ الْقَوْلِ مَا أَحَدٌ يَزْعُمُ أَنَّ الرُّوحَ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): إِنَّكَ ضَالٌّ تَرْوِي عَنْ أَهْلِ الضَّلَالِ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ (ص): ﴿﴿أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ﴾﴾ وَالرُّوحُ غَيْرُ الْمَلَائِكَةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ»[۲۲]. |
از سعد اسكاف روايت كرده است كه گفت: «مردى به خدمت امير المؤمنين (ع) آمد و آن حضرت را از روح سؤال میکرد كه: آيا روح، جبرئيل نيست؟ امير المؤمنين (ع) فرمود كه: جبرئيل (ع)، از فرشتگان است و روح، غير جبرئيل است. و اين را بر آن مرد تكرار فرمود. آن مرد به حضرت عرض كرد كه: قول بزرگى را گفتى، و كسى نيست كه گمان داشته باشد كه روح، غير جبرئيل است. امير المؤمنين (ع) به آن مرد فرمود: به درستى كه تو گمراهى و از اهل ضلالت روايت میكنى. خداى عزوجل به پيغمبر خويش (ص) میفرمايد كه: آمد امر خدا، درباره آن شتاب مورزيد پاك و برتر است خدا از آنچه شريك او دانند، فرشتهها را با روح فرود آيند پس روح غير از ملائكه صلوات اللَّه عليهم میباشد». |
۲-۳. الغارات عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَة؛ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ عَلِيّاً (ع) عَنِ الرُّوحِ قَالَ: «لَيْسَ هُوَ جَبْرَئِيلَ. قَالَ عَلِيٌّ (ع): جَبْرَئِيلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحُ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ. وَ كَانَ الرَّجُلُ شَاكّاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَيْهِ فَقَالَ: لَقَدْ قُلْتُ شَيْئاً عَظِيماً وَ مَا أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ يَزْعُمُ أَنَّ الرُّوحَ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ قَالَ عَلِيٌّ (ع): أَنْتَ ضَالٌّ تَرْوِي عَنْ أَهْلِ الضَّلَالِ يَقُولُ اللَّهُ لِنَبِيِّهِ (ص): ﴿﴿أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ﴾﴾ فَالرُّوحُ غَيْرُ الْمَلَائِكَةِ وَ قَالَ: ﴿﴿لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْف شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ﴾﴾ وَ قَالَ: ﴿﴿يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا﴾﴾»[۲۳]. |
اصبغ بن نباته گويد: مردى از على (ع) پرسيد: كه روح چيست؟ آيا جبرئيل نيست؟ على (ع) گفت: «جبرئيل از ملائكه است و روح غير از جبرئيل است. آن مرد در ترديد بود و گفت: سخنى شگفت گفتى، هيچ يك از مردم نمیپندارد كه روح غير از جبرئيل باشد. على (ع) گفت: تو مردى گمراهى و از گمراهان نقل سخن میكنى خداى تعالى به پيامبرش میگويد: فرمان خدا در رسيد به شتابش میخواهيد. او منزه است و از هر چه شريك او میسازيد برتر. فرشتگان را همراه روح كه فرمان اوست بر هر يك از بندگانش كه بخواهد فرو میفرستد». |
۲-۴. تفسير القمي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ: «قَالَ الرُّوحُ مَلَكٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَكَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ (ع)»[۲۴]. |
علی بن ابراهیم گوید: «فرمود: روح، ملکی است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، كه همراه پيغمبر (ص) بود و همراه امامان میباشد». |
۲-۵. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي بَصِيرٍ [۲۵]قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿﴿وكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُخْبِرُهُ وَيُسَدِّدُهُ وهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدَهُ»[۲۶]. |
ابو بصير گويد: «از امام صادق (ع) قول خداى تعالى: و همچنين روحى از امر خود را بسويت وحى كرديم، تو نمیدانستى كتاب و ايمان چيست؟ را پرسيدم. فرمود: آن مخلوقی است از مخلوقات خدا، بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، كه همراه پيغمبر (ص) است، به او خبر میدهد و رهبريش میکند و همراه امامان پس از وى هم میباشد». |
۲-۶. بصائر الدرجات عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ[۲۷] قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) يَقُولُ: إِنْ الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُسَدِّدُهُ وَيرشده وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ[۲۸] وَالْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدَهُ»[۲۹]. |
سماعة بن مهران میگوید: «از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود: همانا روح آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل، كه همراه پيغمبر (ص) است او را راهنمایی استوار میکند و او با أئمه (ع) و اوصیای بعد از او است». |
۲-۷. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ[۳۰] قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع): ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ قَالَ: خَلْقٌ وَاللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَقَدْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُخْبِرُهُ وَيُسَدِّدُهُ وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدَهُ»[۳۱]. |
ابی صباح کنانی گوید: «از امام جعفر (ع) راجع به آیه و همچنين روحى از امر خود را بسويت وحى كرديم سوال کردم. فرمود: به خدا سوگند آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل. و همراه رسول خدا (ص) است. او را با خبر میکند و اورا استوار میکند. و همراه امامان بعد از او است». |
۲-۸. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۳۲] قَالَ: «قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾ قَالَ: هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَكَّلَ بِمُحَمَّدٍ (ص) يُخْبِرُهُ وَيُسَدِّدُهُ وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُخْبِرُهُمْ وَيُسَدِّدُهُمْ»[۳۳]. |
ابو بصیر گوید: «در مورد قول خداوند که می فرماید :و همچنين روحى از امر خود را بسويت وحى كرديم سوال کردم. فرمود: او آفریدهای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل، مامور شده است تا پیامبر را با خبر کند و او را استوار کند. و او همراه ائمه است آنها را با خبر و استوار میکند». |
۲-۹. بصائر الدرجات عن محمد بن مسلم عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)[۳۴] فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ﴾﴾ فَقَالَ: «خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُخْبِرُهُ وَيُسَدِّدُهُ وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدَهُ»[۳۵]. |
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) راجع به قول خداى تعالى: و همچنين روحى از امر خود را بسويت وحى كرديم، تو نمیدانستى كتاب و ايمان چيست؟ نقل میکند که فرمود: «مخلوقی است از مخلوقات خدا، بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، كه همراه پيغمبر (ص) است، به او خبر میدهد و استوارش میکند و همراه امامان پس از وى هم میباشد». |
۲-۱۰. الكافي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۳۶] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ﴾﴾. قَالَ: خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُخْبِرُهُ وَيُسَدِّدُهُ وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ»[۳۷]. |
ابو بصير گويد: «از امام صادق (ع) قول خداى تعالى: و همچنين روحى از امر خود را بسويت وحى كرديم، تو نمیدانستى كتاب و ايمان چيست؟ را پرسيدم. فرمود: آن مخلوقی است از مخلوقات خداى عزوجل، بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، كه همراه پيغمبر (ص) است، به او خبر میدهد و رهبريش میکند و همراه امامان پس از وى هم میباشد». |
۲-۱۱. بصائر الدرجات عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ[۳۸] قَالَ: «الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يُسَدِّدُهُ وَيوفقه وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدَهُ»[۳۹]. |
ابان بن تغلب نقل میکند که فرمود: «روح مخلوقی است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل، که همراه پیغمبر است، او را استوار میکند و توفیق میدهد و همراه امامان پس از وی هم میباشد». |
۲-۱۲. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ[۴۰] قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) يَقُولُ إِنَّهُ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ كَانَ يوفقه وَيُسَدِّدُهُ وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدَهُ»[۴۱]. |
ابی صباح گوید: «شنیدم که امام صادق (ع) می فرماید: همانا او همراه رسول خدا (ص) است، مخلوقی بزرگتر از جبرئیل و میکائیل که پیغمبر را توفیق می دهد و استوار می کند و همراه امامان پس از وی هم میباشد». |
۲-۱۳. الکافي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۴۲] قُلْتُ: «جُعِلْتُ فِدَاكَ الرُّوحُ لَيْسَ هُوَ جَبْرَئِيلَ؟ قَالَ: الرُّوحُ هُوَ [۴۳] أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَإِنَّ الرُّوحَ هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِن الْمَلَائِكَةِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿﴿تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوح﴾﴾»[۴۴]. |
ابو بصیر گوید گفتم: «قربانت، روح همان جبرئيل نيست؟ در جواب فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است، همانا جبرئيل از فرشتهها است و روح خلق بزرگوارترى است از فرشتهها (ع) آيا نيست كه خدا تبارك و تعالى میفرمايد: فرشتگان و روح فرود میآیند». |
۲-۱۴. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي بَصِيرٍ [۴۵] قُلْتُ: «جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَ الرُّوحُ جَبْرَئِيلَ؟ فَقَالَ: جَبْرَئِيلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَالرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَ لَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ ﴿﴿تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ﴾﴾»[۴۶]. |
ابو بصیر گوید گفتم: «قربانت شوم، روح همان جبرئيل نيست؟ در جواب فرمود: جبرئيل از فرشتهها است و روح خلق بزرگوارترى است از فرشتهها آيا نيست كه خدا تبارك و تعالى میفرمايد: فرشتگان و روح فرود میآیند». |
۲-۱۵. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۴۷] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ عَنِ الرُّوحِ ﴿﴿قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾﴾. فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ (ع): خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُفَقِّهُهُمْ قُلْتُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ قَالَ مِنْ قُدْرَتِهِ»[۴۸]. |
ابو بصیر گوید: «از امام صادق (ع) درباره روح در آیه بگو روح از امر پروردگارم است، پرسیدم. امام صادق (ع) در جواب فرمود: مخلوقی بزرگتر از جبرئیل و میکائیل است. و او همراه امامان است و آنها را آگاه میکند. گفتم: و از روح خود در او دمید، فرمود: از قدرتش». |
۲-۱۶. تفسير القمي عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيم: ﴿﴿فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً﴾﴾ قَالَ: «فِي مِحْرَابِهَا ﴿﴿فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا﴾﴾ يَعْنِي جَبْرَئِيلَ (ع)»[۴۹]. |
علی بن ابراهیم درباره آیه و از چشم آنان پنهان شد نقل می کند که فرمود: «در محرابش. و ما روح خود را به سوی او فرستادیم. یعنی جبرئیل». |
۲-۱۷. المحاسنعَنْ أبي بصير عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّه[۵۰] قُلْتُ: «وَالرُّوحُ لَيْسَ هُوَ جَبْرَئِيلَ؟ قَالَ: لَا الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَإِنَّ الرُّوحَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿﴿تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوح﴾﴾ »[۵۱]. |
ابو بصیر گوید: «از امام صادق (ع) پرسیدم: روح همان جبرئیل نیست؟ در جواب فرمود: نه. روح مخلوقی است بزرگتر از جبرئیل. همانا جبرئیل از فرشتههاست و روح مخلوقی بزرگتر از فرشتهها است. آیا خداوند تبارک و تعالی نمی فرماید: فرشتگان و روح فرود می آیند». |
۲-۱۸. بصائر الدرجات عن أبي بصير عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)[۵۲] قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ: ﴿﴿يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ﴾﴾ فَقَالَ: جَبْرَئِيلُ الَّذِي نَزَلَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَالرُّوحُ تَكُونُ مَعَهُمْ وَمَعَ الْأَوْصِيَاءِ لَا تُفَارِقُهُمْ تُفَقِّهُهُم وَتُسَدِّدُهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّه»[۵۳]. |
ابو بصیر گوید: «از امام باقر (ع) در مورد قول خداوند پرسیدم که می فرماید: فرشتگان را با روح از امر خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد. در جواب فرمود: جبرئيل بر انبياء نازل میشود ولى روح با آنها و اوصياء هست هرگز از آنها جدا نميشود از جانب خدا ايشان را آگاه ساخته و تقويت میكند». |
۳. احادیث حقیقت روح
متن | ترجمه |
۳-۱. التوحيد عن الحلبي و زرارة عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)[۵۴] قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَدٌ صَمَدٌ لَيْسَ لَهُ جَوْفٌ وَإِنَّمَا الرُّوحُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ نَصْرٌ وَتَأْيِيدٌ وَقُوَّةٌ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي قُلُوبِ الرُّسُلِ وَالْمُؤْمِنِينَ» [۵۵]. |
حلبى و زراره نقل میکنند از حضرت صادق (ع) كه فرمود: «خداى تبارك و تعالى: يگانهای است تو پر كه او را اندرونى نيست و جز اين نيست كه روح آفريدهای است از آفريدگان او و يارى و تأييد و قوتى است كه خدا آن را در دلهاى پيغمبران و مؤمنان قرار میدهد». |
۳-۲. التوحيد عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْأَصَمِّ [۵۶] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنِ الرُّوحِ الَّتِي فِي آدَمَ (ع) وَالَّتِي فِي عِيسَى (ع) مَا هُمَا قَالَ رُوحَانِ مَخْلُوقَانِ اخْتَارَهُمَا وَاصْطَفَاهُمَا رُوحُ آدَمَ (ع) وَرُوحُ عِيسَى (ع)» [۵۷]. |
ابو جعفر اصم گوید: «حضرت باقر (ع) را سؤال كردم از آن روح كه در آدم و روحى كه در عيسى بود كه آنها چه بودند. فرمود: كه دو روح آفريده شدهاند كه خدا آنها را اختيار فرموده و آنها را برگزيده يكى روح آدم و ديگرى روح عيسى (ع)». |
۳-۳. الكافي عَنْ حُمْرَانَ [۵۸] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ[۵۹] (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَرُوحٌ مِنْهُ قَالَ هِيَ رُوحُ اللَّهِ مَخْلُوقَةٌ خَلَقَهَا اللَّهُ فِي آدَمَ وَعِيسَى»[۶۰]. |
حمران گويد: «از امام صادق (ع) راجع بقول خداى عزوجل و روح منه پرسيدم. فرمود: آن روح آفريده است كه آن را خدا در آدم و عيسى پديد آورد». |
۳-۴. بصائر الدرجات عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَهْمٍ[۶۱] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) قَالَ: «فِي الْأَنْبِيَاءِ وَالْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَرُوحُ الْقُدُسِ وَرُوحُ الْقُوَّةِ وَرُوحُ الشَّهْوَةِ وَرُوحُ الْإِيمَانِ وَفِي الْمُؤْمِنِينَ أَرْبَعَةُ أَرْوَاحٍ أَفْقَدُهَا رُوحُ الْقُدُسِ وَرُوحُ الْبَدَنِ وَرُوحُ الشَّهْوَةِ وَرُوحُ الْإِيمَانِ وَفِي الْكُفَّارِ ثَلَاثَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَرُوحُ الْقُوَّةِ وَرُوحُ الشَّهْوَةِ ثُمَّ قَالَ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَدَ مَا لَمْ يَعْمَلْ بِكَبِيرَةٍ فَإِذَا عَمِلَ بِكَبِيرَةٍ فَارَقَهُ الرُّوحُ وَرُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَكَنَ فِيهِ فَإِنَّهُ لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ أَبَداً»[۶۲]. |
حسن بن جهم از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمود: «در انبياء و اوصياء پنج روح است روح بدن و روح القدس و روح القوة و روح الشهوة و روح الايمان. و در مؤمنين چهار روح است كه روح القدس ندارند ولى داراى روح بدن و روح قوت و روح شهوت و روح ايمانند و در كفار سه روح است روح بدن و روح قوت و روح شهوت. سپس فرمود روح ايمان با بدن هست تا وقتى كه مرتكب گناه كبيرهاى نشده وقتى كبيرهاى انجام داد روح از او جدا میشود ولى روح القدس در هر كس بود هرگز گناه كبيره انجام نمیدهد». |
۳-۴. بصائر الدرجات عَنِ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ[۶۳]قَالَ: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَصْنَافٍ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى: ﴿﴿وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾﴾ فَالسَّابِقُونَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ خَاصَّةُ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ جَعَلَ فِيهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ فَبِهِ بُعِثُوا أَنْبِيَاءَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْإِيمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَوُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ وَ كَرِهُوا مَعْصِيَتَهُ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِي يَذْهَبُ بِهِ النَّاسُ وَ يَجِيئُونَ وَ جَعَلَ فِي الْمُؤْمِنِينَ أَصْحَابَ الْمَيْمَنَةِ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَوُوا عَلَى الطَّاعَةِ مِنَ اللَّهِ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّتِي يَذْهَبُ النَّاسُ بِهِ وَ يَجِيئُونَ[۶۴]. |
|
۳-۴. تفسير الفرات الكوفي عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)[۶۵]قَالَ: «يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ النَّاسَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ وَ هُوَ قَوْلُهُ: ﴿﴿وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾﴾ فَالسَّابِقُونَ هُمْ رُسُلُ اللَّهِ وَ خَاصَّتُهُ مِنْ خَلْقِهِ جَعَلَ اللَّهُ فِيهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ فَبِهِ عَرَفُوا الْأَشْيَاءَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْإِيمَانِ فَأَيَّدَهُمُ اللَّهُ بِهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَوُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ وَ كَرِهُوا مَعْصِيَتَهُ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِي يَذْهَبُ النَّاسُ فِيهِ وَ يَجِيئُونَ وَ جَعَلَ فِي الْمُؤْمِنِينَ أَرْبَعَةَ أَرْوَاحٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ وَ رُوحَ الْمَدْرَجِ»[۶۶]. |
|
۳-۴. الكافي عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ[۶۷]قَالَ: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ ثَلَاثَةَ أَصْنَافٍ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿﴿وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾﴾ فَالسَّابِقُونَ هُمْ رُسُلُ اللَّهِ (ع) وَ خَاصَّةُ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ جَعَلَ فِيهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ فَبِهِ عَرَفُوا الْأَشْيَاءَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْإِيمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَدَرُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَرِهُوا مَعْصِيَتَهُ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِي بِهِ يَذْهَبُ النَّاسُ وَ يَجِيئُونَ وَ جَعَلَ فِي الْمُؤْمِنِينَ وَ أَصْحَابِ الْمَيْمَنَةِ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ قَدَرُوا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَةَ اللَّهِ وَ جَعَلَ فِيهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِي بِهِ يَذْهَبُ النَّاسُ وَ يَجِيئُونَ[۶۸]. |
|
۳-۴. بصائر الدرجات و الكافي عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)[۶۹]قَالَ: «قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ فَقَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْحَيَاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَلِمْنَا[۷۰] مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهُ الْحَدَثَانِ إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ[۷۱]»[۷۲]. |
|
۳. بصائر الدرجات عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ [۷۳] قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع): سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَهُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ: يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِيِّ (ص) خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَدَرَجَ وَرُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وجَاهَدَ وَرُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَشَرِبَ وَأَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَرُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ أَمَرَ وَعَدَلَ وَرُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ (ص) انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِي الْإِمَامِ وَرُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ وَلَا يَغْفُلُ وَلَا يَلْهُو وَلَا يَسْهُو وَالْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ َ تَلْهُو وَتَغْفُلُ وَتَسْهُوَ وَرُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ يَرَى بِهِ مَا فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا وَبَرِّهَا وَبَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَمَا دُونَ الْعَرْشِ»[۷۴]. |
مفضل بن عمر گويد: «از امام صادق(ع) پرسيدم راجع بدانستن امام(ع) آنچه را در اطراف زمين است، با اينكه خودش در ميان اتاقى است كه پردهاش انداخته است فرمود: اى مفضل! خداى تبارك و تعالى در پيغمبر (ص) پنج روح قرار داد: ۱- روح زندگى كه با آن بجنبد و راه رود ۲- روح قوه كه با آن قيام و كوشش كند ۳- روح شهوت كه با آن بخورد و بياشامد و با زنان حلال خود نزديكى كند ۴- روح ايمان كه با آن ايمان آورد و عدالت ورزد ۵- روح القدس كه با آن بار نبوت كشد. چون پيغمبر (ص) وفات كند، روح القدس از او به امام جانشينش منتقل شود و روح القدس خواب و غفلت و ياوهگرى و تكبر ندارد و چهار روح ديگر خواب و غفلت و تكبر و ياوهگرى دارند و روح القدس ثابت است بوسيله آنچه در شرق و غرب و خشكى و دريا است مىبيند، عرض كردم آيا ميتواند امام چيزى كه در بغداد است با دست خود بر دارد فرمود آرى حتى پائينتر از عرش را ميتواند». |
۲۲. الكافي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)[۷۵] قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَهُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ: يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى جَعَلَ فِي النَّبِيِّ (ص) خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَدَرَجَ وَرُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَجَاهَدَ وَرُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِهِ أَكَلَ وَشَرِبَ وَأَتَى النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَرُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ آمَنَ وَعَدَلَ وَرُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ (ص) انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ إِلَى الْإِمَامِ وَرُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ وَلَا يَغْفُلُ وَلَا يَلْهُو وَلَا يَزْهُو وَالْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَتَغْفُلُ وَتَزْهُو وَتَلْهُو وَرُوحُ الْقُدُسِ كَانَ يَرَى بِهِ»[۷۶]. |
مفضل بن عمر گويد: «از امام صادق(ع) پرسيدم راجع بدانستن امام(ع) آنچه را در اطراف زمين است، با اينكه خودش در ميان اتاقى است كه پردهاش انداخته است فرمود: اى مفضل! خداى تبارك و تعالى در پيغمبر (ص) پنج روح قرار داد: ۱- روح زندگى كه با آن بجنبد و راه رود ۲- روح قوه كه با آن قيام و كوشش كند ۳- روح شهوت كه با آن بخورد و بياشامد و با زنان حلال خود نزديكى كند ۴- روح ايمان كه با آن ايمان آورد و عدالت ورزد ۵- روح القدس كه با آن بار نبوت كشد. چون پيغمبر (ص) وفات كند، روح القدس از او به امام جانشينش منتقل شود و روح القدس خواب و غفلت و ياوهگرى و تكبر ندارد و چهار روح ديگر خواب و غفلت و تكبر و ياوهگرى دارند و بوسيله روح القدس همه چيز درك مىشود». |
۳-۵. من لا يحضره الفقيه عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ[۷۷]قَالَ: «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع): إِذَا زَنَى الزَّانِي خَرَجَ مِنْهُ رُوحُ الْإِيمَانِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ عَادَ إِلَيْهِ قَالَ: وَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): لَا يَزْنِي الزَّانِي حِينَ يَزْنِي وَهُوَ مُؤْمِنٌ وَلَا يَشْرَبُ الشَّارِبُ حِينَ يَشْرَبُ وَهُوَ مُؤْمِنٌ وَلَا يَسْرِقُ السَّارِقُ حِينَ يَسْرِقُ وَهُوَ مُؤْمِنٌ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع): وَكَانَ أَبِي (ع) يَقُولُ: إِذَا زَنَى الزَّانِي فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ قُلْتُ فَهَلْ يَبْقَى فِيهِ مِنَ الْإِيمَانِ شَيْءٌ مَا أَوْ قَدِ انْخَلَعَ مِنْهُ أَجْمَعُ قَالَ لَا بَلْ فِيهِ فَإِذَا قَامَ عَادَ إِلَيْهِ رُوحُ الْإِيمَانِ»[۷۸]. |
محمد بن مسلم گويد: «امام محمد باقر (ع) فرمود: هنگامى كه زانى مشغول زناكارى است حقيقت و روح ايمان از دل او بيرون شده است، پس اگر آمرزش طلبد، آن روح باو باز گردد، و گفت: رسول خدا (ص) فرمود: زناكار در حين زنا ايمان نخواهد داشت و مؤمن نيست، و میگسار در حين شرب مؤمن نيست، و سارق حين سرقت مؤمن نخواهد بود، و امام باقر (ع): فرمود پدرم (ع) میفرمود: هرگاه زناكار مشغول عمل شود روح ايمان از او مفارقت كند، گويد: پرسيدم: آيا از ايمان اندكى در قلب او میماند يا اينكه جملگى از او كناره میجويد؟ فرمود: نه بلكه علاقهاش باقى است چون برخيزد يا توبه كند باز خواهد گشت». |
۳-۶. الكافي عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ[۷۹] رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ: «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): إِنَّ لِلَّهِ نَهَراً دُونَ عَرْشِهِ وَدُونَ النَّهَرِ الَّذِي دُونَ عَرْشِهِ نُورٌ نَوَّرَهُ وَإِنَّ فِي حَافَتَيِ النَّهَرِ رُوحَيْنِ مَخْلُوقَيْنِ رُوحُ الْقُدُسِ وَرُوحٌ مِنْ أَمْرِه وَ إِنَّ لِلَّهِ عَشْرَ طِينَاتٍ خَمْسَةً مِنَ الْجَنَّةِ وَ خَمْسَةً مِنَ الْأَرْضِ فَفَسَّرَ الْجِنَانَ وَ فَسَّرَ الْأَرْضَ ثُمَّ قَالَ مَا مِنْ نَبِيٍّ وَ لَا مَلَكٍ مِنْ بَعْدِهِ جَبَلَهُ إِلَّا نَفَخَ فِيهِ مِنْ إِحْدَى الرُّوحَيْنِ وَ جَعَلَ النَّبِيَّ ص مِنْ إِحْدَى الطِّينَتَيْنِ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع مَا الْجَبْلُ فَقَالَ الْخَلْقُ غَيْرَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنَا مِنَ الْعَشْرِ طِينَاتٍ وَ نَفَخَ فِينَا مِنَ الرُّوحَيْنِ جَمِيعاً فَأَطْيِبْ بِهَا طِيباً»[۸۰]. |
على بن رئاب حديث را تا على (ع) رسانيده كه فرمود: «براى خدا نهرى است نشیب عرش خود و نشیبتر از آن نهر نورى است فروزان و در دو کناره آن نهر دو روح آفریده یکى روح القدس و دیگرى، روح وابسته به امر خدا است، و براى خدا ده طینت (سرشت، گل) است: پنج تاى آنها از بهشت است و پنج دیگر از زمین، آنگاه بهشتى و زمینى را تفسیر نمود. سپس فرمود: هر پیغمبر و فرشتهاى را که خدا پس از پیغمبر سرشته است، یکى از این دو روح را در او دمیده، و پیغمبر (ص) را از یکى از آن دو قسم طینت سرشته است بجز ما خاندان. راوى گوید بموسى بن جعفر (ع) عرض کردم: سرشتن چیست؟ فرمود: آفریدنست. همانا خداى عز و جل ما خاندان را، از آن ده طینت آفرید و از هر دو روح در ما دمید، وه چه طینت پاکیزهاى». |
۳-۷. بصائر الدرجات عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ الزَّيَّاتِ[۸۱] يَرْفَعُهُ إِلَى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ: «قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ[۸۲]: إِنَّ لِلَّهِ نَهَراً دُونَ عَرْشِهِ وَدُونَ النَّهَرِ الَّذِي دُونَ عَرْشِهِ نُورٌ مِنْ نُورِهِ وَإِنَّ فِي [۸۳] حَافَتَيِ النَّهَرِ رُوحَيْنِ مَخْلُوقَيْنِ رُوحُ الْقُدُسِ وَرُوحٌ مِنْ أَمْرِه»[۸۴]. |
على بن عطیه حديث را تا امیرالمومنین (ع) رسانيده كه فرمود: «براى خدا نهرى است نشيب عرش خود و نشيبتر از آن نهر نورى است از نورش و در دو كناره آن نهر دو روح آفريده يكى روح القدس و ديگرى، روح وابسته به امر خدا است». |
۳-۸. مختصر البصائر عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِي[۸۵]عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: «قَالَ أَمِيرالْمُؤْمِنِينَ (ع): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَدٌ وَاحِدٌ، تَفَرَّدَ فِي وَحْدَانِيَّتِهِ، ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصَارَتْ نُوراً، ثُمَّ خَلَقَ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ مُحَمَّداً (ص) وَخَلَقَنِي وَذُرِّيَّتِي، ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصَارَتْ رُوحاً فَأَسْكَنَهُ[۸۶] اللَّهُ فِي ذَلِكَ النُّورِ وَأَسْكَنَهُ فِي أَبْدَانِنَا، فَنَحْنُ رُوحُ اللَّهِ وَكَلِمَاتُهُ، فَبِنَا[۸۷] احْتَجَّ عَلَى [۸۸] خَلْقِهِ، فَمَا زِلْنَا فِي ظُلَّةٍ خَضْرَاء»[۸۹]. |
ابو حمزه ثمالی از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمود: «امیرالمومنین فرمود: خداوند تبارك و تعالى يكتا و بی همتا است و در وحدانيت خود بی نظير است سپس تكلم بكلمهاى كرد آن كلمه نور محمّد (ص) را آفريد و من و ذريّهام را آفريد سپس تكلم بكلمهاى كرد آن كلمه روح شد. روح را خداوند در آن نور سكونت داد و در بدنهاى ما قرار داد پس ما روح اللَّه و كلمات خدائيم بوسيله ما بر خلقش احتجاج میکند. و پيوسته ما در زير سايبانى سبز قرار داشتيم». |
۴. احادیث و نفخت فیه من روحی
متن | ترجمه |
۴-۱. التوحید عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ[۹۰] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ﴿﴿وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾ كَيْفَ هَذَا النَّفْخُ؟ فَقَالَ: إِنَّ الرُّوحَ مُتَحَرِّكٌ كَالرِّيحِ وَإِنَّمَا سُمِّيَ رُوحاً لِأَنَّهُ اشْتُقَّ اسْمُهُ مِنَ الرِّيحِ وَإِنَّمَا أَخْرَجَهُ عَلَى لَفْظِ الرُّوحِ لِأَنَّ الرُّوحَ مُجَانِسٌ لِلرِّيحِ وَإِنَّمَا أَضَافَهُ إِلَى نَفْسِهِ لِأَنَّهُ اصْطَفَاهُ عَلَى سَائِرِ الْأَرْوَاحِ كَمَا اصْطَفَى بَيْتاً مِنَ الْبُيُوتِ فَقَالَ بَيْتِيَ وَقَالَ لِرَسُولٍ مِنَ الرُّسُلِ خَلِيلِي وَأَشْبَاهِ ذَلِكَ وَكُلُّ ذَلِكَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مُحْدَثٌ مَرْبُوبٌ مُدَبَّر» [۹۱]. |
محمد بن مسلم گوید: «از امام باقر (ع) پرسيدم از قول خداى عز و جل: و در او از روح خود دميدم آيا اين دميدن چگونه بوده است؟ فرمود: روح چون باد در جنبش است، و براى اين به نام روح ناميده شده كه از ريح اشتقاق يافته و بدين جهت از كلمه ريح اشتقاق يافته كه ارواح همجنس بادند و همانا خدا آن را به خود وابسته است چون كه او را بر ارواح ديگر برگزيده است چنان یک خانه از میان خانهها را برگزیده و گفته است: خانه من و به يك فرستادهاى در ميان رسولان گفته است: خليل من، و مانند آن، و همه اينها آفريده و ساخته و پديد شده و پروريدهاند». |
۴-۲. الکافي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم[۹۲] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ﴿﴿وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾ كَيْفَ هَذَا النَّفْخُ؟ فَقَالَ: إِنَّ الرُّوحَ مُتَحَرِّكٌ كَالرِّيحِ وَإِنَّمَا سُمِّيَ رُوحاً لِأَنَّهُ اشْتَقَّ اسْمَهُ مِنَ الرِّيحِ وَإِنَّمَا أَخْرَجَهُ عَنْ لَفْظَةِ الرِّيحِ لِأَنَّ الْأَرْوَاح مُجَانِسَةٌ لِلرِّيحِ وَإِنَّمَا أَضَافَهُ إِلَى نَفْسِهِ لِأَنَّهُ اصْطَفَاهُ عَلَى سَائِرِ الْأَرْوَاحِ كَمَا قَالَ لِبَيْتٍ مِنَ الْبُيُوتِ بَيْتِي وَلِرَسُولٍ مِنَ الرُّسُلِ خَلِيلِي وَأَشْبَاهِ ذَلِكَ وَكُلُّ ذَلِكَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مُحْدَثٌ مَرْبُوبٌ مُدَبَّرٌ»[۹۳]. |
محمد بن مسلم گوید: «از امام صادق (ع) پرسيدم از قول خداى عز و جل: چون او را درست كردم و در او از روح خود دميدم آيا اين دميدن چگونه بوده است؟ فرمود: روح چون باد در جنبش است، و براى اين به نام روح ناميده شده كه از ريح اشتقاق يافته و بدين جهت از كلمه ريح اشتقاق يافته كه ارواح همجنس بادند و همانا خدا آن را به خود وابسته است چون كه او را بر ارواح ديگر برگزيده است چنان كه به يك خانه گفته است: خانه من و به يك فرستادهاى در ميان رسولان گفته است: خليل من، و مانند آن، و همه اينها آفريده و ساخته و پديد شده و پروريدهاند». |
۴-۳. تفسير العياشي عن أبي جعفر الأحول [۹۴] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قال: «سألته عن الروح التي في آدم قوله: ﴿﴿فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾. قال: هذه روح مخلوقة لله، و الروح التي في عيسى ابن مريم مخلوقة لله»[۹۵]. |
ابا جعفر احول گوید: «از امام صادق درباره روحی که در آدم است در قول خداوند پرسیدم که می فرماید: پس هنگامی که او را به اندام در آوردم و در او از روان خود دمیدم. فرمود: این روح مخلوق خدا است. و روحی که در عیسی بن مریم دمیده شد، نیز مخلوق خدا است». |
۴-۴. التوحيد عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو[۹۶] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِي قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾ قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ خَلْقاً وَخَلَقَ رُوحاً ثُمَّ أَمَرَ مَلَكاً فَنَفَخَ فِيهِ فَلَيْسَتْ بِالَّتِي نَقَصَتْ مِنْ قُدْرَةِ اللَّهِ شَيْئاً هِيَ مِنْ قُدْرَتِهِ»[۹۷]. |
عبد الكريم بن عمرو از حضرت صادق (ع) نقل میکند كه در قول خداى عزوجل فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فرمود: «خداى عزوجل خلقى را آفريد و روحى را خلق كرد بعد از آن فرشته را امر فرمود و در آن دميد و آن روح روحى نبود كه از قدرت خدا چيزى را كم كرده باشد يا بر هم زده باشد و آن از قدرت او است». |
۴-۵. تفسير العياشي عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر (ع) قال: «سألته عن قول الله: ﴿﴿وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ﴾﴾. قال: روح خلقها الله فنفخ في آدم منها»[۹۸]. |
محمد ابن مسلم گوید: «از امام باقر (ع) درباره قول خداوند پرسیدم که می فرماید: و در او از روان خودم دمیدم پس بر او به فروتنی در افتید. فرمود: آن روحی است که خدا آن را خلق کرد و از آن در آدم دمید». |
۴-۶. التوحيد عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۹۹] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) فِي قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَ ﴿﴿وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾ قَالَ: «مِنْ قُدْرَتِي»[۱۰۰]. |
ابو بصير از حضرت باقر (ع) نقل میکند كه در شرح قول خداى عزوجل: وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي. فرمود: «يعنى از قدرت من است». |
۴-۷. الكافي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ[۱۰۱]قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَمَّا يَرْوُونَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ فَقَالَ: هِيَ صُورَةٌ مُحْدَثَةٌ مَخْلُوقَةٌ وَاصْطَفَاهَا اللَّهُ وَاخْتَارَهَا عَلَى سَائِرِ الصُّوَرِ الْمُخْتَلِفَةِ فَأَضَافَهَا إِلَى نَفْسِهِ كَمَا أَضَافَ الْكَعْبَةَ إِلَى نَفْسِهِ وَالرُّوحَ إِلَى نَفْسِهِ. فَقَالَ: ﴿﴿بَيْتِيَ﴾﴾ ﴿﴿وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾»[۱۰۲]. |
محمد بن مسلم گويد: «از امام باقر (ع) پرسيدم راجع به آنچه روايت كنند كه: خدا آدم را بهصورت خود آفريده است. حضرت فرمود: آن صورتى است پديده و آفريده كه خدا آن را انتخاب كرده و بر ساير صورتهاى مختلف برگزيده است و بخود نسبت داده است همچنان كه كعبه و روح را بخود نسبت داده و فرموده است: خانه من و دميدم در او از روحم». |
۴-۸. التوحيد عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ[۱۰۳]قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَمَّا يَرْوُونَ[۱۰۴] أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ فَقَالَ: هِيَ صُورَةٌ مُحْدَثَةٌ مَخْلُوقَةٌ اصْطَفَاهَا اللَّهُ وَاخْتَارَهَا عَلَى سَائِرِ الصُّوَرِ الْمُخْتَلِفَةِ فَأَضَافَهَا إِلَى نَفْسِهِ كَمَا أَضَافَ الْكَعْبَةَ إِلَى نَفْسِهِ وَالرُّوحَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ: ﴿﴿بَيْتِيَ﴾﴾ وَقَالَ: ﴿﴿وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾»[۱۰۵]. |
محمد بن مسلم گوید: «حضرت باقر (ع) را سؤال كردم از آنچه روايت میكنند كه خداى عزوجل آدم را بر صورت خويش آفريد فرمود: كه آن صورت صورتى بود كه خدا آن را احداث و خلق فرمود و خدا آن را برگزيد و بر سائر صورتهاى مختلفه كه خلق نموده اختيار فرمود پس آن صورت را بخود نسبت داد چنان كه خانه كعبه را بخود و روح را بخود نسبت داد و فرمود كه خانه من و فرمود وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي يعنى و بدمم در آن از روح خويش». |
۴-۹. التوحيد عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ[۱۰۶]قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾. قَالَ: رُوحٌ اخْتَارَهُ اللَّهُ وَاصْطَفَاهُ وَخَلَقَهُ وَأَضَافَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَفَضَّلَهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَرْوَاحِ فَأَمَرَ فَنُفِخَ مِنْهُ فِي آدَم».[۱۰۷]. |
محمد بن مسلم گوید: «حضرت باقر (ع) را سؤال كردم از قول خداى عزوجل: وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فرمود: كه روحى است كه خدا آن را اختيار كرده و برگزيده و آفريده و آن را بسوى خود نسبت داده و بر همه روحها تفضيل داده و امر فرموده و از آن در آدم دميده شده». |
۴-۱۰. تفسير العياشي عن أبي بصير، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِي قَوْلِهِ: ﴿﴿فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾. قَالَ: «خَلَقَ خَلْقاً وَخَلَقَ رُوحاً ثُمَّ أَمَرَ الملك فَنَفَخَ فيه وَلَيْسَتْ بِالَّتِي نَقَصَتْ مِنْ اللَّهِ شَيْئاً هِيَ مِنْ قُدْرَتِهِ تبارك وتعالى»[۱۰۸] |
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل میکند که در شرح آیه پس هنگامی که او را به اندام در آوردم و در او از روان خود دمیدم، فرمود: «خداوند مخلوقی را آفرید و روحی را آفرید. سپس به فرشتگان امر فرمود و در او دمید. و این طور نیست که از خدا چیزی بکاهد. این از قدرت خداوند تبارک و تعالی است». |
۴-۱۱. الكافي عَنِ الْأَحْوَلِ [۱۰۹]قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) عَنِ الرُّوحِ الَّتِي فِي آدَمَ (ع) قَوْلِهِ ﴿﴿فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي﴾﴾. قَالَ: هَذِهِ رُوحٌ مَخْلُوقَةٌ وَالرُّوحُ الَّتِي فِي عِيسَى مَخْلُوقَةٌ»[۱۱۰]. |
احول گويد: «از حضرت صادق (ع) درباره روحى كه در آدم (ع) دميده شد پرسيدم كه خدا فرمايد: چون او را برابر ساختم و از روح خود در او دميدم. حضرت فرمود: آن روح مخلوقی است و هم روحى كه در عيسى بود مخلوق بود». |
۴-۱۲. تفسير القمي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيم: «﴿﴿وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا﴾﴾. قَالَ: مريم لَمْ يُنْظَرْ إِلَيْهَا شيء وقوله: ﴿﴿فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا﴾﴾. قال: رُوح مَخْلُوقَة بأمر الله؛ يعني من أمرنا»[۱۱۱]. |
علی بن ابراهیم نقل میکند: «در شرح آیه و آن زن را یاد کن که پاکدامن بود. فرمود: چیزی به مریم نگاه نکرده بود. و در باره قول خداوند: و در او از روان خویش دمیدیم. فرمود: روحی است که به امر خدا خلقت یافته است؛ یعنی از امر ما». |
۴-۱۳. تفسير القمي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيم: «﴿﴿وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا﴾﴾. قَالَ: لَمْ يُنْظَرْ إِلَيْهَا ﴿﴿فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا﴾﴾ أَيْ: رُوحٍ مَخْلُوقَةٍ، ﴿﴿وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ﴾﴾؛ أَيْ: مِنَ الدَّاعِين»[۱۱۲]. |
علی بن ابراهیم نقل میکند: «در شرح آیه و مريم دختر عمران را كه پاكدامن بود، فرمود: به او نظر نشده بود. و درباره و ما از روح خويش در آن دميديم. فرمود: به معنای روحی که خلقت یافته است. و درباره و از فرمانبرداران بود. فرمود: از دعوت کنندگان». |
۴-۱۴. التوحيد عَنِ الزُّهْرِيِّ [۱۱۳] قَالَ: «قَالَ رَجُلٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع): جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ أَ بِقَدَرٍ يُصِيبُ النَّاسَ مَا أَصَابَهُمْ أَمْ بِعَمَلٍ فَقَالَ(ع): إِنَّ الْقَدَرَ وَالْعَمَلَ بِمَنْزِلَةِ الرُّوحِ وَالْجَسَدِ فَالرُّوحُ بِغَيْرِ جَسَدٍ لَا تُحَسُّ وَالْجَسَدُ بِغَيْرِ رُوحٍ صُورَةٌ لَا حَرَاكَ بِهَا»[۱۱۴]. |
زهری گوید: «گفت مردى به على بن الحسين (ع) عرض كرد كه خدا مرا فداى تو گرداند آيا بقدر به مردم میرسد آنچه به ايشان میرسد يا به عمل فرمود كه قدر و عمل به منزله روح و جسدند پس روح بیجسد محسوس نمیشود و جسد بیروح صورتى است كه حركتى با آن نيست». |
۵. در تفسیر روح من امر الله
متن | ترجمه |
۵-۱. بصائر الدرجات عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ[۱۱۵] قَالَ: «سَأَلَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) رَجُلٌ وَأَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى: ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾. فَقَالَ: مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهِ ذَلِكَ الرُّوحَ عَلَى مُحَمَّدٍ (ص) لَمْ يَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ وَإِنَّهُ لَفِينَا»[۱۱۶]. |
علی بن اسباط گويد: «من حاضر بودم كه مردى از امام صادق (ع) در باره قول خداى تعالی: و همچنين روحى از امر خود را بسوى تو وحى كرديم پرسيد. امام فرمود: از زمانى كه خداى عزوجل آن روح را بر محمد (ص) فرو فرستاده، به آسمان بالا نرفته است و آن روح در ما هست». |
۵-۲. بصائر الدرجات عَنْ زُرَارَةَ[۱۱۷] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ: ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ وَلكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا﴾﴾. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع): «مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهِ ذَلِكَ الرُّوحَ عَلَى نَبِيِّهِ مَا صَعِدَ إِلَى السَّمَاءِ وَإِنَّهُ لَفِينَا»[۱۱۸]. |
زراره از امام باقر (ع) در باره شرح آیه و بدين گونه ما روحى از امر خويش را به تو وحى كرديم تو نمیدانستى كتاب و ايمان چيست ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بدان از بندگان خويش هر كه را بخواهيم راهنمايى میكنيم نقل می کند که فرمود: «از زمانى كه خدا آن روح را بر نبیاش فرو فرستاده، به آسمان بالا نرفته است و آن روح در ما هست». |
۵-۳. بصائر الدرجات عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ [۱۱۹]قَالَ: «سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ هِيتَ وَأَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ: ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾. قَالَ: مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهُ ذَلِكَ الرُّوحَ عَلَى مُحَمَّدٍ (ص) مَا صَعِدَ إِلَى السَّمَاءِ وَإِنَّهُ لَفِينَا»[۱۲۰]. |
علی بن اسباط گويد: «من حاضر بودم كه مردى از اهل هیت از امام (ع) در باره قول خداى تعالی: و همچنين روحى از امر خود را بسوى تو وحى كرديم پرسيد. امام فرمود: از زمانى كه خداى عزوجل آن روح را بر محمد (ص) فرو فرستاده، به آسمان بالا نرفته است و آن روح در ما هست». |
۵-۴. بصائر الدرجات أَسْبَاطُ بْنُ سَالِمٍ[۱۲۱]قَالَ: «كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع) فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ هِيتَ فَقَالَ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فِي كِتَابِهِ ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾ قَالَ: ذَلِكَ فِينَا مُنْذُ هَبَطَهُ اللَّهُ إِلَى الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ إِلَى السَّمَاءِ»[۱۲۲]. |
اسباط بن سالم گويد: «من نزد امام صادق (ع) بودم که مردی از اهل هیت وارد شد و گفت: خدا شما را به سلامت دارد و پرسید در باره قول خداى تعالی: و همچنين روحى از امر خود را بسوى تو وحى كرديم. امام فرمود: آن روح در ما هست از زمانى كه خداى عزوجل آن را فرو فرستاده، به آسمان نرفته است». |
۵-۵. بصائر الدرجات عَنْ سَلَّامِ بْنِ الْمُسْتَنِيرِ[۱۲۳] قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَقَدْ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾. فَقَالَ: الرُّوحُ الَّذِي قَالَ اللَّهُ ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾ فَإِنَّهُ هَبَطَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى مُحَمَّدٍ (ص) ثُمَّ لَمْ يَصْعَدْ إِلَى السَّمَاءِ مُنْذُ هَبَطَ إِلَى الْأَرْضِ»[۱۲۴]. |
سلام بن مستنیر گوید: «از امام باقر (ع) شنیدم که در پاسخ به سوالی درباره قول خداوند تبارک و تعالی: و همچنين روحى از امر خود را بسوى تو وحى كرديم. فرمود: آن روحی است که خداوند در آیه و بدين گونه ما روحى از امر خويش را به تو وحى كرديم فرمود. آن روح از آسمان بر محمد (ص) فرود آمد و تا کنون به آسمان بازنگشته است». |
۵-۶. الكافي عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ[۱۲۵] قَالَ: «سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ هِيتَ وَأَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا﴾﴾. فَقَالَ: مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزّ وَجَلَّ ذَلِكَ الرُّوحَ عَلَى مُحَمَّدٍ (ص) مَا صَعِدَ إِلَى السَّمَاءِ وَإِنَّهُ لَفِينَا.»[۱۲۶]. |
اسباط بن سالم گويد: «من حاضر بودم كه مردى از اهل هيت [۱۲۷]از امام (ع) در باره قول خداى عزوجل: و همچنين روحى از امر خود را بسوى تو وحى كرديم پرسيد. امام فرمود: از زمانى كه خداى عزوجل آن روح را بر محمد (ص) فرو فرستاده، به آسمان بالا نرفته است و آن روح در ما هست». |
۵-۷. بصائر الدرجات عن أسباط بياع الزطي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)[۱۲۸] قَالَ: «قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ هِيتَ: قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ ﴿﴿وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الْإِيمانُ﴾﴾. قَالَ: فَقَالَ مَلَكٍ مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهِ ذَلِكَ الْمَلَكُ لَمْ يَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ»[۱۲۹]. |
اسباط بیاع الزطی گوید: «مردی از اهالی هیت از امام صادق (ع) درباره آیه و بدين گونه ما روحى از امر خويش را به تو وحى كرديم تو نمیدانستى كتاب و ايمان چيست پرسید. امام فرمود: پس فرمود فرشتهای را که از زمانی که خداوند آن ملک را فرو فرستاد به آسمان نرفته است. همراه رسول خدا (ص) بود و همراه امامان است و آنها را استوار میکند». |
۵-۸. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي بَصِيرٍ[۱۳۰] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ ﴿﴿يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ﴾﴾. فَقَالَ: جَبْرَئِيلُ الَّذِي نَزَلَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَالرُّوحُ تَكُونُ مَعَهُمْ وَمَعَ الْأَوْصِيَاءِ لَا تُفَارِقُهُم»[۱۳۱]. |
ابوبصیر گوید: «از امام باقر (ع) درباره آیه فرشتگان را با روح از امر خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد فرو میفرستد سوال کردم. فرمود: آن جبرئیل است که بر انبیا فرود آمد و روح همراه آنان است و همراه اوصیا است و از آنها جدا نمی شود». |
۵-۹. علل الشرائع عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ [۱۳۲]قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ:....قَالَ آدَمُ يَا رَبِّ أَ فَتَأْذَنُ لِي فِي الْكَلَامِ فَأَتَكَلَّمُ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: تَكَلَّمْ فَإِنَّ رُوحَكَ مِنْ رُوحِي وَطَبِيعَتَكَ مِنْ خِلَافِ كَيْنُونَتِي» [۱۳۳]. |
حسن بن محبوب گوید: «از امام باقر (ع) شنیدم که میفرمود: ... آدم عرض کرد: پروردگارم، پس آیا به من اجازه سخن گفتن میدهی تا سخن بگویم؟ خداوند فرمود: سخن بگو. همانا روح تو از روح من است و طبیعت تو برخلاف وجود من است». |
۵-۱۰. الكافي عَنْ حَبِيبٍ السِّجِسْتَانِيِّ [۱۳۴] قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ: قَالَ آدَمُ (ع) يَا رَبِّ فَتَأْذَنُ لِي فِي الْكَلَامِ فَأَتَكَلَّمَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ تَكَلَّمْ فَإِنَّ رُوحَكَ مِنْ رُوحِي وَطَبِيعَتَكَ مِنْ خِلَافِ كَيْنُونَتِي»[۱۳۵]. |
حبیب سجستانی گوید: «از امام باقر (ع) شنیدم که میفرمود: آدم عرض کرد: پروردگارم، پس آیا به من اجازه سخن گفتن میدهی تا سخن بگویم؟ خداوند فرمود: سخن بگو. همانا روح تو از روح من است و طبیعت تو برخلاف وجود من است». |
۵-۸. بصائر الدرجات عَنْ أَبِي حَمْزَةَ[۱۳۶] قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الْعِلْمِ مَا هُوَ أَ عِلْمٌ يَتَعَلَّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَوْ فِي كِتَابٍ عِنْدَكُمْ تَقْرَءُونَهُ فَتَعْلَمُونَ مِنْهُ فَقَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجَلُّ أَ مَا سَمِعْتَ مِنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ ثُمَّ قَالَ وَ أَيُّ شَيْءٍ يَقُولُ أَصْحَابُكُمْ فِي هَذِهِ الْآيَةِ فَقُلْتُ لَا أَدْرِي جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا يَقُولُونَ قَالَ بَلَى قَدْ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ تِلْكَ الرُّوحَ الَّتِي يُعْطِيهَا اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ فَإِذَا أَعْطَاهَا اللَّهُ عَبْداً عَلَّمَهُ الْفَهْمَ وَ الْعِلْمَ.»[۱۳۷]. |
|
۵-۱۰. الكافي عَنْ أَبِي حَمْزَةَ[۱۳۸] قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الْعِلْمِ أَ هُوَ عِلْمٌ يَتَعَلَّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَمْ فِي الْكِتَابِ عِنْدَكُمْ تَقْرَءُونَهُ فَتَعْلَمُونَ مِنْهُ قَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَوْجَبُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ ثُمَّ قَالَ أَيَّ شَيْءٍ يَقُولُ أَصْحَابُكُمْ فِي هَذِهِ الْآيَةِ أَ يُقِرُّونَ أَنَّهُ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ فَقُلْتُ لَا أَدْرِي جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا يَقُولُونَ فَقَالَ لِي بَلَى قَدْ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى الرُّوحَ الَّتِي ذُكِرَ فِي الْكِتَابِ فَلَمَّا أَوْحَاهَا إِلَيْهِ عَلَّمَ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ وَ هِيَ الرُّوحُ الَّتِي يُعْطِيهَا اللَّهُ تَعَالَى مَنْ شَاءَ فَإِذَا أَعْطَاهَا عَبْداً عَلَّمَهُ الْفَهْمَ»[۱۳۹]. |
۶. در تفسیر وایدهم بروح منه
متن | ترجمه |
۶-۱. الكافي عَنْ أَبِي حَمْزَةَ[۱۴۰] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ﴾﴾. قَالَ: هُوَ الْإِيمَانُ»[۱۴۱]. |
ابو حمزه گويد: «از امام باقر (ع) راجع بقول خداى عزوجل: سكينه را در دل مؤمنين نازل كرد پرسيدم، فرمود: سكينه ايمانی است و باز در باره قول خداى عز وجل: با روحى از جانب خود ايشان را تأييد كرد پرسيدم، فرمود: آن روح ايمان است». |
۶-۲. الإحتجاج على أهل اللجاج حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ ﴿﴿وَرُوحٌ مِنْهُ﴾﴾. قَالَ: هِيَ مَخْلُوقَةٌ خَلَقَهَا اللَّهُ بِحِكْمَتِهِ فِي آدَمَ وَفِي عِيسَى (ع)»[۱۴۲]. |
حمران بن اعین گوید: «من از حضرت أبا جعفر محمد الباقر (ع) از معنى قول خداى تعالى و أيده بروح منه استعلام و استفهام نمودم آن حضرت فرمود كه: روح مخلوقی است حضرت خالق آن را بحكمت خود در حضرت آدم و عيسى خلق و ايجاد فرمود». |
۶-۳. المحاسن عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ[۱۴۳] قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (ع) فِي قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (ص): إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ. قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَ ﴿﴿وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ذَلِكَ الَّذِي يُفَارِقُهُم﴾﴾»[۱۴۴]. |
ابن بكير گويد: «به امام باقر (ع) عرض كردم: چه میفرمائى درباره قول رسول خدا (ص) كه: چون مرد زنا كند روح ايمان از او جدا شود. فرمود: اين همان فرموده خدا است كه فرمايد: و آنها را به روحى از جانب خود تقويت كرد اين است روحى كه از او جدا میشود». |
۶-۴. الكافي عَنْ دَاوُدَ[۱۴۵]قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ( ص): إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ. قَالَ: فَقَالَ هُوَ مِثْلُ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ﴾﴾. ثُمَّ قَالَ غَيْرُ هَذَا أَبْيَنُ مِنْهُ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿﴿وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ هُوَ الَّذِي فَارَقَهُ﴾﴾.»[۱۴۶]. |
داود گويد: «از امام صادق (ع) درباره قول رسول خدا (ص): چون مرد زنا كند روح ايمان از او جدا شود پرسيدم. فرمود: آن مانند قول خداى عزوجل است: در آنچه انفاق میكنيد قصد بد و پست آن را نكنيد. سپس فرمود: آيه ديگر روشنتر از اين است و آن قول خداى عزوجل است: و آنها را بروحى از خود تقويت فرمود اين روح است كه از او جدا شود». |
۶-۵. ثواب الأعمال وعقاب الأعمال عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ[۱۴۷]قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (ع) فِي قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (ص): إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ قَالَ قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿﴿وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ذَلِكَ الَّذِي يُفَارِقُهُ﴾﴾»[۱۴۸]. |
عبداللَّه بن بكير گويد: «از امام باقر (ع) درباره سخن پيامبر خدا (ص) پرسيدم كه فرموده بود: چون مردى زنا كند روح ايمان از او جدا گردد، امام (ع) فرمود: اين روح همان است كه در سخن خداى فرازمند آمده است كه: ايشان را با روحى از جانب خويش تأييد نموديم اين همان روحى است كه از او جدا میگردد». |
۶-۶. الكافي عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ [۱۴۹]عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَلِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِي جَوْفِهِ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَأُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ ﴿﴿وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه﴾﴾»[۱۵۰]. |
ابان بن تغلب گوید: «امام صادق (ع) فرمود: مؤمنى نيست جز آنكه قلبش از درون دو گوش دارد؛ ۱- گوشى كه وسواس خناس در آن دمد. ۲- گوشى كه فرشته در آن دمد، و خدا مؤمن را بسبب فرشته تقويت كند، و همين است گفتار خداى تعالى: «آنها را بوسيله روحى از جانب خود تقويت كرده است». |
۶-۷. عيون أخبار الرضا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ[۱۵۱]: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَدْ أَيَّدَنَا بِرُوحٍ مِنْهُ مُقَدَّسَةٍ مُطَهَّرَةٍ لَيْسَتْ بِمَلَكٍ لَمْ تَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى إِلَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهِيَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا تُسَدِّدُهُمْ وَتُوَفِّقُهُمْ وَهُوَ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»[۱۵۲]. |
حسن بن جهم روايت كرده: «حقتعالى همانا ما را بروح مقدس و مطهرى مؤيد ساخته است و آن روح فرشته نيست و با احدى از كسانى كه اين دار فانى را وداع كردند نبوده است مگر با رسول خدا (ص) و با ائمه (ع) كه يارى ميكند و اعانت مینمايد ايشان را و آن عمودى است از نور كه ميان ما و ميان خدا است». |
نکتهٔ ویرایشی
در هنگام ویرایش مقالهٔ خود، از حرف (هٔ) در موارد لازم استفاده کنید. لطفاً از این حرف، در عنوانهای مقالات و لینکهای داخلی جداً خودداری کنید.
- مثال (۱): پژوهشگر در مقالهٔ خود اشاره کرده است.
- مثال (۲): رسالهٔ آیات امامت.
یادآوری این نکته سزاوار است که این حرف متشکل از دو حرف (ه) و علامت همزه است؛ و نه یک حرف واحد که خود این مسئله، نکته دارد. نکته در اینجاست که این روش اجازه خواهد داد کسانی که که در جستجو کلمه را با (ه) خالی (بدون همزه) جستجو می کنند این کلمات را خواهند یافت.
--Wasity (بحث) ۲۹ مارس ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۳۹ (UTC)
نيازمند إصلاح
امامت شهيد مطهرى
مسند احمد بن حنبل (کتاب)#پانویس اين كتاب معرفى شده
لطفاً براى لفظ صلوات از رمز مخصوص استفاده كنيد
در همين لينك استفاده كردم:
http://fa.imamatpedia.com/wiki/امامت_و_رهبری_(کتاب)
--Wasity (بحث) ۲۸ ژوئن ۲۰۱۶، ساعت ۲۰:۱۰ (UTC)
تست
سید روح الله موسوی خمینی (امام خمینی) | |
---|---|
![]() | |
لقب | امام و آیتالله العظمی |
تاریخ درگذشت | ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ش |
آرامگاه | بهشت زهرا - تهران (ايران) |
ملیت | ایرانی |
زبان | فارسی |
پیشه | مرجع تقلید |
نقشهای برجسته | رهبری انقلاب اسلامی ایران |
منصب | ولی فقیه |
دین | اسلام |
مذهب | شیعه اثناعشری |
اطلاعات علمی | |
تحصیلات | اجتهاد |
حوزه علمیه | قم و نجف |
استادان | عبدالکریم حائری، میرزا جواد ملکی تبریزی، محمد علی شاهآبادی |
آثار | «مصباح الهدایة إلی الخلافة و الولایة» «آداب الصلاة» «مناهج الوصول إلی علم الأصول» «کتاب البیع» «تحریر الوسیلة» «ولایت فقیه» |
وبگاه | پایگاه اطلاعرسانی امام خمینی
|
سید روح الله موسوی خمینی (۱۲۸۱ -۱۳۶۸ ش) مشهور به امام خمینی ، رهبر انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، از نامآورترین مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری. او جز فقه و اصول در فلسفه اسلامی و عرفان نظری نیز صاحب نظر و دارای آثار متعددی بود که «مصباح الهدایة إلی الخلافة و الولایة»، «آداب الصلاة»، «مناهج الوصول إلی علم الأصول»، «کتاب البیع»، «تحریر الوسیلة» و «ولایت فقیه» از مهمترین آنها به شمار میروند. در دوران تدریس در قم در مدرسه فیضیه جلسات درس اخلاق برپا میکرد. در تمام عمر زندگی ساده و زاهدانهای داشت. در دوران مرجعیت که ساکن نجف بود و نیز در ده سال آخر عمر که رهبر جمهوری اسلامی بود در جماران، در خانهای محقر زندگی میکرد. نهضت اسلامی او برعلیه رژیم سلطه در ایران بر اساس آموزههای حدیثی و فقهی ولایت مطلقه فقیه بنا نهاد و این نظریه فقهی ـ سیاسی مبتنی بر باورهای شیعی را بسط و گسترش داد.
ولادت و خانواده
وی در ۳۰ شهریور ۱۲۸۱ ش (۲۰ جمادی الثانی ۱۳۲۰ ق - ۲۴ سپتامبر ۱۹۰۲) در شهرستان خمین متولد شد. پدر وی آیتالله سید مصطفی موسوی، مجتهد و از علمای خمین بود که به دست عمال حکومت وقت به شهادت رسید. مادر وی بانو هاجر، از نوادگان آیتالله خوانساری بود.
تحصیلات
تحصیلات ابتدایی و علوم مقدماتی حوزه را در خمین آموخت. از سال ۱۲۹۸ عازم مدرسه سپهدار اراک شد و پس از یک سال و به دنبال هجرت آیتالله عبدالکریم حائری یزدی (زعیم وقت حوزه علمیه اراک) به قم، برای فراگیری تحصیلات تکمیلی حوزوی رهسپار حوزه علمیه قم شد. وی همزمان با فراگیری ادبیات عرب، فقه و اصول که از دروس مرسوم حوزه بودند، به تحصیل ریاضیات، هیئت، علوم معنوی و عرفانی، عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب پرداخت.
استادان
او تحصیلات مقدمات و سطح را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: سید مرتضی پسندیده، محمود افتخار العلما، رضا نجفی خمینی، محمد علی بروجردی، محمد گلپایگانی، عباس اراکی، محمد علی ادبب تهرانی، سید محمد تقی خوانساری و سید علی یثربی کاشانی فرا گرفت.
در مقطع درس خارج نیز به مدت ۱۱ سال از درس آیتالله سید عبدالکریم حائری یزدی بهره جست.
از اساتید علوم عقلی و اخلاقی وی میتوان به حضرات آیات: سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، علی اکبر حکمی یزدی، محمد رضا مسجدشاهی اصفهانی، میرزا جواد ملکی تبریزی و محمد علی شاهآبادی اشاره کرد.[۱۵۳]
تدریس در حوزه
وی طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و ... همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز قریب ۱۴ سال در مسجد شیخ اعظم انصاری معارف اهل بیت و سطح عالی فقه را تدریس نمود. در نجف برای نخستین بار مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درسهای ولایت فقیه بازگو نمود.[۱۵۴]
مرجعیت
کتابهای منتشر شده
به زبان فارسی
- سر الصلوة؛
- آداب الصلوة؛
- شرح چهل حدیث؛
- شرح حدیث جنود عقل و جهل؛
- کشف اسرار؛
- حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی؛
- توضیح المسائل؛
- مناسک حج؛
به زبان عربی
- الاستصحاب؛
- التعلیقة علی الفوائد الرضویه؛
- رسائل العشرة؛
- العروة الوثقی مع التعالیق؛
- انوار الهدایة فی التعلیقة الکفایة (2 جلد)؛
- تحریر الوسیلة (2 جلد)؛
- تعلیقات علی شرح الفصوص الحکم و مصباح الانس؛
- رسالة فی تعیین الفجر فی اللیالی المقمرة؛
- رسالة نجاة العباد (2 جلد)؛
- کتاب البیع (5 جلد)؛
- مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة؛
- مناهج الوصول الی علم الاصول (2 جلد)؛
- وسیلة النجاة مع تعالیق؛
- الاجتهاد و التقلید؛
- التعادل و الترجیح؛
- الخلل فى الصلاة؛
- الطلب و الارادة؛
- المکاسب المحرمة (2 جلد)؛
- بدایع الدرر فى قاعدة نفى الضرر؛
- تنزیل العلل التشریعیة على التکوینیة؛
- شرح دعاء السحر؛
- کتاب الطهارة (2 جلد)؛
- لمحات الاصول؛
فعالیت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی
وی با نوشتن کتاب کشف اسرار، به افشاگری علیه حکومت پهلوی پرداخت و با دفاع از اسلام و روحانیت به پاسخگویی شبهات پرداخت. در همین کتاب ایده حکومت اسلامی و ضرورت تشکیل آن را مطرح کرد. سال بعد (اردیبهشت 1323 ه.ش.) نخستین بیانیه سیاسی امام خمینی با عنوان پیام به ملت ایران، دعوت به قیام برای خدا صادر شد که در آن آشکارا علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فرا خوانده بود. http://www.imam-khomeini.ir/fa/c504_2686/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA پس از رحلت آیتالله حائری یزدی، وی از جمله کسانی بود که در دعوت آیتالله بروجردی به قم و حمایت وی تا شکل گیری مرجعیت عظمی نقش زیادی داشت.
بخش عمدهی مبارزات و فعالیتهای سیاسی وی متعلق به پس از دوران زعامت آیتالله بروجردی است. از جمله وقایع این دوران میتوان به مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، مخالفت با رفراندوم لوایح شش گانه، اعتراض به فاجعه مدرسه فیضیه، دستگیری وی، اعلام مرجعیت وی توسط تعدادی از علما و مراجع، آزادی از زندان، تبعید به ترکیه، تبعید به عراق، هجرت به فرانسه، بازگشت به ایران و پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد.
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c504_2686/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت جمهوری اسلامی، مسئولیت رهبری و ولایت فقیه را بر عهده داشت و تا پایان عمر در این سمت باقی بود. از جمله وقایع مهم دوران رهبری وی:
- برگزاری رفراندوم؛
- اشغال لانه جاسوسی؛
- آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران؛
- واقعه طبس؛
- پیام به گورباچف؛
- کشتار زائرین خانه خدا در مراسم سال 1366؛
- پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت.
وفات
وی در 15 خرداد سال 1368 پس از
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ سند حدیث: علی بن إبراهيم عن محمد بن عيسى عن يونس عن ابن مسكان
- ↑ كافی (ط - دار الحديث): ج۱ ص ۶۸۲، الكافی (ط - الإسلامية): ج۱ ص ۲۷۳، تفسير نور الثقلين: ج۳ ص ۲۱۵ و بصائر الدرجات : ج۹ ص ۴۶۲ ح ۹.
- ↑ سند حدیث: علی عن ابيه عن ابن ابی عمير عن ابی ايوب الخزاز
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱ ص: ۲۷۳ ح ۴
- ↑ سند حدیث: حدثنا ابراهیم بن هاشم عن یحیى بن ابی عمران عن یونس عن ابن مسكان.
- ↑ بصائر الدرجات : ج۹ ص ۴۶۲ ح ۹.
- ↑ سند حدیث: حدثنا یعقوب بن یزید عن ابن ابی عمیر.
- ↑ بصائر الدرجات : ج۹ ص ۴۶۰.
- ↑ تفسير العياشي: ج۲ ص ۳۱۷.
- ↑ سند حدیث: فحدثني أَبي عن المحمودي و محمد بن عيسى بن عبيد عن محمد بن إِسماعيل الرازي
- ↑ تفسير القمي: ج۲، ص ۲۷۹
- ↑ تفسير العياشي: ج۲ ص ۳۱۶ ح ۱۵۹.
- ↑ تفسير العياشي: ج۲ ص۳۱۷ ح ۱۶۱.
- ↑ تفسير العياشي: ج ۲، ص ۳۱۶ ح ۱۶۰.
- ↑ سند حدیث: حدثنا احمد بن محمد و يعقوب بن يزيد عن الحسن بن علی بن فضال عن ابی جميله
- ↑ بصائر الدرجات : ج۹، ص ۴۶۳.
- ↑ تفسير العياشي: ج۲، ص ۲۴۱، ح ۱۱
- ↑ تفسير العياشي: ج۲، ص ۲۴۱، ح ۱۱
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن الحسين و محمد بن عيسى عن علی بن أسباط عن الحسين بن ابی العلاء
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۶۴.
- ↑ سند حدیث: محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن علی بن أسباط عن الحسين بن ابی العلاء
- ↑ الكافی (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۲۷۴ ح ۶، كافی (ط - دار الحديث)، ج۱، ص: ۶۸۴ ح۷۲۴
- ↑ الغارات (ط - القديمة): ج۱، ص ۱۰۷
- ↑ تفسير القمي: ج۲، ص ۴۰۲
- ↑ سند حدیث: حدثنا أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن النضر بن سويد عن يحيى الحلبي عن أبي الصباح الكناني
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۵، ح۲
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن الحسين عن موسى بن سعدان عن عبد الله بن القاسم
- ↑ در بصائر الدرجات: ج۱، ص ۴۵۶، ح۵ وجود ندارد.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۶، ح۴
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن عبد الحميد عن منصور بن يونس
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۶، ح۶
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن الحسين عن صفوان عن أبي الصباح الكناني.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۶، ح۸
- ↑ سند حدیث: حدثنا أحمد بن محمد بن عيسى عن أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي عن عاصم.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۶، ح۹
- ↑ سند حدیث: عد من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن النضر بن سويد عن يحيى الحلبي عن أبي الصباح الكناني.
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۲۷۳، ح ۱ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۶۸۱، ح ۷۱۹/ ۱
- ↑ سند حدیث: حدثنا العباس بن معروف عن سعدان بن مسلم.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۵، ح۳
- ↑ سند حدیث: حدثنا عبد الله بن محمد عن إبراهيم بن محمد عن عبد الله بن جبل.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۷، ح۱۰
- ↑ سند حدیث: علي بن محمد عن عبد الله بن إسحاق العلوي عن محمد بن زيد الرزامي عن محمد بن سليمان الديلمي عن علي بن أبي حمزه.
- ↑ در كافي (ط - دار الحديث)، ج۲، ص: ۲۸۷، ح ۱۰۰۶/ ۱ وجود ندارد.
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۳۸۵ ح ۱.
- ↑ سند حدیث: أحمد بن الحسين عن المختار بن زياد عن أبي جعفر محمد بن مسلم در بصائر الدرجات: ج۱، ص ۴۶۴، ح۴ (سليمان) میباشد عن أبيه.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۴۰، ح۴
- ↑ سند حدیث: حدثنا أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن سيف بن عميرة.
- ↑ بصائر الدرجات (ص)، ج۹، ص: ۴۶۲ ، ح ۸
- ↑ تفسير القمي: ج۲، ص ۴۸
- ↑ سند حدیث: عن الوشاء عن علي بن أبي حمزة.
- ↑ المحاسن: ج۲، ص ۳۱۴، ح ۳۲
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن عيسى عن عبيد بن أْسباط عن علي بن أبي حمزة .
- ↑ بصائر الدرجات (ص): ج۹، ص ۴۶۳، ح ۱
- ↑ سند حدیث: أبي رحمه الله قال حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثنا أحمد بن محمد بن عيسى عن ابن فضال
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص: ۱۷۱ ، ح ۲
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رحمه الله قال حدثنا علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن عمر بن أذينة
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص۱۷۱، ح۴
- ↑ سند حدیث: عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحجال عن ثعلبة
- ↑ در كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۳۲۷، ح۳۴۷/ ۲ (أَبَا جَعْفَرٍ) آمده است.
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج۱، ص: ۱۳۳، ح۲ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۳۲۷، ح۳۴۷/ ۲
- ↑ سند حدیث: حدثنا عبد الله بن محمد عن إبراهيم بن محمد أخبرنا يحيى بن صالح حدثنا محمد بن خالد الأسدي
- ↑ بصائر الدرجات (ص): ج۹، ص ۴۴۷، ح ۳
- ↑ سند حدیث:حدّثنا أحمد بن محمّد عن الحسین بن سعید عن حمّاد بن عیسى عن إبراهیم بن عمر
- ↑ بصائر الدرجات (ص): ج۹، ص۴۴۵، ح۱.
- ↑ سند حدیث:فرات قال حدّثنی علی بن محمّد الزّهری معنعنا
- ↑ تفسیر الفرات: ص۴۶۵.
- ↑ سند حدیث:محمّد بن یحیى عن أحمد بن محمّد عن الحسین بن سعید عن حمّاد بن عیسى عن إبراهیم بن عمر الیمانی
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیة): ج۱، ص۲۷۱، ح۱ و كافی (ط - دار الحدیث): ج۱، ص ۶۷۶، ح۷۱۴/ ۴.
- ↑ سند حدیث به روایت بصائر: حدّثنا بعض أصحابنا عن محمّد بن عمر عن ابن سنان عن عمّار بن مروان عن المنخّل. به روایت کلینی: محمّد بن یحیى عن أحمد بن محمّد عن موسى بن عمر عن محمّد بن سنان عن عمّار بن مروان عن المنخّل.
- ↑ در الکافی به جای «علمنا»، لفظ «عرفوا» آمده است.
- ↑ در الکافی به جای «إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهُ الْحَدَثَانِ إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ»، عبارت «إِنَّ هَذِهِ الْأَرْبَعَةَ أَرْوَاحٌ يُصِيبُهَا الْحَدَثَانُ إِلَّا رُوحَ الْقُدُسِ فَإِنَّهَا لَا تَلْهُو وَ لَا تَلْعَب» آمده است.
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص۴۴۷، ح۴؛ الکافی (ط - الإسلامیة): ج۱، ص۲۷۲، ح۲ و كافی (ط - دار الحدیث): ج۱، ص ۶۷۸، ح۷۱۷/ ۲.
- ↑ سند حدیث: حدثنا الحسين بن محمد بن عامر عن معلى بن محمد حدثني أبو الفضل عبد الله بن إدريس عن محمد بن سنان
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص: ۴۵۴، ح۱۳
- ↑ سند حدیث: الحسيْن بن محمد عن المعلى بن محمد عن عبد الله بن إدريس عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمرَ
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۲۷۲، ح۳ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۶۸۰، ح ۷۱۸/ ۳ و مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول: ج۳، ص۱۶۸، ح
- ↑ سند حدیث: روى العلاء
- ↑ من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص: ۲۲، ح ۴۹۸۷
- ↑ سند حدیث: علي بن إبراهيم عن علي بن حسان و محمد بن يحيى عن سلمة بن الخطاب و غيره عن علي بن حسان عن علي بن عطية
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۳۸۹، ح ۳ و كافي (ط - دار الحديث): ج۲، ص ۲۹۹، ح۱۰۱۶/ ۳.
- ↑ سند حدیث: حدثني علي بن حسان
- ↑ در بصائر الدرجات به جاى «علي بن ابي طالب» لفظ «أمير المؤمنين» آمده است. ج ۱، ص ۴۴۶، ح۲.
- ↑ در بصائر الدرجات (ص): ج۱، ص ۴۴۶، ح۲ (عَلَى) میباشد.
- ↑ بصائر الدرجات (ص)، ج۱، ص: ۱۹ ، ح ۱ و بصائر الدرجات (ص): ج۹، ص ۴۴۶، ح۲
- ↑ سند حدیث: من كتاب الواحدة: روي عن محمد در تأويل الآيات الظاهرة: ص۱۲۱ (أبو محمد) آمده است. بن الحسن بن عبد الله الأطروش الكوفي، قال: حدثنا أبو عبد الله جعفر بن محمد البجلي، قال: حدثني أحمد بن محمد بن خالد البرقي، قال: حدثني عبد الرحمن بن أبي نجران، عن عاصم بن حميد
- ↑ در تأويل الآيات الظاهرة: ص۱۲۱ (فَأَسْكَنَهَا) آمده است.
- ↑ در تأويل الآيات الظاهرة: ص۱۲۱ (وَ بِنَا) آمده است.
- ↑ در تأويل الآيات الظاهرة: ص۱۲۱ (احْتَجَبَ عَنْ) آمده است.
- ↑ مختصر البصائر: ص ۱۳۱ و تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة: ص۱۲۱.
- ↑ سند حدیث: حدثنا علی بن احمد بن محمد بن عمران الدقاق رحمه الله قال حدثنا محمد بن أبی عبدالله الكوفی عن محمد بن اسماعيل البرمكی قال حدثنا الحسين بن الحسن قال حدثنا بكر بن صالح عن القاسم بن عروة عن عبد الحميد الطائی عن محمد بن مسلم
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص ۱۷۱، ح ۳ و معاني الأخبار: ص ۱۷، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي): ج۲، ص ۳۲۳
- ↑ سند حدیث: محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن محمد بن خالد عن القاسم بن عروه عن عبد الحميد الطائی
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۱۳۳ باب الروح ح۳، كافي (ط - دار الحديث)، ج۱، ص: ۳۲۷ ح۳۴۸
- ↑ سند حدیث: عن محمد بن أورمة
- ↑ تفسير العياشي: ج۲، ص۲۴۱، ح۹
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن أحمد السناني و الحسين بن إبراهيم بن أحمد بن هشام المكتب وعلي بن أحمد بن محمد بن عمران رضي الله عنهم قالوا حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي قال حدثنا محمد بن إسماعيل البرمكي قال حدثنا علي بن العباس قال حدثنا عبيس بن هشام
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص۱۷۲، ح۶
- ↑ تفسير العياشي: ج۲، ص ۲۴۱، ح۸
- ↑ سند حدیث: حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق رحمه الله قال حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي عن محمد بن إسماعيل البرمكي قال حدثنا علي بن العباس قال حدثنا علي بن أسباط عن سيف بن عميرة
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص۱۷۲، ح۵
- ↑ سند حدیث: عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن أبيه عن عبد الله بن بحر عن أبي أيوب الخزاز
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۱۳۴، ح۴ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص۳۲۸، ح ۳۴۹/ ۴.
- ↑ سند حدیث: حدثنا علي بن أحمد بن عبد الله بن أحمد بن أبي عبد الله البرقي رحمه الله عن أبيه عن جده أحمد بن أبي عبد الله عن أبيه عن عبد الله بن بحر عن أبي أيوب الخزاز
- ↑ در الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي): ج۲، ص ۳۲۳ (رُوِيَ) میباشد.
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص ۱۰۳، ح ۱۸ و الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي): ج۲، ص ۳۲۳
- ↑ سند حدیث: حدثنا حمزة بن محمد العلوي رحمه الله قال أخبرنا علي بن إبراهيم بن هاشم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن عمر بن أذينة
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص: ۱۷۰ ، ح ۱ و معاني الأخبار: ص۱۶، ح ۱۱
- ↑ تفسير العياشي: ج۲، ص۲۴۱، ح۱۰
- ↑ سند حدیث: عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن عيسى عن ابن أبي عمير عن ابن أذينة
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۱۳۳، ح۱ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۳۲۶، ح ۳۴۶/ ۱.
- ↑ تفسير القمي: ج۲، ص ۷۵
- ↑ تفسير القمي: ج۲، ص ۳۷۸
- ↑ سند حدیث: أبي رحمه الله قال حدثنا سعد بن عبد الله عن القاسم بن محمد الْأصبهاني عن سليمان بن داود المنقري عن سفيان بن عيينة
- ↑ التوحيد (للصدوق): ص ۳۶۶ ، ح۴
- ↑ سند حدیث: حدثنا أحمد بن محمد عن البرقي عن أبي الجهم
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۷، ح ۱۱
- ↑ سند حدیث: حدثنا أحمد بن محمد عن الحسن بن محبوب عن ابن بكير
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۷، ح ۱۲
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن الحسين
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۷، ح ۱۳
- ↑ سند حدیث:حدثنا سلمة بن الخطاب عن يحيى بن إبراهيم حدثني
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۸، ح ۱۴
- ↑ سند حدیث: حدثنا أحمد بن محمد عن الحسن بن محبوب عن ألاحول
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۸، ح ۱۵
- ↑ سند حدیث: محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن علي بن أسباط
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۲۷۳، ح ۲ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۶۸۱ ح ۷۲۰/ ۲.
- ↑ شهرى در كنار فرات بوده
- ↑ سند حدیث: حدثنا يعقوب بن يزيد عن محمد بن أبي عمير
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۵۶، ح۷
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن عيسى عن عبيد بن أسباط عن علي بن أبي حمزة
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۶۳، ح۱.
- ↑ سند حدیث: حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه قال حدثنا محمد بن الحسن الصفار عن أحمد بن محمد بن عيسى و حدثنا أبي رضي الله عنه قال حدثني سعد بن عبد الله عن أحمد بن محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن هشام بن سالم عن حبيب السجستاني
- ↑ علل الشرائع: ج1، ص10 ،ح4
- ↑ سند حدیث: محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد و علي بن إبراهيم عن أبيه عن الحسن بن محبوب عن هشام بن سالم
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج2، ص 8، ح2 و كافي (ط - دار الحديث): ج3، ص 25، ح 1460
- ↑ سند حدیث: حدّثنا أبو محمّد عن حمران بن موسى بن جعفر عن علی بن أسباط عن محمّد بن الفضیل
- ↑ بصائر الدرجات: ج۹، ص ۴۶۰، ح۵.
- ↑ سند حدیث: محمّد بن یحیى عن عمران بن موسى عن موسى بن جعفر عن علی بن أسباط عن محمّد بن الفضیل.
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص ۲۷۳، ح۵ و كافي (ط - دار الحديث): ج۱، ص ۶۸۳، ح ۷۲۳/ ۵.
- ↑ سند حدیث: محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد بن عيسى عن علي بن الْحكم در حدیث ۵ همین صفحه آمده: علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسى بن عبيد عن يونس عن جميل
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۲، ص۱۵، ح ۱ و ۵ و كافي (ط - دار الحديث)، ج۳، ص: ۴۲، ح ۱۴۷۷/ ۱ و كافي (ط - دار الحديث)، ج۳، ص: ۴۳ ح ۱۴۸۱/ ۵.
- ↑ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي): ج۲، ص ۳۲۳
- ↑ سند حدیث: عنه عن ابن فضال
- ↑ المحاسن: ج۱، ص: ۱۰۶، ح ۹۰ و الكافي (ط - الإسلامية): ج۲، ص ۲۸۰، ح ۱۱ و كافي (ط - دار الحديث): ج۳، ص ۶۹۲ ، ح ۲۴۵۳/ ۱۲.
- ↑ سند حدیث: علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسى عن يونس
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۲، ص ۲۸۴، ح ۱۷ و كافي (ط - دار الحديث): ج۳، ص ۶۹۹، ح ۲۴۵۹/ ۱۸.
- ↑ سند حدیث: عن أحمد بن أبي عبد الله عن ابن فضال
- ↑ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال: ص ۲۶۳.
- ↑ سند حدیث: محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد بن عيسى عن علي بن الحكم عن سيف بن عميرة
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية): ج۲، ص ۲۶۷، ح ۳ و كافي (ط - دار الحديث): ج۳، ص ۶۶۴، ح ۲۴۰۹/ ۳.
- ↑ سند حدیث: حدثنا تميم بن عبد الله بن تميم القرشي رضي الله عنه قال حدثني أبي قال حدثنا أحمد بن علي الأنصاري
- ↑ عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج۲، ص ۲۰۰، ح ۱
- ↑ پایگاه اطلاعرسانی سراج اندیشه
- ↑ وبگاه دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای
پیوند به بیرون
متن | ترجمه |
بسم الله الرحمن الرحیم |
به نام خدا |
منتیشسمنی |
تمیشستی |
سیدهادی
متن تستی
این جمله را برای تست می نویسم